در این مقاله قصد داریم با ارائه توضیحات و مثال های متعدد به بررسی معنی economical with the truth بپردازیم. اصطلاح انگلیسی که با دروغ گفتن و کوتاهی کردن در گفتن حقیقت سر و کار دارد. پس برای آشنایی کامل با این اصطلاح با ما همراه باشید.
برای دسترسی به مجموعه ای رایگان از آموزش های رایگان گرامر و اصطلاحات زبان انگلیسی، سری مقاله های آموزش زبان انگلیسی گاما فارس را دنبال کنید. این مقاله ها به شکل مداوم آپدیت می شوند، پس همواره می توانید نکته جدیدی را در حیطه زبان انگلیسی فرا بگیرید.
اگر به دنبال موسسه مناسبی در شهر کرج برای یادگیری اصولی زبان انگلیسی هستید که بتواند به تمام نیازهای آموزشی شما پاسخ دهد، به شما پیشنهاد می کنیم که لیست بهترین آموزشگاه زبان در کرج را بررسی کنید. اگر میخواهید در آزمون های بین المللی زبان انگلیسی شرکت کنید باید آماده باشید.
یکی از آمادگی ها شرکت در بهترین آموزشگاه زبان در تهران است. در شهر تهران با وجود زیاد بودن موسسات زبان ما سعی کرده ایم برای شما لیست بهترین اموزشگاه ها را قرار بدهیم.
معنی اصطلاح economical with the truth
اصطلاح economical with the truth به زمانی اشاره دارد که فرد با نگفتن همه حقایق به نحوی طرف یا طرفین مقابل خود را فریب می دهد. همین نکته نشان از ناصادق بودن او دارد.
در حقیقت او در گفتن حقیقت کوتاهی یا کم گویی می کند و از گفتن حقیقت سر باز می زند که تفاوت چندانی با دروغ گفتن ندارد.

مثال economical with the truth
برای اینکه به درک صحیحی از معنی economical with the truth برسید، به مثال های ارائه شده از آن در ادامه توجه کنید:
During the investigation, it became clear that he was economical with the truth about his whereabouts that night.
ترجمه: توی تحقیقات مشخص شد که درباره اینکه اون شب کجا بوده حقیقت رو نمی گه.
Her explanation was rather vague, suggesting she was being economical with the truth.
ترجمه: توضیحاتش تا حدی مبهم بود، که نشون می داد که داره در گفتن حقیقت کم گویی می کنه.
The politician’s speech was filled with half-truths, proving he was economical with the truth.
ترجمه: سخنرانی سیاستمدار پر از حرف های نیمه صادقانه بود که نشون می داد که چندان حقیقت رو عنوان نمی کنه.
I suspect he was being economical with the truth to make himself look better in front of his peers.
ترجمه: شک دارم که خیلی حرفاش صادقانه نبود و سعی داشت که خودش رو جلوی بقیه هم رده هاش خوب جلوه بده.
When pressed for details, she remained economical with the truth, leaving many questions unanswered.
ترجمه: وقتی برای جزئیات بهش فشار آوردن، از گفتن حقیقت کوتاهی کرد و سوالات زیادی رو بدون جواب گذاشت.
It’s often said that salespeople can be economical with the truth to close a deal.
ترجمه: اغلب گفته می شه که فروشنده ها می تونه دغل بازی در بیارن تا یه معامله رو جوش بدن.
His response to the accusations was clever but undoubtedly economical with the truth.
ترجمه: جوابش به اتهامات هوشمندانه ولی بدون شک آمیخته با کمی دروغ بود.
I appreciate honesty, but sometimes it seems people are economical with the truth to avoid conflict.
ترجمه: من طرفدار صداقتم ولی گاهی اوقات به نظر می رسه مردم از گفتن حقیقت کوتاهی می کنن که درگیری درست نشه.
The witness testimony was questionable, indicating they were economical with the truth to protect someone.
ترجمه: شهادت شاهد پرسش برانگیز بود که نشون می داد برای اینکه از کسی مواظبت کنه داره بخشی از حقیقت رو مخفی می کنه.
She was economical with the truth regarding her qualifications, hoping to land the job.
ترجمه: یه کم درباره شایستگی هاش ناصادق بود که بتونه شغل رو به دست بیاره.
The report on the company’s finances was clearly economical with the truth, glossing over significant losses.
ترجمه: گزارش مربوط به وضعیت اقتصادی شرکت به وضوح بخشی از حقیقت رو مخفی می کرد تا بخشی از ضررهای مهم نمایان نشه.
In his autobiography, he was economical with the truth about his early struggles.
ترجمه: توی زندگی نامه ش درباره درگیری سال های اول زندگی اش همه حقیقت رو نگفته.
The detective suspected that the alibi provided was economical with the truth and began digging deeper.
ترجمه: کارآگاه شک داشت که مدرکی که برای عدم حضور در صحنه جرم ارائه شد چندان دقیق نیست و شروع به تحقیقات بیشتر کرد.
With his charming demeanor, I almost fell for it, but I realized he was economical with the truth.
ترجمه: تقریبا داشتم گول ظاهر جذابش رو می خوردم ولی فهمیدم که داره توی گفتن حقیقت کوتاهی می کنه.
They were economical with the truth about their relationship to keep up appearances.
ترجمه: اون ها حقیقت رو درباره رابطه شون نگفتن تا حفظ ظاهر کنن.
At the press conference, he was economical with the truth, leading to further speculation among journalists.
ترجمه: توی کنفرانس خبری، همه حقیقت رو عنوان نکرد که باعث شد خبرنگاران بهش مشکوک بشن.
I found his account of the events suspiciously economical with the truth; there was too much left out.
ترجمه: به نظرم داستانی درباره رویدادها می گه دقیق نیست. خیلی از ماجرا رو عنوان نمی کنه.
Being economical with the truth might help you in the short term, but it’s not sustainable in the long run.
ترجمه: مخفی کردن بخشی از حقیقت شاید توی کوتاه مدت کمکت کنه ولی توی بلند مدت نمیشه روش حساب کرد.
My friend’s version of events was economical with the truth—he left out the part where he was at fault.
ترجمه: ورژن دوستم از اتفاقات خیلی درست نبود. اون بخشی که تقصیر خودش بود رو تعریف نکرد.
The company’s statement was deemed economical with the truth, causing an uproar among shareholders.
ترجمه: بیانیه شرکت ناصادقانه در نظر گرفته شد که باعث شد سهامداران حسابی عصبانی بشن.
In negotiations, you might find people are often economical with the truth to gain leverage.
ترجمه: توی مذاکرات مردم معمولا بخشی از حقیقت رو مخفی می کنن تا امتیاز به دست بیارن.
His confidence made me believe him at first, but I soon recognized he was just economical with the truth.
ترجمه: اعتماد به نفسش اول باعث شد که بهش اعتماد کنم ولی بعد فهمیدم که خیلی توی گفتن حقیقت روراست نیست.
The review of the film was economical with the truth, failing to mention its numerous flaws.
ترجمه: نقدهای فیلم نظرات صادقانه اشون رو عنوان نکرده بودن چون به عیب های بی شمارش هیچ اشاره ای نداشتن.
Despite all his charm, I couldn’t shake the feeling he was being economical with the truth about his success.
ترجمه: با وجود جذابیتش این حس رو داشتم که داره درباره موفقیتش یه کم دروغ تحویلم می ده.
They were economical with the truth, presenting only the facts that would benefit their case.
ترجمه: اون ها بخشی از حقیقت رو مخفی می کردن، فقط حقایقی رو عنوان می کردن که به نفعشون بود.
Rather than admit his mistake, he chose to be economical with the truth in his explanation.
ترجمه: به جای اینکه به اشتباهش اقرار کنه، تصمیم گرفت که توی توضیحاتش ناصادق باشه.
The media coverage was sometimes economical with the truth, painting a different picture than reality.
ترجمه: پوشش رسانه ای گاهی اوقات خیلی صادق نبود و حقیقت رو به شکل متفاوتی از واقعیت به تصویر می کشید.
While recounting his travels, he was a bit economical with the truth, subtly exaggerating his adventures.
ترجمه: وقتی داشت از مسافرت هاش حرف می زد، یه کمی دروغ قاطی حرف هاش کرد و یه ذره درباره ماجراجویی هاش اغراق کرد.
She observed that some colleagues were economical with the truth during their project presentations.
ترجمه: متوجه شد که بعضی از همکارانش وقت ارائه پروژه هاشون توی گفتن حقیقت کوتاهی می کردن.
The organization’s statement seemed economical with the truth, as it omitted key details of the controversy.
ترجمه: بیانیه سازمان یه ذره ناصادقانه به نظر میومد، چون جزئیات کلیدی مربوط به بحث رو حذف کرده بود.
He thought he could get away with being economical with the truth, but the facts soon caught up with him.
ترجمه: فکر می کرد می تونه همه حقیقت رو نگه و در بره ولی خیلی زود مجبور شد با حقیقت مواجه بشه.
I told him he didn’t need to be economical with the truth; I valued our friendship more than his pride.
ترجمه: بهش گفتم مجبور نیست که بخشی از حقیقت رو مخفی کنه. که برای من دوستیمون بیشتر از غرور اون اهمیت داره.
The jury found that the evidence presented was economical with the truth, leading to a mistrial.
ترجمه: هیئت منصفه متوجه شد که شواهد ارائه شده حاوی همه حقیقت نیست که باعث شد به این درک برسن که محاکمه غلط صورت گرفته.
In interviews, PR representatives are often economical with the truth to maintain a positive image.
ترجمه: توی مصاحبه ها، نماینده های روابط عمومی توی گفتن حقیقت کوتاهی می کنم تا یه تصویر مثبت رو نگه دارن.
She was warned that being economical with the truth could harm her credibility in the future.
ترجمه: بهش گفته شد که کوتاهی کردن در گفتن حقیقت می تونه در آینده به اعتبارش لطمه بزنه.
The extravagant claims made by the influencer turned out to be fairly economical with the truth.
ترجمه: ادعاهای اغراق آمیز اینفلوئنسر معلوم شد که نسبتا دروغ هستند.
His testimony was discovered to be economical with the truth after further investigation revealed inconsistencies.
ترجمه: بعد از اینکه تحقیقات متوجه عدم انسجام در حرف هاش شد، معلوم شد که شهادتش کاملا صادقانه نبوده.
The meeting ended with a consensus that his comments were economical with the truth and not acceptable.
ترجمه: جلسه با این حس همگانی تموم شد که نظراتش همه حقیقتش رو عنوان نمی کردن و قابل قبول نبودن.
I prefer people who are straightforward rather than those who are economical with the truth.
ترجمه: من آدم هایی که مستقیم حرفشون رو می زنن به اون هایی که ناصادق هستن ترجیح می دم.
سخن آخر
در این مقاله درباره معنی economical with the truth صحبت کردیم، اصطلاحی که درباره کوتاهی کردن در گفتن حقیقت و مخفی کردن بخشی از حقیقت می باشد. به نحوی که فرد ناصادق به نظر برسد. بنابراین این اصطلاح با دنیای دروغگویی در ارتباط است. به نظر شما زمانی که فردی را با این عبارت توصیف می کنیم، آن فرد دروغگو محسوب می شود؟
اگر همچنان سوالی دارید، می توانید از طریق بخش نظرات با ما در ارتباط باشید. سعی می کنیم در اسرع وقت پاسخگوی شما باشیم.
