تفاوت on time و in time در انگلیسی

بعضی از افراد بر این گمان هستند که on time و in time دارای کاربرد معنایی یکسانی هستند در حالی که این امر حقیقت ندارد. با وجود شباهت نوشتاری نزدیک آن ها، وچه تمایز قابل توجهی میان آن ها وجود دارد. در این مقاله هدف آن است که بررسی کاربرد معنایی هر دو عبارت بپردازیم.

گفتنی است که این مطلب در ادامه سری مقاله های آموزش رایگان زبان انگلیسی به نگارش درآمده است. روزانه مقاله های جدیدی بر روی این صفحه از سایت گاما منتشر می شود که در صورت تمایل می توانید آن ها را نیز بررسی نمایید.

هر دو عبارت on time و in time به معنای سر وقت بودن هستند ولی هر کدام به جنبه های متفاوتی از سر وقت بودن اشاره می کنند. در ادامه به شکل مجزا به بررسی کاربرد معنایی هر دو می پردازیم.

کاربرد معنایی on time در انگلیسی

تصور کنید که پروازی که قصد دارید با آن به جایی سفر کنید، قرار است راس ساعت ۸ صبح فرودگاه را به سمت مقصد خود ترک کند. اگر دقیقا راس ساعت ۸ – نه یک دقیقه زودتر یا یک دقیقه دورتر – هواپیما پرواز کند، نشان دهنده آن است که پرواز on time بوده است. بنابراین on time به این معناست که چیزی دقیقا راس ساعت مشخص شده برای آن انجام شود.

تفاوت on time و in time

برای درک بهتر به مثال های زیر دقت کنید:

She always arrives at meetings on time, ensuring that no one has to wait for her.

ترجمه: همیشه سر موقع به جلسه ها می رسه و مطمئن میشه که کسی مجبور نشه منتظرش بمونه.

The train left exactly on time, at 10:30 AM sharp.

ترجمه: قطار دقیقا سر وقت ساعت ۱۰ و نیم صبح حرکت کرد.

He submitted his project report on time, meeting the deadline with hours to spare.

ترجمه: اون پارس پروژه ش رو سر وقت تحویل داد که یعنی حتی یه چند ساعتی هم وقت داشت.

کاربرد معنایی in time در انگلیسی

حالا تصور کنید که پرواز شما قرار است ساعت ۸ صبح باشد ولی آخرین زمان سوار شدن به هواپیما ۷.۴۵ دقیقه باشد و قرار است بعد از آن گیت بسته شود. اگر شما ساعت ۷.۴۳ و دقیقا دقایقی قبل از بسته شدن گیت به آنجا برسید به این معناست که شما in time بوده اید. بنابراین in time به معنای آن است که درست در دقایق پایانی، پیش از آنکه فرصت انجام کاری از بین برود، موفق به انجام آن شوید.

تفاوت on time و in time

اگر بخواهید که به in time تاکید بیشتری اضافه کنید می توانید از اصطلاح in the nick of time استفاده کنید که به معنای آن است که چیزی دقیقا در لحظات پایانی و قبل از آنکه دیر شود، انجام شده است.

برای درک بهتر به مثال های زیر دقت کنید:

They reached the airport just in time to catch their flight.

ترجمه: قبل از اینکه دیر بشه رسیدن به فرودگاه که به پروازشون برسن.

He completed the test in time, with only a few minutes left on the clock.

ترجمه: امتحانش رو وقتی که یه چند دقیقه ای مونده بود وقت تموم بشه تموم کرد.

We got to the theater in time to see the opening scene of the play.

ترجمه: سر وقت رسیدیم تئاتر و تونستیم صحنه آغازین نمایش رو ببینیم.

She grabbed the toddler in the nick of time, preventing him from wandering into the busy street.

ترجمه: درست قبل از اینکه بچه خردسال بره توی خیابون شلوغ گرفتش.

توجه داشته باشید که in time معنای دومی نیز دارد: “در نهایت”. پس حواستان باشد که فقط انتظار یک معنی را از آن نداشته باشید:

In time you’ll get better.

ترجمه: در نهایت بهتر می شی.

In time he’ll see we want him to be happy.

ترجمه: در نهایت می فهمه که می خوایم خوش حال باشه.

نکته پایانی

اگر مایل هستید که مقاله ای درباره مطلب خاصی را بر روی سایت ببینید یا اینکه سوالی دارید، می توانید درخواست یا سوال خود را در بخش نظرات با ما در میان بگذارید.

به شما پیشنهاد می کنیم که مقاله تفاوت am و pm در زبان انگلیسی را نیز  مطالعه کنید.

5/5 - (1 امتیاز)

آزمون

اشتراک گذاری در شبکه ای اجتماعی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

icon
ارتباط با کارشناسان گاما [شعبه شیراز]
×
خانم مرزبان کارشناس آلمانی Whatsapp chat
تلفن شیراز (شعبه خلدبرین) Whatsapp chat
11 +