اصطلاح bear the brunt of یعنی چه؟ بررسی مفهوم و تاریخچه + اصطلاحات مشابه

اصطلاح bear the brunt of something بار معنایی مثبتی ندارد. این اصطلاح به متحمل شدن عواقب یا بخش های ناخوشایند یک تجربه اشاره می کند. برای آشنایی کامل با مفهوم این اصطلاح در این مقاله با ما همراه باشید.

ساکن کرج هستید و هنوز موسسه آموزشی مناسبی برای یادگیری زبان انگلیسی پیدا نکرده اید؟ جای نگرانی وجود ندارد! در صفحه بهترین آموزشگاه زبان در کرج می توانید گزینه های متنوعی را بررسی کنید و موردی را که بیشتر با نیازهای آموزشی شما هماهنگ است، انتخاب کنید‌.

معنی اصطلاح bear the brunt of چیست؟

برای بررسی معنی اصطلاح bear the brunt of something باید کمی آن را موشکافی کنیم:

the brunt of something به ناخوشایندترین و بدترین بخش هر چیز یا تجربه ای اشاره دارد. بنابراین می گوییم bear the brunt of something منظور آن است که فرد یا افراد رنج ناخوشایندترین یا بدترین قسمت تجربه ای را متحمل شوند.

به مثال زیر دقت کنید:

New graduates, who lack work experience, bear the brunt of unemployment.

ترجمه: فارغ التحصیلان جدید، که فاقد تجربه کاری هستند، بیشترین فشار بیکاری را متحمل می شوند.

از این جمله برداشت می شود که “بیکاری” یک معضل در جامعه ای است که این جمله مخاطب آن بوده است و افرادی که بیشتر از هر گروه دیگری به خاطر آن آسیب دیده اند و دچار رنج شده اند، فارغ التحصیلان جدید هستند. چرا؟ چون تجربه کاری ندارند و به همین دلیل به سختی کسی آن ها را استخدام می کند.

به عبارت دیگر می توان گفت که این اصطلاح به معنای “تحمل کردن بیشتر فشار یا آسیب” در یک ماجرا است.

1 اصطلاح bear the brunt of  به معنای متحمل شدن بیشترین آسیب و ضربه یک تجربه ناخوشایند است.
2 فعل bear در این اصطلاح بدون هیچ تغییر قابل توجهی در مفهوم اصطلاح می تواند با فعل take  جایگزین شود: take the brunt of something
3 این اصطلاح در اصل در ابتدا یک اصطلاح نظامی در گذشته بوده است که بعدا به زبان عامه راه یافته است.
4 هیچ اصطلاح دیگری در انگلیسی وجود ندارد که دقیقا هم معنی و مترادف این اصطلاح باشد.

به شما پیشنهاد می کنیم که ورودی دیکشنری کالینز برای این اصطلاح را مطالعه کنید تا به درک بهتری از آن برسید.

Bear the brunt of

تاریخچه اصطلاح bear the brunt of

همان طور که در بالا نیز مطرح شد، اصطلاح bear the brunt of یکی از پرکاربردترین عبارات در زبان انگلیسی است که معنای «تحمل بیشترین فشار یا آسیب یک اتفاق ناخوشایند» را دارد. ریشه‌ی واژه‌ی brunt به زبان‌های اسکاندیناویایی قدیم بازمی‌گردد و در اصل به معنای «حمله سنگین یا ضربه اصلی در جنگ» استفاده می‌شد. در قرون وسطی، زمانی که جنگ‌ها و حملات نظامی فراوان بود، brunt برای توصیف ضربه‌ی اول یا شدیدترین فشار نبرد به کار می‌رفت.

از قرن هجدهم به بعد، این واژه وارد زبان انگلیسی ادبی و روزمره شد و در ترکیب با فعل bear (به معنای تحمل کردن) اصطلاح معروف bear the brunt of شکل گرفت.

در ابتدا، این عبارت بیشتر در متون نظامی و تاریخی به کار می‌رفت؛ برای مثال: «سربازان فلان جبهه، bear the brunt of the attack شدند» یعنی بیشترین فشار حمله را متحمل شدند. اما به مرور، استفاده از این اصطلاح گسترده‌تر شد و به حوزه‌های اجتماعی، اقتصادی و حتی روابط شخصی هم راه پیدا کرد.

امروزه وقتی می‌گوییم فرد یا گروهی bear the brunt of something، منظور این است که آن‌ها بیشترین آسیب، ضرر یا فشار یک اتفاق منفی مانند بحران اقتصادی، تغییرات آب‌وهوایی یا مشکلات اجتماعی را تجربه می‌کنند.

این تاریخچه نشان می‌دهد که چرا این اصطلاح هنوز زنده و پرکاربرد است؛ چون تصویری روشن و قدرتمند از تحمل فشار اصلی یک ماجرا را به ذهن می‌آورد و همین باعث شده در متون خبری، روزنامه‌ها و حتی مکالمات روزانه جایگاه ویژه‌ای پیدا کند.

مطلبی که در حال مطالعه آن هستید بخشی از سایر مقاله های آموزش رایگان زبان انگلیسی گاما فارس است. در این سری مقاله ها به آموزش گرامر و اصطلاحات زبان انگلیسی می پردازیم. با دنبال کردن آن ها به شکل روزانه می توانید نکته های جدید یاد بگیرید.

مثال‌های اصطلاح در جمله های انگلیسی

در ادامه می توانید مثال های این اصطلاح را در جمله های انگلیسی مطالعه کنید.

توجه داشته باشید که این اصطلاح هم می توانید در مکالمه های محاوره ای روزمره استفاده شود و هم در متن ها جدی آکادمیک. همین نکته آن را متمایز می کند‌.

I had to bear the brunt of my boss’s anger after the project failed.

ترجمه: من مجبور شدم بیشترین خشم رئیس را بعد از شکست پروژه تحمل کنم.

Why do I always bear the brunt of your bad mood?

ترجمه: چرا همیشه من باید بیشترین فشار اخلاق بدت را تحمل کنم؟

Kids usually bear the brunt of their parents’ arguments.

ترجمه: بچه‌ها معمولاً بیشترین آسیب دعواهای والدین را می‌بینند.

I bore the brunt of cleaning the whole house by myself.

ترجمه: من به تنهایی بیشترین زحمت تمیز کردن کل خانه را کشیدم.

She bore the brunt of the family’s financial struggles.

ترجمه: او بیشترین فشار مشکلات مالی خانواده را تحمل کرد.

Whenever there’s a problem, I bear the brunt of the blame.

ترجمه: هر وقت مشکلی پیش می‌آید، من بیشترین سرزنش را متحمل می‌شوم.

The workers bore the brunt of the manager’s decision.

ترجمه: کارگران بیشترین فشار تصمیم مدیر را تحمل کردند.

Students bear the brunt of sudden tuition fee increases.

ترجمه: دانشجویان بیشترین فشار افزایش ناگهانی شهریه را تحمل می‌کنند.

I bore the brunt of my friend’s breakup drama.

ترجمه: من بیشترین فشار مشکلات جدایی دوستم را تحمل کردم.

The youngest child usually bears the brunt of teasing at school.

ترجمه: معمولاً کوچک‌ترین بچه بیشترین اذیت را در مدرسه تحمل می‌کند.

Why should I bear the brunt of everyone’s mistakes?

ترجمه: چرا باید من بیشترین فشار اشتباهات همه را تحمل کنم؟

She bore the brunt of organizing the whole event.

او بیشترین زحمت برگزاری کل مراسم را کشید.

My phone always bears the brunt when I get stressed—I throw it away.

ترجمه: وقتی استرس دارم، گوشی‌ام بیشترین فشار را تحمل می‌کند—پرتش می‌کنم.

Teenagers often bear the brunt of social media pressure.

ترجمه: نوجوانان اغلب بیشترین فشار شبکه‌های اجتماعی را تحمل می‌کنند.

At home, mothers usually bear the brunt of daily chores.

ترجمه: در خانه، مادرها معمولاً بیشترین فشار کارهای روزمره را متحمل می‌شوند.

Small businesses bore the brunt of the economic crisis.

ترجمه: کسب‌وکارهای کوچک بیشترین فشار بحران اقتصادی را تحمل کردند.

Coastal towns are bearing the brunt of climate change.

ترجمه: شهرهای ساحلی بیشترین فشار تغییرات آب‌وهوایی را متحمل می‌شوند.

Healthcare workers bore the brunt of the COVID-19 pandemic.

ترجمه: کادر درمان بیشترین فشار همه‌گیری کرونا را تحمل کردند.

Civilians continue to bear the brunt of the ongoing conflict.

ترجمه: غیرنظامیان همچنان بیشترین آسیب جنگ جاری را تحمل می‌کنند.

Women bore the brunt of job losses during the recession.

ترجمه: زنان بیشترین فشار بیکاری در رکود اقتصادی را تحمل کردند.

Poor countries are bearing the brunt of rising food prices.

ترجمه: کشورهای فقیر بیشترین فشار افزایش قیمت مواد غذایی را تحمل می‌کنند.

Refugees bore the brunt of the harsh winter.

ترجمه: پناهجویان بیشترین فشار سرمای سخت زمستان را تحمل کردند.

The tourism sector bore the brunt of the travel restrictions.

ترجمه: بخش گردشگری بیشترین فشار محدودیت‌های سفر را متحمل شد.

Farmers bore the brunt of the prolonged drought.

ترجمه: کشاورزان بیشترین فشار خشکسالی طولانی را تحمل کردند.

Children bear the brunt of malnutrition in war zones.

ترجمه: کودکان بیشترین فشار سوءتغذیه در مناطق جنگی را تحمل می‌کنند.

The tech industry bore the brunt of government regulations.

ترجمه: صنعت فناوری بیشترین فشار مقررات دولتی را تحمل کرد.

Local residents bore the brunt of the flooding disaster.

ترجمه: ساکنان محلی بیشترین فشار فاجعه سیل را متحمل شدند.

Retail workers bore the brunt of customer frustrations.

ترجمه: کارکنان فروش بیشترین فشار عصبانیت مشتریان را تحمل کردند.

The poorest neighborhoods bear the brunt of pollution.

ترجمه: فقیرترین محله‌ها بیشترین فشار آلودگی را متحمل می‌شوند.

Nurses bore the brunt of staff shortages in hospitals.

ترجمه: پرستاران بیشترین فشار کمبود کارکنان بیمارستان را تحمل کردند.

The airline industry bore the brunt of the pandemic restrictions.

ترجمه: صنعت هواپیمایی بیشترین فشار محدودیت‌های همه‌گیری را تحمل کرد.

Communities near factories bear the brunt of toxic emissions.

ترجمه: جوامع نزدیک کارخانه‌ها بیشترین فشار آلودگی سمی را متحمل می‌شوند.

Students bore the brunt of the teachers’ strike.

ترجمه: دانش‌آموزان بیشترین فشار اعتصاب معلمان را تحمل کردند.

Elderly people bore the brunt of health service cuts.

ترجمه: سالمندان بیشترین فشار کاهش خدمات درمانی را تحمل کردند.

Low-income families bore the brunt of rising housing costs.

ترجمه: خانواده‌های کم‌درآمد بیشترین فشار افزایش هزینه مسکن را تحمل کردند.

Developing nations continue to bear the brunt of global inequality.

ترجمه: کشورهای در حال توسعه همچنان بیشترین فشار نابرابری جهانی را تحمل می‌کنند.

The working class often bears the brunt of economic downturns.

ترجمه: طبقه کارگر اغلب بیشترین فشار رکود اقتصادی را متحمل می‌شود.

Children bear the brunt of inadequate educational policies.

ترجمه: کودکان بیشترین آسیب سیاست‌های ناکافی آموزشی را تحمل می‌کنند.

Marginalized groups bore the brunt of discriminatory laws.

ترجمه: گروه‌های حاشیه‌ای بیشترین فشار قوانین تبعیض‌آمیز را متحمل شدند.

Future generations will bear the brunt of environmental damage.

ترجمه: نسل‌های آینده بیشترین فشار تخریب محیط زیست را متحمل خواهند شد.

Employees bear the brunt of corporate restructuring.

ترجمه: کارمندان بیشترین فشار تغییرات ساختاری شرکت را تحمل می‌کنند.

Bear the brunt of

In global conflicts, women often bear the brunt of displacement.

ترجمه: در جنگ‌های جهانی، زنان اغلب بیشترین فشار آوارگی را تحمل می‌کنند.

The healthcare sector bore the brunt of austerity measures.

ترجمه: بخش سلامت بیشترین فشار سیاست‌های ریاضتی را متحمل شد.

Students bore the brunt of online learning challenges.

ترجمه: دانشجویان بیشترین فشار چالش‌های آموزش آنلاین را تحمل کردند.

The local ecosystem bore the brunt of industrial expansion.

ترجمه: اکوسیستم محلی بیشترین فشار گسترش صنعتی را متحمل شد.

Workers bore the brunt of automation in manufacturing.

ترجمه: کارگران بیشترین فشار خودکارسازی در صنایع تولیدی را متحمل شدند.

Immigrants often bear the brunt of economic instability.

ترجمه: مهاجران اغلب بیشترین فشار بی‌ثباتی اقتصادی را تحمل می‌کنند.

Rural areas bore the brunt of inadequate infrastructure.

ترجمه: مناطق روستایی بیشترین فشار کمبود زیرساخت‌ها را تحمل کردند.

Low-wage earners bear the brunt of inflation.

ترجمه: کارگران با دستمزد پایین بیشترین فشار تورم را تحمل می‌کنند.

Minority groups bore the brunt of political repression.

ترجمه: گروه‌های اقلیت بیشترین فشار سرکوب سیاسی را تحمل کردند.

آیا درباره معنی اصطلاح Elvis has left the building چیزی می دانید؟ ما در یک مقاله به شکل جامع به معرفی ریشه و مفهوم این اصطلاح پرداخته ایم‌.

تفاوت take the brunt of و bear the brunt of

هر دو اصطلاح take the brunt of something و bear the brunt of something مفهوم یکسانی دارند و می توانند بدون هیچ اشکالی جایگزین یک دیگر شوند. هر دو به معنای متحمل شدن بدترین رنج و بخش یک تجربه هستند. هر چند می توان گفت که اغلب اوقات استفاده از فعل bear رایج تر است ولی به کار بردن فعل take جایز و کاملا صحیح می باشد.

The small towns took the brunt of the storm.

ترجمه: شهرهای کوچک بیشترین فشار طوفان را تحمل کردند.

Children often take the brunt of their parents’ mistakes.

ترجمه: کودکان اغلب بیشترین آسیب اشتباهات والدینشان را متحمل می‌شوند.

During the crisis, workers took the brunt of the company’s losses.

ترجمه: در طول بحران، کارگران بیشترین فشار ضررهای شرکت را تحمل کردند.

برای امتحان آیلتس باید از کجا شروع کنیم؟” اگر این سوال شما نیز هست، نگران نباشید! فقط کافی است تا مقاله لینک شده را مطالعه کنید تا به جواب سوال خود برسید.

معرفی اصطلاحات مشابه

حقیقت آن است هیچ اصطلاحی در انگلیسی وجود ندارد که دقیقا از نظر معنایی مشابه آن باشد وجود ندارد. اصطلاحاتی که در ادامه معرفی می کنیم صرفا از نظر معنایی نزدیک به این اصطلاح هستند.

1 Shoulder the burden معنی: بار یک مشکل یا مسئولیت سنگین را به دوش کشیدن.

She had to shoulder the burden of caring for her sick parents.

 

ترجمه: او مجبور شد بار مراقبت از والدین بیمار خود را به دوش بکشد.

2 Take the heat معنی: فشار، سرزنش یا انتقاد را پذیرفتن.

The manager took the heat for the company’s failure.

 

ترجمه: مدیر فشار و سرزنش شکست شرکت را پذیرفت.

3 Face the music معنی: با عواقب یا پیامدهای ناخوشایند کاری روبه‌رو شدن.

After missing the deadline, he had to face the music.

 

ترجمه: بعد از اینکه موعد تحویل را از دست داد، مجبور شد با عواقبش روبه‌رو شود.

4 Carry the load معنی: مسئولیت یا سختی اصلی کاری را به دوش کشیدن.

In this project, the interns carried most of the load.

 

ترجمه: در این پروژه، کارآموزان بیشتر بار کار را به دوش کشیدند.

5 Take the fall معنی: تقصیر یا گناه چیزی را به گردن گرفتن (معمولاً به‌جای دیگری).

He took the fall for his teammate’s mistake.

 

ترجمه: او تقصیر اشتباه هم‌تیمی‌اش را به گردن گرفت.

6 Bear the burden معنی: بار یا فشار یک مشکل یا مسئولیت را تحمل کردن.

The community bore the burden of rebuilding after the earthquake.

 

ترجمه: جامعه بار بازسازی پس از زلزله را تحمل کرد.

 

تفاوت اصلی این اصطلاحات با bear the brunt of این است که:

  • bear the brunt of همیشه روی «بیشترین فشار یا آسیب» تأکید دارد.
  • بقیه اصطلاحات ممکن است فقط به «پذیرفتن مسئولیت» یا «تحمل بار» اشاره کنند، حتی اگر شدیدترین بخش نباشد.

نتیجه گیری

اصطلاح bear the brunt of در زبان انگلیسی به معنای «تحمل بیشترین فشار یا آسیب» است و کاربرد گسترده‌ای در مکالمات روزمره، متون خبری و نوشته‌های رسمی دارد. یادگیری و به‌کارگیری این عبارت به زبان‌آموزان کمک می‌کند تا انگلیسی روان‌تر و طبیعی‌تری صحبت کنند.

اگر به دنبال بهترین آموزشگاه زبان در تبریز هستید، اینجا جایی است که می‌توانید با جدیدترین متدهای آموزشی، کلاس‌های مکالمه، آیلتس و زبان‌های مختلف را تجربه کنید. با حضور اساتید مجرب و محیطی پویا، در کوتاه‌ترین زمان مهارت‌های زبان خود را ارتقا دهید و با اعتمادبه‌نفس در مسیر تحصیل و کار بین‌المللی قدم بردارید.

 

 

 

3.4/5 - (5 امتیاز)

آزمون

اشتراک گذاری در شبکه ای اجتماعی

2 پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

icon
ارتباط با کارشناسان گاما [شعبه شیراز]
×
خانم مرزبان کارشناس آلمانی Whatsapp chat
تلفن شیراز (شعبه خلدبرین) Whatsapp chat
11 +