اصطلاح add fuel to the flames در زبان انگلیسی به چه معناست؟ در این مقاله با ترجمه فارسی، کاربرد در جمله، تفاوت با اصطلاحات مشابه و مثالهای واقعی آشنا شوید.
اصطلاح “add fuel to the flames” در زبان انگلیسی به معنی “آتش زیر خاکستر ریختن” یا “وضعیت رو بدتر کردنه”.
وقتی کسی “add fuel to the flames” میکنه، یعنی بهجای اینکه اوضاع رو بهتر کنه، کاری میکنه که بدتر بشه.
در واقع، یه موقعیت پرتنش یا ناراحتکننده وجود داره، و اون شخص با حرف یا رفتارش باعث میشه اون تنش بیشتر و شدیدتر بشه ، درست مثل اینه که رو یه آتیش در حال سوختن، بنزین بریزی.
شنیدین میگن طرف آتیش بیار معرکه اس ؟ دقیقا معنیش همینه.
Definition in English :Add fuel to the flames means to do or say something that makes a bad situation worse or increases anger, tension, or conflict.
تلفظش به این صورته : /æd fjuːəl tuː ðə fleɪmz/
اصطلاحات جمله هایی هستن که معنیشون با معنی تکتک کلماتش ممکنه فرق داشته باشه. وقتی اصطلاحات رو یاد بگیریم، بهتر میتونیم با بقیه انگلیسی یا حالا هر زبونی حرف بزنیم و حرفهامون طبیعیتر و جذابتر میشه. از طرفی اصطلاحا به ما کمک میکنن تا فرهنگ و طرز فکر مردم اون کشور رو بهتر بفهمیم. پس اگه میخواین زبان رو خوب یاد بگیرین، باید حتماً اصطلاحات رو هم یاد بگیرین و تمرین کنین.
در این زمینه هم صفحه آموزش زبان انگلیسی هر روز مقاله هایی به صورت رایگان منتشر میکنه که شما میتونین استفاده کنین.
ترجمه فارسی و مفهوم اصطلاح در زبان انگلیسی
ترجمه فارسی اصطلاح add fuel to the flames :
- آتش زیر خاکستر ریختن
- وضعیت را بدتر کردن
- به آتش دامن زدن
کاربرد اصطلاح در موقعیتهای اجتماعی، احساسی و شغلی
معمولا این اصطلاح هر جایی که شرایط بد باشه کسی تنش رو بیشتر کنه استفاده میشه . برای مثال :
موقعیتهای اجتماعی:
وقتی تو جمع دوستانه یا خانواده بحثی شروع میشه و یکی با حرفهای تند یا نیشدار باعث میشه بحث جدیتر و عصبیتر بشه. مثلاً وقتی کسی به جای اینکه وسط بحث آرامش ایجاد کنه، با حرفاش باعث تحریک دیگران میشه.
.When Sarah started blaming John loudly in front of everyone, she just added fuel to the flames of their argument
وقتی سارا شروع کرد جلوی همه جان را سرزنش کند، فقط به دعواشان دامن زد.
موقعیتهای احساسی:
وقتی یکی از طرفین رابطه عاطفی ناراحت یا دلخوره و طرف مقابل با رفتار یا حرفهایی که باعث میشه احساسات منفی بیشتر بشه شرایط رو بدتر میکنه ، مثلاً یادآوری مشکلات گذشته در زمان ناراحتی.
.Bringing up his past mistakes during their fight only added fuel to the flames and made things worse
یادآوری اشتباهات گذشتهاش در جریان دعوایشان فقط به تنشها دامن زد و اوضاع را بدتر کرد.
موقعیتهای شغلی:
در محل کار وقتی یه مشکل یا اختلاف نظر بین همکارا یا مدیر و کارمند وجود داره، و یکی با واکنشهای تند، اظهارنظرهای غیرمنطقی یا انتشار شایعه باعث میشه فضای کاری مسمومتر و مشکل شدیدتر بشه.
.Spreading rumors about the management didn’t solve anything; it just added fuel to the flames in the office
پخش شایعات درباره مدیریت هیچ مشکلی را حل نکرد؛ فقط فضای دفتر را مسمومتر کرد.

مثالهایی از استفاده در جملههای واقعی
.Arguing back will only add fuel to the flames and make things worse
جواب دادن با دعوا فقط اوضاع را بدتر میکند.
She knew he was upset, but her reaction just added fuel to the flames.
او میدانست که ناراحت است، اما واکنش او فقط اوضاع را خرابتر کرد.
Posting that angry comment online is just adding fuel to the flames of the debate.
گذاشتن آن نظر عصبانی در اینترنت فقط به بحث دامن میزند.
His refusal to apologize only added fuel to the flames of the disagreement.
نپذیرفتن عذرخواهی فقط اختلاف را شدیدتر کرد.
Gossiping about coworkers adds fuel to the flames of office politics.
غیبت درباره همکاران باعث بیشتر شدن حرفوحدیثهای محل کار میشود.
The manager’s harsh words added fuel to the flames of employee dissatisfaction.
حرفهای تند مدیر باعث نارضایتی بیشتر کارکنان شد.
When tensions are already high, careless remarks add fuel to the flames.
وقتی همه عصبی هستند، حرفهای بیفکر فقط اوضاع را بدتر میکند.
Instead of calming things down, his actions added fuel to the flames.
به جای اینکه اوضاع را آرام کند، کارهای او فقط مشکلات را زیاد کرد.
Sharing confidential information with the wrong person only adds fuel to the flames.
دادن اطلاعات محرمانه به فرد اشتباه فقط اوضاع را پیچیدهتر میکند.
.Making accusations without proof just adds fuel to the flames
اتهامزدن بدون مدرک فقط اوضاع را بدتر میکند.
Her sarcastic remarks during the meeting added fuel to the flames of the disagreement.
حرفهای کنایهآمیز او در جلسه باعث تشدید اختلاف شد.
Ignoring the problem won’t help; it will only add fuel to the flames.
نادیده گرفتن مشکل کمکی نمیکند؛ فقط اوضاع را بدتر میکند.
| جمله انگلیسی | ترجمه فارسی |
|---|---|
| Spreading false rumors only adds fuel to the flames of conflict | پخش شایعات دروغ فقط باعث بیشتر شدن دعوا و مشکل میشود. |
| His refusal to listen added fuel to the flames of the argument | گوش ندادنش باعث شد دعوا بدتر شود. |
| Criticizing her in front of others added fuel to the flames | جلوی بقیه ازش انتقاد کردن فقط اوضاع را بدتر کرد. |
| The unexpected delay added fuel to the flames of customer frustration | تأخیر ناگهانی باعث شد مشتریها بیشتر ناراحت شوند. |
| Their constant disagreements are just adding fuel to the flames | دعواهای مکرر آنها فقط اوضاع را خرابتر میکند. |
تفاوت add fuel to the flames با اصطلاحات مشابه مثل provoke، escalate و stir up
اصطلاح add fuel to the flames معادل های زیادی داره :
-
Provoke : تحریک کردن کسی برای واکنش منفی
-
Escalate : بیشتر کردن شدت یا وسعت یک مشکل یا درگیری
-
Stir up : بهوجود آوردن احساسات منفی یا تنش
-
Fan the flames : مثل «add fuel to the flames»، باعث تشدید مشکل شدن
-
Make matters worse : اوضاع را بدتر کردن
-
Aggravate : تشدید کردن مشکل یا ناراحتی
-
Incite : تحریک به انجام کاری (معمولاً منفی، مثل خشونت یا شورش)
-
Inflame : به آتش کشیدن یا شعلهور کردن (مجازاً به معنای تشدید تنش یا عصبانیت)
-
Rile up : عصبانی یا تحریک کردن کسی
-
Add insult to injury : وضعیت بد را بدتر کردن با کار یا حرف بد (معمولاً بعد از یه اتفاق منفی)
-
Exacerbate : بدتر یا وخیمتر کردن یک مشکل یا وضعیت
-
Fuel the fire : همان معنای «add fuel to the flames»، دامن زدن به مشکل یا تنش
-
Stoke the fire : به معنای تشدید کردن یا دامن زدن به آتش (مجازاً به معنی افزایش تنش)
-
Trigger : راه انداختن یا باعث شدن (معمولاً واکنش منفی)
-
Rouse : برانگیختن احساسات یا واکنشها (مثلاً عصبانیت یا اعتراض)

حالا بریم سراغ تفاوت ها :
| اصطلاح | نوع | کاربرد اصلی | تفاوت و نکات مهم |
|---|---|---|---|
| Add fuel to the flames | عبارت اصطلاحی (idiom) | بدتر کردن اوضاع (معمولاً غیرعمدی) | محاورهای، بیشتر برای بدتر شدن وضعیت به کار میره |
| Provoke | فعل | تحریک عمدی برای واکنش منفی (مثلاً خشم) | فعل مستقیم و رسمیتر، معمولا با قصد خاصی استفاده میشه |
| Escalate | فعل | شدیدتر یا گستردهتر شدن مشکل یا درگیری | رسمی، بیشتر درباره روند افزایش تنش در مسائل جدی و رسمی |
| Stir up | فعل | ایجاد یا تحریک احساسات منفی و تنش | معمولاً عمدی، محاورهای، برای تحریک احساسات یا آشفتگی |
| Aggravate | فعل | تشدید کردن مشکل یا وضعیت ناراحتکننده | رسمیتر، معمولاً در زمینه مشکلات پزشکی یا اجتماعی |
| Incite | فعل | تحریک به انجام کاری (معمولاً منفی، مثل شورش) | بسیار رسمی و قانونی، معمولاً درباره تحریک به خشونت یا اعتراض |
| Fan the flames | عبارت اصطلاحی (idiom) | دامن زدن به تنش یا مشکل | خیلی شبیه به «add fuel to the flames»، هم معنی و هم کاربرد |
برای هر کدوم یه سری مثال میزنم که بهتر متوجه بشین.
The protesters were provoked by the police’s aggressive behavior
معترضان توسط رفتار پرخاشگرانه پلیس تحریک شدند.
The small dispute escalated into a full-blown conflict between the two families
اختلاف کوچک به یک درگیری بزرگ بین دو خانواده تبدیل شد.
His speech stirred up strong emotions among the crowd
سخنرانی او احساسات شدیدی در میان جمعیت به وجود آورد.
Lack of rest can aggravate your health problems
کمبود استراحت میتواند مشکلات سلامتی شما را تشدید کند.
He was accused of inciting violence during the protest
او متهم به تحریک خشونت در طول اعتراض شد.
The media coverage only fanned the flames of public anger
پوشش رسانهای فقط خشم عمومی را بیشتر کرد.
امیدوارم با این مقاله جواب سوالتون رو گرفته باشین.
برای اطلاعات و مثال های بیشتر دیکشنری رو چک کنین.
اگه قصد دارین مدرک آیلتس بگیرین و نمیدونین از کجا باید شروع کنین، مقاله ی برای گرفتن مدرک آیلتس از کجا شروع کنیم خیلی بدردتون میخوره.
تو این مقاله مرحله به مرحله توضیح دادم چطور برنامهریزی کنین، منابع خوب پیدا کنین و با ساختار آزمون آیلتس آشنا بشین تا بهترین نتیجه رو بگیرید. برای موفقیت در آیلتس فقط کافیه یه شروع درست داشته باشین!
