در این مقاله قصد داریم به بررسی معنی buy time یکی از اصطلاحات پرکاربرد انگلیسی بپردازیم. این اصطلاح به نحوی با تعویق انداختن فعالیت ها مرتبط است؟ ولی به تعویق انداختن برای چه و با چه هدفی؟ برای آشنایی کامل با این اصطلاح با ما همراه باشید.
با مطالعه سری مقاله های آموزش زبان انگلیسی گاما فارس منبعی نامحدود از آموزش های رایگان گرامر و اصطلاحات زبان انگلیسی به شکل روزمره در اختیار شما قرار می گیرد. این مقاله ها به شکل مداوم آپدیت می شوند، پس همواره می توانید نکته جدیدی را در حیطه زبان انگلیسی فرا بگیرید.
اگر به دنبال موسسه آموزشی مناسبی در شهر تهران برای یادگیری اصولی زبان انگلیسی هستید، به شما پیشنهاد می کنیم که لیست بهترین آموزشگاه زبان در تهران را بررسی کنید. از این طریق می توانید آموزشگاهی که به بهترین شکل ممکن متناسب با شرایط شما باشد را خواهید یافت.
در نظر داشته باشید شما عزیزان میتوانید با شرکت در بهترین کلاس زبان در کوتاه ترین مدت آیلتس خود را دریافت کنید. آزمون آیلتس یکی از مهمترین آزمون های زبان انگلیسی است که در سطح بین المللی برگزار میشود.
معنی اصطلاح buy time
اصطلاح buy time به معنای “زمان خریدن” است؛ این اصطلاح به وقتی اشاره دارد که فرد زمان چیزی را به تعویق می اندازد یا طول مدت چیزی را کش می دهد. آن هم با هدف خاصی. معمولا برای اینکه به امتیاز خاصی برسد یا اینکه موقعیت خود را به نحو خاصی بهبود دهد.

به شما پیشنهاد می کنیم که مقاله معنی dice with death را نیز مطالعه کنید. در این مقاله یک اصطلاح بریتانیایی به همراه معادل آمریکایی آن همراه با مثال های متعدد معرفی شده اند.
مثال در جمله های انگلیسی
برای اینکه به درک بهتری از معنی buy time در فارسی برسید، به مثال های زیر توجه کنید.
She asked for an extension on the project to buy time for her research.
ترجمه: اون درخواست مهلت برای پروژه اش کرد تا برای تحقیقاتش زمان بخره.
He pretended to think over the offer, trying to buy time until he could consult his advisor.
ترجمه: اون تظاهر کرد که داره درباره پیشنهاد فکر می کنه ولی در حقیقت داشت زمان می خرید که بتونه با مشاورش مشورت کنه.
The lawyer requested a postponement in court to buy time for gathering more evidence.
ترجمه: وکیل درخواست تعویق توی دادگاه رو کرد تا زمان بخره و بتونه شواهد بیشتری جمع کنه.
To buy time for her friends, she started a detailed discussion about their weekend plans.
ترجمه: برای اینکه برای دوستاش زمان بیشتری بخره، شروع کرد با جزئیات حرف زدن درباره برنامه های آخر هفته شون.
He stalled during the meeting to buy time for his colleague to arrive.
ترجمه: اون یه کم توی جلسه وقت تلف کرد تا زمان بخره که همکارش از راه برسه.
She told her boss she needed to review the documents to buy time for her team to finish.
ترجمه: اون به رئیسش گفت که زمان نیاز داره که مدارک رو بررسی کنه تا برای تیمش زمان بخره تا کار رو تموم کنن.
In order to buy time, he asked the customer a series of questions about their needs.
ترجمه: برای اینکه زمان بخره از مشتری یه سری سوالات درباره نیازهاش پرسید.
The student asked the teacher if they could have a few more minutes on the test to buy time for completing the hardest questions.
ترجمه: دانش آموز از معلم پرسید که امکانش هست که چند دقیقه وقت اضافه برای امتحان داشته باشند که یه کم زمان بخره تا سخت ترین سوال ها رو تموم کنه.
The negotiation tactics used by the diplomat were aimed at buying time for a peaceful resolution.
ترجمه: تاکتیک های مذاکراتی استفاده شده توسط دیپلمات باهدف زمان خرید برای رسیدن به یک نتیجه صلح آمیز بودن.
To buy time before making a decision, she said she needed to consider all her options thoroughly.
ترجمه: برای زمان خریدن قبل از تصمیم گرفتن، اون گفت که نیاز داره که همه گزینه هاش رو کامل بررسه کنه.
He tried to buy time by suggesting a break during the heated debate.
ترجمه: اون سعی کرد که با پیشنهاد کردن یه وقت استراحت در طول مذاکرات پرشور زمان بخره.
The company implemented temporary measures to buy time while they developed a long-term solution.
ترجمه: شرکت سعی کرد تا وقتی که به یه راه حل بلند مدت می رسه با اعمال کردن اقدامات موقت زمان بخره.
She created a distraction to buy time for her friend to hide the surprise party decorations.
ترجمه: اون حواس بقیه رو پرت کرد تا برای دوستش زمان بخره تا بتونه دکورهای مهمونی غافلگیری رو قایم کنه.
In a crisis, it’s crucial to know how to buy time for recovery efforts.
ترجمه: توی زمان بحران مهمه که بدونه که چه طور برای تلاش های بهبود زمان بخری.
To buy time for further analysis, the committee decided to postpone the vote.
ترجمه: کمیته برای اینکه زمان بخره و آنالیز بیشتری داشته باشه، تصمیم گرفت که رای گیری رو عقب بندازه.
The athlete tried to buy time by taking a sip of water during the game.
ترجمه: ورزشکار سعی کرد تا خوردن یک قلپ آب وقت بازی یه کم زمان بخره.
He offered to help with the logistics to buy time for the team to finalize their strategy.
ترجمه: اون پیشنهاد کرد که توی لجستیک کمک کنه تا زمان بخره تا تیم بتونه استراتژی رو نهایی کنه.
The mechanic needed to buy time while he figured out the car’s issue, so he suggested a routine check.
ترجمه: مکانیک نیاز داشت زمان بخره تا بفهمه که مشکل ماشین چیه پس پیشنهاد یه چک کردن روتین رو داد.
By telling a joke, he managed to buy time and lighten the mood in the tense situation
ترجمه: با جک گفتن هم تونست زمان بخره و اوضاع تنش زا رو آروم کنه.
The director held off on announcing the project’s cancellation to buy time for potential revisions.
ترجمه: مدیر از اعلام کردن کنسل کردن پروژه صرف نظر کرد تا برای اصلاحات احتمالی زمان بخره.
He used humor to buy time while he thought of a response to the tough question.
ترجمه: اون از شوخی برای خریدن زمان استفاده کرد تا بتونه به یه جواب خوب برای سوال سخت برسه.
To buy time for planning, the event organizer extended the RSVP deadline.
ترجمه: سازمان دهنده رویداد برای اینکه برای برنامه ریزیش زمان بخره ددلاین تایید کردن دعوت برنامه رو گسترده تر کرد.
She brought up an unrelated topic to buy time while waiting for the meeting to start.
ترجمه: اون یه موضوع بی ربط رک پیش آورد که وقتی منتظر شروع شدن جلسه بود وقت بخره.
His vague answers were simply a tactic to buy time during the interview.
ترجمه: جواب های مبهمش یه تاکتیک برای زمان خریدن در طول مصاحبه بود.
They needed to buy time to gather enough resources before the main event.
ترجمه: اون ها نیاز به خریدن زمان داشتن تا قبل از رویداد اصلی منابع کافی رو جمع کنن.
The teacher gave a pop quiz to buy time for discussing the upcoming exam.
ترجمه: معلم با گرفتن یه آزمون کوتاه وقت خرید تا بتونه درباره امتحان پیش رو صحبت کنه.
In negotiations, sometimes you need to buy time for both parties to reconsider their positions.
ترجمه: توی مذاکرات، گاهی اوقات لازمه که برای هر دو طرف زمان بخری که بتونن موقعیتشون رو بررسی کنن.
She sent a follow-up email to buy time for her client to review the proposal.
ترجمه: اون یه ایمیل پیگیری فرستاد تا برای موکلش زمان بخره که پیشنهاد رو بررسی کنه.
The delay was necessary to buy time for a better solution to emerge.
ترجمه: تاخیر برای خریدن زمان برای رسیدن به یه راه حل بهتر ضروری بود.
He asked for feedback to buy time while he formulated his next move.
ترجمه: اون درخواست نظر سازنده کرد تا زمان بخره در حالی که داشت به اقدام بعدیش فکر می کرد.
They planned a delay in the launch to buy time for final adjustments.
ترجمه: اون ها توی راه اندازی یه کم تاخیر انداختن تا زمان بخرن تا یه سری تغییرات نهایی به وجود بیارن.
She made small talk to buy time while her friend prepared for the presentation.
ترجمه: در حالی که دوستش ارائه رو آماده می کرد، اون شروع کرد به گپ زدن تا زمان بخره.
To buy time before revealing the surprise, she changed the subject to travel plans.
ترجمه: برای اینکه قبل از آشکار کردن سوپرایز زمان بخره، موضوع گفتگو رو به برنامه های سفر تغییر داد.
The teacher allowed students to discuss in pairs to buy time for those who needed help.
ترجمه: معلم اجازه داد که دانش آموزان دو نفری بحث کنن تا برای اونایی که نیاز به کمک داشتن زمان بخره.
In sports, timeouts are often used to buy time for strategy discussions.
ترجمه: توی ورزش ها، معمولا وقت های استراحت برای زمان خریدن برای استراتژی چیدن استفاده میشن.
He feigned illness to buy time for his family to plan a surprise birthday celebration.
ترجمه: اون تظاهر به مریضی کرد تا برای خانواده ش زمان بخره که بتونن یه مهمونی تولد غافلگیری رو ترتیب بدن.
I tried to buy time by saying I need a couple of more days to review the articles.
ترجمه: سعی کردم با گفتن اینکه به چند روز بیشتر نیاز دارم تا مقاله ها رو بررسی کنم، یه کم زمان بخرم.
سخن آخر
در این مقاله درباره معنی buy time صحبت کردیم، اصطلاحی که به معنای به تعویق انداختن چیزی برای به دست آوردن امتیاز است: در حقیقت “خریدن زمان”.
اگر همچنان سوالی دارید، می توانید از طریق بخش نظرات با ما در ارتباط باشید. سعی می کنیم در اسرع وقت پاسخگوی شما باشیم.
