اصطلاح «at its helm» به معنای «در رأس امور بودن» یا «هدایت یک سازمان» است. در این مقاله با معنی دقیق، ریشه اصطلاح، کاربردهای مدیریتی و مثالهای واقعی آشنا شوید.
اصطلاح “at its helm” یعنی کسی که رهبری یا مدیریت یه کار یا سازمان رو بر عهده داره.
Definition : In control or in charge of an organization, group, or project; the person who is leading or managing something.
تلفظ این اصطلاح به این صورته : /æt ɪts hɛlm/
مکالمه مثل پلیه که ما رو به هم وصل میکنه. وقتی با هم حرف میزنیم، میتونیم احساسهامون رو بگیم، درباره چیزهای مختلف نظر بدیم و همدیگه رو بهتر بفهمیم. مکالمه کمک میکنه روابطمون با خانواده، دوستا و همکارا قویتر بشه و کلی سوءتفاهم از بین بره. حتی وقتی مشکلی پیش میاد، حرف زدن راه حلها رو راحتتر میکنه.
خلاصه اینکه، مهارت خوب حرف زدن، زندگی رو خیلی بهتر و راحتتر میکنه. توی هر زبانی مکالمه مهم ترین بخشه ، دست کمش نگیرین. دوره مکالمه زبان انگلیسی گاما ، به صورت فشرده و کاربردی طراحی شده تا هر چیزی که شما برای بهتر شدن توی مکالمه نیاز دارین رو در اختیارتون بزاره.
در کنار این دوره تعیین سطح زبان انگلیسی آنلاین و رایگان هم دارن که دقیقا بدونین از کجا باید شروع کنین.
تعریف اصطلاح at its helm و ترجمه فارسی
این اصطلاح به صورت تحت اللفظی یعنی در سکان آن یا بر سکان آن
-
at = در
-
its = آن (مال آن)
-
helm = سکان (قسمت فرمون کشتی که مسیر رو کنترل میکنه)
پس یعنی کسی که فرمون رو نگه میداره و کشتی رو هدایت میکنه.
معادل های فارسی این اصطلاح که برای ترجمه میتونین استفاده کنین :
- در رأس امور بودن
- هدایت کردن
- مدیریت کردن
- کنترل داشتن
- سکاندار بودن
ریشه اصطلاح at its helm در دریانوردی و کاربرد امروزی
این عبارت از دنیای دریانوردی میاد. Helm یعنی سکان کشتی، جایی که ناخدا یا کاپیتان فرمون رو دست میگیره و مسیر کشتی رو مشخص میکنه.
وقتی میگیم کسی “at the helm” هست، یعنی اون فرد داره کشتی رو هدایت میکنه.
امروز این عبارت رو به شکل استعاری برای رهبری و مدیریت استفاده میکنیم. یعنی وقتی میگیم یه نفر “at its helm” ، یعنی اون شخص مسئول و رهبر یه شرکت، سازمان یا پروژه اس. مثل کسی که سکاندار کشتیه و مسیر رو مشخص میکنه.
کاربرد در موقعیتهای مدیریتی، سیاسی و سازمانی
- موقعیتهای مدیریتی
همون طور که بالاتر گفتم وقتی میگیم یه مدیر یا مدیرعامل “at its helm” هست ، یعنی اون فرد مسئول اصلی و رهبر شرکت یا سازمانه و تصمیمات کلیدی رو میگیره.
برای مثال:
With the new CEO at its helm, the company is growing fast.
با مدیرعامل جدید در راس، شرکت به سرعت رشد میکند.
- موقعیتهای سیاسی
در سیاست هم این اصطلاح برای اشاره به کسایی استفاده میشه که مسئول اداره کشور هستن.
برای مثال:
The country faced many challenges with a strong leader at its helm.
کشور با داشتن یک رهبر قوی در راس، با چالشهای زیادی مواجه شد.
- موقعیتهای سازمانی و تیمی
در سازمانها یا حتی تیمهای ورزشی، وقتی میگیم کسی “at its helm”هست ، یعنی هدایت و رهبری اون تیم یا سازمان رو بر عهده داره.
برای مثال:
The project succeeded because the team had an experienced manager at its helm.
پروژه موفق شد چون تیم یک مدیر باتجربه در راس داشت.

مثالهای واقعی در جملههای انگلیسی
With Elon Musk at its helm, Tesla has revolutionized the electric car industry.
با ایلان ماسک در راس، تسلا صنعت خودروهای برقی را متحول کرده است.
The country thrived under a strong government at its helm during the crisis.
کشور تحت رهبری قوی در راس در طول بحران شکوفا شد.
Apple continued to innovate with Tim Cook at its helm.
اپل با تیم کوک در راس به نوآوری ادامه داد.
The organization grew rapidly with a visionary leader at its helm.
سازمان با یک رهبر آیندهنگر در راس به سرعت رشد کرد.
The football team performed better with a new coach at its helm.
تیم فوتبال با مربی جدید در راس عملکرد بهتری داشت.
With a seasoned CEO at its helm, the startup quickly gained investor confidence.
با یک مدیرعامل باتجربه در راس، استارتاپ به سرعت اعتماد سرمایهگذاران را جلب کرد.
The city improved its infrastructure significantly with new leadership at its helm.
شهر با رهبری جدید در راس، به طور چشمگیری زیرساختهایش را بهبود بخشید.
The nonprofit organization expanded its outreach programs with a passionate director at its helm.
سازمان غیرانتفاعی با مدیر پرشور در راس، برنامههای خود را گسترش داد.
The university flourished academically with a distinguished professor at its helm.
دانشگاه با یک استاد برجسته در راس، از نظر علمی پیشرفت کرد.
The company avoided bankruptcy thanks to the financial expert at its helm.
شرکت به لطف کارشناس مالی در راس، از ورشکستگی جلوگیری کرد.
The community came together to rebuild after the disaster, with a committed leader at its helm.
جامعه با رهبری متعهد در راس، پس از فاجعه متحد شد تا بازسازی کند.
The film studio produced several hits with a creative producer at its helm.
استودیوی فیلمسازی با تهیهکننده خلاق در راس، چند اثر موفق ساخت.
| جمله انگلیسی | معنی فارسی |
|---|---|
| The company is thriving at its helm with a new CEO who has a clear vision | شرکت با مدیرعاملی که چشمانداز روشنی دارد، در رأس خود رونق مییابد. |
| At its helm, the country saw significant economic growth over the last decade | کشور با داشتن مسئولی در رأس خود رشد اقتصادی قابل توجهی را در دهه گذشته تجربه کرد. |
| With her at its helm, the project was completed ahead of schedule | با او در رأس آن، پروژه زودتر از موعد تکمیل شد. |
| The team performed well with an experienced coach at its helm | تیم با مربی با تجربه در رأس خود، عملکرد خوبی داشت. |
تفاوت at its helm با اصطلاحات مشابه مثل “in charge” و “at the top”
این لیست شامل معادل ها و مترادف هاییه که میتونین تو موقعیت های مختلف استفاده کنین.
At its helm
-
Leading
-
At the wheel
-
At the forefront
-
Steering (the organization)
-
In command
-
At the head
In charge
-
Responsible for
-
In control of
-
Managing
-
Leading
-
Overseeing
-
Supervising
-
Running (something)
-
At the reins
At the top
-
At the peak
-
At the summit
-
At the highest level
-
At the pinnacle
-
At the apex
-
On top
-
At the crest
-
Highest-ranking

حالا بریم سراغ تفاوت هاشون :
- At its helm
معنی: در رأس، هدایتکننده، کسی که مسئولیت رهبری رو به عهده داره (مثل کاپیتان کشتی)
کاربرد: بیشتر به معنیه رهبری و هدایت عملیه یه سازمان یا گروهه.
- In charge
معنی: مسئول، کسی که کنترل داره
کاربرد: بیشتر به معنیه داشتن مسئولیت و اختیار رسمیه؛ معمولاً روی وظیفه و قدرت تمرکز داره.
برای مثال:
She is in charge of the marketing department.
او مسئول بخش بازاریابی است.
- At the top
معنی: در بالاترین مقام، بالاترین سطح
کاربرد: بیشتر به جایگاه و رتبه اشاره داره، نه لزوما به رهبری و هدایت . یعنی ممکنه یه نفر بالاترین رتبه رو داشته باشه، ولی رهبر نباشه.
برای مثال:
He is at the top of the company hierarchy.
او در بالاترین جایگاه سلسلهمراتبی شرکت است.
| عبارت انگلیسی | معنی کلی | کاربرد اصلی | معادلهای فارسی | نکتهی کلیدی |
|---|---|---|---|---|
| At its helm | رهبری و هدایت فعال | رهبری عملی، هدایت مستقیم | در رأس، سکاندار، رهبر اصلی، در رأس امور | تاکید روی هدایت و مدیریت فعال |
| In charge | مسئولیت رسمی و اختیار | داشتن مسئولیت و کنترل رسمی | مسئول، مدیر اجرایی، سرپرست، متولی، عهدهدار بودن | تمرکز روی مسئولیت رسمی |
| At the top | جایگاه یا رتبه بالا | اشاره به مقام یا رتبه | در بالاترین سطح، در رأس هرم قدرت، عالیرتبه، در صدر، رتبهی نخست | اشاره به جایگاه و رتبه، نه لزوماً مدیریت |
معادلهای فارسی مثل «در رأس»، «سکاندار»، «مدیر اجرایی»
At its helm :
-
در رأس
-
در سکانداری
-
در موقعیت هدایت
-
سکاندار
-
رهبر اصلی
-
در رأس امور
-
در جایگاه هدایتکننده
In charge :
- مسئول
-
در اختیار داشتن
-
عهدهدار بودن
-
مدیر اجرایی (در صورت داشتن نقش رسمی)
-
سرپرست
-
مسئول اجرایی
-
متولی
At the top
-
در بالاترین سطح
-
در جایگاه عالی
-
در رأس هرم قدرت
-
عالیرتبه
-
در موقعیت برتر
-
در صدر
-
در رتبهی نخست
امیدوارم با این مقاله جواب سوالتون رو گرفته باشین.
برای اطلاعات و مثال های بیشتر به دیکشنری سر بزنین.
