اصطلاح elephant in the room در زبان انگلیسی به معنای «مشکل یا موضوع واضحی که همه از آن آگاهاند اما کسی دربارهاش صحبت نمیکند» است. در این مقاله با معنی دقیق، کاربردهای رایج، مثالهای واقعی و تفاوت با اصطلاحات مشابه آشنا شوید.
اصطلاح “elephant in the room” در زبان انگلیسی به یه مشکل یا موضوع بزرگ و واضح اشاره داره که همه ازش اطلاع دارن ولی هیچکس دربارهاش صحبت نمیکنه، معمولاً به خاطر اینکه صحبت کردن درباره اش حساسه.
Definition : A major problem or controversial issue that is obvious to everyone but is deliberately ignored or avoided in discussion.
تلفظ این اصطلاح به این صورته : /ˈɛl.ɪ.fənt ɪn ðə ruːm/
مدتها فکر میکردم با حفظ لغت و گرامر، بالاخره یه روزی زبانم خوب میشه. اما هر بار که میخواستم با یه نفر انگلیسی حرف بزنم، یا کلمه کم میآوردم، یا کل جملههام تو ذهنم قفل میکرد. تا اینکه یه جا فهمیدم: مکالمه، فقط یه مهارت نیست؛ قلبِ یادگیری زبانه.
تو مکالمهست که مغزتون یاد میگیره چطور اطلاعات رو سریع پردازش کنه، جمله بسازه، اشتباه کنه و از اشتباهش یاد بگیره. تو مکالمهست که واقعاً اون چیزی که “یاد گرفتین” تبدیل میشه به “چیزی که بلدی ازش استفاده کنین”. بخاطر همین دوره مکالمه زبان انگلیسی گاما رو پیشنهاد میکنم که به صورت فشرده و کاربردی طراحی شده .
تعریف اصطلاح و ترجمه فارسی
معادل های فارسی ای که میتونین برای ترجمه این اصطلاح استفاده کنین :
- موضوع حساس نادیده گرفتهشده
- مشکل واضح ولی بحثنشده
- مسئله پنهان در جمع
- سکوت جمعی درباره موضوع مهم
- بیتوجهی عمدی به مشکل
خیلی ساده بخوام بگم : مشکلی که همه میبینن ولی کسی جرأت صحبت دربارهاش رو نداره.
برای مثال:
The fact that the project is failing is the elephant in the room.”
«این واقعیت که پروژه شکست خورده، فیل بزرگ در اتاق است.»

کاربرد اصطلاح در موقعیتهای اجتماعی، سیاسی و روانشناختی
موقعیتهای اجتماعی
-
کاربرد: وقتی در جمع دوستان، خانواده یا همکاران، موضوعی حساس یا ناراحتکننده وجود داره که کسی نمیخواد بهش اشاره کنه.
برای مثال:
وقتی همه میدونن یکی از دوستاشون مشکلات مالی داره ولی هیچکس درباره اش حرف نمیزنه.
“Her recent breakup was the elephant in the room at the party.”
«جدایی اخیر او، فیل بزرگ در مهمانی بود.»
موقعیتهای سیاسی
-
کاربرد: اشاره به موضوعات مهم، بحرانها یا مشکلات سیاستی که مشخصه اما سیاستمدارا یا رسانهها در موردش بحث نمیکنن.
برای مثال:
بحران اقتصادی یا فساد سیاسی که همه میدونن وجود داره، اما هیچ سیاستمداری بهش اشاره نمیکنه
“Corruption in the government is the elephant in the room that no one wants to discuss.”
«فساد در دولت، فیل بزرگ در اتاق است که هیچکس نمیخواهد دربارهاش صحبت کند.»
موقعیتهای روانشناختی
-
کاربرد: در روانشناسی یا مشاوره، وقتی یه نفر یا گروهی یه موضوعی رو میدونن ولی از ترس، شرم یا اضطراب، از صحبت درباره اش خودداری میکنن.
برای مثال:
“The unspoken tension between the siblings was the elephant in the room during therapy.”
«تنش نانوشته بین خواهر و برادرها، فیل بزرگ در جلسه درمان بود.»
| حوزه | کاربرد | مثال انگلیسی | ترجمه فارسی |
|---|---|---|---|
| اجتماعی | موضوع حساس یا ناراحتکننده که جمع ازش اطلاع داره اما کسی صحبت نمیکنه | No one mentioned his constant lateness, but it was the elephant in the room during the meeting | «کسی به تأخیرهای مداوم او اشاره نکرد، اما فیل بزرگ در جلسه بود.» |
| سیاسی | بحران یا مشکل مهم که واضحه ولی سیاستمدارا یا رسانهها در موردش صحبت نمیکنن | The rising unemployment rate is the elephant in the room in this election campaign | «نرخ بالای بیکاری، فیل بزرگ در این کمپین انتخاباتی است.» |
| روانشناختی | مشکل یا تنش واضح در گروه یا خانواده که افراد از ترس یا شرم دربارهاش حرف نمیزنن | Her anxiety about speaking in public was the elephant in the room during the workshop | «اضطراب او درباره صحبت در جمع، فیل بزرگ در کارگاه بود.» |
مثالهای واقعی از جلسات کاری، روابط خانوادگی، رسانهها
جلسات کاری : تأخیر در تحویل پروژه یا عملکرد ضعیف یکی از اعضای تیم.
“Everyone knew John had missed several deadlines, but it was the elephant in the room during the meeting.”
«همه میدانستند جان چندین مهلت را از دست داده، اما فیل بزرگ در جلسه بود.»
روابط خانوادگی : مشکلات بین والدین و فرزندان یا تنش بین خواهر و برادرها.
“The sisters’ ongoing argument was the elephant in the room at the family dinner.”
«دعوای طولانی خواهرها، فیل بزرگ در شام خانوادگی بود.»
رسانهها و اخبار : بحران اقتصادی، فساد، یا موضوعات سیاسی حساس که رسانهها از پرداختن مستقیم بهش دوری میکنن.
“The candidate’s financial scandal was the elephant in the room that newspapers barely mentioned.”
«رسوایی مالی کاندید، فیل بزرگ در اتاق بود که روزنامهها به سختی دربارهاش صحبت کردند.»
| حوزه | مثال انگلیسی | ترجمه فارسی |
|---|---|---|
| جلسات کاری | The team’s declining sales were the elephant in the room at the quarterly meeting | «کاهش فروش تیم، فیل بزرگ در جلسه سهماهه بود.» |
| روابط خانوادگی | Grandpa’s illness was the elephant in the room during the holiday gathering | «بیماری پدربزرگ، فیل بزرگ در گردهمایی تعطیلات بود.» |
| رسانهها / اخبار | The government’s rising debt was the elephant in the room in the evening news | «افزایش بدهی دولت، فیل بزرگ در اخبار شبانه بود.» |
تفاوت با اصطلاحات مشابه مثل taboo، denial، sensitive issue
Elephant in the room
-
تعریف: موضوع یا مشکل بزرگ و واضح که همه میدونن وجود داره اما کسی دربارهاش صحبت نمیکنه.
-
ویژگی:
واضح و قابل مشاهده برای همه
نادیده گرفته شده در جمع
معمولاً باعث ناراحتی یا تنش میشه
برای مثال:
Everyone knew the company was going bankrupt, but no one mentioned it.
-
تفاوت با بقیه: این اصطلاح همیشه مشکل بزرگ و مشخصه، نه فقط موضوع حساس یا ممنوع.
Taboo
-
تعریف: موضوع یا حرکتی که از نظر فرهنگی یا اجتماعی ممنوع یا غیرقابل قبول باشه.
-
ویژگی:
ممکنه شخصی یا جمعی باشه
به دلیل قوانین اجتماعی یا فرهنگی نباید صحبت کرد در موردش.
برای مثال:
Talking about death at the dinner table is considered a taboo in many cultures.
تفاوت با “elephant in the room”: تابو ممکنه صرفاً به دلیل فرهنگ یا سنت، کسی دربارهاش حرف نزنه.
| اصطلاح | مثال انگلیسی | ترجمه فارسی |
|---|---|---|
| elephant in the room | Everyone knew the company was going bankrupt, but no one mentioned it in the meeting | «همه میدانستند شرکت ورشکست میشود، اما هیچکس در جلسه به آن اشاره نکرد.» |
| taboo | Talking about death at the dinner table is considered a taboo in many cultures | «صحبت درباره مرگ سر میز غذا در بسیاری از فرهنگها تابو محسوب میشود.» |
| denial | He is in denial about his drinking problem and refuses to seek help | «او مشکلات الکل خود را انکار میکند و حاضر به کمک گرفتن نیست.» |
| sensitive issue | Salary negotiations can be a sensitive issue between employees and management | «مذاکرات حقوق میتواند موضوع حساسی بین کارمندان و مدیریت باشد.» |
Denial
-
تعریف: رد کردن یا نادیده گرفتن واقعیتی که وجود داره، بیشتر بهصورت شخصی.
-
ویژگی:
بیشتر یکه واکنش فردیه
ممکنه دیگران از واقعیت مطلع باشن ولی اون آدم نپذیره.
برای مثال:
He is in denial about his drinking problem and refuses to seek help.
-
تفاوت با “elephant in the room”: در denial، شخصی واقعیت را انکار میکنه، اما در elephant in the room، همه میدونن اما صحبت نمیکنن.
Sensitive issue
-
تعریف: موضوعی که حساس، پیچیده یا تحریککننده اس و ممکنه باعث ناراحتی بشه.
-
ویژگی:
-
ممکنه بزرگ یا کوچک باشه
-
صحبت درباره اش درست نیست.
-
برای مثال:
Salary negotiations can be a sensitive issue between employees and management.
-
تفاوت با “elephant in the room”: حساسیت مهمه اما همیشه واضح و نادیده گرفتهشده نیست، و ممکنه در مورد مسائل کوچک هم استفاده بشه.
| اصطلاح | معنی کلی | تفاوت با “elephant in the room” |
|---|---|---|
| elephant in the room | موضوع یا مشکل بزرگ و واضح که همه میدونن وجود داره اما کسی دربارهاش صحبت نمیکنه | واضح و قابل مشاهده برای همه، ولی همه نادیده اش میگیرن. معمولاً در جمع یا محیط کاری استفاده میشه. |
| taboo | موضوع یا عملی که بهطور فرهنگی یا اجتماعی ممنوع یا غیرقابل قبوله | ممکن است حتی واضح نباشه، ولی جامعه یا فرهنگ اجازه صحبت دربارهاش رو نمیده. مثال: مرگ، مسائل جنسی، برخی اعتقادات مذهبی. |
| denial | رد کردن یا نادیده گرفتن واقعیتی که وجود داره | نادیده گرفتن ممکنه شخصی باشه و لزوماً در جمع مشخص نیست. مثال: کسی که انکار میکنه که مشکلی در کارش داره. |
| sensitive issue | موضوعی که حساس، پیچیده یا تحریککننده اس و ممکنه باعث ناراحتی بشه | ممکنه موضوع برای همه واضح نباشه و تنها با احتیاط درباره اش صحبت بشه. همیشه “فیل بزرگ” نیست؛ میتونه کوچک یا بزرگ باشه، اما حساسیتش مهمه. |
نکات گرامری و معنایی مرتبط با اصطلاح
نکات گرامری
-
مجموعه کلمهایه (idiomatic phrase)
elephant in the room یه اصطلاح ثابته و نمیشه به صورت لغت به لغت ترجمه اش کرد.
برای مثال:
The budget cuts are the elephant in the room.
The room has an elephant. معنای واقعیشو میده و اشتباهه
-
معمولاً با فعل “to be” به کار میره
برای اشاره به وجود یه مشکل آشکار اما نادیده گرفتهشده، اغلب از is/was/has been استفاده میشه.
برای مثال:
The issue of layoffs is the elephant in the room during this meeting.
-
میتونه با ضمایر یا اسامی دیگه ترکیب بشه
میشه به صورت جمع یا مفرد هم اشاره کرد، اما معمولاً یه مشکل بزرگ در جمع میتونه باشه.
برای مثال:
These unspoken rules are the elephants in the room of our office culture.
نکات معنایی / کاربردی
-
واضح و بزرگه : منظور یه مشکل یا موضوع واضح و مهمه که همه ازش مطلع هستن.
-
نادیده گرفته شده : اهمیتش اینه که همه میدونن وجود داره ولی کسی دربارهاش حرف نمیزنه.
-
اغلب در محیط جمعی به کار میره : جلسات کاری، جمعهای خانوادگی، رسانهها، یا هر محیطی که افراد با هم تعامل داشته باشن.
-
با موضوعات ناراحتکننده یا حساس مرتبطه :معمولاً مسائل مالی، مشکلات خانوادگی، بحرانهای سیاسی یا عملکرد ضعیف
-
لحن و سبک : میتونه رسمی یا غیررسمی باشه، بسته به متن:
رسمی: The declining sales are the elephant in the room in this quarterly report
غیررسمی: Nobody wants to talk about her breakup; it’s the elephant in the room
جایگاه در جمله | سطح رسمی بودن | زمان مناسب استفاده
| ویژگی | توضیح |
|---|---|
| جایگاه در جمله | معمولاً به عنوان فاعل یا مفعول با فعل to be |
| سطح رسمی بودن | قابل استفاده در متن های رسمی و غیررسمی؛ جلسات کاری، گزارشها، مکالمات روزمره |
| زمان مناسب استفاده | گذشته، حال یا آینده؛ زمانی که مشکل بزرگ و واضح وجود داره ولی نادیده گرفته شده |
امیدوارم با مطالعه این مقاله جواب سوالاتون رو گرفته باشین.
برای اطلاعات و مثال های بیشتر در مورد این اصطلاح به دیکشنری سر بزنین.
اگه بخواین مثل یه انگلیسیزبان واقعی حرف بزنین، یاد گرفتن اصطلاحات (idioms) خیلی کمکتون میکنه. اصطلاحات عبارات هایی هستن که معنیشون با معنی کلمات تکیشون فرق داره.با یاد گرفتن اصطلاحات، هم درک بهتری از فیلمها، آهنگها و مکالمات واقعی پیدا میکنین، هم حرف زدنتون طبیعیتر و روانتر میشه.
اینجوری بهتر میتونین با دیگران ارتباط بگیرین و نشون بدین که واقعاً زبان رو بلدین، نه فقط گرامر و لغت. صفحه ی آموزش زبان انگلیسی پر از مقاله در مورد اصطلاحاته که به صورت رایگان در اختیار شماست.

