جمع half چه می شود؟

اگر می خواهید که بدانید که جمع half چه می شود، این مقاله برای شماست. در طول این مقاله به قانونی که جمع بستن half و اسم های این چنینی را تحت تاثیر را قرار می دهد، می پردازیم. پس با ما همراه باشید.

اگر به دنبال یادگیری زبان انگلیسی از پایه تا پیشرفته هستید، پیشنهاد می‌کنم نگاهی به مجموعه کامل آموزش رایگان زبان انگلیسی بیندازید. این صفحه شامل فهرستی از تمام مقاله‌های آموزشی سایت گاما فارس است که با هدف یادگیری اصولی، کاربردی و مرحله‌به‌مرحله نگارش شده‌اند. برای شروع یک مسیر یادگیری حرفه‌ای و رایگان، همین حالا وارد شوید!

اگر در تهران زندگی می‌کنید و به دنبال بهترین موسسه‌ برای یادگیری زبان انگلیسی هستید، پیشنهاد می‌کنم سری به فهرست آموزشگاه‌های زبان در تهران بزنید. در این صفحه، مجموعه‌ای از معتبرترین آموزشگاه‌های زبان در مناطق مختلف پایتخت گردآوری شده است تا بتوانید با دیدی باز، مناسب‌ترین گزینه را انتخاب کنید.

اگر ساکن کرج هستید و به دنبال یک آموزشگاه زبان باکیفیت و معتبر می‌گردید، پیشنهاد می‌کنم به فهرست بهترین آموزشگاه‌های زبان در کرج نگاهی بیندازید. این صفحه شامل معرفی برترین مؤسسات آموزشی در سطح شهر کرج است که خدمات متنوعی از سطح مبتدی تا پیشرفته ارائه می‌دهند. انتخاب درست، شروعی مؤثر برای یادگیری زبان انگلیسی است!

شکل جمع half چه می شود؟

برای ساخت جمع half باید f در انتهای آن را به v تبدیل کرد و سپس به انتهای آن es افزود‌‌. بر همین مبنا جمع half می شود halves.

❌️ نمی گوییم: two halfs

✅️ می گوییم: two halves

به معنای: دو نیمه

The apple was cut into halves.

ترجمه: سیب دو نصف شد.

They each took one of the halves.

ترجمه: هر کدوم یکی از نیمه ها رو برداشتند.

این قانونی است که نه تنها half بلکه تمام اسم هایی را که به f یا fe ختم می شوند، تحت تاثیر قرار می دهد.

Wife ➡️ wives

Knife ➡️ knives

Wolf ➡️ wolves

به شما پیشنهاد می کنیم که مقاله تفاوت اسم مفرد و اسم جمع در انگلیسی را مطالعه کنید. در این مقاله تمام نکات مربوط به ساخت اسم های جمع در انگلیسی به طور ‌کامل شرح داده شده است.

جمع half

مثال های جمع half در جمله های انگلیسی

در ادامه می توانید مثال های شکل جمع half را در جمله های انگلیسی با ترجمه مطالعه کنید:

I cut the apple into two equal halves.

ترجمه: سیب رو به دو قسمت مساوی تقسیم کردم.

The twins split the chocolate bar into halves.

ترجمه: دوقلوها شکلات بار رو به دو بخش تقسیم کردند.

She folded the paper into halves before cutting it.

ترجمه: قبل از اینکه کاغذ رو قیچی کنه اون رو از وسط تا کرد.

They shared the pizza in halves.

ترجمه: اون ها پیتزا رو با هم نصف کردند.

We each got one of the two halves of the sandwich.

ترجمه: هر کدوم یه نصفه ساندویچ گیرمون اومد.

The teacher asked us to tear the worksheet into halves.

ترجمه: معلم از ما خواست تا برگه تمرین رو به دو قسمت پاره کنیم‌.

He divided the money into halves for fairness.

ترجمه: برای عدالت پول رو به دو قسمت مساوی تقسیم کرد.

I broke the cookie into halves and gave one to my friend.

ترجمه: کوکی رو دو نیمه کردم و یکی رو به دوستم دادم.

The melon fell on the floor and broke into halves.

ترجمه: خربزه افتاد زمین و دو تیکه شد‌.

Let’s cut the watermelon into halves and then into quarters.

ترجمه: بیا هندوانه رو اول نصف کنیم و بعد نصف ها رو هم نصف کنیم.

In geometry, two halves make a whole.

ترجمه: در هندسه دو نیمه یک شکل کامل رو تشکیل می دهند‌‌.

The experiment measured the weight of the two halves separately.

ترجمه: آزمایش وزن دو نیمه رو به شکل جداگانه اندازه گرفت.

She divided the circle into halves, then colored each side.

ترجمه: اون دایره رو به دو قسمت تقسیم کرد بعد هر قسمت رو رنگ کرد.

The atom split into two radioactive halves.

ترجمه: اتم به دو نیمه رادیواکتیوی نصف شد.

Each of the halves of the DNA strand contains genetic information.

ترجمه: هر نصف رشته دی ان ای در بردارنده اطلاعات ژنتیکی است.

They are two halves of the same soul.

ترجمه: اون ها دو نیمه یه روح هستن.

Our relationship felt like two mismatched halves trying to fit.

ترجمه: رابطه مون حس این رو داشت که دو نیمه ناجور سعی داشتن که با هم جور بشن.

Her personality is made of two distinct halves—kindness and strength.

ترجمه: شخصیتش از دو بخش متمایز تشکیل شده: مهربانی و استقامت.

The story had two halves: one tragic, one hopeful.

ترجمه: داستان دو نیمه داشت: یک بخش تراژیک، یک بخش امیدوار.

Their opinions represent the halves of a deeply divided nation.

ترجمه: ایده های اون ها نماینده نیمه های یه ملت به شدت جدا شده است‌.

The game is played in two halves of 45 minutes each.

ترجمه: مسابقه توی دو تا نیمه ۴۵ دقیقه ای بازی میشه‌.

The first and second halves of the match were equally intense.

ترجمه: نیمه های اول و دوم به یه اندازه هیجان داشتن.

The team played better in the second of the two halves.

ترجمه: تیم توی نیمه دوم بهتر بازی کرد‌.

We scored two goals in both halves of the game.

ترجمه: توی هر دو نیمه دو تا گل زدیم.

They analyzed the performance in both halves separately.

ترجمه: اون ها عملکرد رو در هر دو نیمه جداگانه بررسی کردند.

The fiscal year is split into two halves.

ترجمه: سال مالی به دو نیمه تقسیم میشه.

Revenue increased in the second of the two halves.

ترجمه: درآمد در نیمه دوم سال افزایش یافت‌.

We’ll compare the first and second halves of the sales report.

ترجمه: ما نیمه‌ی اول و دوم گزارش فروش رو مقایسه خواهیم کرد.

Productivity dropped in both halves of the year.

ترجمه: در دو نیمه سال بهره وری کاهش پیدا کرد.

The company split its earnings into halves for reinvestment and dividends.

ترجمه: شرکت سود خود را به دو نیمه تقسیم کرد: یکی برای سرمایه‌گذاری مجدد و دیگری برای سود سهام.

The novel is divided into two distinct halves.

ترجمه: رمان به دو نیمه متمایز تقسیم شده.

The movie’s two halves contrast sharply in tone.

ترجمه: دو نیمه فیلم از نظر لحن تفاوت فاحشی با همدیگه دارند.

The plot twists in the second of the two halves are unforgettable.

ترجمه: پیچش‌های داستانی در نیمه دوم فراموش‌نشدنی هستند.

Each chapter explores one of the character’s halves.

ترجمه: هر فصل یکی از نیمه‌های شخصیت را بررسی می‌کند.

The class was split into two halves for the activity.

ترجمه: کلاس برای انجام فعالیت به دو نیمه تقسیم شد.

The test had two halves: multiple choice and essay.

ترجمه: امتحان دو بخش داشت: سوالات چند گزینه ای و مقاله نویسی.

My heart is torn between two halves—duty and desire.

ترجمه: قلبم بین دو نیمه دریده شده: وظیفه و خواسته.

I glued the broken vase back from its two halves.

ترجمه: گلدان شکسته رو از دو نیمه‌اش دوباره چسباندم.

The clock fell and cracked cleanly into halves.

ترجمه: ساعت افتاد و صاف به دو نیمه شکست.

The mirror shattered, but I found the two largest halves.

ترجمه: آینه شکست، اما من دو نیمه‌ی بزرگ‌تر آن را پیدا کردم.

Their friendship is like two halves that make one whole.

ترجمه: دوستی آن‌ها مثل دو نیمه است که یک کل را می‌سازند.

The moon lit the sky in two shimmering halves of silver.

ترجمه: ماه آسمان رو با دو نیمه‌ی نقره‌ای درخشان روشن کرد.

Two halves of a dream joined in my sleep.

ترجمه: دو نیمه‌ی یک رؤیا در خوابم به هم پیوستند.

She painted two halves of a canvas that told one story.

ترجمه: او دو نیمه از یک بوم را نقاشی کرد که یک داستان را روایت می‌کرد.

Our love was once whole, now just scattered halves.

ترجمه: عشق ما زمانی کامل بود، اکنون فقط نیمه‌های پراکنده‌ای از آن باقی مانده.

The puzzle came together when I connected the two halves of the heart.

ترجمه: پازل زمانی کامل شد که دو نیمه‌ی قلب را به هم وصل کردم.

سخن آخر

در این مقاله درباره این صحبت کردیم که جمع half می شود halves چرا که تابع قوانینی است که سایر کلماتی که به f یا fe ختم می شوند را تحت تاثیر قرار می دهد.

اگر ساکن کرج هستید و به دنبال بهترین مسیر برای موفقیت در آزمون آیلتس می‌گردید، پیشنهاد می‌کنیم حتماً نگاهی به مقاله‌ی آموزشگاه آیلتس در کرج بیندازید. در این مطلب، لیستی از معتبرترین مؤسسه های آیلتس در کرج با اطلاعات کامل، دوره‌ها، شهریه‌ها و مزایای هر آموزشگاه گردآوری شده است تا بتوانید بهترین انتخاب را برای آینده‌ی تحصیلی یا مهاجرتی خود داشته باشید.

اگر به دنبال بهترین آموزشگاه زبان در مشهد هستید، پیشنهاد می‌کنیم این مقاله‌ی جامع معرفی آموزشگاه زبان در مشهد را از دست ندهید. در این مطلب، مجموعه‌ای از برترین مؤسسات آموزش زبان در مشهد معرفی شده‌اند که با بهره‌گیری از اساتید مجرب، محیط آموزشی مناسب و تنوع دوره‌ها، می‌توانند شما را در مسیر یادگیری زبان انگلیسی یا زبان‌های دیگر یاری کنند.

 

 

 

لطفا نظر خود را ثبت کنید post

آزمون

اشتراک گذاری در شبکه ای اجتماعی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

icon
ارتباط با کارشناسان گاما [شعبه شیراز]
×
خانم مرزبان کارشناس آلمانی Whatsapp chat
تلفن شیراز (شعبه خلدبرین) Whatsapp chat
11 +