تفاوت start و begin در زبان انگلیسی

نویسنده مقاله :

هر دو فعل start و begin در زبان انگلیسی به معنای ‘شروع کردن’ یا ‘آغاز کردن’ هستند. طبیعی است که این سوال برای هر زبان آموزی پیش بیاید که آیا کاربردهای یکسانی نیز دارند؟ آیا می توان بدون بروز هیچ مشکل معنایی آن ها را به جای یک دیگر به کار برد؟ در طول این مقاله قصد داریم با بررسی پاسخ این سوالات به موضوع تفاوت start و begin در انگلیسی بپردازیم.

گفتنی است که این مقاله در ادامه سری مقاله های آموزش رایگان زبان انگلیسی به نگارش درآمده است. به شکل روزانه مقاله های جدیدی بر روی صفحه آموزش زبان سایت گاما منتشر می شود که می توانید برای یادگیری تدریجی زبان انگلیسی آن ها را دنبال کنید.

تفاوت start و begin : آیا وجه تمایزی وجود دارد؟

در اکثر مواقع start و begin کاربرد یکسانی دارند و می توانند به جای یک دیگر استفاده شوند ولی با این وجود تفاوت هایی نیز میان آن ها وجود دارد که آن ها را از یک دیگر متمایز می کند.

  1. begin در مقایسه با start لحن رسمی تری دارد.
  2. begin یک فعل بی قاعده است ولی start یک فعل با قاعده.
  3. با وجود اینکه در اکثر مواقع این دو فعل قابل جایگزینی هستند، start کاربردهای گسترده تری در مقایسه با begin دارد که در بخش بعدی این مقاله به آن ها خواهیم پرداخت.
  4. begin صرفا یک فعل اسم ولی start هم می تواند یک فعل و هم یک اسم باشد.

تفاوت start و begin

در مثال های زیر start و begin بدون هیچ وجه تمایزی قابل جایگزینی با یک دیگر هستند.

The meeting begins / starts in half an hour.

ترجمه: جلسه نیم ساعت دیگه شروع میشه.

When did you start / begin working in this field?

ترجمه: کی توی این حیطه فعالیتت رو شروع کردی؟

We began / started talking about our families.

ترجمه: شروع کردیم به حرف زدن درباره خانواده هامون.

What time does the event start / begin?

ترجمه: رویداد چه ساعتی شروع میشه؟

بعد از هر دو فعل start و begin می توان هم از to-infinitive (مصدر با to) و هم gerund (فعل ing دار) استفاده کرد ولی حواستان جمع باشد که وقتی خود یکی از این فعل های دارای ing است مستقیم بعد از آن از ing استفاده کنید.

به عنوان مثال می توانید بگویید I’m beginning to understand her more ولی نمی توانید بگویید I’m beginning understanding her more. پس حواستان را جمع کنید.

تفاوت start و begin

کاربردهای start در انگلیسی

همان طور که در بالا مطرح شد start کاربردهای معنایی گسترده تری دارد که صرفا مختص به خودش هستند. به این معنی که برای این کاربردها start قابل جایگزینی با begin نیست.

این کاربردها شامل موارد زیر است:

  • برای اشاره به کار انداختن دستگاه های ماشینی و موتورها از start استفاده می شود.

She started her car and left without saying goodbye.

ترجمه: ماشینش رو روشن کرد و بدون خداحافظی رفت.

Press this button to start your blender.

ترجمه: این دکمه رو فشار بده تا مخلوط کنت روشن بشه.

My juicer blender won’t start!

ترجمه: آبمیوه گیرم روشن نمیشه!

  • برای اشاره به تاسیس کردن یک تجارت یا سازمان از start استفاده می شود.

She started her business last year and it’s been doing well so far.

ترجمه: کسب و کارش رو پارسال شروع کرد و تا الان اوضاعش خوب بوده.

He told me he wanted to start a restaurant.

ترجمه: بهم گفت که می خواد رستوران بزنه.

Are you sure starting your own business is a good idea?

ترجمه: مطمئنی که راه اندازی کسب و کار خودت ایده خوبیه؟

  • start ممکن است به عنوان یک اسم نیز در جمله های انگلیسی ظاهر شود.

The weather was better at the start of the month.

ترجمه: اول ماه هوا بهتر بود.

0/5 (0 نظر)
اشتراک گذاری در شبکه ای اجتماعی
مطالب پیشنهادی
لیستی از مطالبی که شاید شما بپسندید
دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *