معنی early days چیست؟ | بررسی اصطلاح، کاربرد و مثال‌های رایج در زبان انگلیسی

آموزشگاه زبان در شیراز

اصطلاح early days در زبان انگلیسی به معنای «روزهای اولیه» یا «مراحل ابتدایی» است و معمولاً برای اشاره به زمانی استفاده می‌شود که هنوز برای قضاوت یا نتیجه‌گیری زود است. در این مقاله با معنی دقیق، کاربردهای رایج، مثال‌های واقعی و تفاوت با اصطلاحات مشابه آشنا شوید.

این اصطلاح دوتا معنی داره :

به معنای واقعی / از نظر زمانی: اشاره داره به مرحله‌ی ابتدایی یا شروع یه فرایند، پروژه یا رابطه.

یه معنی دیگه هم داره که اشاره داره به وقتی که یه چیزی جدید یا نوپا هست و هنوز زمان برای ارزیابی یا نتیجه‌گیریش نیست.

Definition : Refers to the initial stage or beginning of something, such as a project, process, relationship, or period of time. / Used to indicate that it’s too soon to judge or assess something, often to reassure or encourage someone.

تلفظ این اصطلاح به این صورته : /ˈɜːr.li deɪz

 

اگه بخواین مثل یه انگلیسی‌زبان واقعی حرف بزنین، یاد گرفتن اصطلاحات (idioms) خیلی کمکتون میکنه. اصطلاحات عبارات هایی هستن که معنیشون با معنی کلمات تکیشون فرق داره.با یاد گرفتن اصطلاحات، هم درک بهتری از فیلم‌ها، آهنگ‌ها و مکالمات واقعی پیدا می‌کنین، هم حرف زدنتون طبیعی‌تر و روان‌تر میشه.

این‌جوری بهتر می‌تونین با دیگران ارتباط بگیرین و نشون بدین که واقعاً زبان رو بلدین، نه فقط گرامر و لغت. صفحه ی آموزش زبان انگلیسی پر از مقاله در مورد اصطلاحاته که به صورت رایگان در اختیار شماست.

تعریف اصطلاح و ترجمه فارسی

معادل های فارسی ای که میتونین برای ترجمه این اصطلاح استفاده کنین :

  • روزهای اولیه
  • مراحل ابتدایی
  • شروع کار
  • اوایل مسیر
  • آغاز راه

وقتی یه پروژه، مهارت، رابطه یا وضعیت تازه شروع شده، و هنوز نمیشه نتیجه‌گیری کرد که به ثمر رسیدنش قطعیه یا نه.

یا زمانی که هنوز اوایل کاره و جای پیشرفت وجود داره.برای آروم کردن یا دلگرم کردن کسی که نگران نتیجه اس میشه از این اصطلاح استفاده کرد.

It’s still early days for the startup.

هنوز اوایل کار استارتاپ است.

It’s early days in my piano lessons.

 هنوز اوایل درس‌های پیانوی من است.

Don’t worry if it’s not perfect; it’s early days.

 نگران نباش، هنوز اوایل کار است.

early days

کاربرد اصطلاح در موقعیت‌های مختلف

محیط کاری / پروژه‌ها

  • کاربرد: برای اشاره به مرحله‌ی ابتدایی یه پروژه، کسب‌وکار یا فرایند کاری.

  • حس و لحن: رسمی یا نیمه‌رسمی، مثبت یا توصیفی.

برای مثال:

It’s still early days for the new marketing campaign, but initial feedback is good.

 هنوز اوایل کار کمپین بازاریابی جدید است، اما بازخورد اولیه خوب است.

یادگیری مهارت‌ها یا تجربه‌های جدید

  • کاربرد: برای گفتن اینکه یه نفر تازه یه کاری رو شروع کرده و هنوز تجربه کافی نداره.

  • حس و لحن: غیررسمی، تشویق‌کننده.

برای مثال:

Don’t worry about making mistakes; it’s early days in your French lessons.

 نگران اشتباهاتت نباش، هنوز اوایل درس‌های فرانسه‌ات است.

روابط شخصی یا عاشقانه

  • کاربرد: توصیف مراحل ابتدایی یه رابطه یا دوستی تازه.

  • حس و لحن: صمیمی، ملایم، امیدوارکننده.

برای مثال:

It’s early days in their relationship, so they’re still getting to know each other.

 هنوز اوایل رابطه‌شان است، بنابراین آن‌ها هنوز در حال شناختن یکدیگر هستند.

  رسانه‌ها، اخبار و سیاست

  • کاربرد: توصیف مرحله‌ی اولیه دولت، تیم یا پروژه اجتماعی و سیاسی.

  • حس و لحن: رسمی، توصیفی و بعضی وقتا هم تحلیلی.

برای مثال:

Early days for the new government, but the policies look promising.

هنوز اوایل کار دولت جدید است، اما سیاست‌ها امیدوارکننده به نظر می‌رسند.

 ورزش و تیم‌ها

  • کاربرد: گفتن این که هنوز زمان قضاوت درباره عملکرد تیم یا بازیکن جدید نرسیده .

  • حس و لحن: مثبت و امیدوارکننده.

برای مثال:

It’s early days for the new coach, so let’s see how the season develops.

 هنوز اوایل کار مربی جدید است، بنابراین ببینیم فصل چگونه پیش می‌رود.

موقعیت / زمینه کاربرد حس و لحن مثال انگلیسی ترجمه فارسی
محیط کاری / پروژه‌ها اشاره به مرحله‌ی اولیه ی یه پروژه یا کسب‌وکار رسمی تا نیمه‌رسمی، توصیفی It’s still early days for the new marketing campaign هنوز اوایل کار کمپین بازاریابی جدید است.
یادگیری مهارت‌ها گفتن اینکه یه نفر تازه کاری رو شروع کرده و تجربه کافی نداره غیررسمی، تشویق‌کننده Don’t worry about mistakes; it’s early days in your French lessons نگران اشتباهاتت نباش، هنوز اوایل درس‌های فرانسه‌ات است.
روابط شخصی / عاشقانه توصیف مراحل اولیه یه رابطه یا دوستی تازه صمیمی، ملایم، امیدوارکننده It’s early days in their relationship, so they’re still getting to know each other هنوز اوایل رابطه‌شان است، بنابراین هنوز در حال شناختن یکدیگر هستند.
رسانه‌ها، اخبار، سیاست توصیف مرحله‌ی اولیه دولت، تیم یا پروژه اجتماعی و سیاسی رسمی، تحلیلی Early days for the new government, but the policies look promising هنوز اوایل کار دولت جدید است، اما سیاست‌ها امیدوارکننده به نظر می‌رسند.
ورزش و تیم‌ها گفتن اینکه هنوز زمان قضاوت درباره عملکرد تیم یا بازیکن جدید نیست مثبت، امیدوارکننده It’s early days for the new coach, so let’s see how the season develops هنوز اوایل کار مربی جدید است، بنابراین ببینیم فصل چگونه پیش می‌رود.

 

مثال‌های واقعی از پروژه‌ها، روابط، کسب‌وکارها

  • پروژه‌ها و کار

It’s still early days for the AI project, but the results are promising.

هنوز اوایل کار پروژه هوش مصنوعی است، اما نتایج امیدوارکننده‌اند.
 (وقتی پروژه تازه شروع شده و هنوز ارزیابی نهایی زوده.)

The app has just launched it’s early days, but user feedback is positive.

اپلیکیشن تازه منتشر شده هنوز اوایل کار است، اما بازخورد کاربران مثبت است.

Early days in the renovation, but the design looks amazing.

هنوز مراحل ابتدایی بازسازی است، اما طراحی فوق‌العاده به نظر می‌رسد.
 (در پروژه‌های عمرانی یا طراحی.)

  • روابط شخصی / عاشقانه

It’s early days in our relationship, so we’re taking things slowly.

هنوز اوایل رابطه‌مان است، پس آرام پیش می‌رویم.
 (وقتی دو نفر تازه با هم آشنا شدن.)

They seem very happy together, but it’s still early days.

به نظر می‌رسد خیلی با هم خوشحال‌اند، اما هنوز اوایل کار است.

It’s early days, but I think he could be the one.

هنوز اوایل کار است، اما فکر می‌کنم او همانی است که باید باشد.
 (شروع رابطه، با حس امید و علاقه.)

  • کسب‌وکار و استارتاپ‌ها

The company is growing fast—it’s early days, but investors are excited.

شرکت به سرعت در حال رشد است هنوز اوایل کار است، اما سرمایه‌گذاران هیجان‌زده‌اند.
 ( شروع رشد یا موفقیت تجاری.)

It’s early days for our new branch in Paris, but sales look good.

هنوز اوایل کار شعبه جدیدمان در پاریس است، اما فروش‌ها خوب به نظر می‌رسد.
 (برای اشاره به شروع فعالیت اقتصادی.)

Early days for the partnership, but both sides seem committed.

هنوز اوایل همکاری است، اما هر دو طرف متعهد به نظر می‌رسند.
 (در مورد همکاری‌های کاری و قرارداد ها.)

early days

موقعیت مثال انگلیسی ترجمه فارسی توضیح کاربرد
 پروژه یا تحصیل It’s early days for my research, but I’ve already found some interesting results هنوز اوایل کار تحقیق من است، اما چند نتیجه جالب پیدا کرده‌ام. وقتی پروژه علمی یا تحصیلی تازه شروع شده است.
 استارتاپ / ایده جدید It’s still early days for our eco-friendly startup هنوز اوایل کار استارتاپ محیط‌ زیستی ماست. برای اشاره به مرحله اول راه‌اندازی کسب‌وکار.
 پروژه عمرانی The construction has just begun — it’s early days yet ساخت‌وساز تازه شروع شده هنوز اوایل کار است. نشون دادن اینکه قضاوت درباره نتیجه زوده.
 رابطه عاشقانه It’s early days, but I feel a real connection with her هنوز اوایل رابطه است، اما حس ارتباط واقعی با او دارم. شروع یه رابطه احساسی یا دوستی جدید.
 ازدواج یا نامزدی They’re engaged, but it’s early days to plan the wedding نامزد کرده‌اند، اما برای برنامه‌ریزی عروسی هنوز زود است. وقتی هنوز مرحله اولیه یه تصمیم بزرگه.
 محیط کار It’s early days for the new manager, but the team already likes him هنوز اوایل کار مدیر جدید است، اما تیم از او خوشش آمده است. توصیف شروع یه نقش یا موقعیت شغلی.
 بازار / اقتصاد It’s early days to say if the economy is improving هنوز زود است بگوییم اقتصاد در حال بهبود است. استفاده در تحلیل‌ها یا گزارش‌های اقتصادی.
 رسانه و فیلم The movie has just been released — early days, but the reviews are great فیلم تازه اکران شده هنوز اوایل کار است، اما نقدها عالی‌اند. برای اشاره به واکنش‌های نسبت به یه اثر هنری.
 ورزش It’s early days in the season, and anything can happen هنوز اوایل فصل است و هر چیزی ممکن است اتفاق بیفتد. برای رقابت‌های ورزشی.

تفاوت با اصطلاحات مشابه مثل “too soon to tell”، “time will tell”

Early days :

  • معنی: یه چیزی تازه شروع شده و هنوز برای نتیجه‌گیری زوده.

  • کاربرد: وقتی پروژه، رابطه، یا برنامه‌ای هنوز اول کاره.

  • نکته: بیشتر توصیفی و خنثی

برای مثال:

It’s early days, but I think the team is doing well.

هنوز اوایل کاره، ولی به نظرم تیم خوب پیش میره.

Too soon to tell :

  • معنی: هنوز اطلاعات یا شواهد کافی نداریم تا تصمیم یا نظر قطعی بدیم.

  • کاربرد: در بحث‌های رسمی‌تر، علمی یا روزمره برای اشاره به اینکه زود قضاوت نکنیم.

  • نکته: تأکید روی «نباید عجله کرد» در نتیجه‌گیریه.

مثال:

It’s too soon to tell if the treatment is working.

هنوز زوده بگیم درمان مؤثره یا نه.

Time will tell :

  • معنی: باید صبر کنیم تا آینده نشون بده نتیجه چی میشه.

  • کاربرد: برای موقعیت‌هایی که نتیجه فقط با گذر زمان مشخص میشه (مثلاً تصمیمات، روابط یا پروژه‌ها).

  • نکته: حالت فلسفی و آروم داره، معمولاً در جواب به نگرانی یا تردید استفاده میشه.

برای مثال:

Time will tell whether this was the right choice.

زمان مشخص می‌کنه آیا این انتخاب درستی بوده یا نه.

اصطلاح معنی فارسی توضیح  زمان اشاره مثال انگلیسی ترجمه فارسی
early days هنوز اوایل کار است اشاره به شروع چیزی که هنوز زوده درباره‌اش قضاوت کنیم.  در شروع یه روند یا موقعیت It’s early days, but the project looks promising هنوز اوایل کار است، اما پروژه امیدوارکننده به نظر می‌رسد.
too soon to tell هنوز زوده که بگیم تأکید بر این‌که برای قضاوت یا نتیجه‌گیری اطلاعات کافی نداریم.  در زمان حال یا اوایل پیشرفت It’s too soon to tell if the medicine really works هنوز زوده بگیم این دارو واقعاً مؤثره یا نه.
time will tell زمان مشخص می‌کنه یعنی باید صبر کنیم تا آینده نشون بده چه اتفاقی میافته.  درباره آینده و نتایج نهایی Time will tell if they made the right decision زمان نشان خواهد داد که تصمیم درستی گرفته‌اند یا نه.

 نکات گرامری و معنایی مرتبط با اصطلاح

نکات گرامری (Grammatical Notes)

  1. ساختار دستوری:
     معمولاً با فعل to be به کار میره:
    It’s early days. / It is still early days.
    یعنی “هنوز اوایل کاره.”

  2. تک‌واژه یا ترکیب ثابت (fixed expression):
     “Early days” یه اصطلاح ثابته (idiomatic phrase).
    نباید به‌صورت تحت‌اللفظی (روزهای زود) ترجمه بشه.

  3. قابل شمارش‌ یا غیرشمارش‌؟

  • معمولاً جمعه (days) اما به‌صورت غیرشمارشی استفاده میشه.
  • نمیگیم  an early day یا the early day، شکل درستش اینه :  early days
  1. قیدهای رایج همراه :

  • still (هنوز): It’s still early days.
  • very (خیلی): It’s very early days yet.
  • quite (نسبتاً): It’s quite early days for this project.
  1. جایگاه در جمله:

  • معمولاً در ابتدای جمله یا بعد از فعل “be” میاد.


 It’s early days, but we’re making progress.
 Early days yet, we’ll see how it goes.

ساختار گرامری مثال انگلیسی ترجمه فارسی توضیح
It + be + early days It’s early days هنوز اول کاره. رایج‌ترین ساختار؛ حالت کلی و طبیعی جمله.
It + be + still + early days It’s still early days هنوز خیلی زوده. برای تأکید روی اینکه هنوز زمان زیادی باقی مونده.
It + be + very/quite + early days It’s quite early days for this project هنوز خیلی زوده برای این پروژه. استفاده از قید برای شدت دادن معنی.
Be + early days + yet It’s early days yet هنوز زوده قضاوت کنیم. حالت محاوره‌ای و بریتیش؛ «هنوز نه».
Early days + but + clause Early days, but it looks promising هنوز اول کاره، ولی امیدوارکننده‌ست. اول جمله برای مقدمه‌چینی.
It’s + only + early days It’s only early days in our research تازه اول تحقیق‌مونه. تأکید روی شروع تازه.
(Subject) + say/think + it’s early days I think it’s early days to judge فکر می‌کنم هنوز زوده برای قضاوت. زود قضاوت نکردن

 

نکات معنایی (Semantic Notes) :

  •  پیش‌داوری نکردن:

نشون میده هنوز برای نتیجه‌گیری زوده. حس “صبوری” و “منتظر موندن برای دیدن نتیجه” داره.

  • فضای مثبت یا خنثی:

معمولاً لحن خنثی یا کمی امیدوارانه داره، نه منفی.

  • کاربرد فرهنگی :

اصطلاح بیشتر در انگلیسی بریتانیایی (British English) رایجه. در آمریکایی، بیشتر از “It’s too soon to tell” استفاده میشه.

 جایگاه در جمله | سطح رسمی بودن | زمان مناسب استفاده

جایگاه در جمله سطح رسمی بودن زمان مناسب استفاده
ابتدای جمله غیررسمی (محاوره‌ای) وقتی هنوز اول کاره و نتیجه معلوم نیست
بعد از فعل be —- وقتی پیشرفت کمی شده ولی زوده برای قضاوت
—- وقتی می‌خواین بگین “زوده برای گفتن”
—- وقتی تأکید میکنین هنوز شروع راهه

 

برای اطلاعات و مثال های بیشتر در مورد این اصطلاح به دیکشنری سر بزنین.

امیدوارم با مطالعه این مقاله به جواب سوالاتون رسیده باشین.

مدت‌ها فکر می‌کردم با حفظ لغت و گرامر، بالاخره یه روزی زبانم خوب میشه. اما هر بار که می‌خواستم با یه نفر انگلیسی حرف بزنم، یا کلمه کم می‌آوردم، یا کل جمله‌هام تو ذهنم قفل می‌کرد. تا این‌که یه جا فهمیدم: مکالمه، فقط یه مهارت نیست؛ قلبِ یادگیری زبانه.

تو مکالمه‌ست که مغزتون یاد میگیره چطور اطلاعات رو سریع پردازش کنه، جمله بسازه، اشتباه کنه و از اشتباهش یاد بگیره. تو مکالمه‌ست که واقعاً اون چیزی که “یاد گرفتین” تبدیل میشه به “چیزی که بلدی ازش استفاده کنین”. بخاطر همین دوره مکالمه زبان انگلیسی گاما رو پیشنهاد میکنم که به صورت فشرده و کاربردی طراحی شده .

5/5 - (1 امتیاز)

آزمون

اشتراک گذاری در شبکه ای اجتماعی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

icon
ارتباط با کارشناسان گاما [شعبه شیراز]
×
خانم مرزبان کارشناس آلمانی Whatsapp chat
تلفن شیراز (شعبه خلدبرین) Whatsapp chat
11 +