اصطلاح Doldrums یعنی چه؟ بررسی معنی، کاربرد و تفاوت با اصطلاحات مشابه

آموزشگاه زبان در شیراز

اصطلاح doldrums در زبان انگلیسی به چه معناست؟ در این مقاله با ترجمه فارسی، کاربرد در جمله، تفاوت با اصطلاحات مشابه مثل stagnation و depression و مثال‌های واقعی آشنا شوید.

اصطلاح “doldrums” در زبان انگلیسی چندتا معنی داره، ولی بیشتر به دوتا مفهوم زیر اشاره داره:

معنی اصلی (مربوط به دریانوردی): Doldrums منطقه‌ای در اقیانوس‌های گرمسیری (معمولاً در نزدیکی خط استوا) که باد اونجا خیلی کم یا کاملاً آرومه و کشتی‌ها در این منطقه ممکنه ساعت‌ها یا روزها بی‌حرکت بمونن. این منطقه به خاطر آرامش باد و هواش مشهوره.

 معنی مجازی و رایج‌تر: افسردگی، بی‌حالی

وقتی کسی توی “the doldrums” هست ، یعنی در یه وضعیت افسردگی، کسالت، بی‌انگیزگی به سر میبره، انگار انرژی و حرکت نداره.

Definition : Doldrums (noun, plural) : 

A region of the ocean near the equator characterized by calm winds and sudden storms, causing sailing ships to be becalmed for periods of time.

A state or period of inactivity, stagnation, or low spirits

تلفظ این اصطلاح به این صورته : /ˈdoʊldrəmz/

مکالمه یکی از مهم‌ترین روش‌ها برای یاد گرفتن زبانه. وقتی با کسی صحبت می‌کنیم، هم مهارت شنیدن و هم گفتاری ما بهتر میشه. با تمرین مکالمه، کلمات جدید یاد می‌گیریم و نحوه‌ی درست گفتن جملات رو بهتر می‌فهمیم. صحبت کردن باعث میشه اعتماد به نفسمون بیشتر بشه و راحت‌تر بتونیم با بقیه ارتباط برقرار کنیم. پس اگر می‌خواین زبان رو خوب یاد بگیرین، باید هر روز مکالمه تمرین کنین.

یکی از بهترین دوره هایی که میشناسم برای مکالمه ، دوره مکالمه زبان انگلیسی گاماست، که به صورت فشرده و کاربردی دوره ای رو طراحی کردن که شما میتونین توی زمان کم به بهترین سطح برسین.

از طرفی در کنار دوره تعیین سطح زبان انگلیسی رایگان دارن که دقیقا بدونین کجای مسیر هستین.

ترجمه فارسی و مفهوم اصطلاح doldrums در زبان انگلیسی

معادل فارسی اصطلاح doldrums :

  • رکود
  • افسردگی
  • بی‌تحرکی
  • کسادی
  • سکون

یه جورایی میشه گفت doldrums یعنی یه حالت «توقف کامل» یا «جریان‌نداشتن» توی کار یا زندگی.

 کاربرد اصطلاح doldrums در موقعیت‌های روانی، اقتصادی و دریایی

  • روانی (حالات روحی و روانی): وقتی کسی احساس افسردگی، بی‌انگیزگی، خستگی یا بی‌حالی میکنه، میگیم توی doldrums هست .
    برای مثال:

After the breakup, I was stuck in the doldrums for weeks and couldn’t get motivated.

بعد از جدایی، چند هفته‌ای در حالت کسالت و بی‌انگیزگی بودم و نمی‌توانستم انگیزه پیدا کنم.

He’s been in the doldrums lately, feeling tired and uninspired.

او این روزها در حالت رکود روحی است و احساس خستگی و بی‌انگیزگی می‌کند.

  • اقتصادی: در اقتصاد، وقتی بازار یا یه کسب‌وکار وارد دوره رکود، رشد ضعیف یا توقف فعالیت میشه ، اصطلاح doldrums به کار میره.
    برای مثال:

The economy has been in the doldrums for months with little sign of recovery.

اقتصاد ماه‌هاست در رکود به سر می‌برد و نشانه‌ای از بهبود دیده نمی‌شود.

Sales are in the doldrums this quarter due to low consumer demand.

فروش در این فصل به دلیل کاهش تقاضای مصرف‌کننده در رکود است.

  • دریایی (اصل اصطلاح): همون طور که بالاتر گفتم doldrums به منطقه‌ای در اقیانوس گفته میشه که باد بسیار ضعیفه یا اصلا نیست ، جوری که کشتی‌ها برای مدت طولانی بدون حرکت باقی میمونن.

The ship was trapped in the doldrums for days because there was no wind to move it.

کشتی به‌دلیل نبود باد برای حرکت، چند روز در منطقه بادهای ضعیف (doldrums) گیر کرده بود.

Sailors fear the doldrums since calm winds can leave their vessels stranded for long periods.

دریانوردان از منطقه بادهای ضعیف می‌ترسند چون بادهای آرام می‌توانند کشتی‌ها را برای مدت طولانی سرگردان کنند.

doldrums

 مثال‌هایی از استفاده در جمله‌های واقعی

After the breakup, I found myself drifting through my own personal doldrums.

بعد از جدایی، خودم رو در حال غرق شدن توی رکود شخصی‌ام پیدا کردم.

January is a month when many people me included are in the doldrums.

ژانویه ماهیه که خیلی از مردم از جمله خودم در حالت رکود به سر می‌برند.

After months of searching for a job with no luck, she fell into the doldrums and lost hope.

بعد از ماه‌ها جستجو برای کار بدون موفقیت، او وارد دوران رکود روحی شد و امیدش را از دست داد.

Writers sometimes hit the doldrums, struggling with creativity and motivation.

نویسندگان گاهی دچار رکود می‌شوند و با خلاقیت و انگیزه مشکل پیدا می‌کنند.

The tech industry was in the doldrums following the burst of the dot-com bubble.

صنعت فناوری پس از ترکیدن حباب دات‌کام وارد دوره رکود شد.

Sailing through the doldrums can be frustrating for sailors due to the lack of wind for days.

گذشتن از منطقه بادهای ضعیف می‌تواند برای دریانوردان به خاطر نبود باد برای چند روز خسته‌کننده باشد.

Historically, ships would avoid the doldrums to prevent being stranded for long periods.

به طور تاریخی ، کشتی‌ها از منطقه بادهای ضعیف دوری می‌کردند تا از گیر کردن طولانی‌مدت جلوگیری کنند.

After the team lost three games in a row, they found themselves in the doldrums and struggled to regain confidence.

بعد از باخت سه بازی پشت سر هم، تیم خودش را در وضعیت رکود دید و برای بازپس‌گیری اعتماد به نفس تلاش کرد.

The company’s growth hit the doldrums last quarter, causing concern among investors.

رشد شرکت در فصل گذشته وارد رکود شد و نگرانی‌هایی در میان سرمایه‌گذاران ایجاد کرد.

 He’s been in the doldrums since losing his job, unsure of what to do next.

از وقتی کارش را از دست داده، در حالت کسالت و بی‌انگیزگی به سر می‌برد و نمی‌داند قدم بعدی چیست.

 The economy remains in the doldrums despite government efforts to stimulate growth.

اقتصاد علی‌رغم تلاش‌های دولت برای تحریک رشد، همچنان در رکود به سر می‌برد.

جمله انگلیسی ترجمه فارسی
The marketing team fell into the doldrums after the campaign failed تیم بازاریابی بعد از شکست کمپین وارد رکود شد.
She’s been in the doldrums since she didn’t get the promotion از وقتی ترفیع نگرفته، در حال کسالت و بی‌انگیزگی است.
The music industry has been in the doldrums due to piracy issues صنعت موسیقی به‌خاطر مشکلات حق نشر در رکود قرار گرفته است.
The project hit the doldrums when funding was suddenly cut off پروژه وقتی بودجه ناگهان قطع شد وارد رکود شد.
Our team was in the doldrums after losing several key players to injury تیم ما بعد از مصدومیت چند بازیکن کلیدی در رکود بود.

 تفاوت doldrums با اصطلاحات مشابه مثل slump، stagnation و depression

معادل‌های نزدیک به doldrums :

  • Slump

  • Stagnation

  • Depression

  • Lull

  • Downturn

  • Slowdown

  • Plateau

  • Standstill

  • Sluggishness

  • Malaise

Doldrums

حالا بریم سراغ تفاوت ها :

Doldrums

  • معنی: دوره‌ای از بی‌انگیزگی، رکود یا توقف حرکت، معمولاً موقتی و اغلب احساسی یا اقتصادی.

  • کاربرد: هم در حالت‌های روحی (بی‌انگیزگی)، هم در اقتصاد و هم در حالت دریایی (باد آرام) کاربرد داره.

  • بار معنایی: بیشتر حالت غمگین و بی‌حرکت بودن داره ، یه کمی غیررسمی و استعاری هم هست .

مثال:

After the project failed, the team was in the doldrums for weeks.

Slump

  • معنی: افت ناگهانی و قابل توجه در عملکرد، فروش، اقتصاد یا حتی روحیه.

  • کاربرد: اقتصادی، ورزشی یا تجاری.

  • بار معنایی: معمولاً کاهش شدید و ناگهانی، کمی جدی‌تر از doldrums.

مثال:

The company suffered a slump in sales last quarter.

Stagnation

  • معنی: رکود یا توقف رشد به مدت طولانی، بدون پیشرفت یا تغییر مشخص.

  • کاربرد: بیشتر در اقتصاد، رشد یا توسعه.

  • بار معنایی: بیشتر رسمی، تأکید روی نداشتن حرکت یا رشد.

مثال:

The country has been in economic stagnation for years.

Depression

  • معنی: رکود اقتصادی شدید و طولانی‌مدت، یا  افسردگی.

  • کاربرد: هم اقتصادی و هم روانی (افسردگی).

  • بار معنایی: بسیار جدی و شدید، طولانی‌مدت.

مثال:

The Great Depression affected millions worldwide.

کلمه شدت رکود مدت زمان کاربرد اصلی بار معنایی
doldrums متوسط، معمولاً موقتی کوتاه یا متوسط روانی، اقتصادی، دریایی غیررسمی، استعاری
slump زیاد، ناگهانی کوتاه یا متوسط اقتصادی، تجاری جدی‌تر و واضح‌تر
stagnation متوسط تا زیاد طولانی اقتصادی، رشد رسمی، تأکید بر توقف کامل
depression خیلی زیاد و شدید طولانی اقتصادی، روانی بسیار جدی و طولانی

 

امیدوارم با این مقاله جواب سوالتون رو گرفته باشین.

برای اطلاعات و مثال های بیشتر هم یه سر به دیکشنری بزنین.

 

5/5 - (1 امتیاز)

آزمون

اشتراک گذاری در شبکه ای اجتماعی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

icon
ارتباط با کارشناسان گاما [شعبه شیراز]
×
خانم مرزبان کارشناس آلمانی Whatsapp chat
تلفن شیراز (شعبه خلدبرین) Whatsapp chat
11 +