معنی get in shape چیست؟

در طول مقاله پیش رو قصد داریم که به معرفی معنی get in shape بپردازیم، اصطلاحی که  با دنیای ورزش کردن، پرورش اندام و رژیم گرفتن در ارتباط است. برای آشنایی کامل با این اصطلاح با ما همراه باشید و توضیحات و مثال ها را مطالعه کنید.

توجه کنید که مقاله پیش روی شما در ادامه  سری مقاله های آموزش زبان انگلیسی گاما فارس به نگارش در آمده است. در این مجموعه مقاله ها که به شکل رایگان در اختیار مخاطبانمان قرار می گیرند، گرامر و اصطلاحات زبان انگلیسی آموزش داده می شوند.  این مقاله ها به شکل مداوم آپدیت می شوند، پس همواره می توانید نکته جدیدی را در حیطه زبان انگلیسی فرا بگیرید.

اگر به دنبال موسسه مناسبی در شهر کرج برای یادگیری اصولی زبان انگلیسی هستید، به شما پیشنهاد می کنیم که لیست بهترین آموزشگاه زبان در کرج را بررسی کنید. از این طریق می توانید آموزشگاهی که به بهترین شکل ممکن متناسب با شرایط شما باشد را خواهید یافت.

در نظر داشته باشید شما میتوانید برای آماده شدن در آزمون آیلتس در یکی از بهترین آموزشگاه های زبان شرکت کنید. اگر در تهران ساکن هستید یکی از بهترین آموزشگاه زبان در تهران را میتوان موسسه زبان گاما دانست.

معنی اصطلاح get in shape

اصطلاح get in shape به معنای رسیدن به یک اندام ایده آل و متناسب و سالم است که معمولا از طریق تغذیه و رژیم سالم و ورزش کردن به دست می آید.

گاهی اوقات نیز این اصطلاح به معنای قدرت فیزیکی داشتن برای انجام دادن فعالیت به خصوصی است.

این اصطلاح سه شکل مختلف دارد:

✅️ be in shape: خوش اندام بودن

✅️ get in shape: خوش اندام شدن

✅️ keep in shape: اندام خوب خود را حفظ کردن

معنی get in shape

به شما پیشنهاد می کنیم مقاله معنی far cry from را نیز مطالعه کنید.

مثال در جمله های انگلیسی

برای رسیدن به درک بهتر به مثال های زیر در جمله های انگلیسی توجه کنید:

مثال be in shape

After months of training, I finally feel like I’m in shape for the marathon.

ترجمه: بعد از ماه ها تمرین، بلاخره احساس می کنم که برای ماراتن در تناسب کامل هستم.

To keep my energy levels high, I always try to be in shape by exercising regularly.

ترجمه: برای بالا نگه داشتن سطح انرژیم همیشه سعی می کنم که ورزش کردن مداوم تناسب اندامم رو حفظ کنم.

Being in shape not only helps me look good, but it also boosts my confidence

ترجمه: تناسب اندام داشتن نه تنها بهم کمک می کنه که ظاهر خوبی داته باشم بلکه اعتماد به نفسم رو هم بالا می بره.

The doctor advised me to be in shape to reduce the risk of health problems.

ترجمه: دکتر بهم پیشنهاد داد که تناسب اندامم رو حفظ کنم تا ریسک مشکلات سلامتی رو کاهش بدم.

She works hard at the gym to be in shape for her upcoming fitness competition.

ترجمه: اون به سختی توی باشگاه ورزش می کنه تا برای مسابقه تناسب اندام پیش رو آماده باشه.

To participate in the charity bike ride, I need to be in shape and practice cycling every week.

ترجمه: برای شرکت کردن توی مسابقه دوچرخه سواری خیریه باید متناسب باشم و هر هفته دوچرخه سواری رو تمرین کنم.

They say it’s important to be in shape mentally as well as physically for overall well-being.

ترجمه: می گن که برای سلامتی کامل مهمه که فرد هم ذهنی و هم فیزیکی تناسب داشته باشه.

It can be challenging, but I’m committed to doing whatever it takes to be in shape for summer.

ترجمه: می تونه چالش آور باشه ولی من متعهدم به انجام دادن هر کاری برای اینکه برای تابستون به تناسب اندام برسم.

He believes that staying active and eating healthy is key to being in shape as we age.

ترجمه: اون باور داره که فعال بودن و غذای سالم خوردن کلید تناسب اندام با بالا رفتن سنه.

Even if I can’t go to the gym, I can still do home workouts to be in shape.

ترجمه: حتی اگر نتونم برم باشگاه هنوز می تونم توی خونه ورزش کنم تا تناسب اندام داشته باشم.

مثال get in shape

I’ve decided to start running every morning to get in shape for the summer.

ترجمه: تصمیم گرفته ام که هر روز صبح بدوم تا برای تابستون خوش اندام بشم.

She joined a yoga class to help her get in shape and improve her flexibility.

ترجمه: اون به کلاس یوگا ملحق شد تا خوش اندام بشه و انعطافش رو بهتر کنه.

After the holidays, many people set new goals to get in shape and eat healthier

ترجمه: بعد از تعطیلات خیلی از افراد هدف های جدید می ذارن که خوش اندام بشن و سالم تر غذا بخورن.

He hired a personal trainer to help him get in shape before his wedding.

ترجمه: اون یه مربی شخصی استخدام کرد که بهش کمک کنه قبل از عروسیش به تناسب اندام برسه.

To get in shape, I’m planning to follow a balanced diet and exercise routine.

ترجمه: تصمیم دارم برای رسیدن به تناسب اندام یخ رژیم متعادل و ورزش روتین رو دنبال کنم.

The new workout program promises to help anyone get in shape in just eight weeks.

ترجمه: برنامه ورزشی جدید قول می ده که به هر کسی کمک کنه که در عرض هشت هفته به تناسب اندام برسه.

They decided to take up swimming to get in shape and enjoy some fun at the same time.

ترجمه: اون ها تصمیم گرفتن که به شنا برگردن تا هم خوش اندام بشن و هم همزمان لذت ببرن.

I always feel more energized when I commit to a plan to get in shape.

ترجمه: همیشه هر وقت که به یه برنامه برای تناسب اندام متعهد می مونم احساس می کنم انرژی بالایی دارم.

If you want to get in shape, consistency is key—try to stay active every day!

ترجمه: اگر می خوای خوش اندام بشی، انسجام کلید اصلیه _ سعی کن هر روز فعال بمونی.

She believes the best way to get in shape is to find an activity she loves, like dancing.

مثال keep in shape

ترجمه: اون باور داره که بهترین راه خوش اندام شدن پیدا کردن فعالیتیه که که دوستش داره مثل رقصیدن.

I go for a long walk every evening to keep in shape and clear my mind.

ترجمه: من هر روز عصر می رم یه پیاده روی طولانی تا تناسب اندامم رو حفظ کنم و ذهنم رو خالی کنم.

To keep in shape, she incorporates strength training into her weekly routine.

ترجمه: برای حفظ تناسب اندام اون تمرین های قدرتی رو تمرین های هفتگیش اضافه می کنه.

He finds that playing basketball with friends is a fun way to keep in shape.

ترجمه: به نظرش بسکتبال بازی کردن با دوستان راه خوبی برای تناسب اندامه.

Eating a balanced diet helps me keep in shape and maintain my energy levels.

ترجمه: خوردن یک رژیم غذایی متعادل بهم کمک می کنه که تناسب اندامم رو حفظ کنم سطح انرژیم رو حفظ کنم.

Yoga not only helps me relax but also helps me keep in shape and improve my balance.

ترجمه: یوگا نه تنها بهم کمک می کنه که ریلکس کنم بلکه برای حفظ اندام و حفظ تعادل هم بهم کمک کرده.

I love trying different workout classes at the gym to keep in shape and avoid getting bored.

ترجمه: من عاشق امتحان کردن کلاس های ورزشی مختلف توی باشگاه هستم که هم اندامم رو حفظ کنم و هم حوصله م سر نره.

To keep in shape during winter, I’ve started indoor cycling sessions.

ترجمه: برای اینکه توی زمستون اندامم رو حفظ کنم توی خونه از دوچرخه ورزشی استفاده می کنم.

She sets small fitness goals each month to help her keep in shape throughout the year.

ترجمه: اون هر ماه هدف های ورزشی کوچک می ذاره تا بهش کمک کنه که در طول سال تناسب اندامش رو حفظ کنه.

Walking my dog every day is an enjoyable way to keep in shape while spending time outdoors.

ترجمه: بردن سگم برای پیاده روی یه راه لذت بخش برای تناسب اندام و لذت بردن از وقتم توی فضای بیرونه.

He emphasizes the importance of consistency to keep in shape, rather than opting for extreme diets or workouts.

ترجمه: اون روی اهمیت انسجام برای حفظ تناسب اندام به جای رژیم ها یا ورزش های شدید تاکید داره.

سخن آخر

در این مقاله به بررسی معنی get in shape و دیگر اشکال آن یعنی be in shape و keep in shape پرداختیم که هر سه به تناسب اندام و خوش اندامی فیزیکی اشاره دارند. اگر همچنان سوالی دارید، می توانید از طریق بخش نظرات با ما در ارتباط باشید. سعی می کنیم در اسرع وقت پاسخگوی شما باشیم.

5/5 - (1 امتیاز)

آزمون

اشتراک گذاری در شبکه ای اجتماعی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

icon
ارتباط با کارشناسان گاما [شعبه شیراز]
×
خانم مرزبان کارشناس آلمانی Whatsapp chat
تلفن شیراز (شعبه خلدبرین) Whatsapp chat
11 +