معنی call the shots چیست؟

در طول مقاله پیش رو قصد داریم که درباره معنی call the shots در خدمت شما هستیم. این اصطلاح با دنیای قدرت و مسئولیت و رئیس بازی سر و کار دارد. اگر می خواهید دقیقا بدانید که معنی آن چه می شود و عملکرد آن در جمله های انگلیسی چگونه است، در این مقاله با ما همراه باشید و توضیحات و مثال های ارائه شده را مطالعه کنید.

یادگیری زبان های مختلف همیشه برای دوستان سخت و دشوار بوده و هست اما اگر شما در یک آموزشگاه زبان عالی شروع به یادگیری زبان کنید میتوان گفت که میتوانید در کوتاه ترین زمان ممکن به نتیجه مطلوب برسید. یکی از این آموزشگاه های زبان را میتوان گاما دانست که با برگزاری دوره های فشرده و کاربری این امکان را به شما میدهد تا در کوتاه ترین زمان بتوانید مدرک زبان خود را تضمینی بگیرید.

اگر به دنبال موسسه مناسبی در شهر کرج برای یادگیری اصولی زبان انگلیسی هستید، به شما پیشنهاد می کنیم که لیست بهترین آموزشگاه زبان کرج را بررسی کنید. از این طریق می توانید آموزشگاهی که به بهترین شکل ممکن متناسب با شرایط شما باشد و بتواند نیازهای آموزشی شما را پاسخ دهد پیدا کنید. شما همیشه باید به دنبال آموزشگاهی باشید که شما را به هدفتان نزدیک کند.

در نظر داشته باشید شما عزیزان میتوانید با شرکت در بهترین کلاس زبان در کوتاه ترین مدت آیلتس خود را دریافت کنید. آزمون آیلتس یکی از مهمترین آزمون های زبان انگلیسی است که در سطح بین المللی برگزار میشود. شما عزیزان میتوانید برای اخذ مدرک آیلتس در دوره فشرده آیلتس شرکت کنید.

مطالبی که در این محتوا خواهید خواند :

معنی اصطلاح call the shots

اصطلاح call the shots به فردی اشاره دارد که در موضعی از قدرت و مسئولیت قرار دارد که به دیگران دستور دهد و بگوید که باید چه کاری انجام دهند. این فرد تصمیم گیرنده نهایی در همه امور است. او همه چیز را کنترل می کند و سامان می دهد و در حقیقت در موضع سوپروایزری قرار دارد.

معنی call the shots

مثال در جمله های انگلیسی

برای رسیدن به درک بهتر از این اصطلاح، می توانید در ادامه مثال های آن را در جمله های انگلیسی مطالعه کنید:

In our group project, Sarah always likes to call the shots.

ترجمه: توی پروژه گروهیمون، سارا همیشه دوست داره که در راس همه چیز باشه.

As the manager, it’s my responsibility to call the shots and make final decisions.

ترجمه: به عنوان مدیر وظیفمه که روی همه چیز نظارت کنم و تصمیم های نهایی رو بگیرم.

Even though he’s new to the team, he feels comfortable calling the shots during meetings.

ترجمه: با اینکه تازه به تیم ملحق شه احساس می راحت می کنه خودش رو در راس همه چیز قرار بده.

The director really knows how to call the shots on set and keep everyone in line.

ترجمه: کارگردان می دونه که چطور سر صحنه روی همه چیز نظارت داشته و همه رو کنترل کنه.

When it comes to family vacations, my mom usually calls the shots.

ترجمه: وقتی بحث تعطیلات خانوادگی وسط باشه مامانم معمولا مسئولیت همه چیز رو بر عهده داره.

The coach calls the shots when it comes to game strategies and player roles.

ترجمه: وقتی بحث استراتژی های مسابقه و نقش بازیکن ها باشه، مربی تصمیم های نهایی رو می گیره.

After years of experience, she is finally in a position to call the shots in her career.

ترجمه: بعد از سال ها تجربه بلاخره توی موقعیتیه که خودش تصمیم های اساسی حرفه اش رو بگیره.

In this partnership, I trust you to call the shots since you have more experience.

ترجمه: توی این شراکت، بهت اعتماد می کنم که تصمیم های نهایی رو تو بگیری چون تجربه بیشتری داری.

He always wants to be the one to call the shots, which can be frustrating for the rest of us.

ترجمه: همیشه می خواد در راس همه چیز باشه که می تونه برای بقیه ما ناامید کننده باشه.

As the lead designer, Jenna gets to call the shots on creative direction.

ترجمه: به عنوان طراح اصلی، جنا تصمیم های اصلی رو برای امور خلاقانه می گیره.

During negotiations, the buyer will often try to call the shots to get a better deal.

ترجمه: در طول مذاکرات، خریدار سعی می کنه کنترل خودش رو حفظ کنه تا معامله خوبی گیرش بیاد.

Only the CEO can call the shots regarding major company changes

ترجمه: فقط مدیرعامل می تونه درباره تغییرات بزرگ شرکت تصمیمات نهایی رو بگیره.

She prefers to collaborate, but sometimes she has to step up and call the shots.

ترجمه: ترجیح می ده که با دیگران همکاری داشته باشه ولی گاهی اوقات مجبور میشه که در کنترل قرار بگیره و تصمیمات نهایی رو بگیره.

In my house, the pets definitely call the shots!

ترجمه: توی خونه من حیوون های خونگی در کنترل همه چیز هستند.

While working on the project, we let Tom call the shots since he has the most expertise.

ترجمه: زمان کار کردن روی پروژه، اجازه دادیم که تام در کنترل باشه چون اون بیشترین مهارت رو داره.

It’s clear that the investors are the ones calling the shots in this deal.

ترجمه: معلومه توی این معالمه سرمایه گذاران تصمیم گیرنده های نهایی هستند.

Sometimes, you have to take charge and call the shots if you want things to get done right.

ترجمه: گاهی اوقات اگر می خوای کارها انجام بشه باید خودت رو در کنترل قرار بدی و تصمیم های نهایی رو بگیری.

As the eldest sibling, he often calls the shots during family gatherings.

ترجمه: به عنوان بزرگ ترین برادر خانواده، توی مهمونی های خانوادگی همیشه در راس همه چیزه.

In a democracy, the voters ultimately call the shots through their choices at the polls.

ترجمه: در یک دموکراسی، رای دهنده ها در نهایت با انتخابشون در انتخابات، تصمیم گیرنده نهایی هستند.

She has a great vision for the project, so we all agreed to let her call the shots.

ترجمه: اون برای پروژه دید خوبی داره پس موافقت کردیم که اجازه بدیم مسئولیت رو به عهده بگیره.

It’s challenging to work with someone who insists on calling the shots all the time.

ترجمه: خیلی سخته با کسی کار کنی که همه ش اصرار داره که رئیس بازی در بیاره.

Even with a team of experts, the final decision always rests with the director who calls the shots.

ترجمه: حتی با وجود تیم متخصصان، تصمیم نهایی همیشه به عهده مدیره که در راس همه چیز قرار داره.

You can tell who calls the shots at the office just by observing the dynamics during meetings.

ترجمه: با مشاهده کردن داینامیک افراد توی جلسه ها می شه فهمید که کی توی اداره در راس قدرت قرار داره.

In the end, it’s your business and you get to call the shots.

ترجمه: در نهایت بیزنس تو اه و تو هستی که تصمیم گیرنده نهایی هستی.

Coaches motivate players, but they ultimately call the shots when it comes to team strategy

ترجمه: مربی ها بازیکنان رو تشویق می کنن ولی در نهایت وقتی بحث استراتژی تیم باشه تصمیم گیرنده نهایی هستند.

At the end of the day, he’s the one who calls the shots, whether we like it or not

ترجمه: در نهایت اون کسیه که تصمیمات نهایی رو می گیره چه خوشمون بیاد چه نیاد.

In this partnership, we both have a say, but I’m the one who calls the shots.

ترجمه: توی این شراکت هر دو مون حق صحبت داریم ولی تصمیم نهایی رو من می گیرم.

Being promoted to team leader means you get to call the shots during projects.

ترجمه: ارتقا شغلی گرفتن به مدیر تیم یعنی توی پروژه ها تصمیم گیرنده نهایی هستی و مسئولیت همه چیز با تو اه.

In a good collaboration, everyone has input, but someone still needs to call the shots.

ترجمه: توی یه اشتراک خوب همه می تونن نظرشون رو بگن ولی در نهایت یه نفر تصمیم نهایی رو می گیره.

If you want to ensure your ideas are implemented, you have to be the one to call the shots.

ترجمه: اگر می خوای مطمئن باشی که ایده هات اجرایی میشه، باید کسی باشه که مسئولیت همه چیز رو بر عهده داره و تصمیمات نهایی رو می گیره.

سخن آخر

در این مقاله درباره معنی call the shots صحبت کردیم، اصطلاحی که به در قدرت بودن اشاره دارد، به شکلی که فرد مسئولیت تصمیم گیری برای چیزی را به عهده داشته باشد و همه حرف شنوی او باشند.

اگر بعد از مطالعه توضیحات و مثال ها، همچنان سوالی دارید، می توانید از طریق بخش نظرات با ما در ارتباط باشید. سعی می کنیم در اسرع وقت پاسخگوی شما باشیم. اگر ساکن شهر تهران هستید باید گفت که میتوانید در بهترین آموزشگاه زبان در تهران شروع به یادگیری زبان کنید.

لطفا نظر خود را ثبت کنید post

آزمون

اشتراک گذاری در شبکه ای اجتماعی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

icon
ارتباط با کارشناسان گاما [شعبه شیراز]
×
خانم مرزبان کارشناس آلمانی Whatsapp chat
تلفن شیراز (شعبه خلدبرین) Whatsapp chat
11 +