معرفی کاربردهای I’m done در زبان انگلیسی

در طول مقاله پیش رو قصد داریم که جنبه‌های مختلف معنایی عبارت I’m done در انگلیسی را بررسی کنیم و نحوه صحیح استفاده از آن را در جمله های انگلیسی به شما آموزش دهیم. گفتنی است که این مطلب در ادامه سری مقاله های آموزش رایگان زبان انگلیسی به نگارش در آمده است. به شکل روزانه مقاله های جدیدی بر روی صفحه آموزش زبان انگلیسی گاما منتشر می شود که در صورت تمایل به یادگیری تدریجی زبان انگلیسی می توانید آن ها را دنبال کنید.

I’m done در انگلیسی دارای دو کاربرد معنایی متفاوت است: ۱) اشاره به اینکه فرد انجام فعالیتی را به پایان رسانده است. ۲) اشاره به اینکه موقعیت خاصی از نظر روحی و ذهنی فرد را خسته کرده و به همین دلیل فرد تمایلی ندارد که به آن شرایط خاص ادامه دهد.

کاربرد I'm done در انگلیسی

کاربرد معنایی I’m done : پایان یک فعالیت

می توان از این عبارت صرفا برای اشاره به اینکه فعالیت خاصی به پایان رسیده است، استفاده کرد.

I’m done for today.

ترجمه: کارم برای امروز تموم شد.

I’m done writing my new essay! It took me so long I honestly thought it would never end.

ترجمه: کار مقاله جدیدم تموم شد. به حدی طول کشید بنویسمش که حقیقتا فکر کردم دیگه هیچ وقت تموم نشه.

OK one more thing and then I’m done. I just need to send it over to Jack.

ترجمه: اوکی فقط یه چیز دیگه مونده و بعدش دیگه کارم تمومه. باید این رو بفرستم برای جک.

I’m done cooking for now. Let’s go watch a movie.

ترجمه: پخت و پزم تموم شد برای الان. بیا بریم یه فیلم تماشا کنیم.

I’m done with these documents. Would you like them back?

کاربرد معنایی دوم: کارم با این مدارک تموم شده. می خوایشون؟

It was a tough project for our team. I’m glad we’re done with that.

ترجمه: برای تیم ما پروژه سختی بود. خوش حالم که کارمون باهاش تموم شده.

I finally bought a house in the suburbs! So now I’m done climbing up all the stairs to get to my rental apartment.

ترجمه: در نهایت یه خونه توی حومه شهر خریدم. پس دیگه نمی خواد از کلی پله برم بالا تا به آپارتمان اجاره ایم برسم.

کاربرد معنایی I’m done : خسته بودن از چیزی

گاهی نیز این عبارت صرفا نشان دهنده آن است که فرد از شرایط یا هر چیز خاص دیگری از نظر روحی و ذهنی و حتی جسمی خسته شده و بر همین مبنا آن را رها می کند.

I‘m done with you and your lies. Get out of my house. Now!

ترجمه: دیگه از خودت و دروغ هات خسته شده م. از خونه م برو بیرون. همین الان!

I’m done with his nonsense. I have to be blunt with him about how I feel about him complaining to me all the time.

ترجمه: دیگه حوصله مزخرفاتش رو ندارم. باید بدون رودربایستی بهش بگم که چه حسی نسبت به اینکه همیشه نق می زنه دارم.

I’m done smoking. I don’t want to jeopardize my health more.

ترجمه: دیگه از سیگار کشیدن دست کشیده م. نمی خوام بیشتر سلامتم رو به خطر بندازن.

I’m done! I’m quitting!

ترجمه: دیگه بریده م. استعفا می دم.

I’m done dealing with these toxic people.

ترجمه: دیگه از سر و کله زدن با این آدم های سمی خسته شده م.

نکته گرامری درباره I’m done

همان طور که در بالا دیدید بعد از این عبارت دو ساختار قرار می گیرد:

  • I’m done with + گروه اسمی یا اسم

I’m done with this laptop! It’s time to get a new time.

 ترجمه: دیگه از این لپ تاپ خسته شده م‌‌ وقتشه که یه جدید بخرم.

  • I’m done + verb-ing 

I’m done working for today.

ترجمه: دیگه برای امروز کارم تمومه.

سخن آخر

اگر سوالی دارید می توانید در قسمت نظرات با ما مطرح کنید تا پاسخگوی شما باشیم.

3/5 - (1 امتیاز)

آزمون

اشتراک گذاری در شبکه ای اجتماعی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

icon
ارتباط با کارشناسان گاما [شعبه شیراز]
×
خانم مرزبان کارشناس آلمانی Whatsapp chat
تلفن شیراز (شعبه خلدبرین) Whatsapp chat
11 +