اصطلاح Bark Up the Wrong Tree یعنی چه؟ بررسی معنی، کاربرد و مثال‌های واقعی

آموزشگاه زبان در شیراز

اصطلاح bark up the wrong tree به چه معناست؟ در این مقاله با ترجمه فارسی، کاربرد در جمله، تفاوت با اصطلاحات مشابه و مثال‌های واقعی آشنا شوید.

اصطلاح “bark up the wrong tree” در زبان انگلیسی یعنی اشتباه کردن در هدف‌گیری یا دنبال کردن یک راه غلط برای حل یه مسئله یا مقصر دونستن کسی که واقعاً مقصر نیست.

Definition : To pursue a mistaken or misguided course of action; to make a wrong assumption about how to achieve something or who is responsible.

تلفظ این اصطلاح به این صورته : /bɑːrk ʌp ðə rɔːŋ triː/

 اگه بخواین مثل یه انگلیسی‌زبان واقعی حرف بزنین، یاد گرفتن اصطلاحات (idioms) خیلی کمکتون میکنه. اصطلاحات عبارات هایی هستن که معنیشون با معنی کلمات تکیشون فرق داره.با یاد گرفتن اصطلاحات، هم درک بهتری از فیلم‌ها، آهنگ‌ها و مکالمات واقعی پیدا می‌کنین، هم حرف زدنتون طبیعی‌تر و روان‌تر میشه.

این‌جوری بهتر می‌تونین با دیگران ارتباط بگیرین و نشون بدین که واقعاً زبان رو بلدین، نه فقط گرامر و لغت. صفحه ی آموزش زبان انگلیسی پر از مقاله در مورد اصطلاحاته که به صورت رایگان در اختیار شماست. 

ترجمه تحت‌اللفظی و مفهوم واقعی در زبان انگلیسی

ترجمه فارسی اصطلاح bark up the wrong tree : 

  • اشتباه گرفتن
  • فرض نادرست
  • تلاش بی‌ثمر
  • مسیر اشتباه
  • نتیجه‌گیری غلط

ساده بخوام بگم یعنی وقتی کسی فکر میکنه مشکل از یه جا یا فرد خاصیه، ولی اشتباه میکنه و باید جای دیگه ای رو بررسی کنه.

 کاربرد اصطلاح bark up the wrong tree در موقعیت‌های روزمره و حرفه‌ای

اصطلاح “bark up the wrong tree” خیلی پرکاربرده بیاین بررسی کنیم.

موقعیت روزمره: وقتی کسی اشتباه فکر میکنه که مشکل یا تقصیر از جایی یا شخصیه ولی واقعاً اینطور نیست.
برای مثال:

If you think I ate your snack, you’re barking up the wrong tree.

اگر فکر می‌کنی من خوراکیات رو خوردم، اشتباه می‌کنی.

You’re barking up the wrong tree if you believe I lost your keys.

اگر فکر می‌کنی من کلیدات رو گم کردم، اشتباه می‌کنی.

2. موقعیت حرفه‌ای: توی محل کار وقتی کسی اشتباه فرض میکنه که مشکل از یه بخش یا فرد خاصه یا راه‌حل اشتباهی رو دنبال میکنه.
 برای مثال:

The manager was barking up the wrong tree by blaming the marketing team for the sales drop.

مدیر با سرزنش تیم بازاریابی برای کاهش فروش، اشتباه می‌کرد.

If you think I’m responsible for the error, you’re barking up the wrong tree.

اگر فکر می‌کنی من مسئول این اشتباه هستم، در اشتباهی.

Bark Up the Wrong Tree

 مثال‌هایی از استفاده در جمله‌های واقعی

You’re barking up the wrong tree if you think I’m the one who broke the vase.

اگر فکر می‌کنی من گلدان را شکستم، اشتباه می‌کنی.

The detective was barking up the wrong tree by accusing the wrong suspect.

کارآگاه با متهم کردن مظنون اشتباه، مسیر اشتباهی را دنبال می‌کرد.

If you think cutting the budget will solve the problem, you’re barking up the wrong tree.

اگر فکر می‌کنی کاهش بودجه مشکل را حل می‌کند، داری اشتباه می‌کنی.

They were barking up the wrong tree by blaming the wrong department for the project delay.

آن‌ها با سرزنش بخش اشتباه برای تأخیر پروژه، اشتباه می‌کردند.

Don’t bark up the wrong tree by blaming me for what happened.

با سرزنش من برای اتفاقی که افتاده، اشتباه نکن.

 If you think I’m the one who spread the rumor, you’re barking up the wrong tree

اگر فکر می‌کنی من کسی هستم که شایعه را پخش کرده، اشتباه می‌کنی.

 She’s barking up the wrong tree by blaming her brother for losing her phone

او با مقصر دانستن برادرش برای گم شدن تلفنش اشتباه می‌کند.

The police are barking up the wrong tree by suspecting him in the robbery.

 پلیس با مظنون دانستن او در سرقت اشتباه می‌کند.

Don’t bark up the wrong tree if you think money will solve all your problems.

 اگر فکر می‌کنی پول همه مشکلاتت را حل می‌کند، اشتباه می‌کنی.

You’re barking up the wrong tree by asking me to help with your math homework I’m terrible at it.

 اگر از من بخواهی در تکلیف ریاضی‌ات کمک کنم، اشتباه می‌کنی چون من در آن خیلی ضعیفم.

 They’re barking up the wrong tree if they think cutting prices will increase sales.

اگر فکر می‌کنند کاهش قیمت‌ها فروش را افزایش می‌دهد، اشتباه می‌کنند.

 He’s barking up the wrong tree by accusing his teammates of losing the game

 او با متهم کردن هم‌تیمی‌هایش به باخت بازی اشتباه می‌کند.

مثال انگلیسی معنی فارسی
 If you think the manager is responsible for the mistake, you’re barking up the wrong tree اگر فکر می‌کنی مدیر مسئول اشتباه است، داری اشتباه می‌کنی.
 They’re barking up the wrong tree if they expect a quick solution to this complex problem اگر انتظار دارند برای این مشکل پیچیده راه‌حل سریع پیدا کنند، اشتباه می‌کنند.
 He’s barking up the wrong tree by accusing his friend of cheating on the exam او اشتباه می‌کند که دوستش را به تقلب در امتحان متهم می‌کند.
 Don’t bark up the wrong tree by thinking I’ll change my mind about moving فکر نکن من در مورد رفتن از شهرم نظرم عوض می‌شود، اشتباه می‌کنی.
 The team was barking up the wrong tree when they focused only on marketing and ignored product quality تیم اشتباه می‌کرد وقتی فقط روی بازاریابی تمرکز کرد و کیفیت محصول را نادیده گرفت.

 

 تفاوت bark up the wrong tree با اصطلاحات مشابه مثل “false assumption” و “misinterpretation”

معادل‌ها و عبارت های مشابه برای “Bark up the wrong tree”:

  1. Go down the wrong path: رفتن در مسیر اشتباه

  2. Make a wrong assumption: فرض غلط کردن

  3. Miss the point: نکته اصلی رو درک نکردن / موضوع رو اشتباه فهمیدن

  4. Look in the wrong place: دنبال چیز اشتباه گشتن

  5. Be mistaken: اشتباه کردن

  6. Follow a false lead: دنبال سرنخ اشتباه رفتن

  7. Jump to the wrong conclusion: نتیجه‌گیری اشتباه کردن

  8. Misjudge: قضاوت نادرست کردن

  9. Go off on a tangent: از موضوع اصلی منحرف شدن

  10. False trail: مسیر اشتباه یا سرنخ غلط

 Bark Up the Wrong Tree

بریم سراغ تفاوت هاشون :

Bark up the wrong tree

  • معنی:  اشتباه کردن در انتخاب درست، یه نفر یه جایی دنبال راه‌حل، علت یا مقصر می‌گرده ، اما اشتباه میکنه و سراغ جایی یا کسی میره که ارتباطی نداره.

  • نکته: بیشتر به معنیه رفتن در مسیر اشتباهه ، معمولا برای متهم کردن‌ کسی کاربرد داره.

False assumption

  • معنی: به معنیه یه فرضیه یا باور نادرسته. یعنی فرض می‌کنیم چیزی درسته ولی در واقع اشتباهه.

مثال:

They made a false assumption that the meeting was canceled.

آن‌ها فرض نادرستی کردند که جلسه لغو شده است.

  • نکته: تمرکز روی خود فرض یا باور نادرسته، نه لزوما مسیر یا جایی که دنبالش میرن برعکس Bark up the wrong tree .

Misinterpretation 

  • معنی: به معنیه تفسیر نادرست یا اشتباه از چیزیه. یعنی معنی یا مفهوم چیزی رو اشتباه فهمیدن یا برداشت غلط کردن.

مثال:

Her comment was a misinterpretation of what I said.

اظهارنظر او برداشت اشتباهی از حرف من بود.

  • نکته: مربوط به درک یا تحلیل نادرسته اطلاعات، حرف یا نشونه‌هاست.

 

عبارت تمرکز اصلی کاربرد
Bark up the wrong tree دنبال کردن مسیر یا علت اشتباه متهم کردن فرد نادرست
False assumption باور یا فرض اشتباه فرض کردن چیزی که درست نیست
Misinterpretation تفسیر یا فهم نادرست برداشت غلط از صحبت یا متن

 

امیدوارم با این مقاله جواب سوالتون رو گرفته باشین.

برای اطلاعات و مثال های بیشتر دیکشنری رو چک کنین.

خیلی از زبان‌آموزا سال‌ها وقت میذارن برای یاد گرفتن گرامر، حفظ لغت، خوندن کتاب و دیدن فیلم  اما وقتی نوبت به حرف زدن میرسه، یا چیزی نمیتونن بگن، یا اعتمادبه‌نفس ندارن!

مکالمه از کلیدی ترین مهارت هاییه که شما وقتی زبان جدید یاد میگیرین باید تقویتش کنین. پیشنهادم دوره مکالمه زبان انگلیسی گاماست که با به روز ترین تکنیک ها دوره ای فشرده و کاربردی طراحی کردن. شما میتونین توی زمان کم به بهترین نتیجه برسی.

در کنار دوره مکالمه ، تعیین سطح زبان انگلیسی رایگان هم قرار دادن که شما میتونین آنلاین بدون اتلاف وقت استفاده کنین و بدونین کجای مسیر هستین.

5/5 - (1 امتیاز)

آزمون

اشتراک گذاری در شبکه ای اجتماعی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

icon
ارتباط با کارشناسان گاما [شعبه شیراز]
×
خانم مرزبان کارشناس آلمانی Whatsapp chat
تلفن شیراز (شعبه خلدبرین) Whatsapp chat
11 +