اصطلاح greenhorn در زبان انگلیسی به چه معناست؟ در این مقاله با ترجمه فارسی، کاربرد در جمله، تفاوت با اصطلاحات مشابه مثل rookie و newbie و مثالهای واقعی آشنا شوید.
اصطلاح greenhorn در زبان انگلیسی به معنیه یه فرد تازهکار، نابلد یا کسیه که تجربه یا مهارت کافی در کاری نداره. معمولاً به کسی گفته میشه که تازه وارد یه حوزه یا فعالیت شده و هنوز چیزهای زیادی برای یاد گرفتن داره.
تلفظ این اصطلاح به این صورته : /ˈɡriːn.hɔːrn/
اگه بخواین مثل یه انگلیسیزبان واقعی حرف بزنین، یاد گرفتن اصطلاحات (idioms) خیلی کمکتون میکنه. اصطلاحات عبارات هایی هستن که معنیشون با معنی کلمات تکیشون فرق داره.با یاد گرفتن اصطلاحات، هم درک بهتری از فیلمها، آهنگها و مکالمات واقعی پیدا میکنین، هم حرف زدنتون طبیعیتر و روانتر میشه.
اینجوری بهتر میتونین با دیگران ارتباط بگیرین و نشون بدین که واقعاً زبان رو بلدین، نه فقط گرامر و لغت. صفحه ی آموزش زبان انگلیسی پر از مقاله در مورد اصطلاحاته که به صورت رایگان در اختیار شماست.
ترجمه فارسی و مفهوم اصطلاح greenhorn در زبان انگلیسی
مفهوم های مشابهش در فارسی میشه:
-
تازهکار
-
نوپا
-
مبتدی
-
تازهوارد
-
دستوپاچلفتی (گاهی اوقات البته به صورت غیررسمی)
خلاصه کسی که تو کاری تازهکاره و هنوز مهارت یا تجربه کافی نداره.
کاربرد greenhorn در موقعیتهای شغلی، اجتماعی و فرهنگی
- موقعیتهای شغلی
وقتی کسی تازه وارد یه شغل یا حرفه شده و تجربه کافی نداره، میگن greenhorn:
برای مثال:
He’s a greenhorn in the software industry, so he’s still learning how to code.
او تازهکار در صنعت نرمافزار است و هنوز در حال یادگیری برنامهنویسی است.
بیشترین کاربرد این کلمه همینه ، معمولاً برای تازهکارها، کارآموزها یا افراد کمتجربه استفاده میشه .
- موقعیتهای اجتماعی
در محیطهای اجتماعی، اگه کسی به تازگی وارد گروه یا جمعی شده باشه که با فرهنگ یا رفتارهاش آشنا نباشه، میتونیم بهش بگیم greenhorn:
برای مثال:
She’s a greenhorn in this city, so she doesn’t know the local customs yet.
او تازهوارد این شهر است و هنوز با آداب محلی آشنا نیست.
- موقعیتهای فرهنگی
گاهی وقتا کسی که تازهکار در یه زمینه ی فرهنگی مثل موسیقی، هنر، یا ورزش باشه، از greenhorn استفاده میکنن:
برای مثال:
The greenhorn musician is still learning how to perform on stage.
موسیقیدان تازهکار هنوز در حال یادگیری اجرا روی صحنه است.
نکته ای که هست اینه که greenhorn معمولاً معنای مثبت یا منفی خاصی نداره؛ بیشتر نشوندهنده ی کمتجربگی و نیاز به یادگیریه. اما بسته به لحن و موقعیت ممکنه کمی حالت شوخی یا طعنهآمیز هم داشته باشه.

مثالهایی از استفاده در جملههای واقعی
He was a greenhorn in the company and needed guidance from his senior colleagues
او تازهکار در شرکت بود و به راهنمایی همکاران باتجربهاش نیاز داشت
The greenhorn intern made some mistakes but learned quickly
کارآموز تازهکار چند اشتباه کرد اما سریع یاد گرفت
As a greenhorn in the city, she often asked locals for directions
او بهعنوان تازهوارد در شهر، اغلب از مردم محل مسیر میپرسید
The greenhorn chef was still getting used to the fast-paced kitchen environment
سرآشپز تازهکار هنوز به محیط پرسرعت آشپزخانه عادت نکرده بود
New employees are usually greenhorns until they get familiar with the workflow
کارمندان جدید معمولاً تازهکار هستند تا با روند کار آشنا شوند
The greenhorn hikers underestimated the difficulty of the trail
کوهنوردان تازهکار سختی مسیر را دست کم گرفتند
Even though he was a greenhorn, his enthusiasm impressed everyone
با اینکه تازهکار بود، اشتیاقش همه را تحت تأثیر قرار داد
She felt like a greenhorn among experienced musicians at the concert
او در میان نوازندگان باتجربه در کنسرت احساس تازهکار بودن میکرد
The greenhorn driver struggled with parking in the busy downtown area
راننده تازهکار برای پارک کردن در مرکز شلوغ شهر مشکل داشت
Our team welcomed the greenhorn programmer and helped him improve his skills
تیم ما برنامهنویس تازهکار را پذیرفت و به او کمک کرد مهارتهایش را بهتر کند
When John started his new job, he was clearly a greenhorn and had a lot to learn
وقتی جان کار جدیدش را شروع کرد، کاملاً تازهکار بود و کلی چیز برای یادگیری داشت.
As a greenhorn in the neighborhood, she felt a bit out of place at first
به عنوان تازهوارد در محله، اولش کمی احساس غریبگی میکرد.
The greenhorn tourists didn’t realize that tipping is customary here
توریستهای تازهکار نمیدانستند که انعام دادن در اینجا رسم است.
The greenhorn player made several mistakes in his first match
بازیکن تازهکار در اولین مسابقهاش چند اشتباه داشت.
She was a greenhorn artist but showed great potential
او یک هنرمند تازهکار بود اما استعداد زیادی نشان داد.
یه جدول با مثال های بیشتر هم براتون اینجا قرار میدم .
| جمله انگلیسی | ترجمه فارسی |
|---|---|
| The greenhorn reporter asked awkward questions during the press conference | خبرنگار تازهکار در کنفرانس خبری سوالات دستوپا شکستهای پرسید. |
| Don’t be too hard on him he’s still a greenhorn in the world of finance | خیلی سخت نگیر؛ اون هنوز در دنیای امور مالی تازهکاره. |
| When I started gardening, I was a total greenhorn and killed all my plants | وقتی باغبانی رو شروع کردم، کاملاً تازهکار بودم و همه گیاههام رو خشک کردم. |
| The greenhorn mechanic forgot to tighten the bolts properly | مکانیک تازهکار پیچها رو درست سفت نکرده بود. |
| She’s no longer a greenhorn she’s handled several major projects now | دیگه تازهکار نیست حالا چند پروژه بزرگ رو انجام داده. |
تفاوت greenhorn با اصطلاحات مشابه مثل rookie، newbie و novice
این اصطلاح معادل های زیادی با تفاوت های کوچیک داره . معادلا شامله :
-
Greenhorn
-
Rookie
-
Newbie
-
Novice
-
Beginner
-
Trainee
-
Apprentice
-
Fledgling
-
Amateur
-
Neophyte

حالا بریم سراغ تفاوت ها :
| کلمه انگلیسی | معنی فارسی | سطح رسمی بودن | کاربرد رایج | توضیح/تفاوت |
|---|---|---|---|---|
| Greenhorn | تازهکار، کمتجربه | نیمهرسمی / محاورهای | محیطهای سنتی و کاری | کمی قدیمیتر، ممکنه طعنهآمیز باشه |
| Rookie | تازهکار (ورزش یا کار) | غیررسمی / نیمهرسمی | ورزش، محیطهای کاری | بیشتر برای تازهکارهای ورزش یا کار استفاده میشه |
| Newbie | تازهکار | غیررسمی | فضای مجازی، گفتگوهای دوستانه | خیلی غیررسمی، معمولاً در اینترنت یا بازیها |
| Novice | مبتدی، تازهکار | رسمی | آموزش، موقعیتهای تخصصی | در محیطهای آکادمیک یا آموزشی کاربرد داره |
| Beginner | مبتدی، تازهکار | رسمی / غیررسمی | همه جا قابل استفاده اس | کلی و عمومی، برای هر تازهکاری قابل استفاده اس |
| Trainee | کارآموز | رسمی | محیط کاری و آموزشی | فردی که در حال آموزش یا کارآموزیه |
| Apprentice | شاگرد، کارآموز | رسمی | صنایع، هنرها | آموزش در کارهای فنی و حرفهای |
| Fledgling | نوپا، تازهکار | نیمهرسمی | کسبوکار | معمولاً برای کسبوکارهای نوپا یا تازهکار استفاده میشه |
| Amateur | مبتدی | رسمی / غیررسمی | هنر، ورزش، سرگرمی | تأکید بر غیرحرفهای بودن، نه همیشه تازهکار |
| Neophyte | تازهوارد، تازهکار | رسمی / ادبی | محیطهای رسمی، مذهبی، ادبی | کلمهای رسمی و کمی ادبی برای تازهوارد |
بیاین برای هر کدوم یه مثال بزنیم
Greenhorn
He’s a greenhorn at this company, so he’s still learning the ropes.
او تازهکار این شرکت است و هنوز در حال یادگیری کارهاست.
Rookie
The rookie quarterback made several mistakes in his first game.
کوارتربک تازهکار در اولین بازیاش چند اشتباه داشت.
Newbie
I’m a newbie at playing chess, so please be patient with me.
من تازهکار در بازی شطرنج هستم، لطفاً با من صبور باش.
Novice
The novice painter showed great improvement after a few months.
نقاش مبتدی پس از چند ماه پیشرفت زیادی نشان داد.
Beginner
This course is designed for beginners with no prior experience.
این دوره برای مبتدیانی طراحی شده که هیچ تجربه قبلی ندارند.
Trainee
the trainee will work under supervision until fully qualified.
کارآموز تحت نظر کار میکند تا کاملاً ماهر شود.
Apprentice
The apprentice learned woodworking skills from the master carpenter.
شاگرد مهارتهای نجاری را از استاد کار یاد گرفت.
Fledgling
The fledgling startup is trying to attract its first customers.
شرکت نوپای تازهکار در تلاش است اولین مشتریانش را جذب کند.
Amateur
She’s an amateur photographer but takes beautiful pictures.
او یک عکاس آماتور است ولی عکسهای زیبایی میگیرد.
Neophyte
The neophyte monk was still learning the rituals.
راهب تازهوارد هنوز در حال یادگیری آیینها بود.
ریشه تاریخی اصطلاح greenhorn در غرب آمریکا و تحول معنایی آن
اصطلاح greenhorn در قرن 17 میلادی در زبان انگلیسی اولین بار استفاده شد . کلمه از دو بخش تشکیل شده:
-
Green به معنای سبز، نارس، تازه
-
Horn به معنای شاخ
ایده اصلی این بوده که مثل شاخ تازه رشد کرده در حیوانات (که نرم و نارسه)، شخص تازهکار یا نابلد هم کمتجربه اس ، یه جور تشبیهه.
این اصطلاح در قرن 19 میلادی، مخصوصاً در دوران گسترش مرزهای غرب آمریکا (Westward Expansion) و دوران مهاجرت به سرزمینهای جدید، بسیار رایج شد. وقتی که افراد تازهوارد به شهرها یا مناطق غربی میرسیدن و با زندگی سخت و شرایط دشوار اونجا آشنا نبودن، بهشون greenhorn میگفتن. مثلاً، کارگرایی که تازه، وارد کارهای سخت مثل گاوچرونی (cowboy) یا معدنکاری شده بودن، این لقب رو میگرفتن چون هنوز مهارت و تجربه کافی نداشتن.
خلاصه این اصطلاح اوایل بیشتر به معنیه «تازه و نارس» استفاده میشد. بعدش با گذشت زمان، بهخصوص در غرب آمریکا، معنیه کنایی گرفت و به هر تازهکار یا کسی که تازه وارد یه محیط یا کاری شده بود، میگفتن . کمکم در زبان عامیانه، معنیه شوخیآمیز و گاهی طعنهآمیز هم پیدا کرد، یعنی حالتی که تازهکارها ممکنه دستوپاچلفتی یا نابلد باشن.
برای اطلاعات و مثال های بیشتر یه سر به دیکشنری بزنین.
امیدوارم این مقاله بهتون کمک کرده باشه.
