تفاوت OK و okay در انگلیسی + معرفی کاربردها

احتمالا دو شکل نوشتاری متفاوت OK و okay را در موقعیت های مختلف دیده باشید و به ذهنتان خطور کرده باشد که آیا تفاوتی میان این دو کلمه که دقیقا تلفظ مشابهی دارند وجود دارد با خیر. در طول مطلب پیش رو علاوه بر پاسخگویی به این سوال، به معرفی کاربردهای OK و okay نیز می پردازیم.

گفتنی است که مطلب پیش رو در ادامه سری مقاله های آموزش رایگان زبان انگلیسی نگارش در آمده است. به شکل روزانه مقاله های جدیدی بر روی صفحه آموزش زبان انگلیسی سایت گاما منتشر می شود که در صورت تمایل برای یادگیری تدریجی زبان و فرا گرفتن نکته های مختلف می توانید آن ها را دنبال کنید.

انتخاب صحیح کدام است، OK یا okay؟

شاید در نگاه اول این طور به نظر بیاید که OK شکل مخفف شده okay و برآمده از آن است. ولی جالب است که بدانید که برعکس ماجرا حقیقت دارد. در اصل okay برگرفته از OK می باشد. ولی خود کلمه OK در مرحله اول چه طور به زبان انگلیسی راه یافت؟

اولین باری که OK در زبان انگلیسی ظاهر می شود به عنوان مخفف oll korrect – شکل املایی مزاح آمیز all correct – در یک روزنامه آمریکایی بود. در این زمان به شکل O.K. نوشته می شود. رخدادی که آن را به شکل عام وارد گفتار روزانه مردم کرد استفاده یک سیاستمدار از آن به عنوان شعار کمپین تبلیغاتی اش بود. این سیاستمدار که در شهر زادگاهش خود به عنوان Old Kinderhook شناخته می شود برای یاد کردن از زادگاه تولدش در کمپین تبلیغاتی اش خود را به عنوان OK معرفی کرد.

به تدریج از همین زمان OK به عنوان یک کلمه رسمی وارد زبان انگلیسی شد و پس از آن  okay به عنوان شیوه املایی متفاوتی از OK نیز وارد این زبان گردید.

از نظر معنایی هیچ تفاوت قابل توجهی میان OK و okay وجود ندارد. هر دو شکل های املایی مختلف یک کلمه یکسان هستند. بنابراین بیشتر بحث سلیقه شخصی است که هر کسی تصمیم بگیرد از کدام یک استفاده کند. هر دو شکل نوشتاری صرفا مناسب استفاده در گفت و گوهای محاوره ای هستند و در نوشتارهای رسمی باید تا حد امکان از آن ها دوری کرد و به دنبال جایگزین بود.

کاربردهای OK (okay) در انگلیسی

کاربردهای این کلمه در انگلیسی شامل موارد زیر است:

okay به عنوان نقش نمای کلامی

به عنوان یک نقش نمای کلامی (discourse marker), این کلمه دارای کاربردهای معنایی متفاوتی است که شامل موارد زیر هستند:

  • از okay به عنوان راهی برای نشان دادن موافقت یا قبول کردن چیزی استفاده می شود.

A: Come to the café at 10 am.

B: okay. See you there.

ترجمه: “ساعت ۱۰ صبح بیا کافه.” “باشه‌. می بینمت.”

A: Stay here. Don’t leave. I’ll be right back.

B: Ah, OK.

ترچمه: “همینجا بمون. جایی نرو. الان برمی گردم.” “آه باشه.”

A: Can you pick me up at the airport tomorrow?

B: OK, sure.

ترجمه: “میشه فردا بیای فرودگاه دنبالم؟” “باشه. حتما.”

okay

  • با قرار دادن okay در انتهای یک گفتار به شکل یک پرسش می توان از آن برای راهی برای چک کردن اینکه طرف مقابل محتوای صحبت را متوجه شده است، استفاده کرد.

Just stay quiet and let me do the taking, okay?

ترجمه: فقط ساکت بمون و بذار من حرف بزنم. باشه؟

Follow the instructions. OK?

ترجمه: دستورالعمل ها رو دنبال کن. باشه؟

  • برای اشاره به اینکه در صدد اقدام به انجام چیزی هستید.

Okay, let’s go!

ترجمه: اوکی بزن بریم.

  • از okay به عنوان شیوه ای برای عوض کردن موضوع مکالمه یا تمام کردن یک مکالمه نیز استفاده می شود.

OK, now close your books and write a response paragraph about our discussions today.

ترجمه: خب دیگه، الان کتابتون رو ببندید و یه پاراگراف درباره درکتون از بحث های امروزتون بنویسید.

okay, it was nice to meet you! Have a good day there.

ترجمه: خیلی خب، خیلی خوب بود که دیدمت. روز خوبی داشته باشی.

تفاوت OK و okay

okay به عنوان یک قید

به عنوان یک قید (adverb)، این کلمه به وقتی اشاره دارد که چیزی مسیری رضایت بخش را طی می کند.

Even though it was my first time speaking before a big audience, I did OK.

ترجمه: با اینکه اولیم بارم بود که جلوی افراد زیادی صحبت می کردم، کارم خوب بود.

My laptop seems to be working okay for now. Hopefully there’ll be no more problems.

ترجمه: لپ تاپم به نظر الان خوب کار می کنه. امیدوارم که دیگه مشکلی پیش نیاد.

okay به عنوان یک صفت

این کلمه به عنوان یک صفت (adjective) برای انتقال مفاهیم زیر استفاده می شود:

  • برای گفتن اینکه انجام دادن کاری اشکالی ندارد.

It’s OK. You can tell me what happened. I won’t judge you.

ترجمه: اشکالی نداره. می تونی بهم بگی که چه اتفاقی افتاد. قضاوتت نمی کنم.

A: Sorry I’m late.

B: It’s okay.

ترجمه: “ببخشید دیر کردم.” “اشکالی نداره.”

تفاوت  OK و okay

  • برای گفتن اینکه چیزی نه خوب است و نه بد. فقط قابل قبول است.

A: What do you think of my idea?

B: I mean, it’s okay. Let’s consider all the options before we decide.

ترجمه: “نظرت درباره ایده م چیه؟” “خب ببین خوبه. بیا گزینه های دیگه رو هم قبل از اینکه تصمیم بگیریم بررسی کنیم.”

  • برای صحبت درباره سلامت روحی و جسمی افراد یا شرایط چیزی.

A: How are you?

B: I’m okay. Thanks.

ترچمه: “حالت چطوره؟” “خوبم. ممنون.”

Everything’s going to be OK. Don’t worry about it.

ترجمه: همه چیز درست میشه. نگران نباش.

Are you OK? You look pale.

ترجمه: حالت خوبه؟ رنگت پریده.

okay به عنوان یک فعل

به عنوان یک فعل (verb) این کلمه به معنای موافقت با چیزی است.

Has your supervisor OK’d your proposal?

ترجمه: استاد راهنما پروپوزالت رو تایید کرده؟

از آن در عبارت های فعلی get the okay (موافقت گرفتن) و give the okay (موافقت کردن) استفاده می شود.

I got the okay from the committee.

ترجمه: من از کمیته موافقت گرفتم.

She gave me the okay to go ahead with the project.

ترجمه: بهم اوکی رو داد که این پروژه رو پیش ببرم.

سخن آخر

اگر سوالی دارید می توانید در قسمت نظرات با ما مطرح کنید‌.

3.5/5 - (2 امتیاز)

آزمون

اشتراک گذاری در شبکه ای اجتماعی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

icon
ارتباط با کارشناسان گاما [شعبه شیراز]
×
خانم مرزبان کارشناس آلمانی Whatsapp chat
تلفن شیراز (شعبه خلدبرین) Whatsapp chat
11 +