در طول مقاله پیش رو به معرفی شکل جمع obey می پردازیم. برای اینکه به درک صحیحی از نحوه استفاده از این فعل در زبان انگلیسی برسید، به صرف obey در دوازده زمان فعلی انگلیسی نیز می پردازیم.
اگر به یادگیری اصولی و کاربردی زبان علاقهمند هستید، حتماً سری به صفحهی آموزش زبان انگلیسی بزنید. در این بخش مجموعهای از آموزشهای ساده، گامبهگام و مناسب برای همهی سطوح را خواهید یافت. یادگیری زبان با روشهای نوین میتواند هم لذتبخش باشد و هم مؤثر.
اگر به دنبال یادگیری زبان انگلیسی در محیطی حرفهای و با کیفیت آموزشی بالا هستید، پیشنهاد میکنیم نگاهی به آموزشگاه زبان در تهران بیندازید. این آموزشگاهها با بهرهگیری از اساتید مجرب و متدهای نوین آموزشی، مسیر یادگیری زبان را برای زبانآموزان هموار کردهاند. چه مبتدی باشید و چه در سطح پیشرفته، میتوانید کلاسهایی متناسب با نیاز خود پیدا کنید.
یادگیری زبان انگلیسی در شهری مثل کرج با وجود آموزشگاههای مجهز و مدرن دیگر کار سختی نیست. اگر به دنبال کلاسهای حضوری با کیفیت و محیطی دوستانه هستید، حتماً صفحهی آموزشگاه زبان در کرج را بررسی کنید. این مراکز آموزشی با ارائه دورههای متنوع برای کودکان، نوجوانان و بزرگسالان، فرصت مناسبی برای پیشرفت شما فراهم کردهاند.
گذشته فعل obey چه می شود؟
حدس زدن گذشته obey چندان کار سختی نیست، چرا که این فعل در دسته فعل های با قاعده انگلیسی قرار می گیرد که ساخت شکل گذشته و شکل سوم آن ها تابع قانون خاصی است.
در زبان انگلیسی به طور معمول برای ساخت شکل گذشته و شکل سوم افعال به انتهای افعال ed اضافه می شود. مگر اینکه فعل بی قاعده باشد. هر یک از افعال بی قاعده شکل گذشته و شکل سوم مخصوص به خود را دارند که زبان آموزان باید آن ها را به خاطر بسپارند.
از آن جا که obey که یک فعل با قاعده است بنابراین برای ساخت شکل گذشته آن باید به انتهای آن ed اضافه کرد. بنابراین شکل گذشته obey و شکل سوم آن می شود obeyed.
📚 base form of the verb (شکل ساده فعل): obey
📚 past form of the verb (شکل گذشته فعل): obeyed
📚 past participle (شکل سوم): obeyed
فعل obey به معنای اطاعت کردن و دستور بردن است. در بخش های بعدی که به صرف این فعل می پردازیم بیشتر می توانید با مفهوم این فعل آشنا شوید.

فعل obey در زمان حال
در ادامه می توانید نحوه صرف فعل obey را در چهار زمان حال در زمان انگلیسی با مثال های متعدد مشاهده کنید:
فعل obey در زمان حال ساده
از زمان حال ساده در انگلیسی برای پرداختن به رویدادهای روزمره زندگی، حقایق و عادت های همیشگی استفاده می شود. به مثال های این زمان از obey توجه داشته باشید:
She obeys her parents without question.
ترجمه: اون بدون هیچ پرسشی به حرف پدر و مادرش گوش می ده.
He always obeys the traffic rules.
ترجمه: اون همیشه از قوانین ترافیک پیروی می کنه.
The dog obeys its owner’s commands.
ترجمه: سگ از دستورات صاحبش پیروی می کنه.
I obey the school rules every day.
ترجمه: من هر روز از قوانین مدرسه پیروی می کنم.
We obey the law because it keeps us safe.
ترجمه: ما از قانون اطاعت می کنیم چون ما را در امان نگه می دارد.
They obey their teacher in class.
ترجمه: اون ها در کلاس از معلم پیروی می کنن.
John obeys his boss to avoid trouble.
ترجمه: جان از رئیسش فرمان می بره تا دردسر خودداری کنه.
You obey the instructions carefully.
ترجمه: اون به دقت از دستورالعمل ها پیروی می کنه.
My little brother obeys me when I speak kindly.
ترجمه: وقتی مهربانانه صحبت می کنم برادر کوچکم به حرفم گوش می ده.
The robot obeys voice commands.
ترجمه: ربات از صدای دستورالعمل فرمان می بره.
فعل obey در زمان حال استمراری
زمان حال استمراری در انگلیسی ممکن است دو قابلیت متفاوت داشته باشد: ۱) صحبت از رخدادی که در زمان گفتگو در جریان است، ۲) صحبت از رخدادی که قرار است در آینده نزدیک اتفاق بیفتد. به مثال های این زمان با فعل obey توجه داشته باشید:
The students are obeying the teacher’s instructions.
ترجمه: دانش آموزان در حال پیروی از دستورالعمل معلم هستند.
I am obeying the rules to avoid punishment.
ترجمه: من دارم از قوانین پیروی می کنم تا مجازات نشم.
They are obeying the orders without hesitation.
ترجمه: اون ها دارن بدون درنگ از دستورات پیروی می کنن.
The dog is obeying its trainer during the session.
ترجمه: سگ داره در طول کلاس از دستورات مربیش پیروی می کنه.
We are obeying the safety guidelines.
ترجمه: ما داریم از دستورالعمل های امنیتی پیروی می کنیم.
You are obeying the rules much better these days.
ترجمه: این روزها داری بهتر از قوانین پیروی می کنی.
The soldiers are obeying every command given to them.
ترجمه: سربازان در حال پیروی از تمام فرمان های ارائه شده به آن ها هستند.
The child is obeying his mother quietly.
ترجمه: اون بچه به آرومی در حال پیروی از مادرشه.
فعل obey در زمان حال کامل
از زمان حال کامل در انگلیسی برای پرداختن به فعالیتی که در گذشته انجام شده است ولی هنوز بر زمان حال اثرگذار است یا اینکه همچنان تا زمان حال ادامه دارد، استفاده می شود. به مثال های obey از این زمان توجه داشته باشید:
She has obeyed all the rules so far.
ترجمه: تا الان از همه قوانین پیروی کرده.
They have obeyed their parents since childhood.
ترجمه: اون ها از بچگی به حرف پدر و مادرشون گوش داده ن.
He has obeyed the law throughout his life.
ترجمه: اون در طول زندگیش از قانون پیروی کرده.
I have obeyed every instruction you gave me.
ترجمه: من از هر دستورالعملی که بهم دادی پیروی کرده م.
The dog has obeyed its trainer perfectly.
ترجمه: سگ از مربیش به طور کامل پیروی کرده.
We have obeyed the teacher’s directions.
ترجمه: ما از راهنمایی های معلم پیروی کرده ایم.
You have obeyed the company policies well.
ترجمه: تو به خوبی از سیاست های شرکت پیروی کرده ای.
My brother has obeyed our father without complaining.
ترجمه: برادرم بدون هیچ شکایتی از پدرمون پیروی کرده.
The students have obeyed all the classroom rules.
ترجمه: دانش آموزان از تمام قوانین کلاس پیروی کرده اند.
That machine has obeyed every voice command.
ترجمه: ماشین از هر صدای فرمانی پیروی کرده است.
فعل obey در زمان حال کامل استمراری
می توان گفت که از نظر کاربردی زمان حال کامل استمراری در انگلیسی تفاوت چندانی با زمان حال کامل ندارد ولی برای تاکید برای مدت زمان انجام کاری گزینه بهتری محسوب می شود. به مثال های obey با این زمان توجه داشته باشید:
She has been obeying her parents without question.
ترجمه: اون بدون هیچ پرسشی از پدر و مادرش اطاعت کرده.
The soldiers have been obeying their commander all day.
ترجمه: سربازان تمام روز از فرماندهشون پیروی کرده ان.
He has been obeying the rules since he joined the team.
ترجمه: از وقتی که به تیم ملحق شد از قوانین پیروی کرده.
They have been obeying the traffic laws more strictly lately.
ترجمه: اون ها اخیرا به شکل سختگیرانه تری از قوانین ترافیکی پیروی کرده ن.
We have been obeying the teacher’s instructions carefully.
ترجمه: ما بدون با دقت از دستورالعمل های معلم پیروی کرده ایم.
The workers have been obeying the new safety regulations.
ترجمه: کارگران از دستورالعمل های امنیتی جدید پیروی کرده ن.
My brother has been obeying his doctor’s advice for weeks.
ترجمه: برادرم هفته ها از توصیه دکترش پیروی کرده.
You have been obeying the law ever since your warning.
ترجمه: از وقتی اخطار گرفتی از قانون پیروی کرده ای.
I have been obeying my boss’s orders without complaint.
ترجمه: بدون هیچ شکایتی از دستورات رئیسم پیروی کرده ام.
فعل obey در زمان گذشته
در ادامه می توانید صرف فعل obey را در چهار زمان گذشته همراه با مثال های متعدد مشاهده کنید:
فعل obey در زمان گذشته ساده
زمان گذشته ساده در انگلیسی به فعالیتی می پردازد که در گذشته انجام گرفته و پایان یافته است. در ادامه می توانید مثال های شکل گذشته obey را مطالعه کنید:
She obeyed her parents and came home early.
ترجمه: به حرف پدر و مادرش گوش داد و زود اومد خونه.
The soldiers obeyed the command immediately.
ترجمه: سربازان فورا از دستور اطاعت کردند.
He obeyed the traffic rules and stopped at the red light.
ترجمه: اون از قواعد ترافیکی پیروی کرد و پشت چراغ قرمز توقف کرد.
They obeyed the teacher’s instructions during the exam.
ترجمه: اون ها در طول امتحان از دستورالعمل های معلم پیروی کردند.
The children obeyed the rules of the game.
ترجمه: بچه های از قوانین مسابقه پیروی کردند.
She obeyed the doctor’s advice and took her medicine.
ترجمه: اون به توصیه دکتر گوش داد و داروهاش رو مصرف کرد.
He obeyed the law even when it was difficult.
ترجمه: حتی وقتی سخت بود از قوانین پیروی کرد.
The citizens obeyed the curfew during the emergency.
ترجمه: شهروندان در طول شرایط اضطراری از حکومت نظامی پیروی کردند.
I obeyed my instincts and avoided the danger.
ترجمه: به حرف غرایزم گوش دادم و از خطر دور موندم.
فعل obey در گذشته استمراری
زمان گذشته استمراری در انگلیسی به فعالیتی می پردازد که در بازه زمانی خاصی در گذشته به شکل مستمر در جریان بوده است.
He was obeying the speed limit when the accident happened.
ترجمه: وقتی که تصادف اتفاق افتاد داشت داشت از حد مجاز سرعت پیروی می کرد.
The children were obeying the teacher while she was explaining the rules.
ترجمه: وقتی که معلم داشت قوانین رو توضیح می داد بچه ها داشتن ازش پیروی می کردن.
I was obeying the law, even though others were not.
ترجمه: من داشتم از قانون پیروی می کردم حتی با وجود اینکه بقیه این کارو نمی کردند.
The soldiers were obeying their commander without hesitation.
ترجمه: سربازها بدون درنگ از فرماندهشان پیروی می کردند.
The students were obeying the classroom rules during the test.
ترجمه: دانش آموزان در طول امتحان از قوانین کلاس پیروی می کردند.
She was obeying her doctor’s advice by eating healthy and resting.
ترجمه: اون با غذای سالم خوردن و استراحت کردن داشت به توصیه دکترش گوش می داد.
فعل obey در گذشته کامل
زمان گذشته کامل در انگلیسی به فعالیتی می پردازد که در زمان گذشته پیش از یک مقطع مشخص یا پیش از یک فعالیت دیگر انجام شده باشد. به مثال های obey با این زمان توجه کنید:
She had obeyed every traffic rule, yet she still got a parking ticket.
ترجمه: اون از تمام قوانین راهنمایی و رانندگی پیروی کرده بود ولی با این وجود باز هم جریمه شد.
The robot had obeyed its last instruction before it suddenly shut down.
ترجمه: قبل از اینکه ربات خاموش بشه از آخرین دستورالعملش پیروی کرده بود.
He had obeyed the ancient ritual without knowing its true purpose.
ترجمه: اون بدون اینکه هدف آئین باستانی رو بدونه از اون پیروی کرده بود.
They had obeyed the prophecy, believing it would save their village.
ترجمه: اون ها طبق پیشگویی عمل کرده بودند و بر این باور بودند که این موضوع دهکده شون رو نجات می ده.
The cat had obeyed the whistle for years, but today it ignored it completely.
ترجمه: گربه سال ها با صدای سوت فرمان برده بود ولی امروز کاملا اون رو نادیده گرفت.
She had obeyed her mentor’s every word, even when it went against her instincts.
ترجمه: اون از تمام حرف های مربیش پیروی کرده بود حتی وقتی که خلاف غرایز خودش بودن.
He had obeyed the rules of the game, but still ended up disqualified for a minor mistake.
ترجمه: اون از قواعد بازی پیروی کرده بود با این حال باز هم به خاطر یه اشتباه کوچک حذف شد.
فعل obey در گذشته کامل استمراری
زمان گذشته کامل استمراری در انگلیسی از نظر تفاوت چندانی با گذشته کامل ندارد ولی برای تاکید بر مدت زمان انجام کاری گزینه بهتری محسوب می شود. به مثال های obey با این زمان توجه کنید:
She had been obeying her parents without question for years before she finally spoke up.
ترجمه: قبل از اینکه از خودش دفاع کنه سال ها بدون هیچ حرفی از پدر و مادرش فرمان برده بود.
They had been obeying the strict rules of the academy until the rebellion began.
ترجمه: اون ها از قواعد سختگیرانه آکادمی پیروی کرده بودند تا اینکه شورش شروع شد.
He had been obeying the traffic laws carefully, hoping to avoid another ticket.
ترجمه: اون از قوانین راهنمایی رانندگی به پیروی کرده بود به امید اینکه جریمه نشه.
The children had been obeying the nanny all day, but they got restless by evening.
ترجمه: بچه ها تمام روز به حرف دایه گوش داده بودند ولی تا شب بی قرار شدند.
The soldiers had been obeying orders blindly until one of them started asking questions.
ترجمه: سربازها کورکورانه از دستورات پیروی کرده بودند تا اینکه یکی از آن ها شروع به سوال پرسیدن کرد.
I had been obeying every instruction from my coach before the injury set me back.
ترجمه: قبل از جراحتم من رو عقب بزنه از هر دستور مربیم پیروی کرده بودم.
She had been obeying the court’s orders diligently to regain custody of her child.
ترجمه: اون از دستورات دادگاه کاملا پیروی کرده بود تا حضانت بچه ش رو به دست بیاره.
We had been obeying the ancient customs without understanding their meaning.
ترجمه: ما بدون اینکه سنت های باستانی رو بفهمیم ازشون پیروی کرده بودیم.
فعل obey در زمان آینده
در ادامه می توانید صرف فعل obey در چهار زمان آینده را مشاهده کنید:
فعل obey در زمان آینده ساده
از زمان آینده ساده انگلیسی برای صحبت کردن درباره پیشگویی ها یا برنامه ریزی های انجام شده برای آینده استفاده می شود.
به شما پیشنهاد می کنیم که برای آشنایی با این زمان مقاله های زمان آینده ساده با will و گرامر be going to در انگلیسی را مطالعه کنید.
به مثال های obey با این زمان توجه داشته باشید:
The children will obey the babysitter while we’re out.
ترجمه: وقتی که بریم بیرون بچه ها از پرستارشون حرف شنوی می کنن.
You will obey the court’s orders, or face consequences.
ترجمه: از دستورات دادگاه پیروی می کنی یا با عواقبش مواجه می شی.
My team will obey the guidelines set by the manager.
ترجمه: تیم من از دستورالعمل هایی که مدیر گذاشته پیروی می کنن.
The time travelers are going to obey the timeline’s laws—because they’ve learned what happens when they don’t.
ترجمه: مسافران زمان قراره از قوانین خط زمانی پیروی کنند چون یاد گرفته اند که اگر این کارو نکنند چه اتفاقی می افته.
After the robot’s reprogramming, it is going to obey every command without hesitation—even the illogical ones.
ترجمه: بعد از برنامه ریزی مجدد ربات، از همه فرمان ها بدون درنگ پیروی می کنه، حتی اون هایی که غیرمنطقی هستند.
فعل obey در زمان آینده استمراری
زمان آینده استمراری در زبان انگلیسی برای بیان کاری استفاده میشود که در بازه زمانی مشخصی در آینده در حال انجام شدن خواهد بود. به مثال های obey از این زمان توجه کنید:
The soldiers will be obeying strict orders during the night operation.
ترجمه: سربازها در طول عملیات شب از دستورات سختگیرانه پیروی می کنند.
The students will be obeying all safety rules during the science experiment.
ترجمه: دانش آموزان در طول آزمایش علوم از تمام قوانین امنیتی پیروی می کنند.
He will be obeying the coach’s instructions throughout the training camp.
ترجمه: در طول کمپ تمرینی از تمام دستورالعمل های مربی پیروی خواهد کرد.
The robot will be obeying your voice commands once the update is complete.
ترجمه: وقتی که آپدیت تموم بشه ربات از تمام فرمان های صوتی شا پیروی می کنه.
فعل obey در آینده کامل
زمان آینده کامل در انگلیسی به فعالیتی می پردازد که قبل از فعالیتی دیگر در آینده یا مقطع مشخصی در آینده قرار است به اتمام برسد. به مثال های obey از این زمان توجه کنید:
Once the spaceship lands, the crew will have obeyed dozens of safety protocols to ensure survival.
ترجمه: وقتی که سفیه فرود بیاد، خدمه از خیلی پروتکل های امنیتی پیروی کرده اند تا اطمینان پیدا کنند که زنده می مانند.
By dawn, the soldiers will have obeyed their final command and completed the mission in secrecy.
ترجمه: تا سحر سربازان از دستور نهایی شون پیروی کرده اند و ماموریت رو در خفا تمام کرده اند.
فعل obey در آینده کامل استمراری
زمان آینده کامل استمراری در زبان انگلیسی برای بیان کاری بهکار میرود که تا یک زمان مشخص در آینده، برای مدتی در حال انجام شدن بوده است.
By the time the queen arrives, the guards will have been obeying her strict orders for hours.
ترجمه: تا وقتی که ملکه برسه نگهبانان ساعت ها از دستورات سختگیرانه او اطاعت کرده اند.
The robot will have been obeying programmed commands nonstop for over a week by tomorrow.
ترجمه: تا فردا میشه بیشتر از یه هفته که ربات از دستورات برنامه ریزی شده اطاعت کرده.
She will have been obeying the religious rules faithfully for five years by the time of the ceremony.
ترجمه: تا وقت مراسم میشه پنج سال که اون متعهدانه از قوانین مذهبی پیروی کرده.
By sunset, the soldiers will have been obeying battle instructions without rest all day.
ترجمه: تا غروب خورشید یعنی سربازان یه روز کامل بدون استراحت از دستورالعمل های جنگی پیروی کرده اند.
سخن آخر
در این مقاله به معرفی شکل گذشته obey و شکل سوم آن پرداختیم. در این مقاله درباره این موضوع صحبت کردیم که چون obey یک فعل با قاعده است صرفا با اضافه کردن ed به انتهای آن می توان شکل گذشته و شکل سوم آن را ساخت.
اگر به دنبال موفقیت در آزمون آیلتس هستید و در شهر کرج زندگی می کنید، پیشنهاد میکنیم سری به فهرست بهترین آموزشگاه آیلتس در کرج بزنید. با اساتید حرفهای و دورههای تخصصی، برای نمرهی دلخواهتان آماده شوید.
یادگیری زبان انگلیسی میتواند شروع یک تحول بزرگ باشد! اگر ساکن مشهد هستید، حتماً سری به فهرست آموزشگاه زبان در مشهد بزنید و مسیر یادگیریتان را حرفهای آغاز کنید.
