اگر می خواهید که با مفهوم اصطلاح انگلیسی cross swords آشنا شوید، این مقاله برای شماست. در این مطلب به شکل جامع به بررسی معنی، کاربرد و ریشه این اصطلاح می پردازیم و مثال های جامعی نیز برای آن ارائه می دهیم.
به طور کلی اصطلاح cross swords به موقعیتی اشاره دارد که طرفین آبشان با هم توی یک جوی نمی رود و با همدیگر تفاهم عقیده ندارند و همین موضوع باعث نزاع و بحث و جدل میان آن ها می شود. در ادامه به شکل کامل تری به معرفی این اصطلاح می پردازیم!
اگر می خواهید به منابع رایگان آموزش زبان انگلیسی دسترسی باشید، مقاله های آموزشی گاما فارس گزینه خوبی برای شما هستند. در این مقاله ها به آموزش گرامر و اصطلاحات انگلیسی می پردازیم و گاهی اوقات نکته های آموزشی را که در مسیر یادگیری زبان انگلیسی باید به آن ها توجه داشته باشید، به شما گوشزد می کنیم! پس از مجموعه این مقاله ها غافل نشوید!
اگر ساکن یزد هستید و هنوز موفق نشده اید که یک موسسه آموزشی مناسب برای یادگیری زبان انگلیسی پیدا کنید، نگران نباشید! ما در صفحه بهترین آموزشگاه زبان در یزد، لیست جامعی از بهترین موسسه های آموزشی این شهر با توضیحات کامل درباره محیط آموزشی آن ها برای شما تهیه کرده ایم!
معنی اصطلاح cross swords چیست؟
اصطلاح cross swords به معنای دعوا کردن، مجادله کردن و بحث کردن. وقتی که صحبت از مجادله و دعوا باشد، این مجادله و دعوا می تواند هم فیزیکی و هم گفتاری باشد. هر چند که در شکل گفتاری امروز این اصطلاح بیشتر به بحث و جدال های گفتاری اشاره دارد.
در حقیقت این اصطلاح به شرایطی اشاره دارد که طرفین بر سر مسئله ای با یک دیگر کنار نمی آیند و با یک دیگر اتفاق نظر ندارند. به همین دلیل کارشان به جر و بحث می کشد.
Please don’t mention politics at the party; I don’t want anyone to cross swords and ruin my night!
ترجمه: لطفا در مهمانی حرفی از سیاست نزن؛ نمی خواهم که هیچ کسی بحث و جدل کند و شبم را خراب کند!
گوینده در اینجا بر این موضوع واقف است که افراد حاضر در مهمانی درباره موضوع سیاست با هم اتفاق نظر ندارند و به محض این که کسی بحثی در این زمینه پیش بکشد، آتش بیار معرکه می شود و بحث و جدل شروع می شود. به همین دلیل از مخاطب خود درخواست می کند که به هیچ وجه درباره سیاست صحبت کند تا درگیری کلامی به وجود نیاید.
توجه داشته باشید که “بحث و جدل کردن با کسی” در انگلیسی می شود cross swords with someone! بنابراین به استفاده از حرف اضافه with در اینجا توجه داشته باشید و از حرف اضافه دیگری استفاده نکنید!
You can’t always cross swords with Sabina just because you don’t like her lifestyle.
ترجمه: نمی توانی فقط چون از شیوه زندگی سابینا خوشت نمی آید مدام با او بحث کنی.
می توان برای این اصطلاح از معادل های فارسی زیر استفاده کرد:
- در افتادن با کسی
- به جان هم افتادن
- سر شاخ شدن
- کلکل کردن
- مشاجره کردن
- به نزاع پرداختن
- درگیری لفظی داشتن
- بحث کردن

به شما پیشنهاد می کنیم که ورودی دیکشنری کمبریج را برای این اصطلاح مطالعه کنید.
تاریخچه اصطلاح Cross Swords
اصطلاح cross swords در زبان انگلیسی ریشه در تاریخ و فرهنگ جنگی اروپا دارد. در گذشته، زمانی که دو شمشیرزن در میدان نبرد یا در دوئل با هم روبهرو میشدند، شمشیرهایشان به یکدیگر برخورد میکرد و صحنهای به وجود میآمد که به آن crossing swords میگفتند. همین تصویر واقعی، بعدها بهصورت استعاری وارد زبان شد و به معنای درگیر شدن در مشاجره، اختلاف نظر یا بحث جدی به کار رفت.
این اصطلاح نخستین بار در متون انگلیسی قرن هفدهم دیده میشود، زمانی که دوئلها و مبارزات تنبهتن هنوز رواج داشتند. نویسندگان و نمایشنامهنویسان از تصویر دراماتیک برخورد شمشیرها برای توصیف درگیری کلامی یا فکری استفاده کردند. به مرور زمان، cross swords دیگر تنها به جنگ واقعی اشاره نداشت، بلکه در مکالمات روزمره و متون ادبی معنای نمادین گرفت. امروزه وقتی میگوییم دو نفر cross swords کردهاند، منظورمان این است که وارد یک بحث تند یا رقابت فکری شدهاند.

به شما پیشنهاد می کنیم که مقاله معنی اصطلاح green thumb را نیز مطالعه کنید، اصطلاحی که به دنیای باغبانی و گیاهان مرتبط است. در این مقاله دو شکل آمریکایی و
مثالهای اصطلاح در جمله های انگلیسی
در ادامه می توانید مثال های این اصطلاح را در جمله های انگلیسی مطالعه کنید:
The two lawyers crossed swords during the heated trial.
ترجمه: دو وکیل در جریان محاکمهی داغ با هم سر شاخ شدند.
She often crosses swords with her boss over small issues.
ترجمه: او اغلب بر سر مسائل کوچک با رئیسش درگیر میشود.
The students crossed swords in the debate competition.
ترجمه: دانشجویان در مسابقهی مناظره با هم به مشاجره پرداختند.
The two countries have crossed swords over border disputes.
ترجمه: دو کشور بر سر اختلافات مرزی با هم در افتادهاند.
He crossed swords with the journalist during the interview.
ترجمه: او در طول مصاحبه با خبرنگار سر شاخ شد.
Politicians often cross swords in parliament.
ترجمه: سیاستمداران اغلب در پارلمان با هم درگیر میشوند.
The writer crossed swords with critics over his latest book.
ترجمه: نویسنده بر سر آخرین کتابش با منتقدان در افتاد.
Teachers sometimes cross swords with parents about discipline.
ترجمه: معلمان گاهی بر سر نظم و انضباط با والدین مشاجره میکنند.
The two companies crossed swords in court.
ترجمه: دو شرکت در دادگاه با هم به نزاع پرداختند.
He doesn’t like to cross swords with his colleagues.
ترجمه: او دوست ندارد با همکارانش سر شاخ شود.
The generals crossed swords over military strategy.
ترجمه: ژنرالها بر سر استراتژی نظامی با هم در افتادند.
She crossed swords with her professor about the theory.
ترجمه: او با استادش دربارهی نظریه به بحث پرداخت.
The journalists crossed swords during the press conference.
ترجمه: روزنامهنگاران در کنفرانس خبری با هم مشاجره کردند.
The neighbors often cross swords about parking spaces.
ترجمه: همسایهها اغلب بر سر جای پارک به جان هم میافتند.
He crossed swords with his brother over the inheritance.
ترجمه: او بر سر ارثیه با برادرش درگیر شد.
The employees crossed swords with management about salaries.
ترجمه: کارمندان بر سر حقوق با مدیریت مشاجره کردند.
The two scientists crossed swords over research findings.
ترجمه: دو دانشمند بر سر یافتههای پژوهشی با هم در افتادند.
She crossed swords with her friend during the discussion.
ترجمه: او در طول بحث با دوستش سر شاخ شد.
The two leaders crossed swords during the summit.
ترجمه: دو رهبر در جریان اجلاس با هم درگیر شدند.
He always crosses swords with his coach about tactics.
ترجمه: او همیشه بر سر تاکتیکها با مربیاش مشاجره میکند.
The journalists crossed swords over the election results.
ترجمه: روزنامهنگاران بر سر نتایج انتخابات با هم به بحث پرداختند.
The players crossed swords on the field after the match.
ترجمه: بازیکنان بعد از مسابقه در زمین سر شاخ شدند.
She crossed swords with her parents about her career choice.
ترجمه: او بر سر انتخاب شغل با والدینش درگیر شد.
The authors crossed swords in literary journals.
ترجمه: نویسندگان در مجلات ادبی با هم به جدل پرداختند.
The two lawyers crossed swords in the courtroom.
ترجمه: دو وکیل در دادگاه سر شاخ شدند.
He crossed swords with his teacher about the exam.
ترجمه: او دربارهی امتحان با معلمش مشاجره کرد.
The managers crossed swords over the budget.
ترجمه: مدیران بر سر بودجه با هم درگیر شدند.
The critics crossed swords about the new movie.
ترجمه: منتقدان بر سر فیلم جدید سر شاخ شدند.
She crossed swords with her colleague over the project.
ترجمه: او بر سر پروژه با همکارش مشاجره کرد.
The activists crossed swords with the government.
ترجمه: فعالان با دولت در افتادند.
The students crossed swords with the administration.
ترجمه: دانشجویان با مدیریت دانشگاه درگیر شدند.
He crossed swords with his opponent in the debate.
ترجمه: او در مناظره با رقیبش سر شاخ شد.
The brothers crossed swords about family property.
ترجمه: برادران بر سر ملک خانوادگی به نزاع پرداختند.
The journalists crossed swords during the live broadcast.
ترجمه: خبرنگاران در پخش زنده با هم مشاجره کردند.
She crossed swords with her boss about deadlines.
ترجمه: او بر سر مهلتها با رئیسش سر شاخ شد.
The two ministers crossed swords in the meeting.
ترجمه: دو وزیر در جلسه با هم در افتادند.
The team crossed swords with the referee.
ترجمه: تیم با داور به مشاجره پرداخت.
The workers crossed swords with the factory owner.
ترجمه: کارگران با صاحب کارخانه درگیر شدند.
He crossed swords with the judge about the ruling.
ترجمه: او دربارهی حکم با قاضی به جدل پرداخت.
The students crossed swords with each other in class.
ترجمه: دانشجویان در کلاس با هم مشاجره کردند.
She crossed swords with the editor about the article.
ترجمه: او بر سر مقاله با سردبیر سر شاخ شد.
The teams crossed swords in the championship.
ترجمه: تیمها در مسابقات قهرمانی با هم درگیر شدند.
The neighbors crossed swords over the fence.
ترجمه: همسایهها بر سر حصار به جان هم افتادند.
He crossed swords with the police officer.
ترجمه: او با مأمور پلیس سر شاخ شد.
The two kings crossed swords in battle.
ترجمه: دو پادشاه در نبرد با هم درگیر شدند.
The politicians crossed swords on live TV.
ترجمه: سیاستمداران در تلویزیون زنده با هم به جدل پرداختند.
She crossed swords with her partner about money.
ترجمه: او بر سر پول با شریکش مشاجره کرد.
The friends crossed swords but later reconciled.
ترجمه: دوستان با هم مشاجره کردند اما بعد آشتی نمودند.
The coaches crossed swords during the press conference.
ترجمه: مربیان در کنفرانس خبری با هم درگیر شدند.
He crossed swords with the mayor over city policies.
ترجمه: او بر سر سیاستهای شهری با شهردار سر شاخ شد.
معرفی اصطلاحات مشابه
بهتر است که حالا تا به این مرحله رسیده ایم، یکسری اصطلاحات مشابه cross swords را نیز معرفی کنیم تا بدانید که چه جایگزین هایی هایی پیش روی شماست!
|
The two leaders locked horns over the issue. ترجمه: دو رهبر بر سر این موضوع با هم سر شاخ شدند. |
در افتادن، سر شاخ شدن |
Lock horns |
|
They always butt heads during meetings. ترجمه: آنها همیشه در جلسات با هم کلکل میکنند. |
به جان هم افتادن، کلکل کردن |
Butt heads |
|
The two teams went head-to-head in the finals. ترجمه: دو تیم در فینال رودررو شدند. |
مستقیم با کسی مقابله کردن |
Go head-to-head |
|
The brothers are at loggerheads over the inheritance. ترجمه: برادرها بر سر ارثیه دچار اختلاف جدی شدهاند. |
به اختلاف جدی افتادن |
At loggerheads |
|
He fought tooth and nail to defend his opinion. ترجمه: او با تمام توان از نظرش دفاع کرد. |
با تمام توان جنگیدن (لفظی یا واقعی) |
Fight tooth and nail |
|
She clashed with her boss about the new rules. ترجمه: او بر سر قوانین جدید با رئیسش درگیر شد. |
به نزاع یا اختلاف افتادن |
Clash with someone |
|
He had a run-in with the police.
ترجمه: او با پلیس درگیر شد. |
دچار درگیری یا برخورد شدن |
Have a run-in |
|
The two politicians went at it during the debate.
ترجمه: دو سیاستمدار در مناظره به شدت جر و بحث کردند. |
تند و پرحرارت جر و بحث یا دعوا کردن |
Go at it |
نتیجه گیری
اصطلاح cross swords برگرفته از نبردها و شمشیرزنی های واقعی در قرون وسطی و قرن های گذشته و زمانی است که دوئل بین افرادی امری رایج و شناخته شده بود. امروزه به شکل استعاری در مکالمات روزمره و متن های مختلف به کار گرفته می شود تا به درگیری های فیزیکی یا مشاجره های کلامی و فکری اشاره کند. هر چند بیشتر به سمت و سوی مشاجره های کلامی و فکری بین افراد سوق دارد.
افراد ساکن شیراز که در جستجوی بهترین کلاس زبان انگلیسی در این شهر هستید دیگر نگران نباشید! صرفا کافی است که صفحه بهترین آموزشگاه زبان در شیراز را بررسی کنید! لیستی از بهترین های این عرصه در این شهر برای شما در این صفحه جمع آوری شده است!
