در زبان انگلیسی معنی اصطلاح behind bars چیست؟ در این مقاله با معنی، کاربرد، ترجمه فارسی و مثالهای واقعی این اصطلاح آشنا شوید. مناسب برای زبانآموزان و علاقهمندان به اصطلاحات انگلیسی.
اصطلاح “behind bars” یعنی: «تو زندان بودن» چون توی زندان، جلوی پنجرهها و درها میله هست، به همین خاطر میگن کسی که زندانی شده، پشت میلهها (behind bars) قرار گرفته.
تلفظ این اصطلاح به این صورته : /bɪˈhaɪnd bɑːrz/

خیلی وقتا فقط بلد بودن لغات انگلیسی کافی نیست! اگه بخواین توی مکالمات روزمره طبیعیتر حرف بزنین، لازم دارین که اصطلاحات (idioms) و عبارتهای رایج رو هم بلد باشین. اینجاست که زبان انگلیسی شکل واقعی خودش رو نشون میده!
استفاده از اصطلاحات به حرفهاتون رنگ و روح میده؛ میتونین باهاش شوخی کنین، کنایه بزنین یا منظورتون رو غیرمستقیم و حرفهایتر برسونین.
تو صفحه آموزش زبان انگلیسی گاما ، هر روز میتونین کلی اصطلاح کاربردی و جالب رو بهصورت رایگان یاد بگیرین.
ترجمه فارسی و مفهوم اصطلاح
معنی اصطلاح behind bars چیست؟ اگه یه روزی تو فیلمها یا سریالا شنیدین کسی گفت “he’s behind bars” بدونین که قرار نیست حتماً جلوی نردههای یه بار ایستاده باشه! عبارت behind bars یه اصطلاح خیلی رایج تو زبان انگلیسیه که وقتی کسی تو زندان باشه، ازش استفاده میکنن. منظور از bars همون میلههای فلزی سلول زندانه. پس وقتی میگن یه نفر «پشت میلههاست»، یعنی دستگیر شده و دوران محکومیتش رو داره میگذرونه.
کاربرد اصطلاح در زبان انگلیسی و فرهنگ عامه
عبارت behind bars توی زبان انگلیسی وقتی استفاده میشه که بخوایم به صورت غیرمستقیم بگیم کسی تو زندانه. یعنی به جای اینکه مستقیم بگیم “he is in prison” (اون تو زندونه)، از “he is behind bars” استفاده میکنیم که یهکم طبیعیتر، محاورهایتر و بعضی وقتا حتی احساسیتره.
به طور کلی جاهایی که میتونین از این عبارت استفاده کنین رو براتون با مثال توضیح میدم.
-
مکالمات روزمره
برای اینکه جملهمون غیررسمیتر و روانتر باشه:I heard Jake got arrested. Is he behind bars now?
شنیدم جیک رو گرفتن. الان تو زندونه؟ -
رسانهها و خبرها
مخصوصاً وقتی بخوایم با تیتر جذاب مخاطب جذب کنیم:Famous actor now behind bars after scandal
بازیگر معروف بعد از رسوایی، پشت میلههاست. -
فیلم، سریال و موسیقی
چون این اصطلاح تصویر ذهنی قوی ایجاد میکنه، تو دیالوگها یا شعرها زیاد میشنویم.
مثلا تو رپ یا آهنگهای اجتماعی درباره عدالت یا ظلم زیاد استفاده میشه.
Orange Is the New Black یه سریال معروف درباره زندگی زنها تو زندانه. تو خیلی از دیالوگهاش این جمله رو میشنویم:
I’ve been behind bars for years, and I’m not the same person anymore.
سالهاست پشت میلههام و دیگه اون آدم سابق نیستم.آهنگ Behind Bars از Slick Rick این آهنگ درباره تجربه خودش تو زندانه. یه تیکه از متن آهنگ اینه:
Now I’m behind bars, it’s a state I hate to be.
حالا که پشت میلههام، تو وضعیتیام که ازش متنفرم.یا تو آهنگای رپ دیگه مثل:
He wrote rhymes behind bars, now he’s spittin fire on the mic.
شعرهاشو پشت میلهها نوشت، حالا داره پشت میکروفن آتیش میریزه!
-
ادبیات و متن های خلاقانه
برای نوشتن متنهایی که قراره تاثیرگذار باشن، مثل داستان کوتاه، مقاله، یا حتی کپشن شبکههای اجتماعی میتونیم از این عبارت استفاده کنیم .
Behind bars, time moves differently. Every second echoes off the cold walls.
پشت میلهها، زمان یهجور دیگه میگذره. هر ثانیه روی دیوارهای سرد میپیچه.
Rehabilitation, not punishment, should be the focus for those behind bars.
تمرکز باید روی بازپروری باشه، نه تنبیه، برای اونایی که پشت میلههاند.
Not all who are behind bars are guilty. Justice needs a deeper look.
همهی اونایی که پشت میلههاند، گناهکار نیستن. باید دوباره به عدالت نگاه کنیم.
مثالهایی از استفاده در جمله
.He was caught stealing a car and is now behind bars
او هنگام دزدیدن یک ماشین دستگیر شد و حالا در زندان است.
.After years of investigation, the corrupt politician finally ended up behind bars
بعد از سالها تحقیق، آن سیاستمدار فاسد بالاخره به زندان افتاد.
.The murderer will spend the rest of his life behind bars
قاتل بقیه عمرش را در زندان خواهد گذراند.
.Thanks to the police, the dangerous gang leader is now behind bars
به لطف پلیس، رهبر باند خطرناک اکنون در زندان است.
.She dedicated her life to helping young people stay out of trouble and avoid ending up behind bars
او زندگیاش را وقف کمک به جوانان کرد تا از دردسر دور بمانند و به زندان نیفتند.
.He committed a serious crime and deserves to be behind bars
او جنایت بزرگی مرتکب شد و سزاوار زندان است.
.Many innocent people have spent years behind bars before being proven not guilty
خیلی از افراد بیگناه سالها در زندان بودند تا بیگناهیشان ثابت شد.
.The thief is finally behind bars, and the neighborhood feels safer now
دزد بالاخره به زندان افتاده و محله حالا احساس امنیت بیشتری دارد.
.If he keeps acting like this, he’ll end up behind bars sooner or later
اگر به این رفتار ادامه بده، دیر یا زود سر از زندان درمیاره.
.She visited her brother who has been behind bars for five years
او به ملاقات برادرش رفت که پنج سال است در زندان است.
.You mess with the law, you end up behind bars
با قانون در بیفتی، آخرش میری زندان.
.He thought he could get away with it, but now he’s behind bars
فکر میکرد میتونه قسر در بره، ولی حالا تو زندونه.
.Finally, the guy who scammed all those people is behind bars
بالاخره اون کسی که کلی آدمو کلاهبرداری کرده بود، رفت زندان.
.Don’t worry, he’s behind bars and can’t hurt anyone now
نگران نباش، اون تو زندونه و دیگه نمیتونه به کسی آسیبی برسونه.
| جمله انگلیسی | ترجمه فارسی |
|---|---|
| After the trial, he was sentenced to 15 years behind bars | بعد از دادگاه، به ۱۵ سال زندان محکوم شد. |
| Even behind bars, he continued to control his criminal empire | حتی در زندان هم به اداره امپراتوری جنایتیش ادامه داد. |
| Her documentary highlights the lives of women behind bars | مستند او به زندگی زنان زندانی میپردازد. |
| He was wrongly accused and spent two years behind bars | او به اشتباه متهم شد و دو سال در زندان گذراند. |
| Many activists have been put behind bars for speaking the truth | بسیاری از فعالان به خاطر گفتن حقیقت به زندان افتادهاند. |
تفاوت با اصطلاحات مشابه
این اصطلاح معادل های مشابه ای داره که شما میتونین استفاده کنین ولی خب تفاوت هایی هم دارن
| اصطلاح | معنی کلی | تفاوت / نکته کاربردی |
|---|---|---|
| behind bars | در زندان | رایج، غیررسمی، تصویر ذهنی «پشت میله بودن» رو منتقل میکنه. |
| in prison | در زندان | رسمیتر و خنثیتر؛ در نوشتار حقوقی و رسمی زیاد استفاده میشه. |
| doing time | در حال گذراندن دوران محکومیت | عامیانه؛ روی مدت زمان محکومیت تمرکز داره. اغلب همراه با عدد میاد (مثلاً: doing 5 years) |
| locked up | زندانی، حبس شده | غیررسمی و محاورهای؛ لحنش گاهی خشنتر یا عامیانهتره. |
| put away | به زندان انداختن | عامیانه و گاهی با بار منفی یا خشونت همراهه (مثلاً: They finally put him away for good) |
حالا به مثال های هر کدوم دقت کنین.
| اصطلاح | مثال | ترجمه فارسی |
|---|---|---|
| behind bars | The drug lord is finally behind bars after 10 years | ارباب مواد مخدر بالاخره بعد از ۱۰ سال به زندان افتاد. |
| in prison | He has been in prison since 2015 for armed robbery | او از سال ۲۰۱۵ به خاطر سرقت مسلحانه در زندان بوده است. |
| doing time | He’s doing 8 years for fraud | اون داره ۸ سال زندان بهخاطر کلاهبرداری میکشه. |
| locked up | They got him locked up before he could leave the city | قبل از اینکه از شهر فرار کنه، انداختنش زندان. |
| put away | The judge put him away for 30 years | قاضی محکومش کرد به ۳۰ سال زندان. |
اصطلاحات مرتبط با زندان و محکومیت
behind bars
-
در زندان بودن، پشت میلهها بودن
serve a sentence
-
گذراندن دوران محکومیت در زندان
parole
-
آزادی مشروط قبل از پایان کامل محکومیت
recidivism
-
بازگشت به جرم پس از آزادی از زندان
solitary confinement
-
نگهداری زندانی در انفرادی
appeal
-
درخواست تجدید نظر نسبت به حکم دادگاه
parole officer
-
مأمور نظارت بر افراد آزاد شده مشروط
warden
-
رئیس زندان
cell
-
اتاق یا سلول زندان
bail
-
وثیقه برای آزاد شدن موقت قبل از دادگاه
charge
-
اتهام رسمی علیه یک فرد
conviction
-
حکم محکومیت قطعی
sentence
-
مدت زمان محکومیت یا حکم صادر شده
escape
-
فرار از زندان
inmate
-
زندانی، فردی که در زندان است
prisoner
-
زندانی، شخص تحت بازداشت
detention
-
بازداشت موقت
lockdown
-
قرنطینه یا محدودیت شدید در زندان
probation
-
آزادی مشروط تحت نظر قضایی بدون زندان
life sentence
-
حکم حبس ابد
juvenile detention
-
بازداشتگاه نوجوانان (برای مجرمان کمسن)
ex-con (ex-convict)
-
زندانی سابق، کسی که قبلاً در زندان بوده
gangster
-
عضو باند یا گروه جنایی
mugshot
-
عکس زندانی هنگام دستگیری
contraband
-
کالای غیرمجاز یا ممنوعه در زندان
rehabilitation
-
بازپروری یا اصلاح مجرم
court hearing
-
جلسه دادگاه
trial
-
محاکمه
judge
-
قاضی
jury
-
هیئت منصفه
verdict
-
رای نهایی دادگاه
lawyer / attorney
-
وکیل، مدافع
plea bargain
-
توافق دفاع و دادستان برای کاهش مجازات
bailiff
-
مأمور اجرای قانون در دادگاه
| اصطلاح | معنی | مثال انگلیسی | ترجمه مثال |
|---|---|---|---|
| serve a sentence | گذراندن دوران محکومیت | He is serving a 10-year sentence | او داره ده سال دوران محکومیتشو میگذرونه. |
| parole | آزادی مشروط | She was released on parole after 5 years | او بعد از ۵ سال با آزادی مشروط آزاد شد. |
| recidivism | بازگشت به جرم | Recidivism rates are high among released prisoners | نرخ بازگشت به جرم در بین زندانیان آزادشده بالاست. |
| solitary confinement | انفرادی زندان | He spent 30 days in solitary confinement | او ۳۰ روز در انفرادی بود. |
| appeal | درخواست تجدید نظر | The lawyer filed an appeal for his client | وکیل برای موکلش درخواست تجدید نظر داد. |
| parole officer | مأمور آزادی مشروط | The parole officer checks on released inmates | مأمور آزادی مشروط وضعیت زندانیان آزادشده را بررسی میکند. |
| warden | رئیس زندان | The warden is responsible for prison security | رئیس زندان مسئول امنیت زندان است. |
| cell | سلول زندان | He stayed in a small cell for months | او ماهها در یک سلول کوچک ماند. |
| bail | وثیقه | He was released on bail before the trial | قبل از دادگاه با پرداخت وثیقه آزاد شد. |
| charge | اتهام | He faced charges of theft and assault | او متهم به سرقت و ضرب و شتم بود. |
برای اطلاعات بیشتر دیکشنری رو چک کنین.
بذارین یکی از بهترین دورههای آموزش مکالمه، یعنی دوره فشرده مکالمه زبان انگلیسی گاما رو بهتون معرفی کنم. این دوره دقیقاً طراحی شده برای کسایی که میخوان سریع، اصولی و با اعتمادبهنفس انگلیسی حرف بزنن.
فراموش نکنین که مکالمه، مهمترین بخش یادگیری یه زبان جدیده؛ چون در نهایت هدف از زبان یاد گرفتن، ارتباط گرفتنه!
