فعل hit یکی از افعال پرکاربرد در زبان انگلیسی است که در موقعیتهای بسیار متنوعی به کار میرود؛ از مکالمات روزمره گرفته تا متون رسمی و حتی اصطلاحات عامیانه. بسیاری از زبانآموزان در مسیر یادگیری زبان انگلیسی با این فعل مواجه میشوند و درک درست آن برای ساختن جملات صحیح اهمیت زیادی دارد. بهویژه زمانی که صحبت از گذشته hit به میان میآید، اهمیت این فعل دوچندان میشود، زیرا در دسته افعال بیقاعده یا همان irregular verbs قرار میگیرد. افعال بیقاعده معمولاً الگوی مشخصی در ساخت گذشته ندارند و همین موضوع باعث میشود زبانآموزان نیاز به توجه و تمرین بیشتری داشته باشند. یادگیری درست گذشته hit میتواند به شما کمک کند تا مکالمات طبیعیتر و دقیقتری داشته باشید و در نوشتار رسمی نیز تسلط بیشتری نشان دهید. در ادامه این مقاله، به شکل جامع به بررسی این فعل و جنبههای مختلف آن میپردازیم.
ما در بخش آموزش زبان انگلیسی مجموعهای از مطالب آموزشی، راهنمای گرامر، مثالهای روزمره و نکات کاربردی را گردآوری کردهایم تا شما مسیر یادگیری را با سرعت و دقت بیشتری طی کنید. پس به شما پیشنهاد می کنیم که سری به این مقاله ها بزنید تا نکته های جدید یاد بگیرید.
یافتن یک آموزشگاه زبان در تهران که هم کیفیت آموزشی بالایی داشته باشد و هم با نیازهای زبانآموزان هماهنگ باشد، اهمیت زیادی دارد. در این صفحه به معرفی بهترین آموزشگاههای زبان در تهران پرداختهایم تا شما بتوانید با مقایسه روشهای آموزشی، دورهها و اساتید، انتخابی مطمئن و آگاهانه داشته باشید. اگر قصد دارید زبان انگلیسی را به صورت حرفهای بیاموزید، این بخش میتواند نقطه شروع مناسبی برای شما باشد.
انتخاب یک آموزشگاه زبان در کرج میتواند مسیر یادگیری شما را سریعتر و هدفمندتر کند. در این بخش مجموعهای از آموزشگاههای معتبر کرج را معرفی کردهایم که با استفاده از اساتید باتجربه و متدهای روز دنیا، دورههای آموزشی متنوعی ارائه میدهند. چه به دنبال دورههای مکالمه باشید و چه آمادگی برای آزمونهای بینالمللی، این صفحه راهنمایی جامع برای تصمیمگیری بهتر در اختیار شما قرار میدهد.
شکل گذشته hit چه می شود؟
فعل hit یکی از افعال پرکاربرد در زبان انگلیسی است که زبانآموزان در همان مراحل ابتدایی یادگیری با آن مواجه میشوند. این فعل معمولاً به معنای زدن، برخورد کردن یا ضربه زدن به کار میرود و در موقعیتهای روزمره، ورزشی، علمی و حتی در متون ادبی و خبری دیده میشود. اهمیت یادگیری گذشته hit از آن جهت است که این فعل در دسته افعال بیقاعده یا همان irregular verbs قرار دارد و زبانآموز باید شکل درست آن را به خاطر بسپارد. افعال بی قاعده تابع قوانین ساخت شکل گذشته و شکل سوم افعال نیستند و هر کدام شکل مخصوص به خود را دارند.
بسیاری از دانشجویان و زبانآموزان هنگام مطالعه افعال بیقاعده سردرگم میشوند، اما خبر خوب این است که یادگیری گذشته فعل hit نسبت به بسیاری از افعال دیگر سادهتر است.
زمانی که صحبت از گذشته hit میشود، نکته مهمی وجود دارد و آن اینکه این فعل در گذشته تغییر ظاهری نمیکند. در واقع، شکل گذشته hit دقیقاً مشابه شکل حال آن است. همین موضوع باعث میشود برخی از زبانآموزان تصور کنند که شاید در حال استفاده نادرست هستند، اما حقیقت این است که این ویژگی یکی از خصوصیات خاص و جذاب این فعل است. برای مثال وقتی میگوییم: Yesterday, I hit the ball very hard (دیروز توپ را محکم زدم)، فعل hit در جمله گذشته به کار رفته است، اما هیچ تفاوتی با شکل حال آن ندارد.
✅️ base form (شکل پایه): hit
✅️ past form (شکل گذشته): hit
✅️ past participle (شکل سوم): hit
از آنجا که بسیاری از افعال انگلیسی در گذشته تغییر میکنند، مثلاً go → went یا see → saw، حفظ کردن گذشته hit برای زبانآموزان آسانتر خواهد بود. تنها کافی است به خاطر داشته باشید که hit در همه حالتها یکسان نوشته و تلفظ میشود. البته باید توجه داشت که این فعل علاوه بر گذشته ساده، در زمانهای دیگر نیز به کار میرود. برای مثال در زمان حال کامل (present perfect) میگوییم: She has hit the target several times (او چندین بار هدف را زده است). همین ثابتماندن شکل فعل در تمام زمانها باعث میشود که زبانآموز بیشتر روی کاربرد درست آن تمرکز کند تا تغییرات ظاهری.
نکته مهم دیگر در یادگیری گذشته hit این است که این فعل معانی مختلفی دارد. گاهی به معنای ضربه فیزیکی است، مانند: He hit the wall by accident (او بهطور اتفاقی به دیوار خورد). در مواردی دیگر، معنای موفقیت یا رسیدن به هدف دارد، مثل: The singer’s new song hit the top charts (آهنگ جدید خواننده به صدر جدول رسید). حتی در مکالمات روزمره از اصطلاحاتی مانند hit the road (راه افتادن) یا hit the books (شروع به درس خواندن) استفاده میشود که یادگیری آنها میتواند دایره واژگان شما را گسترش دهد. بنابراین آشنایی با گذشته hit فقط به معنی دانستن شکل فعل محدود نمیشود، بلکه به معنای درک کاربردهای متنوع آن در جملات و اصطلاحات مختلف است.
یکی از رایجترین اشتباهاتی که زبانآموزان مرتکب میشوند، استفاده از شکل نادرست این فعل است. برخی به اشتباه تصور میکنند باید برای گذشته آن hitted به کار ببرند، در حالی که چنین شکلی در انگلیسی وجود ندارد و نادرست است. بنابراین همیشه به یاد داشته باشید که گذشته hit همان hit است.
یادگیری گذشته hit یکی از سادهترین بخشها در میان افعال بیقاعده است، اما اهمیت آن بسیار زیاد است. چرا که این فعل در مکالمات روزمره، فیلمها، اخبار و حتی در آزمونهای بینالمللی زبان انگلیسی بسیار به کار میرود. اگر میخواهید مهارت خود را تقویت کنید، توصیه میشود با استفاده از مثالهای مختلف جمله بسازید و کاربرد این فعل را در زمینههای گوناگون تمرین کنید. به این ترتیب، گذشته hit برای همیشه در ذهن شما ماندگار خواهد شد.

گذشته hit و گذشته ساده
از شکل گذشته فعل های انگلیسی فقط در صرف یکی از فعل های انگلیسی استفاده می شود: زمان گذشته ساده در انگلیسی (past simple). گذشته ساده زمانی است که به رویدادهایی می پردازد که در گذشته انجام شده اند و به اتمام رسیده اند. آن ها هیچ ارتباطی با زمان حال ندارند. اگر بخواهیم که کاربرد این زمان را به شکل گسترده تر باز کنیم، کاربردهای آن شامل موارد زیر است:
- اشاره به فعالیتی که در گذشته انجام شده است.
- اشاره به رفتارها و عادت های تکراری در زمان گذشته.
- روایت های داستانی که در زمان گذشته بازگو می شوند.
در ادامه می توانید مثال های گذشته hit را در زمان گذشته ساده با ترجمه فارسی مطالعه کنید تا به درک بیشتری از کاربردهای معنایی hit و همچنین گذشته ساده برسید.
I hit the ball yesterday. (من دیروز توپ را زدم.)
She hit the wrong button on the remote. (او دکمه اشتباه کنترل را زد.)
They hit the target last night. (آنها دیشب هدف را زدند.)
He hit his head on the door yesterday morning. (او دیروز صبح سرش را به در زد.)
We hit the jackpot in the lottery last week. (ما هفته گذشته در لاتاری برنده شدیم.)
The car hit a tree last night. (ماشین دیشب به درخت خورد.)
I hit the gym at 6 o’clock yesterday. (من دیروز ساعت شش به باشگاه رفتم.)
She hit the send button exactly at 8 p.m. (او دقیقاً ساعت ۸ شب دکمه ارسال را زد.)
The player hit the winning goal at the last minute. (بازیکن در دقیقه آخر گل برتری را زد.)
He hit the bell three times at noon. (او ظهر سه بار زنگ را زد.)
They hit the streets when the clock struck ten. (وقتی ساعت ۱۰ شد، آنها به خیابان رفتند.)
I hit the road right after sunrise. (من درست بعد از طلوع خورشید راه افتادم.)
I always hit the playground after school when I was a kid. (وقتی بچه بودم همیشه بعد از مدرسه به زمین بازی میرفتم.)
He hit the same café every morning before work. (او هر صبح قبل از کار به همان کافه میرفت.)
We often hit the beach in summer holidays. (ما اغلب در تعطیلات تابستان به ساحل میرفتیم.)
She hit the piano keys every day for hours. (او هر روز ساعتها پیانو مینواخت.)
They hit the basketball court every evening. (آنها هر عصر به زمین بسکتبال میرفتند.)
He hit the ball, ran to first base, and smiled proudly. (او توپ را زد، به بیس اول دوید و با غرور لبخند زد.)
I hit the alarm, got out of bed, and drank some water. (من زنگ هشدار را زدم، از تخت بیرون آمدم و کمی آب نوشیدم.)
She hit the keys, opened the door, and rushed inside. (او کلیدها را زد، در را باز کرد و با عجله داخل رفت.)
They hit the drums, danced, and sang together. (آنها طبلها را زدند، رقصیدند و با هم آواز خواندند.)
He hit the switch, turned off the lights, and left. (او کلید را زد، چراغها را خاموش کرد و رفت.)
I hit the record button, watched the show, and saved it. (من دکمه ضبط را زدم، برنامه را تماشا کردم و آن را ذخیره کردم.)
The city hit record temperatures last summer. (شهر تابستان گذشته به دمای بیسابقهای رسید.)
Our company hit financial difficulties in 2020. (شرکت ما در سال ۲۰۲۰ دچار مشکلات مالی شد.)
The country hit a crisis during that period. (کشور در آن دوره دچار بحران شد.)
The team hit a rough patch last season. (تیم فصل گذشته وارد دوره سختی شد.)
The store hit peak sales in December. (فروشگاه در دسامبر به اوج فروش رسید.)
The market hit stability after many months. (بازار پس از ماهها به ثبات رسید.)
The Titanic hit an iceberg in 1912. (تایتانیک در سال ۱۹۱۲ با کوه یخ برخورد کرد.)
The stock market hit a low point in 1929. (بازار سهام در سال ۱۹۲۹ به پایینترین حد خود رسید.)
The army hit the enemy lines in 1944. (ارتش در سال ۱۹۴۴ خطوط دشمن را زد.)
The hurricane hit the coast in 2005. (طوفان در سال ۲۰۰۵ به ساحل برخورد کرد.)
The plague hit Europe in the 14th century. (طاعون در قرن چهاردهم اروپا را درگیر کرد.)
The meteor hit the earth millions of years ago. (میلیونها سال پیش شهابسنگ به زمین برخورد کرد.)
I hit the gym every day for three months. (من سه ماه هر روز به باشگاه میرفتم.)
She hit the same routine for two years. (او دو سال همان برنامه را دنبال میکرد.)
They hit the road for weeks during the summer. (آنها تابستان چند هفته در جاده بودند.)
He hit the piano keys for hours yesterday. (او دیروز ساعتها پیانو نواخت.)
We hit the same restaurant for five nights in a row. (ما پنج شب پیاپی به همان رستوران رفتیم.)
I hit the gym twice a day for a whole year. (من یک سال تمام روزی دو بار به باشگاه میرفتم.)
Suddenly, he hit the brakes. (ناگهان او ترمز زد.)
The bird hit the window and flew away. (پرنده به پنجره خورد و پرواز کرد.)
She hit the floor when she fainted. (او وقتی غش کرد روی زمین افتاد.)
The earthquake hit the city at dawn. (زلزله در سپیدهدم شهر را لرزاند.)
A strong wind hit the house unexpectedly. (باد شدیدی ناگهان به خانه خورد.)
He hit the desk in anger. (او با عصبانیت روی میز کوبید.)
He hit the ball so hard that everyone gasped. (او توپ را آنقدر محکم زد که همه نفسشان بند آمد.)
She hit the road at dawn and never looked back. (او سحرگاه راه افتاد و دیگر پشت سرش را نگاه نکرد.)
They hit the drums loudly as the festival began. (آنها با شروع جشن طبلها را محکم نواختند.)
I hit the stage nervously and greeted the crowd. (من با اضطراب روی صحنه رفتم و به جمعیت سلام کردم.)
The knight hit the dragon with his sword. (شوالیه با شمشیرش به اژدها ضربه زد.)
The rain hit the roof all night long. (باران تمام شب به سقف خورد.)
If I hit the target, I would celebrate. (اگر هدف را میزدم، جشن میگرفتم.)
If she hit the road earlier, she would arrive on time. (اگر او زودتر راه افتاده بود، به موقع میرسید.)
If they hit the ball harder, they would win. (اگر توپ را محکمتر زده بودند، برنده میشدند.)
I wish I hit the ball yesterday. (ای کاش دیروز توپ را زده بودم.)
I wish she hit the mark in the competition. (ای کاش او در مسابقه به هدف میزد.)
If we hit the right strategy, we would succeed. (اگر استراتژی درست را انتخاب کرده بودیم، موفق میشدیم.)
صرف فعل hit در ۱۲ زمان انگلیسی
در زبان انگلیسی ۱۲ زمان اصلی وجود دارد که به توصیف بخش های مختلف زمان در شکل روایی زبان می پردازند. در ادامه قصد داریم که فعل hit را در ۱۲ زمان انگلیسی صرف کنیم تا بهتر با جنبه های مختلف این فعل انگلیسی آشنایی پیدا کنید.
1. Present Simple (حال ساده)
🌿 کاربرد: برای بیان حقیقت های عمومی، روزمره ها و عادت های همیشگی.
I hit the gym every morning. (من هر صبح به باشگاه میروم.)
She always hits the right note when singing. (او همیشه نت درست را هنگام خواندن میزند.)
2. Past Simple (گذشته ساده)
🌿 کاربرد: برای بیان رویدادی که در گذشته رخ داده است.
He hit the ball very hard yesterday. (او دیروز توپ را خیلی محکم زد.)
They hit the streets after the concert. (آنها بعد از کنسرت به خیابانها رفتند.)
3. Future Simple (آینده ساده)
کاربرد: برای اشاره به رخدادی که قرار است در آینده اتفاق بیفتد.
I will hit the target this time. (این بار هدف را میزنم.)
She will hit the road early in the morning. (او صبح زود راه خواهد افتاد.)
4. Present Continuous (حال استمراری)
🌿 کاربرد: فعالیتی که در زمان حال جاری است
He is hitting the drums loudly. (او دارد محکم طبلها را میزند.)
They are hitting the books for the exam. (آنها دارند برای امتحان به شدت درس میخوانند.)
5. Past Continuous (گذشته استمراری)
🌿 کاربرد: اشاره به فعالیتی که در گذشته در جریان بوده است.
I was hitting the punching bag when he entered. (وقتی او وارد شد داشتم کیسه بوکس را میزدم.)
They were hitting the streets when the rain started. (وقتی باران شروع شد آنها در خیابانها قدم میزدند.)
6. Future Continuous (آینده استمراری)
🌿 کاربرد: برای بیان کاری که در زمان مشخصی در آینده در جریان خواهد بود.
This time tomorrow, I will be hitting the gym. (فردا همین موقع در باشگاه خواهم بود.)
They will be hitting the stage at 9 p.m. (آنها ساعت ۹ شب روی صحنه خواهند رفت.)
7. Present Perfect (حال کامل)
🌿 کاربرد: برای بیان کاری که در گذشته شروع شده و نتیجه آن تا حال ادامه دارد.
She has hit the jackpot twice this year. (او امسال دوبار در قرعهکشی برنده شده است.)
I have already hit my fitness goals. (من قبلاً به اهداف ورزشیام رسیدهام.)
8. Past Perfect (گذشته کامل)
🌿 کاربرد: برای بیان کاری که قبل از یک زمان یا رویداد گذشته دیگری کامل شده است.
He had hit the target before the others tried. (او قبل از اینکه بقیه امتحان کنند هدف را زده بود.)
They had hit a problem before the project ended. (آنها قبل از پایان پروژه با مشکلی روبهرو شده بودند.)
9. Future Perfect (آینده کامل)
🌿 کاربرد: برای بیان کاری که تا زمان مشخصی در آینده کامل خواهد شد.
By next year, I will have hit all my milestones. (تا سال آینده به همه اهدافم رسیدهام.)
She will have hit the deadline by tomorrow. (او تا فردا ضربالاجل را رعایت کرده است.)
10. Present Perfect Continuous (حال کامل استمراری)
🌿 کاربرد: برای بیان کاری که در گذشته شروع شده، تا حال ادامه داشته و به طور مستمر انجام میشود.
I have been hitting the gym regularly for six months. (شش ماه است که مرتب به باشگاه میروم.)
She has been hitting the keys all morning. (او تمام صبح دارد کلیدها را مینوازد.)
11. Past Perfect Continuous (گذشته کامل استمراری)
🌿 کاربرد: برای بیان کاری که قبل از زمان یا رویداد دیگری در گذشته به صورت مستمر انجام میشده است.
He had been hitting the ball for hours before he got tired. (او ساعتها توپ را میزد قبل از اینکه خسته شود.)
They had been hitting the same road for days. (آنها چند روز بود که در همان جاده حرکت میکردند.)
12. Future Perfect Continuous (آینده کامل استمراری)
🌿 کاربرد: برای بیان کاری که تا زمان مشخصی در آینده به صورت مستمر انجام خواهد شد.
By next week, I will have been hitting the gym for a year. (تا هفته آینده یک سال میشود که مرتب به باشگاه میروم.)
She will have been hitting the piano for two hours by the time you arrive. (وقتی تو برسی، او دو ساعت است که دارد پیانو مینوازد.)
اصطلاح رایج با hit در انگلیسی
در بخش های قبلی نکته های مربوط به گذشته hit را بیان کردیم. در این بخش قصد داریم که به معرفی اصطلاحات و کالوکیشن های پرکاربرد انگلیسی با hit می پردازیم.
۱. hit the road – راه افتادن، سفر کردن
I’ll hit the road early tomorrow. (فردا صبح زود راه میافتم.)
They hit the road right after breakfast. (آنها درست بعد از صبحانه راه افتادند.)
۲. hit the books – شروع به درس خواندن یا مطالعه کردن
I need to hit the books for my exam. (برای امتحانم باید شروع به درس خواندن کنم.)
She hit the books all night to prepare for the test. (او تمام شب درس خواند تا برای امتحان آماده شود.)
۳. hit the jackpot – برنده شدن، موفقیت بزرگ به دست آوردن
He hit the jackpot in the lottery last week. (او هفته گذشته در لاتاری برنده شد.)
The new product hit the jackpot in sales. (محصول جدید در فروش موفق شد.)
۴. hit the nail on the head – دقیقا درست گفتن یا انجام دادن چیزی
You hit the nail on the head with your comment. (با اظهار نظر خود دقیقا درست گفتی.)
His analysis hits the nail on the head. (تحلیل او کاملاً دقیق است.)
۵. hit the headlines – خبرساز شدن، در اخبار آمدن
The scandal hit the headlines yesterday. (این رسوایی دیروز خبرساز شد.)
Her new movie hit the headlines immediately. (فیلم جدید او بلافاصله خبرساز شد.)
۶. hit the target – رسیدن به هدف، موفق شدن
He finally hit the target after many attempts. (او بعد از تلاشهای زیاد بالاخره به هدف رسید.)
Our campaign hit the target audience perfectly. (کمپین ما دقیقا به مخاطب هدف رسید.)
۷. hit a wall – برخورد با مشکل، متوقف شدن
I hit a wall while trying to solve this problem. (در حل این مشکل به مانع برخورد کردم.)
She hit a wall in her research. (او در تحقیقاتش به مشکل برخورد کرد.)
۸. hit the floor – افتادن روی زمین یا شروع به رقص کردن در جمع
The vase hit the floor and broke into pieces. (گلدان روی زمین افتاد و خرد شد.)
The band hit the floor at the party. (گروه در مهمانی شروع به رقص کرد.)
۹. hit the gym – رفتن به باشگاه
I hit the gym three times a week. (هفتهای سه بار به باشگاه میروم.)
He hit the gym every morning before work. (او هر صبح قبل از کار به باشگاه میرود.)
۱۰. hit someone up – تماس گرفتن با کسی، سراغ کسی رفتن
Hit me up when you arrive in town. (وقتی به شهر رسیدی با من تماس بگیر.)
She hit him up for some advice. (او برای گرفتن چند راهنمایی با او تماس گرفت.)
۱۱. hit back – پاسخ دادن، مقابله کردن
He hit back at the criticism immediately. (او بلافاصله به انتقاد پاسخ داد.)
Don’t hit back when you are angry. (وقتی عصبانی هستی، پاسخ نده.)
۱۲. hit it off – خیلی زود با کسی رابطه خوب برقرار کردن
I really hit it off with my new colleague. (با همکار جدیدم خیلی زود رابطه خوبی برقرار کردم.)
They hit it off at the party and became friends. (آنها در مهمانی خیلی زود دوست شدند.)
۱۳. hit a nerve – موضوعی حساس را بیان کردن
His comment really hit a nerve. (اظهار نظر او واقعا موضوع حساس را لمس کرد.)
That joke hit a nerve with the audience. (آن جوک نقطه حساس مخاطبان را هدف گرفت.)
۱۴. hit the roof / hit the ceiling – عصبانی شدن شدید
She hit the roof when she saw the mess. (وقتی به شلوغی نگاه کرد خیلی عصبانی شد.)
He hit the ceiling after hearing the news. (بعد از شنیدن خبر خیلی عصبانی شد.)
نتیجه گیری گذشته hit در انگلیسی
در این مقاله بهطور کامل به بررسی گذشته hit پرداختیم و دیدیم که این فعل یکی از افعال بیقاعده زبان انگلیسی است که نقش مهمی در مکالمات روزمره، نوشتار رسمی و حتی متون آکادمیک دارد. اهمیت یادگیری شکل گذشته این فعل زمانی آشکار میشود که بدانیم بسیاری از موقعیتهای ارتباطی ما، چه در محیط کاری و چه در مکالمات دوستانه، نیازمند بیان رویدادهایی هستند که در گذشته رخ دادهاند. از این رو تسلط بر گذشته hit به شما کمک میکند تا در بیان دقیقتر افکار و تجربیات خود توانمندتر شوید.
همچنین در طول مقاله با مثالهای گوناگون دیدیم که این فعل چطور در زمان گذشته ساده برای بیان اعمالی که کامل شدهاند، در زمان گذشته استمراری برای نشان دادن رویدادهای در جریان، و در زمان گذشته کامل برای بیان اتفاقاتی که قبل از رخداد دیگری در گذشته انجام شدهاند، بهکار میرود. بنابراین یادگیری درست گذشته hit تنها حفظ شکل آن نیست، بلکه فهم کاربردهای متنوع آن در زمانهای مختلف است.
از سوی دیگر، توجه به کالوکیشنها و اصطلاحات پرکاربرد با hit باعث میشود زبانآموزان علاوه بر درک ساختارهای دستوری، بتوانند جملات طبیعیتر و نزدیکتر به زبان مادری افراد انگلیسیزبان تولید کنند. این موضوع در تقویت مهارتهای گفتاری و نوشتاری اهمیت ویژهای دارد.
مطالعه برای آزمون آیلتس با راهنمایی حرفه ای از جانب متخصص ها آسان شده است. اگر ساکن کرج هستید و می خواهید که با حرفه ای های این حوزه ارتباط بگیرید، به شما پیشنهاد می کنیم که صفحه بهترین آموزشگاه آیلتس در کرج را بررسی کنید. در این صفحه بهترین آموزشگاه های این حوزه معرفی شده اند.
همچنین اگر ساکن مشهد هستید و به دنبال مرکزی آموزشی برای یادگیری زبان انگلیسی می گردید، به شما پیشنهاد می کنید صفحه آموزشگاه زبان در مشهد را بررسی کنید. لیستی از بهترین موسسه های زبان در این شهر در این صفحه معرفی شده اند.
