3 اصطلاح معادل سوتی دادن به انگلیسی + مثالهای متعدد

اگر می خواهید بدانید که معادل سوتی دادن به انگلیسی چه می شود، این مقاله برای شماست. با ارائه مثال های متعدد به معرفی تعدادی از اصطلاحات انگلیسی پرداخته ایم که می توانند به این معنی در این زبان به کار برده برده شوند. پس لطفا با ما همراه باشید.

مقاله پیش روی به عنوان بخشی از سایر مقاله های آموزش زبان انگلیسی به نگارش در آمده است. برای اینکه به شکل مستمر و روزانه زبان انگلیسی یاد بگیرید، می توانید این سری مقاله ها را دنبال کنید.

برای دیدن لیست بهترین آموزشگاه های زبان تهران کلیک کنید.

اصطلاحات معادل سوتی دادن به انگلیسی

در ادامه می توانید با اصطلاحات معادل سوتی دادن به انگلیسی آشنا شوید:

Goofing Up

این اصطلاح به معنای انجام دادن یک اشتباه احمقانه است یا همان سوتی دادن خودمان! گاهی نیز می توان آن را به شکل مستقیم به معنای اشتباه کردن ترجمه کرد. گفتنی است که این اصطلاح، یک اصطلاح رایج در آمریکای شمالی است.

به مثال های زیر دقت کنید:

You’re always waiting for him to goof up so you can embarrass him.

ترجمه: همیشه منتظری که یه سوتی بده که بتونی خجالت زده ش کنی.

I goofed up on my interview! I don’t think I’m going to get the job!

ترجمه: توی مصاحبه سوتی دادم! فکر نکنم شغل رو بگیرم!

I accidentally goofed up my presentation by skipping a few important slides.

ترجمه: اتفاقی با جا انداختن چند تا از اسلایدهای مهم توی ارائه م سوتی دادم.

Sarah tends to goof up simple tasks when she’s feeling rushed or stressed.

ترجمه: سارا وقتی عجله داره یا استرس داره حین انجام وظایف کوچیک سوتی می ده.

Don’t worry if you goof up during the practice session – that’s what it’s for!

ترجمه: اگر حین جلسه تمرینی سوتی دادی نگران نباش – جلسه تمرینی برای همینه!

2. Drop a clanger / brick

این اصطلاح بریتانیایی یکی از مواردی است که یکی از بهترین معادل ها برای سوتی دادن به انگلیسی محسوب می شود. drop a clanger یا drop a brick به مواردی اشاره دارد که فرد از روی بی خردی یا بی فکری حرفی می زند یا کاری را انجام می دهد که عواقب خوبی ندارد. به خصوص وقتی که گفته یا حرف فرد احمقانه یا خجالت آور باشد. یا همان سوتی دادن خودمان!

به مثال های زیر دقت کنید:

I dropped a clanger when I said out loud that her outfit was ugly not knowing she was standing behind my back. 

ترجمه: وقتی که با صدای بلند گفتم لباسش زشته بدجور سوتی دادم اونم وقتی که نمی دونستم پشت سرم وایستاده!

You dropped a clanger when you mentioned your boss’s ex-wife. 

ترجمه: وقتی که حرف زن سابق رئیست رو پیش کشیدی بدجور سوتی دادی.

I didn’t mean to drop a clanger during the meeting, but I accidentally revealed confidential information.

ترجمه: نمی خواستم حین جلسه سوتی بدم ولی اتفاقی اطلاعات محرمانه رو فاش کردم.

سوتی دادن به انگلیسی

Sarah dropped a clanger by forgetting her lines during the play’s opening night.

ترجمه: سارا با فراموش کردن دیالوگ هاش توی شب اول اجرا سوتی داد.

It’s important to think before you speak, so you don’t inadvertently drop a clanger in front of your boss.

ترجمه: مهمه که قبل از حرف زدن فکر کنی برای اینکه یهو جلوی رئیست سوتی ندی.

John really dropped a clanger when he spilled coffee all over his laptop just before the big presentation.

ترجمه: جان واقعا سوتی بدی داد اونم وقتی که درست قبل از ارائه بزرگش قهوه پاشید همه جای لپ تاپش.

I hope I don’t drop a clanger at the dinner party tonight by bringing up a sensitive topic.

ترجمه: امیدوارم که سر مهمونی شام امشب با مطرح کردن یه موضوع حساس سوتی ندم.

3. Make a Boo Boo

این اصطلاح به دقت اصطلاح های قبلی به معنای سوتی دادن نیست ولی با توجه به اینکه به معنای انجام دادن یک اشتباه احمقانه است معادل خوبی برای سوتی دادن به انگلیسی است. در اینجا boo boo به معنای اشتباه احمقانه است.

به مثال های زیر دقت کنید:

Forgetting to save my work before closing the document was a real boo boo on my part.

ترجمه: فراموش کردن ذخیر کردن کارم قبل از بستن داکیومنت یه سوتی واقعی از جانب من بود.

Making a boo boo like sending that email to the wrong person can be embarrassing.

ترجمه: سوتی دادن مثل زدن ایمیل به فرد اشتباه می تونه خجالت آور باشه.

It was a big boo boo on my part to trust someone with such important information.

ترجمه: اشتباه از جانب من بود که اعتماد کردم که این اطلاعات مهم رو در اختیار کسی قرار بدم.

Spilling coffee on my laptop was a major boo boo that cost me a lot of money to fix.

ترجمه: ریختن قهوه روی لپ تاپم یه سوتی بزرگ بود که کلی خرج روی دستم گذاشت.

Trying to fix the sink without turning off the water first was definitely a boo boo moment for me.

ترجمه: تلاش برای تعمیر کردن سینک اونم بدون اینکه اول جریان آب رو ببندم قطعا یه لحظه پر از سوتی برای من بود.

سخن آخر

در این مقاله با ارائه مثال های متعدد به معرفی سه اصطلاح پرداختیم که می توانند به عنوان معادلی برای سوتی دادن به انگلیسی به کار روند. آیا شما معادلی به ذهنتان می رسد که بخواهید به ما معرفی کنید؟

اگر سوالی دارید که بخواهید با ما مطرح کنید، می توانید در بخش نظرات با ما در میان بگذارید و منتظر پاسخگویی ما بمانید!

2.5/5 - (2 امتیاز)

آزمون

اشتراک گذاری در شبکه ای اجتماعی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

icon
ارتباط با کارشناسان گاما [شعبه شیراز]
×
خانم مرزبان کارشناس آلمانی Whatsapp chat
تلفن شیراز (شعبه خلدبرین) Whatsapp chat
11 +