اصطلاح «by the skin of your teeth» در زبان انگلیسی به معنای موفقیت یا نجات با فاصلهی بسیار کم است. در این مقاله با معنی دقیق، کاربردهای رایج، مثالهای واقعی و ترجمه فارسی آشنا شوید.
اصطلاح by the skin of your teeth یعنی اینکه یه کاری رو درست انجام میدین ، اما خیلی خیلی نزدیک به این بوده که نشه یا شکست بخورین. یعنی تو آخرین لحظه، با کمترین فاصله ی ممکن، موفق میشین.
Definition : An expression used to say that someone has just barely succeeded in doing something, or escaped from a difficult or dangerous situation by a very small margin.
تلفظ این اصطلاح به این صورته : /baɪ ðə skɪn əv jʊər tiːθ/
با آزمون آلمانی OSD آشنایی دارین ؟ از کاربرد هاش چی ؟ چیزی میدونین ؟ این آزمون یکی از معتبر ترین آزمون های آلمانیه که مدرکش لازمه ی مهاجرت برای زندگی ، تحصیل یا حتی کار به آلمانه. توی مقاله ی آزمون آلمانی OSD براتون قدم به قدم از مراحل گرفتن مدرک یا اینکه چه سطحی لازم دارین، منابعی که میتونین استفاده کنین و انواع دیگه ازمون های آلمانی گفتم. اگه شما هم یکی از دغدغه هاتون یادگیری زبان جدید و مهاجرته یه سر به این مقاله بزنین.
تعریف اصطلاح by the skin of your teeth و ترجمه فارسی
معادل های فارسی ای که میتونین استفاده کنین :
- بهسختی موفق شدن
- با فاصلهی کم نجات یافتن
- بهزور از پس کاری برآمدن
- لب مرز موفقیت بودن
معنی تحت اللفظی این اصطلاح میشه : با پوست دندانهایت
عجیب به نظر میرسه چون دندون پوست نداره، در واقع این اصطلاح معنی کنایی داره یعنی خیلی نزدیک بود که… در ادامه بیشتر براتون توضیح دادم.
ریشه اصطلاح by the skin of your teeth در کتاب مقدس و ادبیات انگلیسی
این عبارت اولین بار در کتاب ایوب (Book of Job) در کتاب مقدس انگلیسی (نسخه King James) به کار رفته . آیه (Job 19:20) :
“I am escaped with the skin of my teeth.”
«من فقط با پوست دندونهام نجات پیدا کردم!»
این جمله به صورت تصویری و شاعرانه گفته شده، چون خب دندون اصلاً پوست نداره! یعنی چی؟ یعنی فقط یه ذره مونده بود که نابود بشم، ولی آخرش نجات پیدا کردم.
منظورم از تصویری اینه که این اصطلاح به شما یه تصویر خیالی میده از اینکه انقدر شرایط سخت بوده، انقدر فاصله کم بوده برای نجات، که فقط یه ذره (به اندازه چیزی که اصلاً وجود نداره!) فاصله بوده تا نابود بشه.
بعدا این عبارت از کتاب مقدس وارد زبان انگلیسی محاورهای و ادبی شد . نویسندها و مردم ازش برای اشاره به شرایطی استفاده میکردن که کسی یا چیزی خیلی نزدیک به شکست یا ضرر بوده، اما با یه کم شانس و تلاش، موفق شده.
کاربردهای رایج در مکالمه روزمره
این اصطلاح یکی از رایج ترین اصطلاحا تو زبان انگلیسیه که تو موقعیت های مختلف کاربرد داره . بیاین چندتاشو بررسی کنیم.
- امتحان دادن
Did you pass the math test?
Yeah, but only by the skin of my teeth.
امتحان ریاضی رو دادی؟
آره، ولی خیلی نزدیک بود بیفتم، به زور پاس شدم!
- رسیدن به اتوبوس یا قطار
I caught the last train by the skin of my teeth.
قطار آخری رو تو آخرین لحظه گرفتم، یه ذره دیرتر میرسیدم، جا میموندم.
- فرار از خطر یا مشکل
He survived the accident by the skin of his teeth.
خیلی کم مونده بود بمیره، به سختی از تصادف جون سالم بهدر برد.
- موفق شدن در مصاحبه یا کار
She got the job by the skin of her teeth.
خیلی رقابت سخت بود، ولی با زحمت تونست کار رو بگیره.
- قبولی در یه موقعیت سخت
We made it to the deadline by the skin of our teeth.
خیلی نزدیک بود نتونیم کار رو بهموقع تحویل بدیم، ولی آخرش رسیدیم.
- فرار از یه شرایط خیلی خطرناک یا ترسناک
We escaped the fire by the skin of our teeth.
از آتیشسوزی فقط با بدبختی نجات پیدا کردیم، خیلی نزدیک بود گیر بیفتیم.
- رسیدن به پرواز فرودگاه
We got to the gate by the skin of our teeth they were about to close it!
خیلی نزدیک بود دروازه پرواز بسته شه، دقیقاً لحظه آخر رسیدیم.
- پرداخت بدهی یا قبض در لحظه ی آخر
I paid the rent by the skin of my teeth before the landlord showed up.
کرایه خونه رو دقیقاً قبل از اینکه صاحبخونه بیاد، به زور پرداخت کردم.
- قبولی در آزمون رانندگی
I passed my driving test by the skin of my teeth the examiner almost failed me for not checking my mirrors!
آزمون رانندگی رو به زور قبول شدم، نزدیک بود رد بشم چون آینهها رو چک نکرده بودم!
و هر موقعیتی که شبیه به اینا باشه ، شما میتونین از این اصطلاح استفاده کنین.

مثالهای واقعی با ترجمه فارسی
I left the house late and hit traffic, but somehow I still got to the interview by the skin of my teeth.
با تأخیر از خونه زدم بیرون و تو ترافیک گیر کردم، ولی نمیدونم چطوری هنوز به مصاحبه رسیدم، اونم در لحظه آخر.
He forgot about the deadline and finished the assignment literally ten minutes before it was due by the skin of his teeth.
کلاً یادش رفته بود مهلت تحویل کیه، ولی ده دقیقه مونده به زمان تحویل پروژه رو تموم کرد. واقعاً در آخرین لحظه.
We were losing the game the entire time, and then scored the winning goal in the final seconds won it by the skin of our teeth.
کل بازی رو داشتیم میباختیم، ولی توی ثانیههای آخر گل زدیم و بازی رو بردیم. واقعاً با خوششانسی و در لحظه آخر.
My visa application got approved the day before my flight. Talk about getting it by the skin of my teeth.
درخواست ویزام یه روز مونده به پرواز تأیید شد. واقعاً در آخرین لحظه جور شد.
She missed most of the semester because of health issues but still managed to pass by the skin of her teeth.
بیشتر ترم رو به خاطر مشکلات سلامتی از دست داده بود، ولی با سختی زیاد تونست قبول شه.
I nearly missed my chance to register for the course I signed up by the skin of my teeth just before the system closed.
نزدیک بود فرصت ثبتنام کلاس رو از دست بدم درست قبل از بسته شدن سامانه، به زور ثبتنام کردم.
My phone battery died right after I sent the message. That text got through by the skin of its teeth.
باتری گوشیم درست بعد از فرستادن پیام تموم شد. اون پیام واقعاً تو لحظه آخر فرستاده شد.
He was late for the court hearing but got there by the skin of his teeth, just before the judge walked in.
برای جلسه دادگاه دیرش شده بود، ولی درست قبل از اینکه قاضی بیاد رسید. واقعاً در لحظه آخر.
They submitted the application one minute before the deadline. It went in by the skin of their teeth.
اونا دقیقاً یه دقیقه مونده به مهلت درخواست رو فرستادن. به زور و در لحظه آخر بود.
After three delays and almost missing the connection, she made it to her flight by the skin of her teeth.
بعد از سه تا تأخیر و نزدیک بودن به از دست دادن پرواز دوم، تونست به پروازش برسه. دقیقاً در آخرین لحظه.
| جمله انگلیسی | ترجمه فارسی |
|---|---|
| The firefighters rescued the family from the burning house by the skin of their teeth | آتشنشانها با سختی زیاد خانواده را از خانه در حال سوختن نجات دادند. |
| I managed to fix the bug in the software just before the release by the skin of my teeth | درست قبل از عرضه نرمافزار، تونستم اشکال برنامه رو به زور برطرف کنم. |
| They avoided a major crisis in the negotiations by the skin of their teeth | در مذاکرات، خیلی نزدیک بود بحران بزرگی پیش بیاد، ولی به سختی ازش جلوگیری کردند. |
| After a tough season, the team stayed in the league by the skin of their teeth | بعد از یک فصل سخت، تیم به سختی تونست در لیگ بمونه. |
| I avoided getting a speeding ticket by the skin of my teeth when the cop just drove past | وقتی پلیس رد شد، خیلی نزدیک بود جریمه سرعت بگیرم، ولی نجات پیدا کردم. |
تفاوت با اصطلاحات مشابه مثل barely و near miss
اصطلاحات مشابه با “by the skin of your teeth” که میتونین توی موقعیت های مختلف استفاده کنین:
-
Barely : به سختی، به زور
-
Just in time : در آخرین لحظه
-
By a hair’s breadth : به اندازه یه تار مو، خیلی نزدیک
-
A close call / close shave : نزدیک بود اتفاق بد بیفته، ولی نشد
-
Narrow escape : نجات با فاصله کم، فرار از خطر
-
By a whisker : خیلی نزدیک، به اندازه یه موی دمه گربه
-
On the brink/verge of (something) : لبه چیزی بودن، نزدیک به
-
Scrape through : با سختی عبور کردن یا قبول شدن
-
By a narrow margin : با فاصلهی خیلی کم
-
By the skin of one’s teeth : به سختی، با فاصله خیلی کم
-
By a slim margin : با اختلاف خیلی کم
-
Close call : نزدیک بود، اما نشد
-
Cut it fine : کار رو خیلی نزدیک به ددلاین ( مهلت تحویل ) انجام دادن
-
On the edge : در لبه، نزدیک به اتفاق افتادن

حالا بریم سراغ تفاوت ها :
- By the skin of your teeth
همون طور که گفتم، یعنی موفق شدن یا نجات پیدا کردن با فاصلهی خیلی خیلی کم، در آخرین لحظه . بیشتر برای گفتن نتیجهی چیزی که خیلی نزدیک به باخت بوده ولی در نهایت موفق شده و نجات پیدا کرده استفاده میشه.
همیشه بار معنایی «تقریباً شکست خوردن ولی موفق شدن» داره.
- Barely
یعنی به سختی، به زور
لزوماً فقط به موفقیت یا شکست مربوط نیست، میتونه میزان کم بودن یا نزدیک بودن فاصله به هر چیزی رو نشون بده.
برای مثال:
I barely passed the exam.
به زور پاس شدم.
She barely made it to the meeting on time.
او تقریباً دیر رسید، ولی درست به موقع به جلسه رسید.
- Near miss
یعنی نزدیک بود اتفاق بدی بیفته ولی اتفاق نیفتاد ، معمولاً برای اتفاقای خطرناک استفاده میشه.
تمرکز رو اینه که یه حادثه یا مشکل بزرگ «تقریباً» اتفاق افتاده ولی خوشبختانه رخ نداده.
برای مثال:
The car had a near miss with a cyclist.
ماشین نزدیک بود با دوچرخهسوار برخورد کنه، ولی بخیر گذشت.
That was a near miss I almost slipped on the ice.
خیلی نزدیک بود زمین بخورم روی یخ، ولی بخیر گذشت.
| اصطلاح | معنی کلی | کاربرد | مثال |
|---|---|---|---|
| by the skin of your teeth | نجات یا موفقیت با فاصله بسیار کم | موفقیت خیلی نزدیک به شکست | I passed by the skin of my teeth |
| barely | انجام شدن یه کاری با حداقل مقدار و نزدیک بهش | به زور | I barely finished on time |
| near miss | نزدیک بود اتفاق بد بیفته، ولی بخیر گذشت | خطر یا حادثهای که اتفاق نیفتاده | That was a near miss in the accident |
معادلهای فارسی عامیانه مثل جونم به لبم رسید
معادلهای عامیانه و پرکاربرد فارسی:
-
جونم به لبم رسید
(برای کاری که خیلی سخت یا نفسگیر بوده، مثل barely یا by the skin of your teeth) -
با بدبختی انجامش دادم
مثل: با بدبختی رسیدم به جلسه -
به مو بند بود ..
- به زور رسیدم / قبول شدم / تمومش کردم
-
دقیقه 90 …
-
نزدیک بود بره رو هوا / خراب شه / بترکه
برای موقعیتهایی که یه چیزی نزدیک بوده بد پیش بره، معادل near miss -
مو رو از ماست کشیدن بیرون
برای موفقیت تو یه کار سخت -
مرگ رو با چشم دیدم!
(برای خطراتی که خیلی نزدیک بودن – near miss) -
از لبه پرتگاه برگشتم
(باز هم برای موقعیت خیلی خطرناک – near miss)
امیدوارم با این مقاله جواب سوالاتون رو گرفته باشین.
برای اطلاعات و مثال های بیشتر دیکشنری رو چک کنین.
برای اینکه بهتر مطالب تو ذهنتون بشینه حتما این کوییز رو انجام بدین.
