از جمله اصطلاحات رایج زبان انگلیسی که می توان به دفعات در مکالمه های روزمره شنید، اصطلاح call it a day است. در این مقاله قصد داریم که به شکل کامل به بررسی آن بپردازیم.

معنی call it a day
اصطلاح call it a day در زبان انگلیسی دارای دو معنای متفاوت است:
- تمام کردن کار برای روز و به استراحت پرداختن.
It’s almost 5! Let’s call it a day.
ترجمه: ساعت تقریبا پنجه! دیگه وقتشه که دست از کار بکشیم.
You’ve been working hard all day – I think you should call it a day.
ترجمه: تمام طول روز به سختی کار کردی. به نظرم وقته که دیگه دست از کار بکشی.
- دست کشیدن از هر فعالیتی که مشغول به انجام آن هستید. آن هم به این دلیل که دیگر از آن خسته شده اید یا اینکه دیگر نمی خواهید که بیشتر از این فکرتان درگیر آن باشد.
The internet is so weak. I think we’d better call it a day and try to call again tomorrow.
ترجمه: اینترنت خیلی ضعیفه. به نظرم بهتره دیگه الان بی خیال شیم و فردا دوباره سعی کنیم تماس بگیریم.
After years of living in my hometown, I think I’m ready to call it a day and move to another city.
ترجمه: بعد از سال ها زندگی کردن توی شهر زادگاهم دیگه آماده م که اینجا رو ول کنم و به یه شهر دیگه نقل مکان کنم.
معنی call it a night
اصطلاح call it a night موردی مشابه دست که معنایی مشابه نیز دارد.
این اصطلاح به دو حالت اشاره دارد:
- بازگشت به خانه وقتی که پاسی از شب را بیرون گذرانده اید.
- دست کشیدن از فعالیت های شبانه برای رفتن به رخت خواب.
I’m calling it a night, guys. I need to get up early tomorrow to go to work.
ترجمه: بچه ها من دیگه می رم. باید فردا زود بیدار شم برم سرکار.
I stayed at the party for an hour and then called it night.
ترجمه: یک ساعت توی مهمونی موندم و بعد رفتم خونه.
مثال های بیشتر
مثال های زیر را مطالعه کنید و آن ها را ترجمه کنید.
- After finishing the report, John decided to call it a day and head home.
- The team had been working on the project since early morning, so they agreed to call it a day around 6 PM.
- Even though there was still some work left, Sarah felt exhausted and chose to call it a day.
- Once they reached the peak of the mountain, the hikers decided to call it a day and set up camp.
- The meeting had gone on for hours, and the manager finally suggested they call it a day.
- After several failed attempts to fix the car, Mike decided to call it a day and try again tomorrow.
- The sun was setting, and the fishermen agreed it was time to call it a day.
- Despite not completing all the tasks, the construction crew decided to call it a day due to bad weather.
- The debate had gone on late into the evening, so the participants finally agreed to call it a night.
سخن آخر
این مطلب در ادامه سری مقاله های آموزش رایگان زبان انگلیسی به نگارش درآمده است. برای یادگیری نکات جدید می توانید این سری مقاله ها را دنبال کنید.
