معنی All in a days work چیست ؟ در این مقاله با معنی، کاربرد، ترجمه فارسی و مثالهای واقعی این اصطلاح آشنا شوید. مناسب برای زبانآموزان و علاقهمندان به اصطلاحات انگلیسی.»
وقتی کسی میگه “All in a day’s work”، یعنی اون کاری که انجام داده (حتی اگه به نظر بقیه سخت یا عجیب باشه)، برای خودش چیز خاصی نبوده و جزو کارهای روزمرهشه.
یه جورایی میشه گفت: مثل آب خوردن بود .
تلفظش هم به این صورته : /ɔːl ɪn ə deɪz wɜːrk/
اگه تصمیم گرفتین زبان جدیدی یاد بگیرین و دنبال یه آموزشگاه معتبر و حرفهای میگردین، حتماً لیست بهترین آموزشگاههای زبان در تهران رو بررسی کنین. این فهرست بهتون کمک میکنه تا بین گزینههای متنوع، مناسبترین مرکز رو برای سطح و هدفتون پیدا کنین.
البته اگه ساکن کرج هستین یا نمیخواین مسیر طولانی تا تهران رو طی کنین، نگران نباشین! لیست بهترین آموزشگاههای زبان در کرج هم براتون آمادهست یه راهنمای کامل و بهروز برای شروع یادگیری در نزدیکترین نقطه به محل زندگیتون.
مفهوم اصطلاح All in a days work و ترجمه فارسی
اصطلاح All in a days work زمانی استفاده میشه که کسی کاری انجام داده که ممکنه از نظر بقیه سخت، عجیب، جالب یا تحسینبرانگیز باشه، ولی خودش میگه اون کار برای من عادیه، بخشی از شغلم یا وظیفمه و چیز خاصی نیست. خیلی ساده بخوام بگم معادل این اصطلاح تو فارسی میشه، کاری نکردم که!
کاربرد اصطلاح در مکالمات روزمره
بعد از فهمیدن جواب سواله معنی All in a days work چیست ، میرسیم به کاربرد های این جمله و جاهایی که استفاده میشه، براتون پررنگ ترین کابرد های این اصطلاح رو با مثال توضیح میدم .
- وقتی کاری کردین که بقیه ازش تعجب کردن یا تحسینتون کردن
.A: I can’t believe you fixed the whole system in just one night
B: Eh, all in a day’s work
باورم نمیشه کل سیستم رو یهشبه درست کردی!
کاری نکردم که
A: You fixed my laptop in 10 minutes! That’s amazing
B: Nah, all in a day’s work
لپتاپمو تو ۱۰ دقیقه درست کردی! عالی بود.
نه بابا، از کارای روزمرهست.
- وقتی ازتون تشکر کردن بابت کاری که انجام دادین
.A: Thanks for covering my shift today, I really owe you
B: No worries, all in a day’s work
بابت اینکه امروز شیفتمو پوشش دادی واقعاً ممنونم.
نگران نباش، کاری نکردم، وظیفه بود.
.A: Thanks for staying late to help me finish the report
B: No problem, all in a day’s work
ممنون که تا دیر وقت موندی کمکم کردی گزارش رو تموم کنم.
اصلاً مشکلی نبود، کار هر روزمه.
- توی محیط کار، وقتی یه مشکل رو حل کردی
.Boss: That client was tough, but you handled it perfectly
You: All in a day’s work
اون مشتری خیلی سختگیر بود، ولی عالی مدیریت کردی.
وظیفهم بود دیگه، چیزی نبود.
A: You handled that angry customer like a pro
B: All in a day’s work
اون مشتری عصبی رو مثل یه حرفهای مدیریت کردی.
ای بابا، اینم یه روز کاری عادی بود.
- بعد از یه کار فیزیکی سخت یا قهرمانانه
A: You carried all those heavy boxes by yourself
B: all in a day’s work
همه اون جعبههای سنگین رو تنهایی بردی؟!
آره بابا، چیز خاصی نبود.
A: You pulled that kid out of the water? You’re a hero
B: just all in a day’s work
اون بچه رو از آب کشیدی بیرون؟ تو یه قهرمانی!
وظیفم بود.
.A: You volunteered all weekend at the shelter? That’s incredible
B: All in a day’s work
کل آخر هفته رو داوطلبانه توی پناهگاه کمک کردی؟ عالیه.
خب دیگه، همیشه از این کارا میکنم.
لحن استفاده از این اصطلاح معمولاً فروتنانهست. یعنی وقتی کسی میگه “All in a day’s work”، معمولاً با یه لحن ساده و بیادعا میگه، طوری که انگار نمیخواد خودش رو بزرگ نشون بده.
مثالهای بیشتر از استفاده در جمله
| جمله انگلیسی | ترجمه فارسی (محاورهای) | نوع موقعیت / کاربرد |
|---|---|---|
| You finished that project alone? Wow!
All in a day’s work |
پروژه رو تنهایی تموم کردی؟ آره بابا، کاری نبود. | تعجب/تحسین دیگران |
| Thanks for helping me move all that stuff! All in a day’s work | ممنون که کمک کردی همه اون وسایل رو جابهجا کنم! قابلی نداشت، همیشه در خدمتم! | پاسخ به تشکر |
| You stayed calm during that emergency. All in a day’s work | تو اون شرایط بحرانی خیلی خونسرد موندی. وظیفم بود دیگه. | کار حرفهای/بحرانی |
| You saved the documents before the system crashed? Yep, all in a day’s work | قبل از اینکه سیستم بپره مدارک رو ذخیره کردی؟ آره دیگه، از کارای روزمرهست. | واکنش به کار هوشمندانه |
| You walked 10 km to deliver the package? All in a day’s work | ۱۰ کیلومتر راه رفتی که بسته رو برسونی؟ آره بابا، کاری نداره! | کار سخت یا فیزیکی |
| You fixed the Wi-Fi again? All in a day’s work | باز هم وایفای رو درست کردی؟ آره، مثل همیشه! | کار تکراری/فنی |
| You rescued a cat from a tree? All in a day’s work | یه گربه رو از رو درخت نجات دادی؟ خب دیگه، از وظایفم بود. | شغل خاص (مثل آتشنشان) |
| You handled all those angry customers? All in a day’s work | همه اون مشتریای عصبانی رو کنترل کردی؟ آره، روز کاری معمولیه برام. | مدیریت شرایط سخت |
این جمله ها برای سطح متوسط بود ، جدول بعدی جمله های Advanced رو براتون قرار میدم.
| جمله انگلیسی (رسمی/پیشرفته) | ترجمه فارسی (رسمی/اداری) | زمینه استفاده |
|---|---|---|
| Completing urgent tasks under pressure is all in a day’s work for our team | انجام کارهای فوری تحت فشار، بخشی از وظایف روزانه تیم ماست. | گزارش عملکرد / معرفی تیم |
| While the situation was challenging, managing crises like this is all in a day’s work for experienced professionals | با اینکه شرایط سخت بود، ولی مدیریت چنین بحرانهایی برای متخصصان باتجربه جزو کارهای روزمره است. | ارائه رسمی / مصاحبه شغلی |
| We don’t seek recognition; it’s all in a day’s work | ما به دنبال تقدیر نیستیم؛ اینها جزئی از وظایف ماست. | پاسخ فروتنانه به تشویق |
| Ensuring client satisfaction, even under tight deadlines, is all in a day’s work for us | جلب رضایت مشتری با وجود زمان محدود جزو مسئولیتهای همیشگی ماست. | مکاتبات کاری / تبلیغات شرکتی |
| Though the workload was intense, I consider it all in a day’s work | با اینکه حجم کار زیاد بود، اما آن را بخشی از کار روزمرهام میدانم. | گزارش شخصی / مصاحبه رسمی |
| Supporting colleagues when they’re overwhelmed is simply all in a day’s work | کمک به همکاران در زمان فشار کاری، تنها بخشی از وظایف روزانه من است. | فرهنگ سازمانی / گزارش تیمی |
| We are trained for situations like this it’s all in a day’s work | ما برای چنین موقعیتهایی آموزش دیدهایم این هم بخشی از وظیفهی ماست. | پاسخ حرفهای (مثلاً نیروهای امدادی یا فنی) |
| Providing high-quality service regardless of circumstances is all in a day’s work | ارائه خدمات باکیفیت، فارغ از شرایط، جزو وظایف همیشگی ماست. | تعهد کاری / بیانیه سازمانی |
تفاوت با اصطلاحات مشابه
اول براتون یه جدول آماده کردم از اصطلاحات مشابه All in a day’s work :
| اصطلاح انگلیسی | معنی فارسی |
|---|---|
| Business as usual | روال عادی کار |
| Just another day at the office | یه روز کاری معمولی دیگه |
| Par for the course | قابل انتظار / طبیعی در این شرایط |
| Same old, same old | همون کارهای تکراری همیشگی |
| Part of the job | بخشی از شغله / جزو وظیفهست |
| Comes with the territory | لازمهی این شغله |
| It goes with the job | با این شغل همراهه |
Business as usual
این اصطلاح بیشتر زمانی استفاده میشه که بعد از یه اختلال، کارها دوباره به حالت عادی برگشتن یا در حال انجام شدنن، برخلاف “all in a day’s work” که تأکید داره یه کار خاص، عادی بهحساب میاد.
.There was a protest outside, but inside the office it was business as usual
بیرون تظاهرات بود، اما داخل دفتر کارها طبق معمول پیش میرفت.
Just another day at the office
تقریباً هممعنی با All in a day’s work هست، اما بیشتر با طنز یا طعنه برای موقعیتهای عجیب یا سخت استفاده میشه.
.I chased a monkey off the roof this morning. Just another day at the office
امروز صبح یه میمون رو از روی پشتبوم فراری دادم. یه روز معمولیه دیگه!
Par for the course
به معنای “قابل پیشبینی” در شرایط خاصه. تأکیدش روی قابل انتظار بودنه، نه اینکه جزو وظایف روزمره باشه.
.Another delay? That’s par for the course with this project
یه تأخیر دیگه؟ تو این پروژه طبیعیه.
Same old, same old
تأکید روی یکنواختیه خستهکننده یا تکرار روزمرهست، معمولاً با بار منفی یا بیحوصلگی همراهه. ولی All in a day’s work خنثی یا حتی مثبت میتونه باشه.
?How’s work+
.Same old, same old-
کارا چطوره؟
همون کارهای تکراری همیشگی.
Part of the job
شبیه به All in a day’s work، ولی تأکیدش بیشتر روی وظیفه بودن اون کار هست، حتی اگه ناراحتکننده یا سخت باشه.
.Dealing with angry customers is part of the job
برخورد با مشتریهای عصبانی جزو شغله.
Comes with the territory
مثل مورد قبلی، ولی بیشتر برای موقعیتهایی استفاده میشه که ناراحتکننده، ناخواسته هستن.
.Criticism comes with the territory when you’re in the public eye
وقتی توی دید عموم هستی، انتقاد کردن طبیعیه.
It goes with the job
نسخه غیررسمیتر همون “Comes with the territory” هست. معنایی مشابه دارن ، اما در مکالمههای دوستانه بیشتر کاربرد داره.
.Working weekends? Yeah, it goes with the job
آخر هفته کار کردن؟ آره، با این شغل عجینه.
| اصطلاح | کاربرد |
|---|---|
| All in a day’s work | کار سخته ولی عادیه و جزو روال روزمرهست |
| Business as usual | ادامه کارها طبق معمول (حتی در بحران) |
| Just another day at the office | طنز درباره کار عجیب ولی عادی |
| Par for the course | چیزی که قابل پیشبینیه |
| Same old, same old | تکراری و خستهکننده |
| Part of the job | جزو مسئولیتهای طبیعی شغله |
| Comes with the territory | پیامد طبیعی یا ناخوشایند یک موقعیت |
| It goes with the job | نسخه محاورهای اصطلاح بالا |

نکات گرامری و فرهنگی مرتبط
در بخش گرامر دوتا نکته هست که باید بهش توجه کنین :
ساختار اصطلاح
-
این عبارت به صورت اسمی (noun phrase) استفاده میشه.
-
معمولاً در انتهای جمله میاد و به وضعیت یا حرکتی خاص اشاره میکنه.
توجه به استفاده از ’s
عبارت a day’s work یعنی:
کار یک روز → مالکیت روز نسبت به کار
(مثل: a week’s time, a month’s salary)
در بخش فرهنگی :
این اصطلاح بیشتر برای شغل هایی استفاده میشه که با موقعیتهای غیرمنتظره یا دشوار سر و کار دارن، مثل:
-
پلیس، آتشنشان، پزشک اورژانس
-
تعمیرکارها، امدادگران، رانندهها، معلمها
امیدوارم این مقاله براتون مفید بوده باشه.
حتما دیکشنری رو برای اطلاعات بیشتر چک کنین.
