گرامر plenty در زبان انگلیسی: کاربردها + مثال

در دستور زبان انگلیسی plenty ممکن است که نقش یک صفت شمارشی  (quantifiers) یا نقش یک ضمیر (pronouns) را داشته باشد. در طول مقاله پیش رو قصد داریم که به بررسی جنبه های مختلف گرامر plenty در زبان انگلیسی بپردازیم.

مطلب پیش رو در ادامه سری مقاله های آموزش رایگان زبان انگلیسی به نگارش درآمده است. این صفحه از سایت گاما به شکل روزانه با مقاله های جدید به روز رسانی می شود. در صورت تمایل می توانید دیگر مقاله های این بخش را بررسی کنید.

گرامر plenty

گرامر plenty : در نقش صفت شمارشی

plenty در کنار حرف اضافه of تبدیل به یک صفت شمارشی (quantifiers) به معنای “تعداد زیادی” یا “مقدار زیادی” می شود که پیش از اسم ها (nouns) قرار می گیرد. هم اسم های قابل شمارش (countable nouns) و هم اسم های غیرقابل شمارش (uncountable nouns). مقاله اسم های قابل شمارش و غیرقابل شمارش در انگلیسی را مطالعه کنید. plenty of در حقیقت معادل a lot of در انگلیسی می باشد.

به مثال های زیر توجه داشته باشید:

Plenty of young people my age have been successful following a career in arts.

ترجمه: تعداد زیادی از آدم های جوون همسن من حرفه موفقی توی حیطه هنری داشته ن.

We’ve got plenty of milk in the fridge. I think it’s enough to make to bake at least two cakes.

ترجمه: توی یخچال کلی شیر داریم. فکر می کنم برای پختن دو تا کیک کافی باشه.

It’s not like you have plenty of options, Sarah! It is what it is!

ترجمه: این طوری نیست که کلی انتخاب داشته باشی سارا! همینیه که هست.

There were plenty of snacks available at the party.

ترجمه: توی مهمونی کلی خوراکی آماده بود.

Despite the rain, there were plenty of people at the outdoor concert.

ترجمه: با وجود اینکه داشت بارون می زد کلی آدم برای کنسرت هوای باز اومده بودن.

The grocery store had plenty of fresh produce on display.

ترجمه: خواربار فروشی کلی محصول تازه به نمایش گذاشته بود.

Even though it was a small town, there were plenty of things to do and see.

ترجمه: با وجود اینکه یه شهر کوچیک بود، کارهای زیادی برای انجام دادن و چیزهای زیادی برای دیدن بود.

گرامر plenty : در نقش ضمیر

زمانی که plenty در جمله های انگلیسی به عنوان یک ضمیر (pronoun) استفاده می شود، به معنای “کافی” می باشد. با این ریز معنی که احتمالا از کافی هم بیشتر باشد. در چنین حالتی plenty نیاز به حرف اضافه ندارد و با یک اسم دنبال نمی شود. بلکه خود به تنهایی یک ساختار مستقل دارای معنای کامل است.

برای درک بهتر به مثال های زیر دقت کنید:

A: How many eggs do you needs for the pie?

B: I think 5 should be plenty.

ترجمه: “برای پای چند تا تخم مرغ نیاز داری؟” “فکر می کنم ۵ تا کافی باشه.”

A: Is that enough?

B: That’s plenty?

ترجمه: “کافیه؟” “از کافی هم بیشتره.”

I don’t need any more cookies; I have plenty.

ترجمه: دیگه کلوچه نمی خوام. به اندازه کافی دارم.

She didn’t worry about running out of supplies because she had plenty.

ترجمه: اون نگران تموم شدن تجهیزاتش نبود چون به اندازه کافی تجهیزات داشت.

They offered to share their water with us, but we assured them we had plenty.

ترجمه: می خواستن که آبشون رو باهامون سهیم بشن ولی بهشون اطمینان خاطر دادیم که به اندازه کافی آب داریم.

Despite the limited time, he managed to complete the project with plenty to spare.

ترجمه: با وجود وقت کمی داشتیم تونستیم پروژه رو با کلی وقت اضافی تموم کنیم.

سخن آخر

اگر سوالی دارید می توانید در قسمت نظرات با ما مطرح کنید و منتظر پاسخگویی از جانب ما باشید.

لطفا نظر خود را ثبت کنید post

آزمون

اشتراک گذاری در شبکه ای اجتماعی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

icon
ارتباط با کارشناسان گاما [شعبه شیراز]
×
خانم مرزبان کارشناس آلمانی Whatsapp chat
تلفن شیراز (شعبه خلدبرین) Whatsapp chat
11 +