اصطلاح add insult to injury یعنی چه؟ بررسی مفهوم و تاریخچه + معرفی اصطلاحات مشابه

اصطلاح add insult to injury معادل “نمک به زخم زدن” در زبان فارسی است. برای آشنایی بیشتر با این اصطلاح در طول این مقاله با ما همراه باشید.

اگر به دنبال تقویت مهارت‌های خود در زبان هستید، بخش آموزش زبان انگلیسی ما بهترین نقطه شروع است. در این بخش می‌توانید مقالات متنوعی درباره‌ی آموزش گرامر، اصطلاحات پرکاربرد و نکات کاربردی زبان انگلیسی را بخوانید و قدم‌به‌قدم دانش خود را ارتقا دهید.

یافتن بهترین آموزشگاه زبان در تهران می‌تواند مسیر یادگیری شما را متحول کند. با بهره‌گیری از اساتید حرفه‌ای، روش‌های نوین تدریس و محیطی پویا، می‌توانید در کوتاه‌ترین زمان مهارت‌های گفتاری و نوشتاری خود را ارتقا دهید. اگر به دنبال پیشرفت شغلی، مهاجرت یا موفقیت تحصیلی هستید، انتخاب یک آموزشگاه زبان معتبر در تهران اولین قدم شما خواهد بود.

معنی add insult to injury چیست؟

اصطلاح add insult to injury به انجام دادن کاری یا گفتن چیزی اشاره دارد که موقعیت بد و ناخوشایندی را برای فرد از آن چه که هست بدتر می کند؛ دقیقا همان “نمک به زخم پاشیدن” در فارسی!

  1. در حقیقت طرف مقابل کاری انجام می دهد که فرد را از آن چه که هست ناراحت تر می کند.
  2. گاهی اوقات نیز ممکن است که فرد در شرایطی ناعادلانه قرار گرفته باشد و طرفین مقابل او به جای درست کردن اوضاع دست به اقدامی حتی ناعادلانه تر بزنند. در چنین شرایطی نیز می توان از این اصطلاح استفاده کرد.

⬅️ مثال اول: طرف مقابل با گفتار خود به احساسات فرد صدمه می زند و او را از آن چه که هست ناراحت تر می کند.

A: I mean, everyone told you your business was bound to fail and leaving your 9 to 5 for this stupid thing was a terrible idea.

B: Thanks for adding insult to injury.

ترجمه: “ببین، همه بهت گفتن که بیزنست شکست می خوره و ول کردن شغلت برای این چیز احمقانه ایده بدیه.” “ممنون که نمک به زخمم می پاشی!”

⬅️ مثال دوم: فرد در یک موقعیت ناعادلانه گیر می افتاد و پس از آن با بی عدالتی دوم مواجه می شود.

They asked me to work overtime, and to add insult to injury, they never paid me for those hours.

ترجمه: ازم خواستن که اضافه کاری وایستم و بعد انگار که نمک به زخمم پاشیده باشن حتی برای اون ساعت ها بهم پول ندادن.

✅️ معادل فارسی اصطلاح add insult to injury نمک به زخم پاشیدن!
✅️ ریشه تاریخی عنوان شده در یک حکایت باستانی از مرد کچلی که برای کشتن پشه ای به کله خود کوبید.
✅️ اصطلاحات مشابه Rub salt in the wound, Kick someone when they’re down, Twist the knife (in the wound), Pour oil on the fire, Make matters worse, Throw fuel on the fire, Hit below the belt, Dig the knife in

به شما پیشنهاد می کنیم که تعریف دیکشنری کمبریج برای این اصطلاح را نیز مطالعه کنید!

Add insult to injury

ریشه تاریخی add insult to injury

این اصطلاح برای اولین در قرن اول پس از میلاد در یکی از حکایت های داستانی نویسنده لاتین، فدروس، ظاهر شد. داستانی که در آن برای اولین بار در آن این اصطلاح به کار رفت، داستانی درباره مردی کچل بود که وقتی که پشه ای روی سر او می نشیند، برای کشتن پشه محکم روی سر خودش می کوبد. پشه خطاب به او می گوید:

“You wished to kill me for a touch. What will you do to yourself since you have added insult to injury?”

“برای یک لمس آرزو داشتی که من را بکشی. الان که نمک به زخم کله کچل خودت پاشیده ای می خواهی چه کار کنی؟”

ترجمه مستقیم این عبارت به شکل امروزی از اواسط قرن نوزدهم وارد زبان انگلیسی می شود و رواج پیدا می کند. و همین طور که می بینید تا به امروز همچنان استفاده می شود.

برای گرفتن مدرک آیلتس از کجا شروع کنیم؟” اگر این سوال شما نیز هست و کاملا سردرگم هستید، نگران نباشید. در مقاله ای جامع به طور کامل توضیح داده ایم که چه طور باید اولین قدم های خود را بردارید.

add insult to injury

مثال های اصطلاح در انگلیسی

بهتر است که مثال های بیشتری از این اصطلاح در جمله های انگلیسی مطالعه کنید تا به درک بهتری از نحوه استفاده از آن برسید.

  1. He was already late, and to add insult to injury, his car broke down. ترجمه: دیر کرده بود و وقتی که ماشینش) خراب شد اوضاع بیشتر به هم ریخت.)
  2. She lost her keys, and to add insult to injury, it started raining. (ترجمه: کلیدهایش را گم کرد و برای اینکه نمک به زخمش بپاشند، باران هم گرفت.)
  3. He failed the exam, and to add insult to injury, his friends passed with high scores. (ترجمه: امتحان را رد شد و قبول شدن دوستانش با نمره بالا نمکی به زخمش بود.)
  4. They missed their flight, and to add insult to injury, the airline charged them extra fees. (ترجمه: پروازشان را از دست دادند و شرکت هواپیمایی با گرفتن پول اضافه از آن ها به زخمشان نمک پاشید‌.)
  5. She spilled coffee on her dress, and to add insult to injury, she had an important meeting. (ترجمه: روی لباسش قهوه ریخت و چون جلسه مهمی داشت مثل نمکی روی زخمش بود.)
  6. He lost his wallet, and to add insult to injury, someone used his credit card. (ترجمه: کیف پولش را گم کرد و استفاده کردن کسی از کارت بانکی اش اوضاع را بیشتر به هم ریخت.)
  7. She got sick, and to add insult to injury, her boss refused her sick leave. (ترجمه: بیمار شد و مثل نمکی به زخمش رئیسش به او مرخصی نداد.)
  8. He was stuck in traffic, and to add insult to injury, he ran out of gas. (ترجمه: توی ترافیک گیر کرد و وقتی که بنزینش تمام شد نمک واقعی روی زخمش بود.)
  9. They were scammed, and to add insult to injury, no one helped them. (ترجمه: از آن ها کلاهبرداری شد و مثل نمکی روی زخمشان کسی به آن ها کمک نکرد.)
  10. He was already tired, and his boss added insult to injury by giving him extra work. (ترجمه: او از قبل خسته بود و رئیسش هم با دادن کار اضافه اوضاع را بدتر کرد.)

She forgot her lines on stage, and the audience added insult to injury by laughing. (ترجمه: متن نمایش را فراموش کرد و تماشاگران با خنده اوضاع را خراب‌تر کردند.)

  1. His team lost, and the coach added insult to injury by blaming him alone. (ترجمه: تیمشان باخت و مربی هم همه تقصیرها را گردن او انداخت.)

He dropped his ice cream, and his friend added insult to injury by eating his own in front of him. (ترجمه: بستنی‌اش افتاد و دوستش جلوی او بستنی خودش را خورد.)

  1. She missed her train, and the weather added insult to injury by pouring rain. (ترجمه: قطار را از دست داد و باران هم گرفت تا بدشانسی‌اش کامل شود.)
  2. His car broke down, and the mechanic added insult to injury by charging double. (ترجمه: ماشینش خراب شد و مکانیک هم هزینه‌ی دو برابر گرفت.)
  3. She failed the exam, and her parents added insult to injury by comparing her to her cousin. (ترجمه: امتحان را رد شد و والدینش او را با پسرخاله‌اش مقایسه کردند.)

He spilled coffee on his shirt, and his colleague added insult to injury with a sarcastic joke. (ترجمه: قهوه روی لباسش ریخت و همکارش هم با طعنه مسخره‌اش کرد.)

  1. They were robbed, and the police added insult to injury by arriving late. (ترجمه: آن‌ها دزد زده شدند و پلیس هم دیر رسید.)
  2. She was already sick, and her boss added insult to injury by refusing her sick leave. (ترجمه: او مریض بود و رئیسش مرخصی‌اش را رد کرد.)
  3. He missed the winning shot, and fans added insult to injury by booing him. (ترجمه: ضربه‌ی آخر را خراب کرد و هواداران هم هو کردند.)
  4. She was ignored in the meeting, and her coworker added insult to injury by stealing her idea. (ترجمه: در جلسه نادیده گرفته شد و همکارش ایده‌اش را دزدید.)
  5. His luggage was lost, and the airline added insult to injury by refusing compensation. (ترجمه: چمدانش گم شد و شرکت هواپیمایی هم حاضر به جبران خسارت نشد.)
  6. He tripped on the sidewalk, and strangers added insult to injury by laughing. (ترجمه: روی پیاده‌رو زمین خورد و رهگذران خندیدند.)
  7. She didn’t get the promotion, and her rival added insult to injury by bragging. (ترجمه: ارتقا نگرفت و رقیبش با فخر فروشی اوضاع را بدتر کرد.)
  8. His phone broke, and the shop added insult to injury by refusing the warranty. (ترجمه: گوشی‌اش خراب شد و فروشگاه ضمانتش را قبول نکرد.)
  9. They were already lost, and their GPS added insult to injury by dying. (ترجمه: گم شده بودند و جی‌پی‌اس هم خاموش شد.)
  10. She burned the dinner, and her kids added insult to injury by ordering pizza. (ترجمه: شام را سوزاند و بچه‌ها با سفارش پیتزا نمک روی زخم پاشیدند.)
  11. He lost his job, and the landlord added insult to injury by raising the rent. (ترجمه: کارش را از دست داد و صاحبخانه اجاره را بالا برد.)
  12. She was already heartbroken, and her friend added insult to injury by saying “I told you so.” (ترجمه: دلش شکسته بود و دوستش هم گفت «گفته بودم» تا اوضاع بدتر شود.)

به شما پیشنهاد می کنیم که مقاله معنی اصطلاح dead as a doornail را نیز مطالعه کنید. اصطلاحی که مفهومی استعاره ای را انتقال می دهد و برخلاف آن چه که به نظر می رسد به چیزی بیشتر از مرگ قطعی افراد و حیوانات اشاره دارد.

معرفی اصطلاحات مشابه

در ادامه می توانید با اصطلاحاتی آشنا شوید که از نظر معنایی در رده مشابهی قرار می گیرد. این اصطلاحات نیز به موقعیتی اشاره دارند که فردی اوضاع را برای شخصی دیگر از طریقی بدتر می کند.

1. Rub salt in the wound: نمک به زخم پاشیدن؛ بدتر کردن درد یا تحقیر کسی.

  • He was already sad about losing his job, and his friend rubbed salt in the wound by joking about it. (ترجمه: او از دست دادن کارش ناراحت بود و دوستش با شوخی در این مورد نمک به زخم پاشید.)
  • She rubbed salt in the wound by reminding him of his failure. (ترجمه: او با یادآوری شکستش نمک به زخم پاشید.)

2. Kick someone when they’re down: وقتی کسی در وضعیت بدی است، ضربه‌ی بیشتری زدن؛ از بدبختی کسی سوءاستفاده کردن.

  • Losing the match was hard enough, but the press kicked them when they were down. (ترجمه: باختن مسابقه به اندازه کافی سخت بود، اما رسانه‌ها هم وقتی آن‌ها زمین‌گیر بودند، ضربه زدند.)
  • It’s cruel to kick someone when they’re down instead of helping. (ترجمه: بی‌رحمانه است که به جای کمک، به کسی که در سختی است ضربه بزنی.)

3. Twist the knife (in the wound): کار یا حرفی که رنج و ناراحتی کسی را بیشتر کند؛ خنجر را در زخم چرخاندن.

  • He twisted the knife by telling her he never loved her. (ترجمه: او با گفتن اینکه هرگز دوستش نداشته، خنجر را در زخم چرخاند.)
  • Don’t twist the knife by repeating his mistakes. (ترجمه: با تکرار اشتباهاتش خنجر را در زخم نچرخان.)

4. Pour oil on the fire: آتش را شعله‌ورتر کردن؛ شرایط بد را بدتر کردن.

  • Shouting at them only poured oil on the fire. (ترجمه: داد زدن سر آن‌ها فقط آتش را شعله‌ورتر کرد.)
  • His rude comment poured oil on the fire of the argument. (ترجمه: حرف بی‌ادبانه‌اش آتش دعوا را شعله‌ورتر کرد.)

5. Make matters worse: اوضاع را بدتر کردن.

  • She was late, and to make matters worse, she forgot the report. (ترجمه: او دیر کرد و بدتر از آن، گزارش را هم فراموش کرد.)
  • Don’t argue now, you’ll only make matters worse. (ترجمه: الان بحث نکن، فقط اوضاع را بدتر می‌کنی.)

6. Throw fuel on the fire: به آتش سوخت ریختن؛ شرایط بحرانی را شدیدتر کردن.

  • His angry words threw fuel on the fire. (ترجمه: حرف‌های عصبانی‌اش به آتش سوخت ریخت.)
  • Complaining now will only throw fuel on the fire. (ترجمه: الان شکایت کردن فقط آتش را شعله‌ورتر می‌کند.)

7. Hit below the belt: ضربه‌ی ناجوانمردانه زدن؛ ناعادلانه یا بی‌رحمانه عمل کردن.

  • Bringing up his family problems was hitting below the belt. (ترجمه: مطرح کردن مشکلات خانوادگی‌اش یک ضربه ناجوانمردانه بود.)
  • That comment really hit below the belt.(ترجمه: آن حرف واقعاً ضربه زیر کمربند بود.)

8. Dig the knife in: رنج یا درد کسی را عمیق‌تر کردن.

  • She really dug the knife in by reminding him of his past failures. (ترجمه: او با یادآوری شکست‌های گذشته‌اش واقعاً خنجر را در زخم فرو برد.)
  • Stop digging the knife in, he already feels bad.(ترجمه: دیگر خنجر را در زخم فرو نبر، او همین حالا هم ناراحت است.

نتیجه گیری

اصطلاح add insult to injury به معنای «نمک به زخم پاشیدن» است و وقتی به کار می‌رود که یک موقعیت بد یا دردناک با رفتاری ناخوشایند یا حرفی ناپسند، بدتر شود. یادگیری این اصطلاح به شما کمک می‌کند در مکالمات و نوشته‌های انگلیسی، احساسات و موقعیت‌های دشوار را دقیق‌تر و طبیعی‌تر بیان کنید.

اگر در شیراز زندگی می کنید و همچنان بدون هیچ نتیجه ای دنبال موسسه آموزشی مناسبی برای یادگیری زبان انگلیسی هستید، صفحه بهترین آموزشگاه زبان در شیراز را مطالعه کنید. در این صفحه لیست بهترین معرفی شده اند.

 

لطفا نظر خود را ثبت کنید post

آزمون

اشتراک گذاری در شبکه ای اجتماعی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

icon
ارتباط با کارشناسان گاما [شعبه شیراز]
×
خانم مرزبان کارشناس آلمانی Whatsapp chat
تلفن شیراز (شعبه خلدبرین) Whatsapp chat
11 +