آشنایی با کلمات مرتبط با اعضای بدن به آلمانی میتونه در موقعیت های پزشکی به شما کمک زیادی کنه. برای همین ما این مقاله رو برای شما نوشتیم که با اعضای بدن به زبان آلمانی آشنا بشید، در این مقاله با اصطلاحات مرتبط با اعضای بدن به زبان آلمانی، تلفظ واژگان، کاربرد و صفات مرتبط با اعضای بدن در آلمانی آشنا خواهید شد.
در آموزشگاه زبان آلمانی در تهران، شما می توانید با روش های تعاملی و پروژه محور، زبان آلمانی را کاربردی یاد بگیرید و با فرهنگ این کشور بیشتر آشنا شوید. آموزش ها بر بهبود مکالمه و درک مطلب متمرکز هستند.
شرکت در دوره های یک آموزشگاه زبان معتبر به شما فرصتی می دهد تا حتی در شلوغ ترین برنامه ها نیز زمان کافی برای یادگیری زبان پیدا کنید. در نظر داشته باشید یکی از مهمترین بخش های زبان آلمانی که بسیاری از زبان آموزان در آن مشکل دارند یادگیری فصل های سال به آلمانی است.
اعضای بدن به آلمانی: Körperteile
اعضای بدن در زبان آلمانی، “Körperteile” گفته می شود. تلفظ صحیح این کلمه، به صورت “کرپرتایلِ” گفته می شود. تلفظ آلمانی اعضای بدن به زبان آلمانی به این صورت است: /ˈkœʁpɐˌtaɪlə/. در ادامه برای شما تلفظ اعضای بدن به آلمانی با صوت را آورده ایم:

اعضای بیرونی بدن به آلمانی
اعضای بیرونی بدن در زبان آلمانی عبارت اند از:
سر به آلمانی: Kopf (کوپف)
سر به زبان آلمانی Kopf گفته می شود، که تلفظ آلمانی این کلمه در زبان آلمانی به این صورت است: /kɔpf/. در ادامه برای شما سر به آلمانی با صوت را آورده ایم:
صورت به آلمانی: Gesicht (گِزیخت)
صورت به زبان آلمانی Gesicht گفته می شود، که تلفظ آلمانی این کلمه در زبان آلمانی به این صورت است: /ɡəˈzɪçt/. در ادامه برای شما صورت به آلمانی با صوت را آورده ایم:
پیشانی به آلمانی: Stirn (اِشتیرن)
پیشانی به زبان آلمانی Stirn گفته می شود، که تلفظ آلمانی این کلمه در زبان آلمانی به این صورت است: /ʃtɪrn/. در ادامه برای شما پیشانی به آلمانی با صوت را آورده ایم:
چشم به آلمانی: Auge (آاوگِ)
چشم به زبان آلمانی Auge گفته می شود، که تلفظ آلمانی این کلمه در زبان آلمانی به این صورت است: /ˈaʊ̯ɡə/. در ادامه برای شما چشمها به آلمانی با صوت را آورده ایم:
بینی به آلمانی: Nase (نازه)
بینی به زبان آلمانی Nase گفته می شود، که تلفظ آلمانی این کلمه در زبان آلمانی به این صورت است: /ˈnaːzə/. در ادامه برای شما بینی به آلمانی با صوت را آورده ایم:
دهان به آلمانی: Mund (موند)
دهان به زبان آلمانی Mund گفته می شود، که تلفظ آلمانی این کلمه در زبان آلمانی به این صورت است: /mʊnt/. در ادامه برای شما دهان به آلمانی با صوت را آورده ایم:
لب ها به آلمانی: Lippen (لیپِن)
لب ها به زبان آلمانی Lippen گفته می شود، که تلفظ آلمانی این کلمه در زبان آلمانی به این صورت است: /ˈlɪpn̩/. در ادامه برای شما لب ها به آلمانی با صوت را آورده ایم:
گوش به آلمانی: Ohr (اوهر)
گوش به زبان آلمانی Ohr گفته می شود، که تلفظ آلمانی این کلمه در زبان آلمانی به این صورت است: /oːɐ̯/. در ادامه برای شما گوش به آلمانی با صوت را آورده ایم:
چانه به آلمانی: Kinn (کین)
چانه به زبان آلمانی Kinn گفته می شود، که تلفظ آلمانی این کلمه در زبان آلمانی به این صورت است: /kɪn/. در ادامه برای شما چانه به آلمانی با صوت را آورده ایم:
گونه به آلمانی: Wange (وانگه)
گونه به زبان آلمانی Wange گفته می شود، که تلفظ آلمانی این کلمه در زبان آلمانی به این صورت است: /ˈvaŋə/. در ادامه برای شما گونه به آلمانی با صوت را آورده ایم:
ابرو به آلمانی: Augenbraue (آاوگِنبراوئه)
ابرو به زبان آلمانی Augenbraue گفته می شود، که تلفظ آلمانی این کلمه در زبان آلمانی به این صورت است: /ˈaʊ̯ɡənˌbʁaʊ̯ə/. در ادامه برای شما ابرو به آلمانی با صوت را آورده ایم:
مژه ها به آلمانی: Wimpern (ویمپِرن)
مژه ها به زبان آلمانی Wimpern گفته می شود، که تلفظ آلمانی این کلمه در زبان آلمانی به این صورت است: /ˈvɪmpɐn/. در ادامه برای شما مژهها به آلمانی با صوت را آورده ایم:
گردن به آلمانی: Hals (هالْس)
گردن به زبان آلمانی Hals گفته می شود، که تلفظ آلمانی این کلمه در زبان آلمانی به این صورت است: /hal̩s/. در ادامه برای شما گردن به آلمانی با صوت را آورده ایم:
شانه به آلمانی: Schulter (شولتِر)
شانه به زبان آلمانی Schulter گفته می شود، که تلفظ آلمانی این کلمه در زبان آلمانی به این صورت است: /ˈʃʊltɐ/. در ادامه برای شما شانه به آلمانی با صوت را آورده ایم:
بازو به آلمانی: Arm (آرْم)
بازو به زبان آلمانی Arm گفته می شود، که تلفظ آلمانی این کلمه در زبان آلمانی به این صورت است: /aʁm/. در ادامه برای شما بازو به آلمانی با صوت را آورده ایم:
آرنج به آلمانی: Ellbogen (اِلبوگِن)
آرنج به زبان آلمانی Ellbogen گفته می شود، که تلفظ آلمانی این کلمه در زبان آلمانی به این صورت است: /ˈɛlb̩ˌboːɡn̩/. در ادامه برای شما آرنج به آلمانی با صوت را آورده ایم:
دست به آلمانی: Hand (هانْت)
دست به زبان آلمانی Hand گفته می شود، که تلفظ آلمانی این کلمه در زبان آلمانی به این صورت است: /hant/. در ادامه برای شما دست به آلمانی با صوت را آورده ایم:
انگشت به آلمانی: Finger (فینگِر)
انگشت به زبان آلمانی Finger گفته می شود، که تلفظ آلمانی این کلمه در زبان آلمانی به این صورت است: /ˈfɪŋɐ/. در ادامه برای شما انگشت به آلمانی با صوت را آورده ایم:
سینه به آلمانی: Brust (بروست)
سینه به زبان آلمانی Brust گفته می شود، که تلفظ آلمانی این کلمه در زبان آلمانی به این صورت است: /bʁʊst/. در ادامه برای شما سینه به آلمانی با صوت را آورده ایم:
کمر به آلمانی: Rücken (روکِن)
کمر به زبان آلمانی Rücken گفته می شود، که تلفظ آلمانی این کلمه در زبان آلمانی به این صورت است: /ˈʁʏkŋ̩/. در ادامه برای شما کمر به آلمانی با صوت را آورده ایم:
شکم به آلمانی: Bauch (باوخ)
شکم به زبان آلمانی Bauch گفته می شود، که تلفظ آلمانی این کلمه در زبان آلمانی به این صورت است: /baʊ̯χ/. در ادامه برای شما شکم به آلمانی با صوت را آورده ایم:
پا به آلمانی: Bein (باین)
پا به زبان آلمانی Bein گفته می شود، که تلفظ آلمانی این کلمه در زبان آلمانی به این صورت است: /baɪ̯n/. در ادامه برای شما پا به آلمانی با صوت را آورده ایم:
زانو به آلمانی: Knie (کْنی)
زانو به زبان آلمانی Knie گفته می شود، که تلفظ آلمانی این کلمه در زبان آلمانی به این صورت است: /kniː/. در ادامه برای شما زانو به آلمانی با صوت را آورده ایم:
کف پا به آلمانی: Fuß (فوْس)
کف پا به زبان آلمانی Fuß گفته می شود، که تلفظ آلمانی این کلمه در زبان آلمانی به این صورت است: /fuːs/. در ادامه برای شما کف پا به آلمانی با صوت را آورده ایم:
انگشت پا به آلمانی: Zehe (تسه)
انگشت پا به زبان آلمانی Zehe گفته می شود، که تلفظ آلمانی این کلمه در زبان آلمانی به این صورت است: /ˈtseːə/. در ادامه برای شما انگشت پا به آلمانی با صوت را آورده ایم:

اعضای درونی بدن به آلمانی
اعضای درونی بدن در زبان آلمانی عبارت اند از:
قلب به آلمانی: Herz (هرتس)
قلب به زبان آلمانی Herz گفته می شود، که تلفظ آلمانی این کلمه در زبان آلمانی به این صورت است: /hɛrts/. در ادامه برای شما قلب به آلمانی با صوت را آورده ایم:
ریه به آلمانی: Lunge (لونگه)
ریه به زبان آلمانی Lunge گفته می شود، که تلفظ آلمانی این کلمه در زبان آلمانی به این صورت است: /ˈlʊŋə/. در ادامه برای شما ریه به آلمانی با صوت را آورده ایم:
معده به آلمانی: Magen (ماگِن)
معده به زبان آلمانی Magen گفته می شود، که تلفظ آلمانی این کلمه در زبان آلمانی به این صورت است: /ˈmaːɡən/. در ادامه برای شما معده به آلمانی با صوت را آورده ایم:
کبد به آلمانی: Leber (لیبِر)
کبد به زبان آلمانی Leber گفته می شود، که تلفظ آلمانی این کلمه در زبان آلمانی به این صورت است: /ˈleːbɐ/. در ادامه برای شما کبد به آلمانی با صوت را آورده ایم:
روده به آلمانی: Darm (دارم)
روده به زبان آلمانی Darm گفته می شود، که تلفظ آلمانی این کلمه در زبان آلمانی به این صورت است: /daʁm/. در ادامه برای شما روده به آلمانی با صوت را آورده ایم:
کلیه به آلمانی: Niere (نیرِه)
کلیه به زبان آلمانی Niere گفته می شود، که تلفظ آلمانی این کلمه در زبان آلمانی به این صورت است: /ˈniːrə/. در ادامه برای شما کلیه به آلمانی با صوت را آورده ایم:
طحال به آلمانی: Milz (میلْتس)
طحال به زبان آلمانی Milz گفته می شود، که تلفظ آلمانی این کلمه در زبان آلمانی به این صورت است: /mɪlts/. در ادامه برای شما طحال به آلمانی با صوت را آورده ایم:
مغز به آلمانی: Gehirn (گِهِرن)
مغز به زبان آلمانی Gehirn گفته می شود، که تلفظ آلمانی این کلمه در زبان آلمانی به این صورت است: /ɡəˈhɪʁn/. در ادامه برای شما مغز به آلمانی با صوت را آورده ایم:
مثانه به آلمانی: Blase (بلازه)
مثانه به زبان آلمانی Blase گفته می شود، که تلفظ آلمانی این کلمه در زبان آلمانی به این صورت است: /ˈblaːzə/. در ادامه برای شما مثانه به آلمانی با صوت را آورده ایم:
لوزالمعده به آلمانی: Bauchspeicheldrüse (باوخشپایخلدروزه)
لوزالمعده به زبان آلمانی Bauchspeicheldrüse گفته می شود، که تلفظ آلمانی این کلمه در زبان آلمانی به این صورت است: /ˈbaʊ̯χˌʃpaɪ̯çl̩ˌdʁyːzə/. در ادامه برای شما لوزالمعده به آلمانی با صوت را آورده ایم:
حلق به آلمانی: Rachen (راخِن)
حلق به زبان آلمانی Rachen گفته می شود، که تلفظ آلمانی این کلمه در زبان آلمانی به این صورت است: /ˈʁaxən/. در ادامه برای شما حلق به آلمانی با صوت را آورده ایم:
آپاندیس به آلمانی: Blinddarm (بلینْددارم)
آپاندیس به زبان آلمانی Blinddarm گفته می شود، که تلفظ آلمانی این کلمه در زبان آلمانی به این صورت است: /ˈblɪntˌdaʁm/. در ادامه برای شما آپاندیس به آلمانی با صوت را آورده ایم:

جملات مرتبط با اعضای بدن به آلمانی
گاهی پیش میاد که کلمات رو حفظ می کنیم ولی روز بعد یادمون میره. این معمولاً به خاطر اینه که کلمات رو توی جمله یاد نمی گیریم. تو این بخش، برای اینکه یادگیری تون راحت تر و موثر تر باشه، اعضای بدن به زبان آلمانی رو داخل جمله استفاده کردیم که عبارت اند از:
Mein Kopf tut weh.
سرم درد میکند.
Ich habe blaue Augen.
من چشم های آبی دارم.
Meine Nase ist verstopft.
بینی من گرفته است.
Seine Lippen sind sehr trocken.
لب های او خیلی خشک هستند.
Sie hat schöne lange Wimpern.
او مژه های بلند و زیبایی دارد.
Ich habe Schmerzen im Hals.
گردنم درد میکند.
Meine Schulter fühlt sich steif an.
شانه ام احساس گرفتگی میکند.
Mein Ellbogen tut weh, weil ich hingefallen bin.
آرنجم درد می کند چون زمین خوردم.
Ich kann meine Finger nicht bewegen.
نمی توانم انگشتانم را حرکت دهم.
Ich habe mein Knie verletzt.
من زانویم را زخمی کرده ام.
Meine Füße sind müde vom langen Gehen.
پا هایم از راه رفتن طولانی خسته شده اند.
Mein Herz schlägt schnell.
قلبم سریع میزند.
Ich habe Probleme mit meinem Magen.
من مشکل معده دارم.
Die Lunge hilft beim Atmen.
ریه ها در تنفس کمک می کنند.
Die Haut schützt den Körper vor Verletzungen.
پوست از بدن در برابر آسیب ها محافظت می کند.
Der Rücken tut mir nach schwerer Arbeit weh.
کمرم بعد از کار سخت درد میکند.
Die Leber entfernt Schadstoffe aus dem Körper.
کبد مواد مضر را از بدن دفع میکند.
Das Gehirn ist das wichtigste Organ für Denken.
مغز مهم ترین عضو برای تفکر است.
صفات مرتبط با اعضای بدن به آلمانی
در این قسمت شما با صفات متفاوت اعضای بدن در زبان آلمانی آشنا می شوید:
صفات مرتبط با سر و صورت در زبان آلمانی:
در زبان آلمانی، برای توصیف ویژگی های مختلف صورت و سر از کلماتی مانند “klein” برای کوچک و “oval” برای شکل بیضی استفاده می شود که به جزئیات بیشتری از ظاهر اشاره می کنند. صفات مرتبط دیگر عبارت اند از:
| لغت آلمانی | تلفظ آلمانی (IPA) | تلفظ فارسی | ترجمه فارسی |
|---|---|---|---|
| klein | /klaɪ̯n/ | کلاین | کوچک |
| groß | /ɡʁoːs/ | گروس | بزرگ |
| rund | /ʁʊnt/ | روند | گرد |
| oval | /oˈvaːl/ | اووال | بیضی شکل |
| schön | /ʃøːn/ | شون | زیبا |
صفات مرتبط با چشم ها در زبان آلمانی:
در زبان آلمانی برای توصیف چشم ها به آلمانی، از کلماتی مثل “blau” و “grün” برای اشاره به رنگ چشم ها استفاده می شود. همچنین عباراتی مانند “lebendig” نشان دهنده زنده بودن و انرژی در ظاهر چشم هاست. صفات متنوع دیگر عبارت اند از:
| لغت آلمانی | تلفظ آلمانی (IPA) | تلفظ فارسی | ترجمه فارسی |
|---|---|---|---|
| blau | /blaʊ̯/ | بلاو | آبی |
| braun | /bʁaʊ̯n/ | براون | قهوه ای |
| grün | /ɡʁyːn/ | گرون | سبز |
| müde | /ˈmyːdə/ | میوده | خسته |
| hell | /hɛl/ | هل | روشن |
| dunkel | /ˈdʊŋkl̩/ | دونکل | تیره |
| geschwollen | /ɡəˈʃvɔlən/ | گشولن | متورم |
| lebendig | /ləˈbɛndɪç/ | لبندیگ | زنده و پرانرژی |
| klar | /klaːʁ/ | کلار | شفاف |
| rot | /ʁoːt/ | روت | قرمز (برای چشمهای ملتهب) |
صفات مرتبط با مو ها در زبان آلمانی:
برای توصیف مو ها به آلمانی می توانیم از کلماتی مانند “glatt” برای موی صاف و “lockig” برای موی فرفری، استفاده کرد. این صفات عبارت اند از:
| لغت آلمانی | تلفظ آلمانی (IPA) | تلفظ فارسی | ترجمه فارسی |
|---|---|---|---|
| lang | /laŋ/ | لانگ | بلند |
| kurz | /ˈkʊʁt͡s/ | کورتس | کوتاه |
| glatt | /ɡlat/ | گلات | صاف |
| lockig | /ˈlɔkɪç/ | لوکیش | فرفری |
| blond | /blɔnt/ | بلوند | بلوند |
صفات مرتبط با بدن در زبان آلمانی:
برای مثال، کلمه “kräftig” نمادی از قدرت و استحکام است، در حالی که “schwach” برای ضعف به کار میرود. این کلمات در مکالمات روزمره و توصیفات بدنی بسیار رایج هستند. صفات مرتبط با بدن به آلمانی عبارت اند از:
| لغت آلمانی | تلفظ آلمانی (IPA) | تلفظ فارسی | ترجمه فارسی |
|---|---|---|---|
| kräftig | /ˈkʁɛftɪç/ | کرفتیگ | قوی |
| schwach | /ʃvax/ | شواخ | ضعیف |
| muskulös | /mʊskuˈløːs/ | موسکولوس | عضلانی |
| sauber | /ˈzaʊ̯bɐ/ | زاوبر | تمیز |
| weich | /vaɪ̯ç/ | وایش | نرم |
صفات مرتبط با پوست در زبان آلمانی:
از صفت هایی مثل “fettig” برای توصیف پوست چرب به آلمانی یا “trocken” برای پوست خشک به آلمانی استفاده می شود. این کلمات به شما کمک می کنند تا جزئیات بیشتری از ظاهر و شرایط پوست فرد را بیان کنید:
| لغت آلمانی | تلفظ آلمانی (IPA) | تلفظ فارسی | ترجمه فارسی |
|---|---|---|---|
| glatt | /ɡlat/ | گلات | صاف |
| trocken | /ˈtʁɔkən/ | تراکن | خشک |
| empfindlich | /ɛmˈfɪndlɪç/ | امفیندلیش | حساس |
| gesund | /ɡəˈzʊnt/ | گزوند | سالم |
| blass | /blas/ | بلاس | رنگ پریده |
نمونه جملات برای توصیف صفات اعضای بدن به آلمانی:
Seine Augen sind groß und blau.
چشمان او بزرگ و آبی هستند.
Ihre Haut ist sehr weich.
پوست او بسیار نرم است.
Mein Haar ist glatt und lang.
مو من صاف و بلند است.
سخن پایانی
در این مقاله با نام و تلفظ اعضا بیرونی و درونی بدن به زبان آلمانی آشنا شدیم. اصطلاحات پرکاربرد مربوط به بدن و همچنین صفت هایی که معمولا همراه اعضا استفاده می شوند را یاد گرفتیم. مثال های ساده و کاربردی ارائه شد تا بتوانید بهتر این واژه ها را در مکالمه و نوشتار به کار ببرید.
