پیش از این در مقاله دیگری به معرفی اصطلاحات بارداری در انگلیسی پرداختیم. در طول مقاله پیش رو قصد داریم که به معرفی اصطلاحات زایمان به انگلیسی بپردازیم. تمام جملات و اصطلاحات ضروری که نیاز دارید در این باره بدانید در این مقاله جمع آوری شده است.
گفتنی است که این مطلب در ادامه سایر مقالات آموزش زبان انگلیسی به نگارش درآمده است. مقاله های جدیدی به شکل روزانه بر روی این صفحه آموزشی منتشر می شوند که برای تمام علاقه مندان به یادگیری زبان انگلیسی در هر سطحی مفید هستند.
اصطلاحات زایمان به انگلیسی
اصطلاحات زایمان به انگلیسی شامل موارد زیر است.
Giving Birth
زایمان کردن.

His wife gave birth to a baby boy last night.
ترجمه: همسرش دیشب یه نوزاد پسر به دنیا آورد.
Giving Birth Naturally
زایمان طبیعی داشتن. این اصطلاح به مواقعی اشاره دارد که از هیچ گونه دارویی برای کمک به زایمان استفاده نمی شود.
در چنین حالتی زن با استفاده یکسری از تمرین های تنفسی سعی می کند که با آرامش بیشتری زایمان را پشت سر بگذارد.
عبارت اسمی این عبارت فعلی می شود natural childbirth.
“Natural childbirth is giving birth using no medicines at all, instead using techniques such as relaxation and controlled breathing for pain.” (این جمله برگرفته از سایت kidshealth.org می باشد)
ترجمه: زایمان طبیعی به زایمان بدون استفاده از هیچ گونه دارویی گفته می شود. در چنین زایمانی برای کم کردن درد از تکنیک های آرامش و کنترل تنفس استفاده می شود.
She says she wants to give birth naturally at home, but I think that can endanger her and the baby.
ترجمه: می گه که می خواد توی خونه زایمان طبیعی داشته باشه ولی من فکر می کنم این کار می تونه هم خودش و هم بچه رو به خطر بندازه.
Labor
زایمان.
Mum, what are the signs that labor has begun? I’ve had terrible contractions since this morning.
ترجمه: مامان، نشانه های اینکه زایمان شروع شده چی هست؟ از صبح دردهای وحشتناکی دارم.
She started to have labor pains this evening.
ترجمه: دردهای زایمانش امروز عصر شروع شد.
She had a difficult labor.
ترجمه: زایمان سختی داشت.
Go into Labor
شروع شدن زایمان.
I was in the middle of making dinner when I suddenly felt a sharp pain in my abdomen. I knew immediately that I was going into labor.
ترجمه: داشتم شام درست می کردم که یهو یه درد شدید توی دلم احساس کردم. همون فورا فهمیدم که زایمانم داره شروع میشه.
Be in Labor
پروسه زایمان کردن.
Sarah has been in labor for almost three hours. Is that normal?
ترجمه: سه ساعته که داره زایمان می کنه. این طبیعیه؟
Deliver a Baby
به عمل کمک کردن به یک زن برای زایمان کردن گفته می شود. بنابراین مسئول deliver کردن یک نوزاد یک ماماست.
Who is going to deliver your baby?
ترجمه: کی قراره دکترت باشه و بچه ت رو به دنیا بیاره؟
The doctor will be delivering the baby via cesarean section tomorrow morning.
ترجمه: دکتر نوزاد رو فردا صبح از طریق سزارین به دنیا میاره.
C-Section / cesarean section
سزارین.
Due to complications during labor, Sarah’s doctor recommended a cesarean section to safely deliver the baby.
ترجمه: به خاطر مشکلاتی که در طول زایمان پیش اومد، دکتر سارا پیشنهاد سزارین رو داد تا نوزاد سالم و بدون هیچ مشکلی به دنیا بیاد.
Water Breaking
پاره شدن کیسه آب.
Her water broke while she was at home, so they hurried to the hospital to prepare for the birth.
ترجمه: وقتی که خونه بود کیسه آبش پاره شد و فورا رفتن به بیمارستان تا برای زایمان آماده بشه.
Popping Out a Baby
اصطلاح محاوره ای به معنای زایمان کردن.
After a quick and intense labor, Mary managed to pop out a healthy baby boy in just a few pushes.
ترجمه: بعد از یه زایمان سریع ولی دردناک، مری موفق شد بعد از چند بار زور زدن یه پسر سالم به دنیا بیاره.
Pushing
زور زدن هنگام وضع حمل.
With each contraction, Sarah pushed with all her might, eager to finally meet her baby.
ترجمه: سارا با هر انقباض زور می زد و مشتاق بود که بلاخره نوزادش رو ببینه.
Crowning
به موقعیتی اشاره دارد که بلاخره سر نوزاد از محل تولد دیده می شود.
The midwife announced that the baby’s head was crowning, signaling the final moments of labor.
ترجمه: مامان اعلام کرد که سر بچه داره نمایان میشه که به معنای نزدیک شدن به دقایق آخر زایمان بود.
به شما پیشنهاد می کنیم که مقاله قدم نورسیده مبارک به انگلیسی را نیز مطالعه کنید.
