در مقاله پیش رو قصد داریم که درباره معنی dice with death یک اصطلاح بریتانیایی صحبت کنیم، که دارای معادل آمریکایی نیز می باشد که در این مقاله به معرفی آن نیز می پردازیم. پس با ما همراه باشید.
توجه داشته باشید که این مقاله در ادامه سری مقاله های آموزش رایگان زبان انگلیسی به نگارش در آمده است. در این سری مقاله ها به آموزش گرامر و اصطلاحات زبان انگلیسی به مخاطبان سایت گاما فارس می پردازیم. با دنبال کردن ما می توانید به شکل روزانه نکته های جدید یاد بگیرید.
اگر به دنبال موسسه آموزشی مناسبی در تهران هستید تا زبان انگلیسی را به شکل اصولی یاد بگیرید، به شما پیشنهاد می کنیم که لیست بهترین آموزشگاه زبان تهران را دنبال کنید.
معرفی اصطلاح Dice with Death
اصطلاح dice with death یک اصطلاح بریتانیایی است که به معنای انجام دادن کارهای خطرناک و احمقانه یا ریسک های جدی و خطرناک است.
شکل آمریکایی این اصطلاح می شود dance with death. در گفتگوهای روزمره آمریکایی شکل بریتانیایی اصطلاح رواج چندانی ندارد و dance with dance به شکل رایج استفاده می شود.
شکل دیگری از این اصطلاح dance with the Devil می باشد که از نظر معنایی تا حد زیادی مشابه است. این اصطلاح نیز به معنای درگیر شدن در فعالیت های خطرناک و ریسک پذیر می باشد ولی یک معنای اضافه نیز دارد. فعالیت هایی که این اصطلاح به آن ها اشاره دارد اغلب جنبه ای غیراخلاقی دارند.

مثال در جمله های انگلیسی
در ادامه می توانید سه اصطلاح بالا را در جمله های انگلیسی همراه با ترجمه مطالعه کنید:
مثال Dice with Death
Mountain Climbing without proper gear is a way to dice with death, as any fall could be fatal.
ترجمه: کوهنوردی بدون تجهیزات مناسب بازی با مرگه، هر افتادنی می تونه باعث مرگ بشه.
By driving at such high speeds in bad weather, he was effectively dicing with death every time he got behind the wheel.
ترجمه: با رانندگی کردن با چنین سرعت بالایی توی همچنین هوای بدی عملا هر وقت که پشت فرمون بود داشت با مرگ بازی می کرد.
The daredevil decided to dice with death by jumping off the cliff into the water below, ignoring the warning signs.
ترجمه: اون آدم بی پروا تصمیم گرفت با پریدن از روی پرتگاه توی آب با مرگ بازی کنه و تمام علامت های هشدار رو نادیده گرفت.
Attending that party in a rough neighborhood made her feel like she was dicing with death, but she wanted to have fun.
ترجمه: رفتن به مهمونی توی یه محله بدنام بهش حس بازی با مرگ رو می داد ولی می خواست یه کم خوش بگذرونه.
He diced with death during the mountain trek when he ignored the safety guidelines and ventured off the trail.
ترجمه: در طول کوهنوردی با نادیده گرفتن گایدلاین های امنیتی با مرگ بازی کرد و از مسیر اصلی دور شد.
Many people dice with death when they take unnecessary risks while engaging in extreme sports.
ترجمه: خیلی از مردم وقت درگیری با ورزش های خطرناک با اقدامات ریسک پذیر با مرگ بازی می کنند.
After hearing about the recent shark attacks, going swimming in the ocean felt like dicing with death for her.
ترجمه: بعد از شنیدن درباره حملات کوسه ای اخیر رفتن به شنا توی اقیانوس بهش حس بازی با مرگ رو می داد.
The soldier knew he was dicing with death every time he went on a mission, but he remained committed to his duty.
ترجمه: سرباز می دونست که هر وقت می رفت ماموریت داشت با مرگ بازی می کرد ولی بازم به وظیفه ش متعهد موند.
In his reckless pursuit of thrills, he often dived into dangerous situations, truly dicing with death.
ترجمه: بی پروا دنبال هیجان می رفت و اغلب خودش رو توی موقعیت های خطرناک می ذاره و واقعا با مرگ بازی می کنه.
Traveling alone through the war-torn region was a way for her to dice with death, yet she felt it was a necessary journey.
ترجمه: سفر کردن توی مناطق جنگ زده براش راهی برای بازی با مرگ بود ولی حس می کرد که رفتن این مسیر براش ضروریه.
مثال dance with dance
Every time he raced motorcycles on the highway, he felt like he was dancing with death, pushing the limits of speed.
ترجمه: هر وقت بزرگراه مسابقه موتور سواری می داد، احساس می کرد که داره با مرگ می رقصه و مرزهای سرعت رو جا به جا می کنه.
Their decision to hike through the stormy mountains felt like a dance with death, battling nature’s fury at every turn.
ترجمه: تصمیم برای پیاده روی در کوه های طوفانی احساس رقص با مرگ رو داشت، انگار توی هر پیچ و خمی در حال مبارزه با خشم طبیعت باشی.
By ignoring safety protocols in the lab, the scientist was essentially dancing with death, risking her own well-being.
ترجمه: با نادیده گرفتن پروتکل های امنیتی آزمایشگاه، دانشمند عملا با مرگ می رقصید و امنیت خودش رو در خطر انداخت.
The pro wrestler’s career was a constant dance with death, as injuries were a common part of the profession.
ترجمه: حرفه کشتی گیر حرفه ای یک رقص مدام با مرگ بود، چون جراحات بخش رایجی از حرفه اش بود.
Every time he entered the ring, the boxer knew he was dancing with death, facing opponents who could end his career in an instant.
ترجمه: بوکسور هر وقت وارد حلقه می شد با مرگ بازی می کرد و با رقیبانی مواجه می شد که می تونستن در یک لحظه حرفه ش رو پایان داد.
Her reckless behavior during the party, such as jumping off the balcony, was a dangerous dance with death that worried her friends.
ترجمه: رفتار بی پرواش در طول مهمونی، مثل پریدن از بالکونی، یک رقص خطرناک با مرگ بود که دوستاش رو نگران کرد.
The explorer’s journey through the uncharted jungle felt like a dance with death, encountering wild animals and unknown dangers at every turn.
ترجمه: مسیر کاوشگر در جنگل ناشناخته حس رقص با مرگ رو داشت چون در هر پیچ و خمی با حیوانات وحشی و خطرات ناشناخته رو به رو می شد.
مثال dance with the devil
When he chose to get involved with shady business deals, he knew he was dancing with the devil and risking everything he had built.
ترجمه: وقتی تصمیم گرفت که خودش رو دخیل معامله های تجاری مشکوک کنه می دونست که داره درگیر کار خطرناک و غیراخلاقی میشه و هر چیزی که ساخته رو به خطر می اندازه.
She felt that by lying to her best friend, she was dancing with the devil, tempting fate to reveal the truth at any moment.
ترجمه: حس می کرد با دروغ گفتن به بهترین دوستش داشت کار ریسکی و غیراخلاقی انجام می داد و سرنوشت ممکن بود هر لحظه دروغش رو برملا کنه.
The politician’s decision to accept bribes was a dangerous dance with the devil, compromising his integrity for personal gain.
ترجمه: تصمیم سیاستمدار برای قبول کردن رشوه یه رقص خطرناک با شیطان بود چرا که داشت شرافتش رو در قبال سود شخصی فدا می کرد.
In his search for power, he began to dance with the devil, forging alliances with those who had questionable morals.
ترجمه: در جستجویش برای قدرت، اون دست به کارهای اخلاقی و ریسکی زد و با افرادی متحد شد که اخلاقیات پرسش برانگیزی داشتن.
He thought he could control the situation, but his pact with the crime syndicate turned into a dangerous dance with the devil.
ترجمه: اون فکر کرد که می تونه موقعیت رو کنترل کنه ولی ارتباطش با اتحادیه مجرمان تبدیل به یک موقعیت خطرناک و غیراخلاقی شد.
By engaging in reckless behavior, she was essentially dancing with the devil, knowing the risks yet unable to resist the thrill.
ترجمه: با انجام دادن رفتارهای بی پروا عملا داشت با شیطان می رقصید اونم با اینکه می دونست کارهاش ریسک دارن ولی بازم نمی تونست در برابر هیجانش مقاومت کنه.
In pursuing her dream at any cost, she found herself dancing with the devil, sacrificing her relationships and well-being along the way.
ترجمه: اون رویاش رو به هر قیمتی دنبال کرد و دید که داره هر خطری رو به جون می خره و اخلاقیاتش رو زیر پا می ذاره و همین طور روابطش و سلامت خودش رو به قربانی می کنه.
سخن آخر
در این مقاله به معرفی معنی dice with death پرداختیم، اصطلاحی که به معنای انجام دادن کاری خطرناک و ریسک دار است. دو اصطلاح مرتبط را نیز معرفی کردیم که یکی از آن ها ورژن آمریکایی این اصطلاح و دیگری شکل دیگری با یک معنای اضافه بود.
اگر همچنان سوالی دارید، می توانید از طریق بهش نظرات با ما در ارتباط باشید تا هر مشکلی دارید برای شما برطرف کنیم.
