اصطلاح A Drop in the Bucket یعنی چه؟ بررسی معنی، کاربرد و تفاوت با اصطلاحات مشابه

آموزشگاه زبان در شیراز

اصطلاح a drop in the bucket در زبان انگلیسی به چه معناست؟ در این مقاله با ترجمه فارسی، کاربرد در جمله، تفاوت با اصطلاحات مشابه مثل a drop in the ocean و مثال‌های واقعی آشنا شوید.

اصطلاح “a drop in the bucket” یعنی یه چیز خیلی خیلی کوچیک که اصلاً به چشم نمیاد و تأثیر زیادی نداره. مثل یه قطره آب که توی سطل بزرگ آب، دیده نمیشه.

خودمون تو فارسی تقریبا یه معادل اصطلاحی براش داریم : مثل سوزن تو انبار کاه ، یعنی سوزن اصلا به چشم نمیاد بین اون همه کاه.

Definition : A very small amount compared to what is needed or expected; an insignificant part of a much larger whole.

تلفظ این اصطلاح هم به این صورته : /ə drɑːp ɪn ðə ˈbʌkɪt/

اصطلاحا نقش پر رنگی توی مکالمه و یادگیری هر زبانی دارن، چون اصطلاح عبارتیه که ممکنه معنیش تحت اللفظی نباشه و کاملا معنیه متفاوتی داشته باشه. شما رو حتی با فرهنگ اون کشور آشنا میکنه. پیشنهادم اینه که اصطلاح ها رو جدی بگیرین و در کنار بقیه مهارت ها براش وقت بزارین. در نهایت صفحه ی آموزش زبان انگلیسی گاما رو هر روز چک کنین چون روزانه کلی مطالب آموزشی در مورد اصطلاحا به صورت رایگان به اشتراک میذاره که میتونین استفاده کنین.

 ترجمه فارسی و مفهوم اصطلاح در زبان انگلیسی

ترجمه فارسی اصطلاح a drop in the bucket : 

  • مقدار ناچیز
  • بی‌تأثیر
  • قطره‌ای در اقیانوس
  • کمک اندک
  • تغییر جزئی

پس به طور خلاصه “a drop in the bucket” یعنی یه چیز خیلی خیلی کوچیک که اصلاً تأثیر خاصی نداره چون در برابر چیزهای بزرگ‌تر خیلی ناچیزه.

کاربرد اصطلاح در موقعیت‌های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی

اصطلاح “a drop in the bucket” در موقعیت‌های مختلف اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی کاربرد داره .

۱. موقعیت اجتماعی: وقتی افراد یا گروه‌های مختلف کمک مالی یا کاری می‌کنن که خیلی کوچیکه و تغییری در کل جامعه ایجاد نمیکنه.
برای مثال:

  • کمک مالی کوچیکه یه نفر به یه کمپین خیریه بزرگ، فقط یه drop in the bucket حساب میشه .

  • تلاش‌های یه نفر یا یه گروه برای حل مشکلات بزرگ اجتماعی مثل فقر، ممکنه در نگاه کلی یه drop in the bucket باشه.

Donating a small amount to the charity is just a drop in the bucket compared to the overall need.

کمک مالی کوچک به خیریه فقط یک قطره در دریاست نسبت به نیاز کلی.

۲. موقعیت اقتصادی: توی بحث‌های مالی یا اقتصادی وقتی مبلغ خیلی کم باشه نسبت به هزینه یا سرمایه کلی از این اصطلاح استفاده میکنن. برای مثال:

  • بودجه‌ای که به یه پروژه بزرگ داده میشه، اگه خیلی کم باشه، یه drop in the bucket به حساب میاد.

  • کاهش خیلی کمه هزینه‌های یه شرکت بزرگ، معمولاً a drop in the bucket هست و تأثیر زیادی نداره.

The company’s cost-cutting measures are a drop in the bucket compared to its massive expenses.

اقدامات کاهش هزینه شرکت در مقایسه با هزینه‌های عظیم آن، فقط یک قطره در دریاست.

۳. موقعیت فرهنگی: وقتی تلاش یا تغییر کوچیکی در برابر تغییرات بزرگ فرهنگی یا اجتماعی انجام میشه.
برای مثال:

  • یه فیلم یا اثر هنری ممکنه تلاش کنه تغییر فرهنگی ایجاد کنه، ولی در مقابل فرهنگ بزرگ، این تلاش‌ها a drop in the bucket به حساب میاد.

  • برنامه‌های کوچیک آموزشی برای بالا بردنه آگاهی توی یه جامعه ی بزرگ، ممکنه به عنوان a drop in the bucket دیده بشه .

The campaign to raise awareness about recycling is a drop in the bucket against the widespread pollution problem.

کمپین افزایش آگاهی درباره بازیافت، در برابر مشکل گسترده آلودگی، فقط یک قطره در دریاست.

a drop in the bucket

 مثال‌هایی از استفاده در جمله‌های واقعی

Compared to the billions needed for disaster relief, our donation was just a drop in the bucket.

در مقایسه با میلیاردها دلاری که برای کمک به مناطق آسیب‌دیده لازم است، کمک ما فقط یک قطره در دریاست.

The improvements we made in traffic flow are a drop in the bucket compared to the city’s overall congestion.

بهبودهایی که در جریان ترافیک ایجاد کردیم، در مقایسه با کل شلوغی شهر فقط یک قطره در دریاست.

Even though she worked hard, her efforts were a drop in the bucket in solving the company’s financial problems.

هرچند او سخت تلاش کرد، تلاش‌هایش فقط یک قطره در دریا برای حل مشکلات مالی شرکت بود.

Saving energy by turning off the lights when not needed is good, but it’s a drop in the bucket considering the whole country’s consumption.

صرفه‌جویی در مصرف انرژی با خاموش کردن چراغ‌ها وقتی لازم نیست، خوب است، اما در مقایسه با مصرف کل کشور فقط یک قطره در دریاست.

The amount of plastic waste recycled by the community is a drop in the bucket compared to the total pollution worldwide.

مقدار زباله‌های پلاستیکی بازیافتی توسط جامعه، در مقایسه با کل آلودگی جهان فقط یک قطره در دریاست.

The money raised by the fundraiser was a drop in the bucket compared to the cost of rebuilding the school.

پولی که در جمع‌آوری کمک‌ها جمع شد، در مقایسه با هزینه بازسازی مدرسه فقط یک قطره در دریاست.

Fixing this small leak is a drop in the bucket compared to the entire plumbing problem.

رفع این نشتی کوچک در مقایسه با کل مشکل لوله‌کشی فقط یک قطره در دریاست.

Their efforts to clean the beach were a drop in the bucket against the amount of trash in the ocean.

تلاش‌های آنها برای تمیز کردن ساحل در برابر مقدار زباله‌های دریا فقط یک قطره در دریاست.

A few new laws are a drop in the bucket when it comes to reducing air pollution in the city.

چند قانون جدید در کاهش آلودگی هوا در شهر فقط یک قطره در دریاست.

The time I spend exercising each week is a drop in the bucket compared to the amount of time I spend sitting.

زمانی که هر هفته ورزش می‌کنم در مقایسه با زمانی که نشسته‌ام فقط یک قطره در دریاست.

جمله انگلیسی ترجمه فارسی
The efforts of one volunteer are just a drop in the bucket in solving homelessness تلاش‌های یک داوطلب فقط یک قطره در دریاست برای حل مشکل بی‌خانمانی.
Compared to the global climate crisis, this small initiative is a drop in the bucket در مقایسه با بحران جهانی آب و هوا، این ابتکار کوچک فقط یک قطره در دریاست.
The tiny budget increase is a drop in the bucket when it comes to funding education افزایش بودجه ناچیز در زمینه تامین مالی آموزش فقط یک قطره در دریاست.
Donating a few books to the library is a drop in the bucket compared to its needs اهدا چند کتاب به کتابخانه در مقابل نیازهای آن فقط یک قطره در دریاست.
Our cleanup efforts in the park are a drop in the bucket compared to the pollution level تلاش‌های ما برای پاکسازی پارک در برابر سطح آلودگی فقط یک قطره در دریاست.

 

تفاوت a drop in the bucket با اصطلاحات مشابه مثل token effort، symbolic gesture و negligible impact

معادل ها و اصطلاحات مشابه که میتونین استفاده کنین:

A drop in the bucket

  • A drop in the ocean

  • A small fraction

  • A tiny amount

  • A mere trifle

  • A blip on the radar

 Token effort

  • Minimal effort

  • Cosmetic effort

  • Gesture effort

  • Surface-level effort

  • Half-hearted attempt

 Symbolic gesture

  • Token gesture

  • Ceremonial act

  • Show of support

  • Formal recognition

  • Meaningful sign

 Negligible impact

  • Minimal effect

  • Insignificant influence

  • Minor consequence

  • Little to no effect

  • Barely noticeable change

A drop in the bucket

 

حالا بریم سراغ تفاوت ها :

اصطلاح معنی کلی تفاوت و نکات مهم
A drop in the bucket مقدار یا تلاش خیلی کم و ناچیز نسبت به یه موضوع بزرگ تأکید روی کم بودن نسبت به کل موضوع داره؛ معمولاً به کم بودن کمیت اشاره داره.
Token effort تلاشی نمادین یا ظاهری که معمولاً کافی نیست تأکید بر ظاهری و الکی بودن تلاش داره ؛ یعنی فقط برای ظاهر انجام شده
Symbolic gesture حرکت نمادین که بیشتر برای نشون دادن قصد یا حمایت انجام میشه بیشتر روی جنبه نمایشی یا نشون دادن موضع تاکید داره، حتی اگه تاثیر عملی کمی داشته باشه.
Negligible impact تأثیر بسیار کم تأکید روی تاثیر کم یه حرکت داره ، نه روی کم بودن اندازه یا تلاش.

 

بیاین چند تا مثال بررسی کنیم

A drop in the bucket:

Donating $1000 is a drop in the bucket compared to the billions needed.

کمک ۱۰۰۰ دلار در مقابل میلیاردها دلار فقط قطره‌ای کوچک است.

Token effort:

They made a token effort to reduce pollution by planting one tree.

آن‌ها تلاشی نمادین برای کاهش آلودگی انجام دادند، با کاشت یک درخت.

Symbolic gesture:

The mayor’s visit to the refugee camp was a symbolic gesture of support.

بازدید شهردار از اردوگاه پناهندگان، عملی نمادین برای نشان دادن حمایت بود.

Negligible impact:

The new policy had a negligible impact on unemployment rates.

سیاست جدید تأثیر بسیار کمی روی نرخ بیکاری داشت.

امیدوارم این مقاله به کارتون اومده باشه . برای اطلاعات و مثال های بیشتر دیکشنری رو چک کنین.

مکالمه مهم ترین مهارت برای ارتباطه. وقتی با هم حرف می‌زنیم، می‌تونیم احساس‌هامون رو بگیم، درباره چیزهای مختلف نظر بدیم و همدیگه رو بهتر بفهمیم. مکالمه کمک می‌کنه روابطمون با خانواده، دوستا و همکارا قوی‌تر بشه و کلی سوءتفاهم از بین بره. حتی وقتی مشکلی پیش میاد، حرف زدن راه حل‌ها رو راحت‌تر می‌کنه.

خلاصه اینکه، مهارت خوب حرف زدن، زندگی رو خیلی بهتر و راحت‌تر میکنه. توی هر زبانی مکالمه مهم ترین بخشه ، دست کمش نگیرین. دوره مکالمه زبان انگلیسی گاما ، به صورت فشرده و کاربردی طراحی شده تا هر چیزی که شما برای بهتر شدن توی مکالمه نیاز دارین رو در اختیارتون بزاره.

در کنار این دوره تعیین سطح زبان انگلیسی  آنلاین و رایگان هم دارن که دقیقا بدونین از کجا باید شروع کنین.

5/5 - (1 امتیاز)

آزمون

اشتراک گذاری در شبکه ای اجتماعی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

icon
ارتباط با کارشناسان گاما [شعبه شیراز]
×
خانم مرزبان کارشناس آلمانی Whatsapp chat
تلفن شیراز (شعبه خلدبرین) Whatsapp chat
11 +