اصطلاح clean as a whistle در زبان انگلیسی به چه معناست؟ در این مقاله با ترجمه فارسی، کاربرد در جمله، تفاوت با اصطلاحاتی مثل spotless و squeaky clean و مثالهای واقعی آشنا شوید.
در انگلیسی اصطلاح clean as a whistle یعنی خیلی خیلی تمیز و مرتب، طوری که هیچ کثیفی یا مشکلی نداشته باشه.
Clean as a whistle (idiom):
Completely clean, spotless, or free from any dirt, stains, or imperfections. It can also mean something is flawless or without any problems.
تلفظ این اصطلاح به این صورته : [klin æz ə ˈwɪsl]
مدتها فکر میکردم با حفظ لغت و گرامر، بالاخره یه روزی زبانم خوب میشه. اما هر بار که میخواستم با یه نفر انگلیسی حرف بزنم، یا کلمه کم میآوردم، یا کل جملههام تو ذهنم قفل میکرد. تا اینکه یه جا فهمیدم: مکالمه، فقط یه مهارت نیست؛ قلبِ یادگیری زبانه.
تو مکالمهست که مغزتون یاد میگیره چطور اطلاعات رو سریع پردازش کنه، جمله بسازه، اشتباه کنه و از اشتباهش یاد بگیره. تو مکالمهست که واقعاً اون چیزی که “یاد گرفتین” تبدیل میشه به “چیزی که بلدی ازش استفاده کنین”. بخاطر همین دوره مکالمه زبان انگلیسی گاما رو پیشنهاد میکنم که به صورت فشرده و کاربردی طراحی شده .
ترجمه تحتاللفظی و مفهوم واقعی در زبان انگلیسی
ترجمه تحتاللفظی (Literal translation): “تمیز مثل سوت” یا “پاک مثل صدای سوت”
این اصطلاح یعنی یه چیزی کاملاً تمیز، بدون لکه یا کثیفیه . مثل صدای سوت که واضح و بدون نویزه.
معادل های فارسی این اصطلاح که میتونین استفاده کنین:
- بسیار تمیز
- بیعیب و نقص
- بیگناه
- پاک و بیلکه
- بدون خطا

کاربرد اصطلاح در موقعیتهای فیزیکی، قانونی و اجتماعی
اصطلاح “clean as a whistle” تو موقعیتهای مختلف معنی و کاربردهای متفاوتی هم داره.
- موقعیتهای فیزیکی : وقتی درباره چیزی صحبت میکنیم که واقعاً تمیز و بدون لکه اس
برای مثال :
The kitchen is clean as a whistle after the big cleaning.
آشپزخانه بعد از نظافت کامل کاملاً تمیز شده.
- موقعیتهای قانونی : وقتی درباره کسی صحبت میکنیم که هیچ جرم و تخلفی نداره، یعنی سابقه ی کاملاً پاک و بدون مشکلی داره.
برای مثال :
His criminal record is clean as a whistle.
سوابق کیفری او کاملاً پاک است.
- موقعیتهای اجتماعی یا اخلاقی : وقتی میخوایم بگیم رفتار یا شخصیت کسی کاملاً درست و بیعیب و نقصه.
برای مثال:
She has a reputation that is clean as a whistle.
او شهرتی دارد که کاملاً بیعیب و نقص است.

مثالهایی از استفاده در جملههای واقعی
After polishing, the silverware was clean as a whistle.
بعد از جلا دادن، قاشق و چنگالها کاملاً تمیز بودند.
The car looked clean as a whistle after the wash.
ماشین بعد از شستن مثل روز اول تمیز شده بود.
His background check came back clean as a whistle.
بررسی پیشزمینهاش کاملاً بدون مشکل بود.
She passed the audit with a report clean as a whistle.
او از بررسی دقیق با گزارشی کاملاً بینقص عبور کرد.
The lawyer assured us that the contract was clean as a whistle.
وکیل به ما اطمینان داد که قرارداد کاملاً بدون ایراد است.
Despite the scandal, the politician claimed his record was clean as a whistle.
با وجود رسوایی، سیاستمدار ادعا کرد سابقهاش کاملاً پاک است.
The kitchen is always clean as a whistle when my mom cooks.
وقتی مامانم آشپزی میکند، آشپزخانه همیشه کاملاً تمیز است.
His conscience is clean as a whistle; he did nothing wrong.
وجدانش کاملاً پاک است؛ او هیچ کار اشتباهی نکرده.
After a thorough cleaning, the windows were clean as a whistle.
بعد از تمیزکاری کامل، پنجرهها کاملاً شفاف و تمیز بودند.
The athlete’s reputation remained clean as a whistle despite the rumors.
شهرت ورزشکار با وجود شایعات کاملاً بیعیب و نقص باقی ماند.
The athlete’s doping test came back clean as a whistle.
نتیجه آزمایش دوپینگ ورزشکار کاملاً منفی و پاک بود.
After the software update, the system is running clean as a whistle without any bugs.
بعد از بهروزرسانی نرمافزار، سیستم بدون هیچ خطا یا مشکلی به خوبی کار میکند.
The company’s financial records are clean as a whistle after the recent investigation.
سوابق مالی شرکت پس از تحقیق اخیر کاملاً پاک و بدون مشکل است.
The floors in the hospital are kept clean as a whistle to prevent infections.
کف بیمارستانها برای جلوگیری از عفونتها کاملاً تمیز نگه داشته میشوند.
| مثال انگلیسی | ترجمه فارسی | موقعیت |
|---|---|---|
| The hospital rooms are cleaned clean as a whistle every day to ensure patient safety | اتاقهای بیمارستان هر روز کاملاً تمیز و مرتب تمیز میشوند تا ایمنی بیماران حفظ شود. | فیزیکی |
| The employee’s record is clean as a whistle with no complaints | سابقه کارمند کاملاً بدون مشکل و شکایت است. | کاری |
| Her financial transactions are clean as a whistle and fully transparent | تراکنشهای مالی او کاملاً شفاف و بدون مشکل است. | قانونی/مالی |
| The living room looked clean as a whistle after the cleaning service finished | اتاق نشیمن بعد از اتمام خدمات نظافت کاملاً تمیز و مرتب بود. | فیزیکی |
| After the investigation, the company was declared clean as a whistle | بعد از تحقیق، شرکت کاملاً بدون مشکل اعلام شد. | قانونی/اجتماعی |
تفاوت با اصطلاحات مشابه مثل “spotless”، “flawless” و “innocent”
معادلها و اصطلاحات مشابه “clean as a whistle” :
-
Spotless : بدون لکه، کاملاً تمیز
-
Flawless : بدون نقص، بیعیب
-
Impeccable : بینقص، کامل
-
Pristine : دست نخورده، بسیار تمیز و سالم
-
Untarnished : لکهدار نشده، پاک
-
Unblemished : بدون لکه یا عیب
-
Perfect : کامل، بینقص
-
Innocent : بیگناه، بدون تقصیر (معمولاً در موقعیت قانونی یا اخلاقی استفاده میشه)
-
Pure : پاک، خالص
-
Stainless : لکهدار نشده (مثل فولاد ضد زنگ)
-
Clean-cut : مرتب و تمیز (هم ظاهر و هم رفتار)
-
Spick and span : بسیار تمیز و مرتب (اصطلاح عامیانه)
-
Clear : پاک، بدون مشکل (معمولا برای اشاره به سوابق استفاده میشه )
بریم سراغ تفاوت ها :
- Clean as a whistle :
یعنی یه چیزی کاملاً تمیز، پاک یا بدون نقصه ، هم در معنی فیزیکی (تمیزی) و هم معنی استعاری (بیعیب و بدون مشکل). بیشتر حالت محاورهای داره.
برای مثال:
The room was clean as a whistle.
اتاق کاملاً تمیز بود
- Spotless :
یعنی بدون هیچ لکه، کثیفی یا عیب ظاهری؛ بیشتر برای تمیزی فیزیکی به کار میره. این اصطلاح رسمیتر از “clean as a whistle” هست .
برای مثال :
Her white dress was spotless.
لباس سفیدش کاملاً بدون لکه بود.
- Flawless :
یعنی بدون هیچ نقص، اشتباه یا عیبی ؛ بیشتر برای توصیف کیفیت، عملکرد، ظاهر یا توانایی چیزی به کار میره و میتونه توی زمینههای مختلف فیزیکی، اخلاقی یا فنی استفاده بشه.
برای مثال :
She gave a flawless performance.
اجرای بینقصی داشت
- Innocent
معنیه متفاوت تری داره یعنی بیگناه یا بدون تقصیر. بیشتر توی موقعیتهای قانونی یا اخلاقی استفاده میشه و به تمیزی فیزیکی ربطی نداره.
برای مثال:
He was found innocent of all charges.
او بیگناه از همه اتهامات شناخته شد.
| اصطلاح | معنی اصلی | کاربرد اصلی |
|---|---|---|
| Clean as a whistle | کاملاً تمیز یا بیعیب و نقص | فیزیکی و استعاری (رایج، محاورهای) |
| Spotless | بدون لکه یا کثیفی | تمیزی فیزیکی (رسمیتر) |
| Flawless | بدون نقص یا خطا | کیفیت، عملکرد، ظاهر |
| Innocent | بیگناه، بدون تقصیر | موقعیتهای قانونی و اخلاقی |
امیدوارم با این مقاله جواب سوالتون رو گرفته باشین .
برای اطلاعات و مثال های بیشتر دیکشنری رو چک کنین.
برای اینکه مطالب بهتر براتون جا بیوفته و فراموش نکنین حتما این کوییز رو انجام بدین.
