معنی face the music چیست؟

در این مقاله به بررسی معنی face the music می پردازیم، اصطلاحی که با دنیای اشتباهات و عواقب آن ها سر و کار دارد. برای آشنایی کامل با مفهوم این اصطلاح، توضیحات و مثال های ارائه شده در ادامه را مطالعه کنید.

گفتنی است که مقاله ارائه شده در ادامه بخشی از سایر مقاله های آموزش رایگان زبان انگلیسی که به شکل مداوم در سایت گاما فارس منتشر می شوند. محوریت اصلی این سری از مقاله ها آموزش گرامر و اصطلاحات زبان انگلیسی است. با دنبال کردن این سری از مقاله ها می توانید هر روزه نکته های جدیدی یاد بگیرید.

اگر مایل هستید که مسیر یادگیری زبان انگلیسی را در یک موسسه آموزشی دنبال کنید و در شهر کرج زندگی می کنید ولی هنوز مرکز آموزشی مورد نظر خود را پیدا نکرده اید، می توانید با چک کردن لیست بهترین آموزشگاه زبان انگلیسی در کرج، موسسه ای را که همسوی نیازهای آموزشی شما باشد، بیابید.

همیشه سوال بوده که در کلان شهر تهران بهترین آموزشگاه زبان انگلیسی کدام اموزشگاه است؟ ما سعی کرده ایم برای شما لیست تمامی آموزشگاه زبان انگلیسی در تهران را قرار بدهیم تا شما بتوانید در کوتاه ترین زمان با بهترین آموزشگاه در تماس باشید.

مطالبی که در این محتوا خواهید خواند :

معنی اصطلاح face the music

اصطلاح face the music به معنای پذیرفتن عواقب ناخوشایند یا پذیرفتن مسئولیت برای کاری است که فرد انجام داده است.

فرد باید هر نوع انتقاد یا مجازات یا عواقبی که پیش روی اوست را در نتیجه اعمال خود بپذیرد.

به مثال زیر و توضیح ارائه شده برای آن دقت کنید:

If I realize that you’ve lied to me about this, you’ll have to face the music.

ترجمه: اگر بفهمم که در این باره بهم دروغ گفتی باید با عواقب دروغگوییت مواجه بشی.

همین طور که می بینید گوینده جمله مخاطب را تهدید می کند که عمل دروغگویی در صورت اثبات دارای عواقبی برای او خواهد بود و تنبیه پذیر است.

معنی face the music

به شما پیشنهاد می کنیم که مقاله معنی Elvis has left the building را نیز مطالعه کنید. در این مقاله به معرفی اصطلاحی می پردازیم که ریشه آن به اجراهای خواننده مشهور آمریکایی الویس پریسلی برمی گردد.

مثال های اصطلاح face the music

در ادامه می توانید برای آشنایی بیشتر با معنی face the music مثال های آن در جمله های انگلیسی را مطالعه کنید.

After missing the deadline, John had to face the music in front of his boss.

ترجمه: بعد از اینکه جان نتونست به ددلاین برسه، مجبور شد در برابر رئیسش با عواقبش رو به رو بشه.

She cheated on the test and now has to face the music.

ترجمه: توی امتحان تقلب کرد و الان باید عواقبش رو به رو بشه.

It’s time to stop running and face the music.

ترجمه: وقتشه که دست از فرار کردن برداری و مسئولیتت رو بپذیری.

When the truth came out, he had no choice but to face the music.

ترجمه: وقتی که حقیقت افشا شد، اون انتخابی نداشت به جز اینکه مسئولیت کاراش رو بپذیره.

They knew they would eventually have to face the music for their lies.

ترجمه: اون ها می دونستن که در نهایت باید مسئولیت دروغگویی هاشون رو قبول کنن.

I forgot our anniversary, so now I have to face the music at home.

ترجمه: سالگرد ازدواجمون رو فراموش کردم پس حالا باید توی خونه با عواقبش رو به رو بشم.

The employee was caught stealing and had to face the music.

ترجمه: مچ اون کارمند رو حین دزدی گرفتن و مجبور شد با عواقب کارش مواجه بشه.

You broke the rules—now it’s time to face the music.

ترجمه: تو قوانین رو شکستی و الان باید با عواقبش مواجه بشی.

After crashing his dad’s car, he braced himself to face the music.

ترجمه: بعد از اینکه ماشین باباش رو داغون کرد، خودش رو هم برای عواقبش آماده کرد.

The politician finally faced the music after the scandal broke.

ترجمه: اون سیاستمدار وقتی که رسوایی به بار اومد با عواقبش مواجه شد.

She confessed and was ready to face the music.

ترجمه: اون به کارهاش اعتراف کرد و آماده بود که مسئولیت کارهاش رو بپذیره.

Don’t try to escape—just face the music.

ترجمه: سعی نکن که فرار کنی. فقط مسئولیت کارهات رو بپذیر.

We made a mistake, and it’s time we faced the music together.

ترجمه: ما اشتباه کردیم و الان وقتشه که با همدیگه مسئولیتش رو بپذیریم.

He failed the exam and had to face the music at home.

ترجمه: اون امتحانش رو رد شد و مجبور شد که توی خونه با عواقبش رو به رو بشه.

They didn’t pay their taxes and are now facing the music.

ترجمه: اون ها مالیاتشون رو پرداخت نکردن و الان دارن با عواقبش مواجه می شن.

After months of denial, he finally faced the music.

ترجمه: بعد از ماه ها انکار، بلاخره مسئولیت کارهاش رو قبول کرد.

It’s better to face the music than to hide from it.

ترجمه: بهتره که مسئولیت کارهات رو بپذیری تا اینکه قایمش کنی.

She knew she would be in trouble, but she was ready to face the music.

ترجمه: می دونست که توی دردسر می افته ولی آماده بود که با عواقب کارهاش مواجه بشه.

The athlete had to face the music after violating the rules.

ترجمه: ورزشکار بعد از اینکه از قوانین تخطی کرد مجبور شود با عواقبش رو به رو بشه.

He couldn’t hide forever—eventually, he’d have to face the music.

ترجمه: نمی تونست تا ابد مخفی بشه. در نهایت مجبور بود با عواقب کارهاش رو به رو بشه.

When the manager found out, we all had to face the music.

ترجمه: وقتی که مدیر فهمید، همه مون مجبور شدیم مسئولیتش رو قبول کنیم.

If you lie, you’ll eventually have to face the music.

ترجمه: اگر دروغ بگی در نهایت باید با عواقبش رو به رو بشی.

After losing the company money, he faced the music with courage.

ترجمه: بعد از اینکه پول شرکت رو از دست داد، با شجاعت مسئولیت کارش رو پذیرفت.

The child faced the music after breaking the vase.

اون بچه بعد از شکستن گلدون با عواقبش رو به رو شد.

I was late again, so I had to face the music at work.

ترجمه: دوباره دیر کردم پس مجبور شدم با عواقبش رو به رو بشم.

She accepted her punishment and faced the music.

ترجمه: اون تنبیهش رو پذیرفت و با عواقب کارهاش رو به رو شد‌.

It’s hard, but we have to face the music and take responsibility.

ترجمه: سخته ولی باید با عواقب کارهامون رو به رو بشیم و مسئولیت بپذیریم.

He decided to face the music instead of blaming others.

ترجمه: اون تصمیم گرفت که به جای سرزنش کردن دیگران مسئولیت کارهاش رو بپذیره.

They’ll face the music when the results come out.

ترجمه: وقتی که نتیجه بیرون بیاد با عواقبش رو به رو می شن.

There’s no use hiding—go face the music.

ترجمه: مخفی شدن هیچ فایده ای نداره – مسئولیت کارت رو بپذیر.

After the prank went wrong, they had to face the music.

ترجمه: بعد از اینکه شوخی شون اشتباه پیش رفت مجبور شدن مسئولیت کارشون رو بپذیرن.

The students were caught cheating and had to face the music.

ترجمه: دانش آموزان حین تقلب گیر افتادن و مجبور شدن با عواقبش رو به رو بشن.

He faced the music like an adult.

ترجمه: مثل یه بزرگسال با عواقب کارهاش رو به رو شد.

Don’t be afraid to face the music—it builds character.

ترجمه: از قبول کردن مسئولیت کارهات نترس. باعث ساختن شخصیتت میشه.

After the failed presentation, she had to face the music.

ترجمه: بعد از شکست خوردن توی ارائه ش مجبور شد با عواقبش مواجه بشه.

The CEO faced the music after the product flop.

ترجمه: بعد از اینکه فروش محصول شکست خورد، مدیرعامل مجبور شد که مسئولیتش رو بپذیره.

You made the mess—now go face the music.

ترجمه: خودت این گند رو بالا آوردی. خودت هم مسئولیتش رو بپذیر.

We didn’t finish the project, so we’re going to have to face the music.

ترجمه: پروژه رو تموم نکردیم پس باید با عواقبش رو به رو بشیم.

She finally told the truth and faced the music.

ترجمه: اون حقیقت رو گفت و با عواقبش رو به رو شد.

Facing the music isn’t easy, but it’s necessary.

ترجمه: پذیرفتن مسئولیت کارها آسون نیست ولی ضروریه.

سخن آخر

در این مقاله درباره معنی face the music صحبت کردیم، اصطلاحی که به رو به رو شدن با عواقب ناخوشایند اعمال اشاره دارد. فرد به مرحله ای می رسد که بلاخره باید مسئولیت کارهای خود را بپذیرد و هر تنبیهی پیش روی است را قبول کند. اگر بعد از مطالعه این مقاله همچنان سوالی دارید، بدون هیچ درنگی به بخش نظرات بروید و سوال خود را با ما مطرح کنید. سعی می کنیم به بهترین شکل ممکن سوال شما را پاسخ دهیم.

اگر علاقه به شرکت در بهترین آموزشگاه زبان انگلیسی در مشهد هستید برای شما تمامی آموزشگاه های زبان انگلیسی در این شهر را معرفی کرده ایم تا بتوانید با شرکت در این کلاس ها بهترین نتیجه را کسب کنید.

4/5 - (1 امتیاز)

آزمون

اشتراک گذاری در شبکه ای اجتماعی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

icon
ارتباط با کارشناسان گاما [شعبه شیراز]
×
خانم مرزبان کارشناس آلمانی Whatsapp chat
تلفن شیراز (شعبه خلدبرین) Whatsapp chat
11 +