در طول مقاله پیش رو به بررسی معنی oops می پردازیم که یکی از interjection ها یا حروف ندا زبان انگلیسی است که برای ابراز احساسات به کار می روند. در طول این مطلب با ارائه مثال به این می پردازیم که چطور باید از این حرف ندا استفاده کنید.
گفتنی است این مطلب در ادامه سایر مقاله های آموزش رایگان زبان انگلیسی به نگارش در آمده است. با دنبال کردن این سری مقاله ها می توانید می توانید نکته های جدیدی درباره زبان انگلیسی یاد بگیرید.
اگر میخواهید در کمترین زمان به زبان انگلیسی مسلط شوید میتوانید در کلاس های زبان شرکت کنید. یکی از بهترین کلاس های زبان که به صورت فشرده شما را برای آیلتس آماده میکند آموزشگاه زبان گاما است در نظر داشته باشید قبل از شرکت در کلاس ها باید آزمون تعیین سطح شرکت کنید.
کاربرد معنایی oops در انگلیسی
oops یکی از حروف ندا در زبان انگلیسی است که به خودی خود معنای خاصی ندارند ولی برای انتقال احساسات خاصی به کار می روند.
در خصوص oops، این حرف ندا برای نشان دادن اینکه فرد متوجه اشتباه خود است استفاده می شود. گاهی اوقات به عنوان بخشی از یک عذرخواهی. اشتباهی که در این میان رخ داده معمولا اشتباه بزرگی نیست بلکه یک حادثه جزئی است.
به مثال زیر دقت کنید:
Oops! I’m sorry! I dropped your plate!
وای ببخشید! بشقابت از دستم افتاد.
در مثال بالا oops برای نشان دادن احساس تاسف نسبت به یک اشتباه استفاده شده است. بشقاب به عمد یا سهوا از دست فرد افتاده است و حالا او با استفاده از oops و معذرت خواهی تاسف خود را ابراز می کند.
برای دیدن لیست بهترین آموزشگاه های زبان شیراز کلیک کنید.

مثال در جمله های انگلیسی
در ادامه می توانید مثال های بیشتری از oops را مطالعه کنید.
Oops! I dropped my phone on the floor.
ترجمه: وای! گوشیم رو انداختم زمین!
Oops, I forgot to send that important email.
ترجمه: وای! یادم رفت یه ایمیل مهم رو بفرستم.
Oops, I spilled coffee on my shirt.
ترجمه: وای قهوه ریختم روی پیرهنم.
Oops, I didn’t mean to bump into you.
ترجمه: وای! نمی خواستم بهت تنه بزنم.
Oops, I accidentally deleted that file.
ترجمه: وای! اتفاقی اون فایل رو پاک کردم.
Oops, I tripped over the rug.
ترجمه: وای! پام گیر به فرش.
Oops, I mixed up the dates for the meeting.
ترجمه: وای! تاریخ جلسه رو قاطی کردم.
Oops, I burned the toast in the toaster.
ترجمه: وای! نون تست رو سوزوندم.
Oops, I knocked over the vase on the table.
ترجمه: وای! گلدون روی میز رو پخش و پلا کردم.
Oops, I locked myself out of the house.
ترجمه: وای! اومدم بیرون و در رو روی خودم بستم و کلیدم ندارم.
Oops, I made a mistake in the report. I’ll correct it right away.
ترجمه: وای! توی گزارش یه اشتباهی کردم. الان درستش می کنم.
Oops, I realize now that I misunderstood your instructions. I’m sorry for the confusion.
ترجمه: وای، الان فهمیدم که دستورالعملت رو اشتباه متوجه شدم. بابت سوء تفاهم پیش اومده معذرت می خوام.
