در طول مقاله پیش رو قصد داریم که به معرفی کاربرد معنایی و نکته گرامری مهم درباره استفاده صحیح از ساختار can’t help در انگلیسی بپردازیم. گفتنی است که این مقاله در ادامه سری مقاله های آموزش رایگان زبان انگلیسی به نگارش در آمده است. به شکل روزانه مقاله های جدیدی بر روی صفحه آموزش زبان سایت گاما قرار می گیرد که در صورت تمایل به یادگیری تدریجی زبان انگلیسی می توانید آن ها را دنبال کنید.

کاربرد معنایی can’t help در انگلیسی
اصطلاح can’t help برای اشاره به موقعیتی استفاده می شود که فرد قادر نیست که شرایط خاصی را کنترل یا آن را متوقف کند. برای درک بهتر به مثال های زیر دقت کنید:
A: Please stop laughing. B: I’m sorry! I can’t help it.
ترجمه: “لطفا نخند!” “منو ببخش. نمی تونم جلوی خودم رو بگیرم.”
I can’t help loving you. You’ve always been the one for me.
ترجمه: نمی تونم از دوست داشتنت دست بکشم. تنها فرد زندگیم همیشه تو هستی.
در هر دو مثال فرد درباره موقعیت هایی صحبت می کند که قادر به کنترل یا متوقف کردن آن ها نیست: ۱) در مثال اول قادر نیست خنده خود را کنترل کند و جلوی آن را بگیرد. ۲) در مثال دوم نیز به شکل بی اراده ای فرد را دوست دارد و نمی تواند از او دست بکشد.
نکات گرامری مهم درباره can’t help در انگلیسی
این اصطلاح تابع یکی از فرمول های زیر می باشد:
can’t help + verb-ing
- can’t help but + شکل ساده فعل
I can’t help being worried.
ترجمه: نمی تونم جلوی خودم رو بگیرم که نگران نباشم.
I can’t help thinking about him all the time.
ترجمه: نمی تونم جلوی خودم رو بگیرم که مدام بهش فکر نکنم.
I can’t help shopping too many things.
ترجمه: نمی تونم جلوی خودم رو بگیرم که زیاد خرید نکنم.
I can’t help but admire her dedication and work ethic.
ترجمه: چاره ای جز تحسین تعهد و اخلاق کاریش نمی تونم بکنم.
زمانی که قرار باشد صرفا با یک ضمیر به فعل ing دار اشاره کرد، آن ضمیر it خواهد بود.
A: Hey, stop! B: I can’t help it!
ترجمه: “هی دست بردار.” “دست خودم نیست!”
مثال های بیشتر در جمله های انگلیسی
به مثال های بیشتر از این اصطلاح در جمله های انگلیسی توجه کنید:
I can’t help feeling worried about the upcoming exam.
ترجمه: نمی تونم جلوی خودم رو بگیرم که نگران امتحان پیش رو نباشم.
He can’t help laughing whenever he sees that funny cat video.
ترجمه: هر وقت اون ویدیوی بامزه رو می بینه نمی تونه جلوی خنده ش رو بگیره.
She can’t help wondering what could have been if she made a different choice.
ترجمه: نمی تونه به این فکر نکنه که اگر تصمیم متفاوتی گرفته بود اوضاع چه طور می شد.
They can’t help but feel frustrated with the constant delays.
ترجمه: غیرممکنه که درباره تاخیرهای متمادی احساس ناامیدی نکنن.
I can’t help noticing the beautiful scenery around us.
ترجمه: توجه نکردن به منظره های دور و برمون برام غیرممکنه.
He can’t help but speak his mind, even when it gets him into trouble.
ترجمه: نمی تونه جلوی خودش رو بگیره که حرف دلش رو نزنه. حتی اگر باعث بشه توی دردسر بیفته.
I can’t help thinking about the upcoming vacation all day long.
ترجمه: نمی تونم جلوی خودم رو بگیرم که کل روز رو به تعطیلات پیش رو فکر نکنم.
I can’t help but smile whenever I see that adorable puppy.
ترجمه: هر وقت یاد اون توله سگ بامزه می افتم ناخودآگاه لبخند روی لبم میاد.
He can’t help but tap his foot when he’s nervous.
ترجمه: وقتی مضطربه نا خودآگاه مدام پاش رو می کوبه روی زمین.
سخن آخر
اگر سوالی دارید می توانید در قسمت نظرات با ما مطرح کنید.
