اصطلاح back against the wall یعنی چه؟ معنی، کاربرد و مثال‌های واقعی

آموزشگاه زبان در شیراز

اصطلاح «back against the wall» در زبان انگلیسی به معنای قرار گرفتن در شرایط سخت و بدون راه فرار است. در این مقاله با معنی دقیق، کاربردهای رایج، مثال‌های واقعی و ترجمه فارسی آشنا شوید.

اصطلاح “back against the wall” در زبان انگلیسی به معنی اینه که یه نفر توی موقعیتی قرار داره که راه فرار نداره ، تحت فشار و تهدیده، و باید باهاش روبرو بشه ، چون امکان عقب‌نشینی هم نداره .

Definition : Being in a difficult or desperate situation where there are few or no options left and one must take action or face the challenge directly.

تلفظ این اصطلاح به این صورته : / bæk əˈɡenst ðə wɔːl /

خیلی از زبان‌آموزا سال‌ها وقت میذارن برای یاد گرفتن گرامر، حفظ لغت، خوندن کتاب و دیدن فیلم  اما وقتی نوبت به حرف زدن میرسه، یا چیزی نمیتونن بگن، یا اعتمادبه‌نفس ندارن!

مکالمه از کلیدی ترین مهارت هاییه که شما وقتی زبان جدید یاد میگیرین باید تقویتش کنین. پیشنهادم دوره مکالمه زبان انگلیسی گاماست که با به روز ترین تکنیک ها دوره ای فشرده و کاربردی طراحی کردن. شما میتونین توی زمان کم به بهترین نتیجه برسی.

در کنار دوره مکالمه ، تعیین سطح زبان انگلیسی رایگان هم قرار دادن که شما میتونین آنلاین بدون اتلاف وقت استفاده کنین و بدونین کجای مسیر هستین.

تعریف اصطلاح back against the wall و ترجمه فارسی

ترجمهٔ تحت‌اللفظی این اصطلاح میشه : پشت (کسی یا چیزی) به دیوار

یعنی دقیقاً کسی یا چیزی طوری قرار گرفته که پشتش به دیوار چسبیده و راه عقب‌نشینی نداره. و به شکل کنایه ای به معنیه «در موقعیتی بدون راه فرار و تحت فشار » استفاده میشه.

ریشه اصطلاح back against the wall در زبان انگلیسی و کاربرد استعاری

ریشه‌ی این اصطلاح بیشتر تصویری و منطقیه تا تاریخی. یعنی انسان وقتی پشتش به دیوار باشه، دیگه نمیتونه عقب بره و فقط میتونه جلو رو ببینه و بجنگه. این حس “ناچاری و اجبار به روبه رو شدن ” ریشه ی  این اصطلاحه.

تو متن های انگلیسی، این عبارت از اواخر قرن ۱۹ یا اوایل قرن ۲۰ بیشتر دیده شده، مخصوصاً در زمینه نظامی، ورزش یا سیاست، اما قبل از اون هم شاید به‌صورت پراکنده تو گفت‌و‌گوهای عامیانه استفاده میشده. هیچ مدرک مشخصی نیست که این اصطلاح از یه منبع خاص (مثلاً کتاب، اتفاق تاریخی، یا ضرب‌المثل قدیمی) اومده باشه.

امروزه این اصطلاح بیشتر به شکل استعاری استفاده میشه، یعنی:

  • وقتی فرد یا گروهی در وضعیت دشوار یا بحرانی قرار دارن؛

  • وقتی همه ی گزینه‌ها یا راه‌حل‌ها تقریباً بسته شده‌؛

  • وقتی مجبور به تصمیم‌گیری یا روبه رو شدن با یه مشکل بزرگ هستیم؛

کاربرد در موقعیت‌های بحرانی مثل کسب‌وکار، سلامت، روابط

اصطلاح back against the wall خیلی مناسبه توصیف موقعیت‌های بحرانی و پراسترس در زمینه‌های مختلف مثل کسب‌وکار، سلامت و روابطه.

کسب‌وکار (Business) :

وقتی یه شرکت یا کارآفرین در شرایط سخت مالی یا رقابتی قرار میگیره و چاره‌ای به جز تلاش زیاد و تصمیم‌گیری‌های مهم نداره. برای مثال :

Our back is against the wall due to declining sales, but we’re working hard to turn things around.

به خاطر کاهش فروش، شرایط سختی داریم اما داریم تلاش می‌کنیم اوضاع رو بهتر کنیم.

سلامت (Health) :

وقتی کسی با بیماریه جدی ای درگیره که باید فوراً اقدام کنه. برای مثال :

After the diagnosis, I felt like my back was against the wall. There was no option but to fight for my health.

بعد از تشخیص بیماری، احساس کردم دیگه راه برگشتی نیست و باید برای سلامتی‌ام بجنگم.

روابط (Relationships):

وقتی تو رابطه های شخصی یا کاری با مشکل بزرگی روبه‌رو میشیم و باید برای حفظ رابطه تلاش کنیم. برای مثال :

With our back against the wall, we had to communicate openly to save our marriage.

وقتی به بن‌بست رسیدیم، مجبور شدیم صادقانه حرف بزنیم تا ازدواجمون رو حفظ کنیم.

back against the wall

مثال‌های واقعی با ترجمه فارسی

With their back against the wall, the company managed to launch a successful new product and recover from financial troubles.

شرکت وقتی در تنگنا قرار داشت، موفق شد محصول جدیدی را عرضه کند و از مشکلات مالی بیرون بیاید.

During the crisis, the government had its back against the wall and had to make tough decisions quickly.

در طول بحران، دولت در موقعیتی بدون راه فرار بود و مجبور شد سریع تصمیمات سختی بگیرد.

She felt like her back was against the wall after losing her job, but she kept applying and finally found a better opportunity.

بعد از اینکه شغلش را از دست داد، احساس کرد در شرایط سخت و بدون راه فرار است، اما به تلاشش ادامه داد و نهایتاً فرصت بهتری پیدا کرد.

When your back is against the wall in a relationship, honest communication becomes essential.

وقتی در رابطه‌ات در شرایط بحرانی قرار داری، برقراری ارتباط صادقانه ضروری می‌شود.

With their back against the wall, the startup pushed through countless obstacles to finally secure funding.

وقتی در شرایط سخت قرار داشتند، استارتاپ بر موانع فراوان غلبه کرد و نهایتاً سرمایه‌گذاری جذب کرد.

After the accident, he had his back against the wall and had to relearn how to walk.

بعد از حادثه، در شرایط بسیار دشواری بود و مجبور شد دوباره راه رفتن را یاد بگیرد.

The team’s back was against the wall during the final minutes of the game, but they managed to score and win.

تیم در دقایق پایانی بازی تحت فشار شدید بود، اما موفق شد گل بزند و برنده شود.

When her back was against the wall in the negotiations, she stood firm and got a better deal.

وقتی در مذاکرات تحت فشار قرار داشت، محکم ایستاد و معامله بهتری به دست آورد.

With his back against the wall financially, he took a second job to support his family.

وقتی از نظر مالی تحت فشار بود، شغل دوم گرفت تا خانواده‌اش را حمایت کند.

جمله انگلیسی ترجمه فارسی
With their back against the wall, the activists organized a massive protest وقتی در شرایط سخت قرار داشتند، فعالان یک اعتراض بزرگ برگزار کردند.
After losing most of his savings, he felt his back was against the wall بعد از از دست دادن بیشتر پس‌اندازش، احساس کرد در تنگنا قرار دارد.
The scientist had her back against the wall but refused to give up on her research دانشمند در شرایط بحرانی قرار داشت اما حاضر نشد تحقیقاتش را رها کند.
With their back against the wall, the parents worked tirelessly to provide for their children وقتی تحت فشار بودند، والدین بی‌وقفه تلاش کردند تا برای فرزندانشان تامین کنند.
When the deadline approached, the writer had her back against the wall to finish the novel وقتی موعد مقرر نزدیک شد، نویسنده تحت فشار بود تا رمان را تمام کند.

 

تفاوت با اصطلاحات مشابه مثل “cornered” و “in a bind”

این لیست شامل عبارت های معادل و مشابهه back against the wall هست که میتونین استفاده کنین. فقط دقت کنین هر کدوم رو متناسب با موقعیت باید به کار ببرین.

  • Cornered : گیر افتاده

  • In a bind : تو دردسر و موقعیت سخت بودن

  • In a tight spot / In a tough spot : شرایط دشوار

  • Between a rock and a hard place : بین بد و بدتر گیر کردن

  • Up against it : روبه‌رو شدن با چالش یا مشکل

  • Under pressure : تحت فشار بودن

  • In hot water : گرفتار مشکل (معمولاً قانونی یا اخلاقی)

  • In a jam : توی دردسر افتادن

  • At the end of one’s rope : به ته صبر رسیدن

  • In dire straits : در وضعیت بسیار دشوار یا بحرانی

  • Pressed for time : تحت فشار زمانی بودن

  • Out of options : بدون گزینه یا راه‌حل

  • On the ropes : تو موقعیت ضعف

  • Between the devil and the deep blue sea : بین دو انتخاب سخت گیر کردن (مانند “between a rock and a hard place”)

  • In over one’s head : در کاری که توانش را نداشتی گرفتار شدن

back against the wall

بریم سراغ تفاوت هاشون :

اصطلاح معنی خلاصه شدت گرفتاری بار احساسی / موقعیتی
Back against the wall در وضعیت جدی و بدون راه فرار بودن زیاد بحرانی، اضطراری، نیاز به اقدام فوری
Cornered گیر افتاده متوسط تا زیاد دفاعی، تهدیدآمیز، فشار بیرونی
In a bind تو دردسر بودن کم تا متوسط دردسر، مشکل موقتی، تصمیم‌گیری سخت

 

معادل‌های فارسی مثل «در تنگنا بودن»، «نه راه پیش داشتن نه راه پس»

از این معادلا برای ترجمه میتونین استفاده کنین.

  • توی تنگنا بودن

  • نه راه پیش داشتن، نه راه پس

  • توی بن‌بست گیر کردن

  • پشت به دیوار بودن

  • توی موقعیت سخت بودن

  • توی شرایط بحرانی و بدون راه فرار بودن

  • زیر فشار شدید بودن

  • توی وضعیت اضطراری بودن

  • دستم بسته اس (یعنی شرایط طوریه که کاری از دستم برنمیاد)

  • دستم زیر سنگه (یعنی توی محدودیت و فشارم)

  • مجبورم با مشکل روبه‌رو بشم

 

 

امیدوارم با این مقاله جواب سوالاتون رو گرفته باشین.

برای اطلاعات و مثال های بیشتر به دیکشنری سر بزنین.

5/5 - (3 امتیاز)

آزمون

اشتراک گذاری در شبکه ای اجتماعی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

icon
ارتباط با کارشناسان گاما [شعبه شیراز]
×
خانم مرزبان کارشناس آلمانی Whatsapp chat
تلفن شیراز (شعبه خلدبرین) Whatsapp chat
11 +