از زندگی خسته ام به انگلیسی چه می شود؟

برای گفتن از زندگی خسته ام به انگلیسی از چه اصطلاحاتی می توان استفاده کرد؟ در طول این مقاله قصد داریم به معرفی این اصطلاحات بپردازیم. پس لطفا با ما همراه باشید.

گفتنی است که این مقاله در ادامه سایر مقاله های آموزش رایگان زبان انگلیسی به نگارش درآمده است. با دنبال کردن این سری مقاله ها می توانید به شکل مداوم نکته های جدیدی یاد بگیرید.

برای دیدن لیست بهترین آموزشگاه های زبان اصفهان کلیک کنید.

چگونه به انگلیسی بگوییم “از زندگی خسته ام”؟

ساده ترین راه های گفتن از زندگی خسته ام به انگلیسی استفاده از موارد زیر است. آن ها در حقیقت سر راست ترین شیوه گفتن از زندگی خسته ام به انگلیسی هستند.

✅️ I’m sick of life/ living.

✅️ I’m tired of life/ living. 

✅️ I’m fed up with life. 

اگر می خواهید که به گفتارتان کمی آب و تاب بدهید و جمله های پرمعناتری بسازید، می توانید از نمونه هایی که در ادامه درج شده اند الهام بگیرید:

✅️ I’m feeling disillusioned with life. (نسبت به زندگی دلسرد شده م)
✅️ I’m weary of life’s challenges. (از چالش های زندگی خسته م) 
✅️ I’m fed up with the struggles of life. (از تقلاهای زندگی خسته م) 
✅️ I’m feeling disheartened by life’s circumstances. (از شرایط زندگی دلسرد شده م) 
✅️ I’m worn out from the difficulties of life. (از سختی های زندگی خسته م) 
✅️ I’m tired of the never-ending hardships of life. (از سختی های تموم نشدنی زندگی خسته ام) 
✅️ I’m feeling jaded with life’s constant obstacles. (از مانع های مداوم زندگی خسته ام) 

از زندگی خسته ام به انگلیسی

مثال ” از زندگی خستم” در جملات انگلیسی

I’m sick of life because everything feels hopeless and nothing ever goes right.

ترجمه: من از زندگی خسته ام چون همه چیز خیلی ناامید کننده است و هیچ چیز هیچ وقت خوب پیش نمی ره.

I’m sick of life because I feel like I’m stuck in a never-ending cycle of pain and disappointment.

ترجمه: از زندگی حالم به هم می خوره چون احساس می کنم توی یه چرخه تموم نشدنی درد و ناامیدی گیر افتاده ام.

I’m sick of life because I can’t see a way out of this darkness and despair.

ترجمه: از زندگی خسته ام چون هیچ راهی برای خلاصی از این تاریکی و بیچارگی نمی بینم.

I’m fed up with life; it feels like nothing ever goes right no matter how hard I try.

ترجمه: از زندگی بریده ام. به نظر میاد مهم نیست که چه قدر تلاش کنم. هیچ وقت هیچ چیز خوب پیش نمی ره.

Lately, I’m just fed up with life—everything seems overwhelming and pointless.

ترجمه: اخیرا از زندگی خیلی دل زده ام. همه چیز خیلی بهم فشار میاره و خیلی بی هدف به نظر میاد.

Some days, I’m so fed up with life that I wonder if things will ever get better.

ترجمه: بعضی روزها به حدی از زندگی خسته ام که فکر می کنم اصلا قراره اوضاع بهتر بشه یا نه.

I’m sick of living this way, constantly struggling without a break.

ترجمه: از این جوری زندگی کردن حالم به هم می خوره. بدون یه لحظه تنفس دارم تقلا می کنم.

Some days, I’m just sick of living in a world that feels so cold and unfair.

ترجمه: بعضی روزها از زندگی کردن توی دنیایی که خیلی احساس بی رحمی و بی عدالتی می ده حالم به هم می خوره.

I’m sick of living with all this pressure and never feeling good enough.

ترجمه: از زندگی کردن با این همه فشار و هیچ وقت به اندازه کافی احساس خوبی نداشتن خسته شده م.

سخن آخر

اگر سوال یا پیشنهادی دارید، می توانید از طریق بخش نظرات با ما در ارتباط باشید. سعی می کنیم در اسرع وقت پاسخگوی شما باشیم.

4/5 - (2 امتیاز)

آزمون

اشتراک گذاری در شبکه ای اجتماعی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *