معنی اصطلاح cold comfort چیست؟ بررسی معنی، کاربرد و مثالهای واقعی

یادگیری اصطلاحات انگلیسی نقش مهمی در روان‌صحبت کردن و درک بهتر متون دارد. یکی از اصطلاحات پرکاربرد در زبان انگلیسی cold comfort است که به معنای تسلی ناچیز یا دلگرمی ناکافی به کار می‌رود. این اصطلاح زمانی استفاده می‌شود که دلجویی یا حمایتی آن‌قدر کم‌اهمیت است که نمی‌تواند واقعاً مفید باشد. آشنایی با ریشه، معنی و کاربردهای cold comfort به زبان‌آموزان کمک می‌کند در مکالمات روزمره و متون ادبی درک عمیق‌تری داشته باشند. در این مقاله به بررسی کامل این اصطلاح، نمونه‌های کاربردی، معادل‌های مشابه و نکات آموزشی خواهیم پرداخت.

اگر به دنبال یادگیری زبان بدون هزینه هستید، صفحه‌ی آموزش رایگان زبان انگلیسی بهترین نقطه‌ی شروع شماست. این آموزش‌ها شامل درس‌های کاربردی، مثال‌های روزمره و تمرین‌های متنوع هستند که به شما کمک می‌کنند در مکالمه، گرامر و واژگان پیشرفت کنید. همین حالا یادگیری رایگان را آغاز کنید و مهارت‌های زبانی خود را ارتقا دهید!

اگر ساکن تبریز و به دنبال بهترین فرصت برای تقویت مهارت‌های زبانی خود هستید، صفحه‌ی آموزشگاه زبان در تبریز گزینه‌ای ایده‌آل برای شماست. در این صفحه لیستی از مؤسسه های معتبر تبریز معرفی شده که با دوره‌های تخصصی مکالمه، آیلتس و زبان عمومی به شما کمک می‌کنند مسیر یادگیری‌تان را سریع‌تر و مطمئن‌تر طی کنید. همین حالا آموزشگاه مناسب خود را در تبریز پیدا کنید و قدمی بزرگ در یادگیری زبان انگلیسی بردارید.

مهم‌ترین نکات مقاله «معنی اصطلاح cold comfort چیست؟ بررسی معنی، کاربرد و مثالهای واقعی» از سایت گاما:

بخش / عنوان مقاله نکات کلیدی
معنی اصطلاح „cold comfort“ • اشاره به تسلی یا دلگرمی‌ای که خیلی کم است یا اثر واقعی ندارد

• وقتی حمایتی داده می‌شود ولی به اندازه‌ای کم است که نتواند وضعیت شخص را واقعاً بهتر کند.

ریشه اصطلاح • عبارتی قدیمی در زبان انگلیسی با ریشه در ادبیات کلاسیک.

• یکی از اولین استفاده‌ها در نمایشنامه King John از شکسپیر.

• صفت “cold” باعث کاهش قدرت و حس مثبتی که „comfort” دارد شده است؛ ترکیبی است که بار معنایی منفی می‌گیرد

مثال های روزمره / واقعی • مثال‌های متنوع از مکالمات دوستانه، موقعیت‌های کاری، محیط خبری و رسمی.

• نشان می‌دهد که «تسلی ناچیز» چقدر می‌تواند بار احساسی قوی داشته باشد وقتی شرایط دشوار است.

اصطلاحات مشابه / معادل‌ها • small consolation

• poor solace

• little comfort

• mere consolation

• تفاوت در شدت منفی یا رسمی‌بودن بسته به عبارت معادل.

کاربرد و اهمیت برای زبان‌آموزان • فهم بهتر متون ادبی، اخبار، مکالمات روزمره با آگاهی از اصطلاحات طبیعی و واقعی‌تر.

• کمک به تنوع در واژگان؛ استفاده از معادل‌ها برای بیان احساس مشابه.

• تاکید بر این که اصطلاحات نه فقط معنای لغوی بلکه بار احساسی و فرهنگی هم دارند.

 

معنی اصطلاح Cold Comfort چیست؟

اصطلاح cold comfort به گفتمان یا هر چیزی اشاره دارد که در هر موقعیتی ارائه می شود تا به فردی یا گروهی از افراد تسلی خاطر بدهد ولی موفق به انجام این کار نمی شود. بنابراین اگرچه از نظر ظاهری و از بیرون ممکن است در آن موقعیت چیز درستی برای گفتن باشد یا کار درستی برای انجام دادن باشد، ولی از نظر مخاطبانش تسلی خاطر کمی ارائه می دهد یا اینکه اصلا فاقد تسلی خاطر است.

مثال هایی که در ادامه ارائه شده اند برگرفته از روزنامه ها و مجله های معتبر انگلیسی هستند. به نحوه استفاده از این اصطلاح در جمله های زیر دقت کنید:

“But that’s surely cold comfort to the Russian tank crews who are getting blasted now.”

— Forbes, January 22, 2025

ترجمه: «اما این قطعاً تسلی ناچیزی برای خدمه تانک‌های روسی است که هم‌اکنون زیر آتش شدید قرار دارند.»

“This is, of course, usually cold comfort since the borrower just defaulted and is probably in deep financial distress.”

— Forbes.com, July 9, 2025

ترجمه: «این البته معمولاً تسلی بی‌فایده‌ای است، زیرا وام‌گیرنده به‌تازگی نکول کرده و احتمالاً در بحران مالی شدیدی قرار دارد.»

“Those words were cold comfort to activists who had worked against the efforts to curb voter rights.”

— The New York Times, March 29, 2021

ترجمه: «آن سخنان برای فعالانی که علیه تلاش‌ها برای محدود کردن حقوق رأی مبارزه کرده بودند، تنها دلگرمی ناچیزی به شمار می‌رفت.»

Cold comfort

بنابراین اصطلاح cold comfort در زبان انگلیسی به معنای تسلی ناچیز، دلگرمی ناکافی یا آرامشی بی‌فایده به کار می‌رود. وقتی فردی در شرایط سخت یا ناامیدکننده قرار دارد و حمایت یا همدردی دریافت می‌کند، اما آن حمایت به اندازه‌ای اندک یا سطحی است که عملاً کمکی نمی‌کند، می‌توان گفت که او فقط cold comfort دریافت کرده است. این اصطلاح نشان می‌دهد که گاهی دلجویی یا حرف‌های آرام‌بخش نه تنها مشکل را حل نمی‌کنند، بلکه حتی ممکن است ناکافی و بی‌اثر باشند.

از نظر لغوی، واژه‌ی comfort به معنای آرامش، دلگرمی یا تسلی است و صفت cold آن را تضعیف کرده و بار منفی می‌دهد؛ در نتیجه ترکیب cold comfort به معنای تسلی سرد و بی‌روح شکل می‌گیرد. برای مثال، اگر کسی به دوستی که شغلش را از دست داده بگوید: «حداقل وقت بیشتری برای استراحت داری»، این جمله ممکن است درست باشد اما واقعاً به فرد آسیب‌دیده کمکی نمی‌کند؛ پس نمونه‌ای از cold comfort است.

در فارسی می‌توان معادل‌هایی مانند «تسلی بی‌فایده»، «دلگرمی ناچیز»، یا «تسلی سرسری» برای این اصطلاح در نظر گرفت. این واژه در متون ادبی، روزنامه‌ها، رسانه‌ها و مکالمات روزمره انگلیسی کاربرد زیادی دارد و یادگیری آن به زبان‌آموزان کمک می‌کند تا هم درک بهتری از متون داشته باشند و هم در صحبت‌های خود از اصطلاحات طبیعی‌تر و نزدیک به زبان بومی استفاده کنند.

به طور خلاصه، cold comfort زمانی استفاده می‌شود که دلگرمی ارائه شده به‌قدری کم‌اهمیت یا سطحی باشد که نتواند اثر مثبتی بر فرد بگذارد. در ادامه مقاله به ریشه تاریخی و نمونه‌های کاربردی این اصطلاح در متون ادبی و مکالمات روزمره خواهیم پرداخت.

به شما پیشنهاد می کنیم که مقاله معنی اصطلاح drink like a fish را نیز مطالعه کنید. اصطلاحی که به زیاده روی کردن در یک مورد خاص اشاره دارد! مقاله را مطالعه کنید تا بفهمید زیاده روی در چه!

ریشه اصطلاح Cold Comfort

اصطلاح cold comfort از جمله ترکیباتی است که ریشه‌ای عمیق در تاریخ زبان انگلیسی و ادبیات کلاسیک دارد. این عبارت نخستین بار در متون ادبی دوران رنسانس دیده شد و به مرور وارد زبان روزمره شد. یکی از نخستین کاربردهای مهم آن به آثار ویلیام شکسپیر بازمی‌گردد. شکسپیر در نمایشنامه‌ی معروف King John از این اصطلاح برای توصیف تسلی بی‌فایده استفاده می‌کند؛ جایی که شخصیت‌ها در شرایط دشوار قرار دارند و دلگرمی داده شده هیچ کمکی به آن‌ها نمی‌کند. همین کاربرد ادبی باعث شد که اصطلاح cold comfort در قرن هفدهم و پس از آن در زبان انگلیسی ماندگار شود.

از نظر زبانی، واژه‌ی comfort به معنای آرامش، دلگرمی و تسلی است که در بسیاری از متون مذهبی و ادبی قرون وسطی کاربرد داشته است. وقتی صفت cold به آن اضافه می‌شود، بار منفی پیدا می‌کند و معنای «تسلی سرد، بی‌روح و ناکافی» را القا می‌کند. این ترکیب در فرهنگ انگلیسی به‌خوبی جا افتاده، زیرا در زندگی روزمره بسیاری از افراد تجربه‌ی شنیدن سخنانی را داشته‌اند که به ظاهر برای آرام کردنشان گفته شده اما در واقع هیچ اثری در بهبود شرایطشان نداشته است.

در قرون هجده و نوزده، این اصطلاح در متون سیاسی و روزنامه‌ها نیز به کار گرفته شد. سیاستمداران گاه با ارائه وعده‌های کوچک و بی‌اثر تلاش می‌کردند مردم را آرام کنند، و منتقدان از اصطلاح cold comfort برای توصیف این وضعیت استفاده می‌کردند. به همین دلیل، این اصطلاح نه تنها در ادبیات بلکه در گفتمان اجتماعی و سیاسی نیز ریشه پیدا کرد.

با گذر زمان و گسترش رسانه‌ها، cold comfort در مقاله‌های خبری، تحلیل‌های اقتصادی و حتی تیترهای روزنامه‌ها نیز به کار رفت. امروزه اگر کسی بگوید «That’s cold comfort»، منظورش این است که دلگرمی ارائه شده آن‌قدر سطحی است که ارزش واقعی ندارد.

مثال های روزمره در جمله های انگلیسی

در ادامه می توانید مثال های روزمره از این اصطلاح را در جمله های انگلیسی مطالعه کنید.

🌿 مثال از محیط های صمیمی و دوستانه:

“It’s cold comfort to hear that others also failed the exam when I studied so hard.”

ترجمه: شنیدن اینکه بقیه هم در امتحان مردود شدند، تسلی ناچیزی است وقتی من این‌قدر سخت درس خوانده بودم.

“Knowing the rain ruined everyone’s picnic too is cold comfort.”

ترجمه: اینکه باران پیک‌نیک همه را خراب کرد، تسلی بی‌فایده‌ای است.

“It’s cold comfort when my friend says at least I have more free time after losing my job.”

ترجمه: اینکه دوستم می‌گوید حداقل وقت آزاد بیشتری دارم بعد از از دست دادن کارم، تسلی ناچیزی است.

“Telling me there are worse problems in the world is cold comfort when I’m heartbroken.”

ترجمه: گفتن اینکه مشکلات بدتری در دنیا هست، وقتی قلبم شکسته، فقط یک دلگرمی ناکافی است.

“It’s cold comfort that my favorite team lost by just one goal.”

ترجمه: اینکه تیم محبوبم فقط با یک گل باخت، تسلی بی‌روحی است.

“Hearing ‘you’ll get over it’ was cold comfort after my breakup.”

ترجمه: شنیدن «فراموشش می‌کنی» بعد از جدایی، فقط تسلی ناچیزی بود.

“It’s cold comfort that everyone else also found the assignment difficult.”

ترجمه: اینکه همه هم تکلیف را سخت یافتند، دلگرمی بی‌فایده‌ای است.

“When I failed my driving test, my cousin said she failed twice, but that was cold comfort.”

ترجمه: وقتی در آزمون رانندگی رد شدم، دخترعمویم گفت خودش دو بار رد شده، اما این فقط یک تسلی بی‌فایده بود.

“It’s cold comfort being told ‘at least you tried’ after losing the match.”

ترجمه: شنیدن «حداقل تلاش کردی» بعد از باخت در مسابقه، فقط دلگرمی ناکافی بود.

“Hearing that I’m not the only one who got sick is cold comfort.”

ترجمه: اینکه فقط من بیمار نشده‌ام، تسلی ناچیزی است.

“It’s cold comfort that the movie was bad for everyone, not just me.”

ترجمه: اینکه فیلم برای همه بد بود، نه فقط برای من، دلگرمی بی‌فایده‌ای است.

“When I lost my phone, hearing others had lost theirs too was cold comfort.”

ترجمه: وقتی گوشیم را گم کردم، شنیدن اینکه بقیه هم گوشی‌شان را گم کرده‌اند، تسلی بی‌فایده‌ای بود.

“It’s cold comfort when someone says at least it wasn’t worse.”

ترجمه: اینکه کسی بگوید «حداقل بدتر نشد»، فقط یک تسلی ناکافی است.

“Being told the concert was boring anyway was cold comfort after missing it.”

ترجمه: اینکه گفتند کنسرت در هر صورت خسته‌کننده بوده، بعد از اینکه از دستش دادم، تسلی بی‌روحی بود.

“It’s cold comfort that my team lost fairly.”

ترجمه: اینکه تیمم عادلانه باخت، فقط یک دلگرمی ناکافی است.

“My friend said at least I learned something, but that was cold comfort.”

ترجمه: دوستم گفت حداقل چیزی یاد گرفتی، اما این فقط یک تسلی ناچیز بود.

“It’s cold comfort that others are also unemployed.”

ترجمه: اینکه دیگران هم بیکار هستند، دلگرمی بی‌فایده‌ای است.

🌿 مثال از محیط های رسمی و حرفه ای:

“It’s cold comfort to hear the whole team struggled with the project deadline.”

ترجمه: اینکه کل تیم با ضرب‌الاجل پروژه مشکل داشت، تسلی بی‌فایده‌ای است.

“Being told ‘at least the client noticed your effort’ was cold comfort after losing the deal.”

ترجمه: شنیدن اینکه «حداقل مشتری تلاش تو را دید» بعد از از دست دادن قرارداد، فقط یک تسلی ناچیز بود.

“It’s cold comfort that the company is cutting everyone’s budget, not just mine.”

ترجمه: اینکه شرکت بودجه همه را کاهش داده، نه فقط مال من، تسلی ناکافی‌ای است.

“Hearing the competitor also had losses was cold comfort.”

ترجمه: شنیدن اینکه رقیب هم ضرر کرده، دلگرمی بی‌روحی است.

“It’s cold comfort when the manager says ‘you’ll do better next quarter.’”

ترجمه: اینکه مدیر بگوید «سه‌ماهه بعدی بهتر می‌کنی»، فقط یک تسلی بی‌فایده است.

“Being told that everyone makes mistakes is cold comfort after a big error.”

ترجمه: شنیدن اینکه «همه اشتباه می‌کنند» بعد از یک خطای بزرگ، دلگرمی ناکافی است.

“It’s cold comfort when the boss praises my effort but still rejects my proposal.”

ترجمه: اینکه رئیس تلاش من را تحسین می‌کند اما طرحم را رد می‌کند، تسلی بی‌فایده‌ای است.

“Hearing the bonus will be smaller for everyone is cold comfort.”

ترجمه: اینکه پاداش همه کمتر خواهد شد، تسلی ناچیزی است.

“It’s cold comfort when the company says layoffs are industry-wide.”

ترجمه: اینکه شرکت بگوید تعدیل نیرو در کل صنعت رخ داده، دلگرمی ناکافی‌ای است.

“Being told I’ll gain experience from failure is cold comfort.”

ترجمه: اینکه بگویند از شکست تجربه به دست می‌آورم، تسلی بی‌روحی است.

“It’s cold comfort that the presentation went badly for everyone.”

ترجمه: اینکه ارائه برای همه بد پیش رفت، دلگرمی بی‌فایده‌ای است.

“When my promotion was delayed, hearing others faced the same was cold comfort.”

ترجمه: وقتی ارتقای شغلی‌ام به تعویق افتاد، شنیدن اینکه برای بقیه هم همین‌طور بوده، تسلی ناچیزی بود.

“It’s cold comfort when the manager says at least the report looked professional.”

ترجمه: اینکه مدیر بگوید «حداقل گزارش حرفه‌ای به نظر می‌رسید»، تسلی ناکافی‌ای است.

“Hearing that our competitor failed too was cold comfort.”

ترجمه: شنیدن اینکه رقیب هم شکست خورد، دلگرمی بی‌فایده‌ای است.

“It’s cold comfort when the CEO says the cuts will make us stronger later.”

ترجمه: اینکه مدیرعامل بگوید کاهش‌ها ما را در آینده قوی‌تر می‌کند، تسلی ناچیزی است.

“Being told ‘at least you tried hard’ was cold comfort after the project collapsed.”

ترجمه: شنیدن «حداقل سخت تلاش کردی» بعد از شکست پروژه، فقط یک تسلی بی‌فایده بود.

🌿 مثال از اخبار و رسانه ها:

“It’s cold comfort that inflation is slowing when prices are already too high.”

ترجمه: اینکه تورم در حال کاهش است، وقتی قیمت‌ها همین حالا هم خیلی بالا هستند، دلگرمی بی‌فایده‌ای است.

“Hearing unemployment fell slightly was cold comfort for those still jobless.”

ترجمه: شنیدن اینکه بیکاری کمی کاهش یافته، برای کسانی که هنوز بیکارند، فقط یک تسلی ناچیز است.

“It’s cold comfort that fuel prices dropped by a few cents.”

ترجمه: اینکه قیمت سوخت چند سنت کاهش یافته، دلگرمی ناکافی‌ای است.

“For flood victims, being told aid would arrive next week was cold comfort.

ترجمه: برای قربانیان سیل، شنیدن اینکه کمک هفته آینده می‌رسد، تسلی بی‌فایده‌ای بود.

“It’s cold comfort when politicians promise change after years of inaction.”

ترجمه: اینکه سیاستمداران بعد از سال‌ها بی‌عملی وعده تغییر می‌دهند، دلگرمی ناکافی‌ای است.

“Hearing crime rates dropped slightly is cold comfort to victims.”

ترجمه: شنیدن اینکه نرخ جرم کمی کاهش یافته، برای قربانیان فقط یک تسلی بی‌فایده است.

“It’s cold comfort that healthcare costs are rising more slowly this year.”

ترجمه: اینکه هزینه‌های درمانی امسال آهسته‌تر افزایش می‌یابد، تسلی ناچیزی است.

“For workers on strike, promises of future reform were cold comfort.”

ترجمه: برای کارگران اعتصابی، وعده‌های اصلاحات آینده، فقط یک تسلی ناکافی بود.

“It’s cold comfort that the storm weakened after destroying the coast.”

ترجمه: اینکه طوفان بعد از تخریب سواحل ضعیف شد، دلگرمی بی‌فایده‌ای است.

“Hearing the economy is expected to improve next year is cold comfort now.”

ترجمه: شنیدن اینکه اقتصاد سال آینده بهتر خواهد شد، در حال حاضر فقط یک تسلی بی‌فایده است.

“It’s cold comfort for families that justice may come years later.”

ترجمه: برای خانواده‌ها، اینکه عدالت شاید سال‌ها بعد محقق شود، فقط یک تسلی ناچیز است.

“For victims of war, international sympathy was cold comfort.”

ترجمه: برای قربانیان جنگ، همدردی بین‌المللی فقط یک تسلی بی‌فایده بود.

“It’s cold comfort that food prices rose less than expected.”

ترجمه: اینکه قیمت مواد غذایی کمتر از حد انتظار بالا رفت، دلگرمی ناکافی‌ای است.

“For small businesses, government tax breaks offered cold comfort.”

ترجمه: برای کسب‌وکارهای کوچک، تخفیف‌های مالیاتی دولت فقط یک تسلی بی‌فایده بود.

“It’s cold comfort when officials say the disaster could have been worse.”

ترجمه: اینکه مقامات بگویند فاجعه می‌توانست بدتر باشد، فقط یک دلگرمی ناکافی است.

“Hearing about future job creation is cold comfort to today’s unemployed.”

ترجمه: شنیدن درباره ایجاد شغل در آینده، برای بیکاران امروز فقط یک تسلی بی‌فایده است.

“For patients waiting months for treatment, promises of reform are cold comfort.”

ترجمه: برای بیمارانی که ماه‌ها در انتظار درمان هستند، وعده‌های اصلاحات فقط یک تسلی ناچیز است.

معرفی اصطلاحات مشابه

در ادامه می توانید با کالوکیشن هایی که تا حدی مفهوم مشابهی با این اصطلاح را انتقال می دهند، آشنا شوید:

Collocation (اصطلاح)

مفهوم

مثال

Small consolation تسلی کوچک، دلگرمی اندک

“It’s small consolation that the rain stopped after we missed our flight.”

ترجمه: «اینکه باران بعد از اینکه پروازمان را از دست دادیم متوقف شد، دلگرمی اندکی است.»

Poor solace تسلی ضعیف، آرامش ناکافی

“Hearing that others failed too is poor solace for my loss.”

ترجمه: «شنیدن اینکه دیگران نیز شکست خوردند آرامش ناکافی برای شکست من است.»

Little comfort کمترین تسلی، دلگرمی اندک

“There’s little comfort in knowing the situation could have been worse.”

ترجمه: «دانستن اینکه وضعیت می‌توانست بدتر باشد، کمترین تسلی را دارد.»

Mere consolation معنی: صرفاً دلگرمی، تسلی ناقص

“The apology was mere consolation after the damage was done.”

ترجمه: «بعد از اینکه خسارت وارد شد، عذرخواهی فقط تسلی ناقصی بود.»

 

این اصطلاحات در مکالمات روزمره، متون ادبی، اخبار و محیط‌های کاری جایگزین cold comfort می‌شوند و همگی بار معنایی «تسلی ناکافی یا بی‌اثر» را منتقل می‌کنند. تفاوت اصلی آن‌ها در شدت منفی یا ادبی بودن عبارت است: مثلاً thin comfort و poor solace معمولاً کمی ادبی‌تر هستند و small consolation بیشتر محاوره‌ای است.

نتیجه گیری

اصطلاح cold comfort یکی از اصطلاحات پرکاربرد و جذاب زبان انگلیسی است که معنای تسلی ناچیز، دلگرمی ناکافی یا آرامش بی‌فایده را منتقل می‌کند. این عبارت نه تنها در مکالمات روزمره دوستانه، بلکه در محیط‌های کاری، حرفه‌ای و حتی متون خبری و رسانه‌ای کاربرد دارد. یادگیری و درک صحیح این اصطلاح به زبان‌آموزان کمک می‌کند تا درک دقیق‌تری از متون ادبی، اخبار و گفتگوهای طبیعی انگلیسی داشته باشند.

ریشه این اصطلاح به ادبیات کلاسیک انگلیس، از جمله آثار شکسپیر، بازمی‌گردد و نشان می‌دهد که چگونه یک عبارت ساده می‌تواند از صحنه نمایشنامه‌ها به مکالمات روزمره و رسانه‌ها راه پیدا کند. استفاده از اصطلاحات مشابه مانند small consolation، poor solace یا thin comfort نیز می‌تواند دامنه بیان و تنوع زبانی زبان‌آموز را گسترش دهد.

در نهایت، cold comfort به ما یادآوری می‌کند که برخی دلگرمی‌ها و تسلی‌ها تنها ظاهری مثبت دارند و عملاً کمکی به بهبود شرایط نمی‌کنند. آشنایی با این اصطلاح و نمونه‌های کاربردی آن، از جمله جملات روزمره، محیط کاری و اخبار، به زبان‌آموزان کمک می‌کند تا هنگام مکالمه یا نوشتار، از واژگان طبیعی‌تر و دقیق‌تری استفاده کنند. به همین دلیل، یادگیری و تمرین کاربرد اصطلاح cold comfort می‌تواند مهارت‌های زبانی و توانایی درک دقیق زبان انگلیسی را به طور چشمگیری افزایش دهد.

اگر به دنبال بهترین فرصت برای یادگیری زبان انگلیسی هستید، صفحه‌ی آموزشگاه زبان در بوشهر گزینه‌ای ایده‌آل است. در این صفحه، لیستی از مؤسسه های معتبر بوشهر ارائه شده که با دوره‌های مکالمه، آیلتس و آموزش عمومی، مسیر یادگیری شما را سریع و مطمئن می‌کنند. همین حالا آموزشگاه مناسب خود را پیدا کنید و مهارت‌های زبانی خود را ارتقا دهید!

 

 

لطفا نظر خود را ثبت کنید post

آزمون

اشتراک گذاری در شبکه ای اجتماعی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

icon
ارتباط با کارشناسان گاما [شعبه شیراز]
×
خانم مرزبان کارشناس آلمانی Whatsapp chat
تلفن شیراز (شعبه خلدبرین) Whatsapp chat
11 +