اصطلاح do the trick در زبان انگلیسی به معنای «کارساز بودن» یا «نتیجه دادن» است. در این مقاله با معنی دقیق، کاربردهای رایج، تفاوت با اصطلاحات مشابه و مثالهای واقعی آشنا شوید.
عبارت “do the trick” یعنی کاری که انجام میدی نتیجه بده یا مشکل رو حل کنه.
به زبان ساده:
-
این کار مؤثره و جواب میده.
-
راهحل درست همینه.
Definition: to achieve the desired result; to be effective in solving a problem or achieving a goal.
تلفظ این اصطلاح به این صورته : /duː ðə trɪk/
(تلفظ در انگلیسی آمریکایی و بریتیش تقریباً یکسانه)
وقتی زبان یاد میگیرین باید بتونین ارتباط برقرار کنین ،اگه نتونین منظورتون رو برسونین، حتی اگه هزار تا لغت بدونین، هنوز تو دنیای واقعی نمیتونین از زبان استفاده کنین. وقتی مکالمه بلد باشین:
تو سفر راحتتر ارتباط برقرار میکنین
تو جلسه کاری با اعتماد بهنفس حرف میزنین
تو مصاحبه دانشگاه یا سفارت، قوی ظاهر میشین
فیلم و سریال رو بهتر میفهمین
و در آخر از یادگیری زبان لذت میبرین
دوره ی مکالمه زبان انگلیسی گاما به صورت فشرده و کاربردی به شما کمک میکنه توی زمان کم به بهترین سطح برسین.
تعریف اصطلاح do the trick و ترجمه فارسی
ترجمه های فارسی ای که برای این اصطلاح میتونین استفاده کنین :
- جواب دادن
- کارساز بودن
- نتیجه دادن
- مؤثر بودن
- راه افتادن
اصطلاح “do the trick” یعنی کاری انجام بشه، که مشکل رو حل کنه یا نتیجهٔ موردنظر رو بده . بهعبارت دیگه، وقتی میگیم چیزی does the trick، منظورمون اینه که همون کاری رو میکنه که لازمه بکنه.
برای مثال :
A nap usually does the trick when I’m tired.
وقتی خستهام، یک چرت معمولاً کار را راه میاندازد.
کاربرد اصطلاح در مکالمات روزمره و نوشتار رسمی
کاربرد در مکالمات روزمره
اصطلاح “do the trick” در صحبتهای غیررسمی و محاورهای بسیار رایجه.
-
معمولاً برای توصیف راهحلهای ساده و عملی به کار میره.
برای مثالها:
A cup of coffee will do the trick.
یک فنجان قهوه جواب میدهد.
Just tightening this screw should do the trick.
فقط سفت کردن این پیچ مشکل را حل میکند.
A little patience does the trick sometimes.
گاهی کمی صبر کافی است.
توی این کاربرد، نکتهٔ مهم اینه که اصطلاح حس عملی و کاربردی داره؛ یعنی کاری انجام شده و نتیجهٔ مشخصی داره.
| جمله | معنی فارسی | موقعیت استفاده |
|---|---|---|
| A glass of water will do the trick | یک لیوان آب کار را راه میاندازد. | وقتی یه نفر احساس خستگی یا سرگیجه داره. |
| Restarting your phone should do the trick | ریاستارت کردن گوشی باید مشکل را حل کند. | وقتی وسیلهای درست کار نمیکنه. |
| A little rest will do the trick | کمی استراحت کافی است. | وقتی کسی خسته یا بیماره. |
| Some fresh air will do the trick | کمی هوای تازه کارت را راه میاندازد. | وقتی نیاز به تغییر حال یا روحیه دارین. |
| Adding a bit of salt should do the trick | کمی نمک اضافه کنی، درست میشود. | هنگام آشپزی یا تنظیم مزه. |
کاربرد در نوشتار رسمی
در متون رسمی یا علمی، عبارت “do the trick” یه کمی غیررسمی به نظر میرسه، بنابراین بهتره از جایگزینهای رسمی استفاده کنین:
This solution is effective.
این راهحل مؤثر است.
This method works.
این روش جواب میدهد.
This approach achieves the desired result
این روش نتیجهٔ مطلوب را به دست میدهد.
توی نوشتار رسمی، هدف بیان دقیق و بدون حالت محاورهای هست، بنابراین استفاده از “do the trick” معمولاً توصیه نمیشه.
نکات مهم
- حالت محاورهای: معمولاً توی مکالمه های دوستانه، مکالمات روزمره و متون غیررسمی به کار میره.
- این اصطلاح معمولاً برای کاری به کار میره که نتیجه واقعی و قابل دیدن داره، نه چیزی فقط در حد فکر یا نظریه اس.
- قابلیت جایگزینی: در نوشته های رسمی یا آکادمیک، میتونین از work, be effective, achieve the desired result استفاده کنین.

مثالهای واقعی از فیلمها و کتابها
فیلمها و سریالها
-
Harry Potter and the Goblet of Fire (2005)
“A few drops of this potion should do the trick.”
چند قطره از این معجون باید کار را راه بیندازد.
(اسنیپ وقتی در حال توضیح درباره معجونه از این عبارت استفاده میکنه.)
-
Friends (سریال)
“Try some ice on it that should do the trick.”
کمی یخ بگذار روش، باید درستش کنه.
(جویی به چندلر میگه وقتی از درد شونه اش شکایت میکنه.)
- The Office (U.S.)
“A little motivation speech will do the trick.”
یه سخنرانی انگیزشی کوچیک کارو درست میکنه.
(مایکل وقتی میخواد روحیهی تیم رو بالا ببره.)
-
Spider-Man (2002)
“One more web shot should do the trick.”
یه شلیک دیگه از تار باید کار رو تموم کنه.
کتابها
-
The Great Gatsby – F. Scott Fitzgerald
“A glass of champagne might do the trick.”
شاید یه لیوان شامپاین حالتو جا بیاره.
(در توصیف فضایی که شخصیتها دنبال آرامش موقتی هستن.)
-
Pride and Prejudice – Jane Austen (بازنویسی مدرن)
“A walk in the garden usually does the trick when she’s upset.”
قدم زدن توی باغ معمولاً آرومش میکنه وقتی ناراحته.
-
The Hunger Games – Suzanne Collins
“A little sugar water should do the trick.”
یه کم آب قند باید کار رو راه بندازه.
(در صحنهای که کتنیس از یه درمان ساده برای بیحالی استفاده میکنه.)
| منبع | جمله انگلیسی | معنی فارسی |
|---|---|---|
| Harry Potter and the Goblet of Fire | A few drops of this potion should do the trick | چند قطره از این معجون باید کار را راه بیندازد. |
| Friends (TV Series) | Try some ice on it — that should do the trick | کمی یخ بگذار روش، باید درستش کند. |
| The Office (U.S.) | A little motivation speech will do the trick | یه سخنرانی انگیزشی کوچیک کارو درست میکنه. |
| Spider-Man (2002) | One more web shot should do the trick | یه شلیک دیگه از تار باید کار رو تموم کنه. |
| The Great Gatsby | A glass of champagne might do the trick | شاید یه لیوان شامپاین حالتو جا بیاره. |
| Pride and Prejudice (modern) | A walk in the garden usually does the trick when she’s upset | قدم زدن در باغ معمولاً آرومش میکنه وقتی ناراحته. |
| The Hunger Games | A little sugar water should do the trick | یه کم آب قند باید کار رو راه بندازه. |
تفاوت با اصطلاحات مشابه مثل work، fix، solve
بزارین براتون با جدول تفاوت این اصطلاحات رو توضیح بدم.
| اصطلاح | معنی کلی | لحن و حس | توضیح ساده |
|---|---|---|---|
| do the trick | نتیجه دادن / کار را راه انداختن | محاورهای و صمیمی | یعنی کاری جواب داده و نتیجهی دلخواه هم گرفته شده، معمولاً در موقعیتهای ساده و روزمره. |
| work | مؤثر بودن / جواب دادن | عمومی و خنثی | یعنی روش یا چیزی بهدرستی کار میکنه. در هر سطح رسمی یا غیررسمی قابل استفاده اس. |
| fix | تعمیر کردن / درست کردن | محاورهای و نیمهرسمی | برای برطرف کردن مشکل فیزیکی یا نرمافزاری بهکار میره. تمرکز روی “رفع عیبه”. |
| solve | حل کردن (مسئله یا مشکل فکری) | رسمیتر | بیشتر برای مشکلات ذهنی، ریاضی یا موقعیتهای پیچیده استفاده میشه. |

برای هر کدوم مثال میزنم که کامل براتون جا بیوفته :
| جمله | معنی فارسی | نکته |
|---|---|---|
| A cup of tea should do the trick | یه فنجان چای باید حالتو خوب کنه. | حالت محاورهای و خودمونی. |
| This medicine works for headaches | این دارو برای سردرد مؤثره. | کاربرد عمومی و بیاحساس. |
| I need to fix my laptop | باید لپتاپم رو تعمیر کنم. | دربارهی تعمیر یا رفع ایراد فیزیکی. |
| We need to solve this problem | باید این مشکل رو حل کنیم. | رسمیتر، مخصوص چالشها یا مسائل فکری. |
نکات گرامری و معنایی مرتبط با اصطلاح
ساختار گرامری
-
فعل + the trick
ساختار اصلی:
معمولاً با should / will / might / could هم ترکیب میشه:
That should do the trick.
آن باید کار را راه بیندازد.
A little rest might do the trick.
کمی استراحت ممکن است کار را راه بیندازد.
-
ضمیر فاعلی: میتونه هر ضمیری باشه (I, you, it, we, they…).
-
زمان: بیشتر در زمان حال ساده و آینده ساده کاربرد داره، ولی گذشته هم میشه استفاده کرد:
The medicine did the trick yesterday.
دارو دیروز کار خودش را کرد.
| بخش | توضیح | مثال |
|---|---|---|
| ساختار گرامری | [ضمیر / فاعل] + do the trick.
میتونه با should, might, could بیاد. |
That should do the trick → آن کار را راه میاندازد. |
| زمانها | بیشتر حال ساده یا آینده؛ گذشته هم ممکنه استفاده بشه. | A splash of vinegar did the trick → کمی سرکه کار را راه انداخت. |
| معنی اصلی | کاری که نتیجه میده یا مشکل رو حل میکنه. همیشه عملی و قابل مشاهده اس. | Restarting the computer did the trick → ریاستارت کردن کامپیوتر مشکل را حل کرد. |
| لحن و کاربرد | غیررسمی و محاورهای. توی فیلمها و رمانها رایجه. | A short walk might do the trick → یک پیادهروی کوتاه کار را راه میاندازد. |
| نکته | وقتی میخواین بگین “این راهکار ساده جواب میده و مشکل رو حل میکنه” ازش استفاده کن. | A bit of sugar could do the trick → کمی شکر کار را راه میاندازد. |
معنایی
-
نتیجه مشخص: همیشه به کاری اشاره داره که نتیجه عملی و قابل دیدن داره.
جایگاه در جمله | سطح رسمی بودن | زمان مناسب استفاده
| ویژگی | توضیح ساده | مثال |
|---|---|---|
| جایگاه در جمله | معمولاً بعد از فاعل و فعل کمکی (should, might, could) میاد و یا قبل از توضیح نتیجه یا هدف. | A splash of lemon juice should do the trick
کمی آب لیمو کار را راه میاندازد. |
| سطح رسمی بودن | محاورهای؛ مناسب مکالمات روزمره و گفتگوهای دوستانه. | غیررسمی: Some music might do the trick
رسمیتر: This method is effective |
| زمان مناسب استفاده | بیشتر در حال ساده و آینده ساده؛ البته گذشته هم میتونه باشه. برای اشاره به راهکار یا عملی که نتیجه داده. | A short walk did the trick after a long meeting
یک پیادهروی کوتاه بعد از جلسه طولانی، کار را راه انداخت. |
اصطلاحات جمله هایی هستن که معنیشون با معنی تکتک کلماتش ممکنه فرق داشته باشه. وقتی اصطلاحات رو یاد بگیریم، بهتر میتونیم با بقیه انگلیسی یا حالا هر زبونی حرف بزنیم و حرفهامون طبیعیتر و جذابتر میشه. از طرفی اصطلاحا به ما کمک میکنن تا فرهنگ و طرز فکر مردم اون کشور رو بهتر بفهمیم. پس اگه میخواین زبان رو خوب یاد بگیرین، باید حتماً اصطلاحات رو هم یاد بگیرین و تمرین کنین.
در این زمینه هم صفحه آموزش زبان انگلیسی هر روز مقاله هایی به صورت رایگان منتشر میکنه که شما میتونین استفاده کنین.
برای اطلاعات و مثال های بیشتر در مورد این اصطلاح میتونین به دیکشنری سر بزنین.
امیدوارم این مقاله به سوالاتون جواب داده باشه.
