اصطلاح انگلیسی accidentally on purpose به چه معناست؟ در این مقاله با معنی، کاربرد، ترجمه فارسی و مثالهای واقعی این اصطلاح آشنا شوید. مناسب برای زبانآموزان و علاقهمندان به اصطلاحات انگلیسی.
اصطلاح “accidentally on purpose” یه عبارت طنزآمیز و دوپهلو در زبان انگلیسیه که معنی: “عمداً کاری رو انجام دادن، ولی طوری که انگار تصادفی بوده” رو میده. یه جورایی میشه گفت: الکی مثلا اتفاقی شد!
این عبارت معمولاً برای موقعیتهایی استفاده میشه که کسی نمیخواد مستقیم و آشکارا کاری رو انجام بده، ولی در اصل، نیتش کاملا عمدیه.
تلفظ این اصطلاح به این صورته : /ˌæk.sɪˈden.təl.i ɑn ˈpɜr.pəs/
اول فکر میکردم یاد گرفتن لغت به تنهایی کافی باشه، ولی خیلی زود فهمیدم بدون یادگیری اصطلاحها، زبان رو نمیتونم خوب بفهمم یا استفاده کنم مخصوصا موقع دیدن فیلم ها. وقتی اصطلاحا رو یاد میگیرین، دیگه میتونین بهتر با مردم ارتباط برقرار کنین و مثل خودِ اونها صحبت کنین.
این صفحه آموزش زبان انگلیسی پر از مقاله های کاربردیه که میتونه خیلی بهتون در این زمینه کمک کنه.
ترجمه فارسی و مفهوم اصطلاح accidentally on purpose در زبان انگلیسی
این عبارت ترکیبی از دو کلمهی متضاده:
-
accidentally یعنی به طور اتفاقی
-
on purpose یعنی عمداً، با قصد و نیت
وقتی این دوتا با هم ترکیب میشن ، معنی جالبی به وجود میاد: یعنی کاری را عمداً انجام دادن، اما طوری رفتار کردن که انگار اتفاقی و بدون قصد بوده!
فرض کنین یه نفر کاری کرده که واقعاً برنامهریزی شده و هدفمند بوده، اما نمیخواد بقیه بدونن یا فکر کنن این کار عمداً انجام شده. بنابراین وانمود میکنه که اون کار اتفاقی بوده.
کاربرد اصطلاح accidentally on purpose در موقعیتهای روزمره و فرهنگی
از این اصطلاح توی موقعیت های مختلفی میتونین استفاده کنین چون یکی از رایج ترین اصطلاحات انگلیسیه . چند تا از بیشترین موقعیت هایی که استفاده میشه رو براتون اینجا توضیح میدم.
- دوستی و روابط:
وقتی میخواین توجه یه دوست یا شخص خاص رو جلب کنین ، ولی نمیخواین مستقیم این موضوع رو متوجه بشه. مثلا عمداً نزدیکش میشین یا کاری میکنین که انگار اتفاقی بوده:
He accidentally on purpose bumped into her to start a conversation.
او عمداً به ظاهر اتفاقی به او برخورد کرد تا صحبت کنند.
- طنز و شوخی:
وقتی میخواین با کسی شوخی کنین و بگین کاری رو «عمداً ولی طوری که انگار اتفاقی بوده» انجام دادین.
I accidentally on purpose ate the last cookie.
من عمداً ولی ظاهرا اتفاقی آخرین کوکی رو خوردم.
-
در فیلمها و سریالها:
این اصطلاح معمولاً وقتی به کار میره که شخصیتها میخوان نیت پشت یه حرکت رو مخفی کنن و وانمود کنن بیقصد و اتفاقی بوده. مثلاً کسی به صورت «accidentally on purpose» باعث یه موقعیت کمدی یا درام میشه. -
در ادبیات و طنز:
نویسندهها و طنزپردازها این اصطلاح رو استفاده میکنن تا نشون بدن یه کار هدفمند اما پنهونی انجام شده. این کمک میکنه شخصیتها پیچیدهتر و داستان جذابتر بشه. -
در مکالمات روزمره:
بیشتر مردم وقتی میخوان یه حرکت زیرکانه رو به شکلی بگن که خیلی جدی نباشه یا شوخی باشه، از این اصطلاح استفاده میکنن.

مثالهایی از استفاده در جمله
He accidentally on purpose forgot to bring his homework to school.
او عمداً تکلیفش رو به مدرسه نیاورد ولی وانمود کرد اتفاقی بوده .
She accidentally on purpose left her phone at his house so she could see him again.
او عمداً طوری وانمود کرد که گوشیاش را در خانهاش جا گذاشته تا دوباره او را ببیند.
I accidentally on purpose ate the last slice of pizza because I was really hungry.
من عمداً به صورت اتفاقی آخرین تکه پیتزا را خوردم چون خیلی گرسنه بودم.
They accidentally on purpose ignored the invitation because they didn’t want to go.
آنها عمداً طوری وانمود کردند که دعوت را ندیدهاند چون نمیخواستند بروند.
He accidentally on purpose spilled the coffee to get out of the meeting early.
او عمداً ولی به ظاهر اتفاقی قهوه را ریخت تا زودتر از جلسه بیرون برود.
I accidentally on purpose sent him the wrong address so he wouldn’t come.
یه جورایی آدرس اشتباهی براش فرستادم که نیاد، انگار اتفاقی بود ولی عمداً بود!
She accidentally on purpose wore her ex-boyfriend’s favorite color to the party.
اون عمداً و بهظاهر اتفاقی لباس به رنگ مورد علاقهی دوستپسر سابقش رو تو مهمونی پوشید.
He accidentally on purpose dropped his pen near her so she’d notice him.
خودکارشو عمداً نزدیکش انداخت که توجهش رو جلب کنه، ولی وانمود کرد اتفاقی بود!
I accidentally on purpose showed up late so I wouldn’t have to talk to everyone.
عمداً دیر رسیدم که مجبور نباشم با همه حرف بزنم، طوری که انگار تصادفی بوده!
They accidentally on purpose ‘forgot’ to invite her to the meeting.
عمداً «فراموش کردن» که اون رو به جلسه دعوت کنن، ولی طوری وانمود کردن که انگار تصادفی بوده!
My little brother accidentally on purpose broke my headphones.
داداش کوچیکم عمداً هدفونم رو شکست، ولی طوری وانمود کرد که تصادفی بوده!
She accidentally on purpose left her diary open on the table.
دفتر خاطراتش رو عمداً باز گذاشت روی میز، انگار که فراموش کرده باشه!
He accidentally on purpose mentioned his promotion in front of his jealous colleague.
ارتقاش رو عمداً جلوی همکار حسودش گفت، ولی طوری رفتار کرد که انگار اتفاقی بوده!
| جمله انگلیسی | ترجمه فارسی |
|---|---|
| I accidentally on purpose ignored her calls to get some time alone | عمداً تماسهاش رو جواب ندادم تا کمی تنها باشم، ولی طوری که انگار تصادفی بود! |
| She accidentally on purpose spilled coffee on the report to avoid finishing it | اون عمداً قهوه رو روی گزارش ریخت تا مجبور نشه تمومش کنه، ولی طوری نشون داد که اتفاقی بوده! |
| He accidentally on purpose left his umbrella at the café so she would call him | عمداً چترش رو تو کافه جا گذاشت تا اون زنگ بزنه، ولی وانمود کرد که فراموش کرده! |
| They accidentally on purpose showed up late to avoid an awkward conversation | عمداً دیر رسیدن تا از یه گفتگوی ناخوشایند فرار کنن، ولی طوری رفتار کردن که انگار اتفاقی بوده! |
تفاوت accidentally on purpose با اصطلاحات مشابه
توی سه دسته مختلف میتونیم معادل های مشابه اصطلاح accidentally on purpose رو قرار بدیم :
معادلهای مستقیم :
-
Pretend it was an accident – وانمود کردن که اتفاقی بوده
-
Deliberately but disguised – عمداً اما پنهانی
-
On purpose but acted casual – از روی قصد، ولی با رفتار بیخیال
-
Secretly intentional – مخفیانه عمدی
-
Calculated move – حرکت حسابشده
-
Planned “mistake” – اشتباه برنامهریزیشده
-
Fake accident – اتفاق ساختگی
-
Intentionally “by accident” – عمداً به بهانهی اتفاقی بودن
-
On purpose in disguise – کار عمدی در قالب تصادفی بودن

اصطلاحات مشابه در لحن یا کاربرد (غیرمستقیم ولی مرتبط):
-
Passive-aggressive behavior – رفتار غیرمستقیم و طعنهدار
-
Playing dumb – خود را به نادانی زدن (برای پنهانکاری)
-
Subtly manipulative – دستکاری زیرکانه
-
Making it look unintentional – طوری وانمود کردن که انگار بدون قصد بوده
-
Feigning innocence – تظاهر به بیگناهی
-
Putting on an act – نقش بازی کردن
اصطلاحات غیررسمی و محاورهای (طنز یا عامیانه):
-
Oops… not really! – اوه، ببخشید… نه واقعاً! (طنز برای کار عمدی)
-
Whoops, I did it again (but totally meant to) – اوه، دوباره شد! (ولی اینبار با قصد)
-
Oopsie on purpose – اتفاقیِ عمدی! (محاورهای و بامزه)
-
Planned coincidence – تصادف از پیش تعیینشده
-
“Forgetfully on purpose” – فراموشیِ عمدی
حالا بریم سراغ تفاوت هاشون
| اصطلاح انگلیسی | ترجمه فارسی | تفاوت با “accidentally on purpose” |
|---|---|---|
| On purpose | عمداً، از روی قصد | مستقیم و صریحه، بدون تظاهر به تصادفی بودن |
| By accident | اتفاقی، تصادفی | برعکسِ کامل “accidentally on purpose” |
| Pretend it was an accident | وانمود کردن که تصادفی بوده | شبیهشه، ولی تأکیدش بیشتر روی دروغ گفتن و نقش بازی کردنه |
| Deliberately but disguised | عمداً، اما پنهانی | رسمیتر و کمی مبهمتر، حس طنز و بازی زبانی نداره |
| Secretly intentional | عمداً اما بهصورت مخفی | شبیهشه، ولی ممکنه حالت جدیتر یا حتی منفیتری داشته باشه |
| Planned “mistake” | اشتباه برنامهریزیشده | تأکید بیشتر روی برنامهریزی از قبل، نه وانمود به تصادفی بودنه |
| Calculated move | حرکت حسابشده | معمولاً در موقعیتهای استراتژیک به کار میره، نه لزوماً با وانمود کردن |
| Fake accident | اتفاق ساختگی | واضحتر و فریبکارانهتر از “accidentally on purpose” |
| Intentionally ‘by accident’ | عمداً با تظاهر به اتفاقی بودن | تقریباً هممعنی با “accidentally on purpose”، ولی توضیحیه نه اصطلاح مستقل |
| On purpose in disguise | عمداً ولی با ظاهری متفاوت (پنهانی) | بیشتر ادبی و استعاریه، حس خودمونی و محاورهای نداره |
تحلیل روانشناختی و اجتماعی اصطلاح accidentally on purpose
اصطلاح accidentally on purpose فقط یه بازی زبانی بامزه نیست پشت این عبارت، مفاهیم جالبی از روانشناسی رفتار آدم ها و تعاملات اجتماعیشون پنهون شده.
دوگانگی نیت (Ambivalence of Intention)
وقتی کسی کاری رو “accidentally on purpose” انجام میده، در واقع داره دو تا احساس یا دو نیت متضاد رو همزمان تجربه میکنه:
-
هم میخواد یه کاری بکنه (قصدشو داره)
-
هم نمیخواد مسئولیتش رو بهصورت مستقیم قبول کنه
این نوع رفتار معمولاً از ترس قضاوت، طرد شدن، یا احساس خجالت میاد.
مثلاً کسی ممکنه بخواد توجه جلب کنه ولی نگران باشه ضایع بشه؛ پس کاری میکنه که انگار اتفاقی بوده.
مکانیزم دفاعی روانی (Psychological Defense Mechanism)
“accidentally on purpose” در واقع نوعی دفاع روانیه شبیه به:
-
rationalization (توجیه رفتار)
-
denial (انکار نیت واقعی)
-
projection (فرافکنی)
کسی که با انجام دادن کاری بهظاهر «اتفاقی»، نیت واقعی خودش رو از خودش و بقیه پنهون میکنه ، در واقع داره از فشار روانی و اضطراب ناشی از صداقت مستقیم فرار میکنه.
کنترل غیرمستقیم (Indirect Control)
بعضی ها برای رسیدن به خواستشون بدون اینکه مستقیم دخالت کنن، این روش رو به کار میبرن.
مثلاً: بهجای اینکه مستقیم بگه «میخوام ببینمت»، دفترشو جا میذاره که طرف زنگ بزنه.
این نوع رفتار در روانشناسی، جزو رفتارهای غیرمستقیم و یا دستکاریشده (manipulative) طبقهبندی میشه.
خلاصه بخوام براتون بگم : اصطلاح “accidentally on purpose” یه عبارت ساده نیست؛
بلکه پشتش ترکیبی از:
-
ترس از قضاوت
-
نیاز به دیدهشدن
-
میل به کنترل موقعیتها و ..
پنهانه. این رفتارا نشون میدن آدما چطور سعی میکنن هم خواستههاشون رو بهدست بیارن و هم از مسئولیت مستقیم دور بمونن.
برای اطلاعات و مثال های بیشتر دیکشنری رو چک کنین.
امیدوارم با این مقاله جواب سوالاتون رو گرفته باشین.
