در مقاله پیش رو به معرفی مفهوم کالوکیشن ها در انگلیسی (collocations) می پردازیم و درباره این صحبت می کنیم که چرا یادگیری آن ها مهم است و چه شیوه هایی در به خاطر سپردن آن ها به شما کمک می کند. در انتها نیز پرکاربردتری ترین کالوکیشن های انگلیسی را به شما معرفی می کنیم.

کالوکیشن چیست؟
کالوکیشن ها گروهی از کلمات هم نشین (دو کلمه یا بیشتر) هستند که با قرار گرفتن در کنار یک دیگر مفهومی کامل و منطقی را منتقل می کنند. هر کالوکیشن شیوه ای طبیعی برای اشاره به یک عمل یا مفهوم ارائه می کند که قابل جایگزینی با گروه دیگری از کلمات نیست. به عنوان مثال به کالوکیشن take a shower به معنای دوش گرفتن دقت کنید. چنانچه یکی از کلمات این کالوکیشن با کلمه دیگری جایگزین شود به طور کلی مفهوم آن به هم می ریزد. یعنی نمی توان گفت do a shower.
برای صحبت کردن انگلیسی به شیوه ای طبیعی و قابل فهم، یادگیری کالوکیشن ها مطلقا ضروری است. استفاده صحیح از کالوکیشن ها یکی از مرزهای باریک بین زبان آموزان ضعیف و زبان آموزان قوی زبان انگلیسی است. کالوکیشن ها در انگلیسی
فقط توجه داشته باشید کالوکیشن با اصطلاحات یکی نیستند. اصطلاحات برای انتقال مفهومی استعاره ای استفاده می شوند و معنای آن ها از شکل ظاهری آن ها قابل تشخیص نیست ولی کالوکیشن ها به راحتی معنای خود را لو می دهند و هیچ مفهوم استعاره ای نیز ندارند.
ساختارهای کالوکیشن ها در انگلیسی
به طور معمول کالوکیشن ها انگلیسی ممکن است تابع یکی از ساختارهای زیر باشند:
- verb + noun: I need to take a shower before we leave.
- verb + adverb: She hugged me tightly and said that she’d missed me.
- adjective + noun: I’ve never tried Yoga before; I’m an absolute beginner.
- adverb + adjective: I wish I could be blissfully ignorant like Jane.
- noun + noun: Did you solve the math problem?
چرا یادگیری کالوکیشن ها مهم است؟
یکی از معیارهایی که با آن ها تسلط فردی به زبان انگلیسی سنجیده می شود، آشنایی او با کالوکیشن ها و نحوه استفاده از آن ها است. زمان مقایسه متن های نوشته شده توسط یک فرد انگلیسی زبان و یک فرد غیرانگلیسی زبان، یکی از نکاتی که فرد غیرانگلیسی زبان را لو می دهد و نشانگر آن است که تسلط کمتری بر روی زبان انگلیسی دارد، عدم استفاده از کالوکیشن هاست. پس اگر برایتان مهم است که به مرور تسلط شما به انگلیسی مشابه یک انگلیسی زبان شود، نمی توانید از کالوکیشن ها غفلت کنید. کالوکیشن ها در انگلیسی
گذشته از این یادگیری کلمات به تنهایی آن هم وقتی که در نهایت آن را با قرار دادن در گروه کلمات در جملات انگلیسی استفاده کرد، به هیچ عنوان به صرفه نیست. به خصوص که نمی توان به سلیقه خود انتخاب کرد چخ کلماتی باید در کنار یک دیگر باشند. کالوکیشن ها در انگلیسی
بنابراین سعی داشته باشید که به شکل فعال هر واژه جدیدی را در کنار سایر کلمات یاد بگیرید و به خاطر بسپارید تا به مرور گنجینه کالوکیشن های خود را بالا ببرید. قرار دادن خود در معرض منابع انگلیسی زبان مثل فیلم ها، پادکست ها، کتاب ها و مقاله ها به شما کمک می کند که به شکل مستمر در معرض کالوکیشن ها بیشتری قرار بگیرید.
پرکاربردترین کالوکیشن ها در انگلیسی
کالوکیشن هایی که با افعال do, have, make, take و go ساخته می شوند در رده پرکاربردترین کالوکیشن های انگلیسی هستند. در ادامه می توانید با نمونه هایی از آن ها آشنا شوید.
Collocations with go:
- go shopping (به خرید رفتن)
- Go fishing (به ماهیگیری رفتن)
- Go camping (به کمپینگ رفتن)
- Go skiing (به اسکی رفتن)
- Go hiking (به پیاده روی در طبیعت رفتن)
- Go swimming (به شنا رفتن)
- Go traveling (به سفر رفتن)
- Go sightseeing (به دیدار مناظر رفتن)
- Go running (به دویدن رفتن)
- Go biking (به دوچرخه سواری رفتن)
- Go driving (به رانندگی رفتن)
- Go walking (قدم زدن)
- Go hunting (به شکار رفتن)
- Go to the gym (به باشگاه رفتن)
- Go to the mall (به فروشگاه رفتن)
- Go to the movies (به دیدن فیلم رفتن)
- Go to the park (به پارک رفتن)
- Go to the beach (به ساحل رفتن)
- Go to the concert (به کنسرت رفتن)
- Go to the restaurant (به رستوران رفتن)
- Go to the market (به بازار رفتن)
- Go to the store (به مغازه رفتن)
- Go to the library(به کتابخانه رفتن)
- Go to the museum (به موزه رفتن)
- Go to the office (به دفتر رفتن)
- Go to the bank (به بانک رفتن)
- Go to school (به مدرسه رفتن)
- Go to college (به دانشگاه رفتن)
- Go quickly (سریع رفتن)
- Go smoothly (به آرامی رفتن)
- Go ahead (بفرما / جلو برو)
- Go back (برگشتن)
- Go outside (بیرون رفتن)
- Go inside (داخل رفتن)
- Go upstairs (طبقه بالا رفتن)
- Go downstairs (به طبقه پایین رفتن)
- Go left (به سمت چپ رفتن)
- Go right (به سمت راست رفتن)
Collocations with do:
- Do (someone) a favor (در حق کسی لطفی کردن)
- Do (someone) good (به کسی خوبی رساندن یا برای کسی خوب بودن)
- Do homework (تکالیف انجام دادن)
- Do business (تجارت کردن)
- Do the dishes (ظرف ها را شستن)
- Do (the) laundry (لباس شستن)
- Do without someone or something (بدون کسی یا چیزی بودن)
- Do nothing (هیچ کاری نکردن)
- Do one’s hair (موی خود را درست کردن)
- Do anything (هر کاری انجام دادن)
- Do chores (کارهای روزمره را انجام دادن)
- Do sports (ورزش کردن)
- Do some/the ironing (اتو کردن)
- Do better (بهتر عمل کردن)
- Do something wrong (کار اشتباهی کردن)
- Do someone wrong (در حق کسی کار اشتباهی انجام دادن)
- Do some research (تحقیقات کردن)
- Do well (کاری را به خوبی انجام دادن)
- Do the math (سنجیدن)
- Do the housework (کارهای خانه را انجام دادن)
- Do your best (بهترین عملکرد خود را داشتن)
- Do the right thing(کار درست را انجام دادن)
Collocations with have:
- have children/kids (بچه داشتن)
- Have a baby (بچه دار شدن)
- Have an illness (بیماری داشتن)
- Have a surgery (جراحی داشتن)
- Have an appointment (قرار ملاقات داشتن)
- Have an interview (مصاحبه داشتن)
- Have a conversation (مکالمه داشتن)
- Have a talk (گفت و گو داشتن)
- Have a chat (گپ و گفت کردن)
- Have a discussion (بحث و گفتگو کردن)
- Have an argument (بحث کردن)
- Have a fight (دعوا کردن)
- Have a party (مهمونی داشتن)
- Have fun (اوقات خوشی داشتن)
- Have a good time (اوقات خوشی داشتن)
- Have a hard time (اوقات سختی داشتن)
- Have breakfast / lunch / dinner (صبحانه/نهار/شام خوردن)
- Have a chance (فرصت داشتن)
- Have faith (in someone) (باور داشتن به کسی)
- Have feelings for someone (احساسات رمانتیک به کسی داشتن)
- Have a day off (یک روز مرخصی داشتن)
Collocations with make:
- make an appointment (وقت ملاقات گرفتن)
- Make your bed (تخت خود را مرتب کردن)
- Make a decision (تصمیم گرفتن)
- Make a fortune (ثروتمند شدن)
- Make a fuss (شلوغ کاری کردن)
- Make a living (خرج زندگی خود را در آوردن)
- Make a mess (خرابکاری کردن)
- Make a mistake (اشتباه کردن)
- Make a note (of) (یادداشت برداری کردن برای فراموش نکردن جیزی)
- Make a profit (سود کردن)
- Make a reservation (رزرو کردن)
- Make an appearance (در جمعی حضور یافتن برای نشان دادن ادب)
- Make an effort (تلاش کردن)
- Make an excuse (بهانه آوردن)
- Make an offer (پیشنهاد کردن)
- Make contact (تماس گرفتن)
- Make friends (دوست پیدا کردن)
- Make a list of something (از چیزی لیست درست کردن)
- Make breakfast/ lunch/ dinner (صبحانه/ نهار/شام درست کردن)
Collocations with take:
- take a break (استراحت کردن در میانه کار)
- take a seat (نشستن)
- take a walk (قدم زدن)
- take a nap (چرت زدن روزانه)
- take a shower (دوش گرفتن)
- take a picture (عکس گرفتن)
- take an exam (در یک امتحان شرکت کردن)
- take a look (نگاهی انداختن)
- take turns (نوبتی پیش رفتن)
- take a step (یک قدم برداشتن)
- take a sip (یه قلپ خوردن)
- take a bite (یه گاز زدن)
- take a breath (نفش کشیدن)
- take a stand (از موضع خاصی طرفداری کردن)
- take a leave (جایی را ترک کردن)
- take a class (یک کلاس گرفتن)
- take a course (واحد خاصی را گرفتن)
- take a flight (با پرواز خاصی به جایی رفتن)
- take a taxi (تاکسی گرفتن)
- take a bus (با اتوبوس جایی رفتن)
- take a train (با قطار به جایی رفتن)
- take a boat (با قایق به جایی رفتن)
- Take a medicine (دارویی را مصرف کردن)
- Take someone’s pulse (نبض کسی را گرفتن)
Collocations with get:
- get away (رفتن)
- get divorced (طلاق گرفتن)
- get excited (هیجان زده شدن)
- get going (شروع به حرکت کردن کردن یا رفتن)
- get the impression (نظر بر آن بودن)
- get a job (کار گرفتن)
- get a life (سر به کار زندگی خود بودن)
- get lost (گم شدن)
- get the message (متوجه منظور کسی شدن)
- get nowhere (به هیچ جا نرسیدن)
- get off (از یک وسیله نقلیه پیاده شدن)
- get out (بیرون رفتن)
- get over (بر یک درد روحی غلبه کردن و آن را به فراموشی سپردن)
- get permission (اجازه گرفتن)
- get a shock (شوکه شدن)
- get started (شروع کردن)
- get upset (ناراحت شدن)
- get used to (به چیزی عادت کردن)
لینک های مفید
توجه داشته باشید که این مقاله در ادامه سایر مقالات آموزش گام به گام زبان انگلیسی نوشته شده است. به شما پیشنهاد می کنیم که سایر مطالب این بخش را بررسی نمایید.
