always یکی از قیدهای تکرار در زبان انگلیسی به معنای “همیشه” است که در جمله هایی با فعل های زمانی مختلف به کار می رود. از جمله زمان حال ساده، زمان گذشته ساده، زمان آینده ساده، زمان حال کامل و زمان حال استمراری. در طول این مقاله قصد داریم به بررسی جنبه های مختلف گرامر always در زبان انگلیسی بپردازیم.
گرامر always در زمان های مختلف
always در جمله هایی با فعل زمان حال ساده بیانگر این مفهوم است که چیزی به شکل همیشگی در زمان حال به عنوان جزوی از روزمره های زندگی انجام می شود.
I always take the 7 am train to the downtown.
ترجمه: من همیشه با قطار ساعت ۷ می رم به مرکز شهر.
She always gets a coffee on her way to work.
ترجمه: اون همیشه سر راهش به کار یه قهوه می گیره.
They are always very noisy! It can sometimes be annoying.
ترجمه: اون ها همیشه خیلی سر و صدا می کنن. گاهی اوقات می تونه آزاردهنده باشه.
با این وجود این قید تکرار در کنار دیگر زمان های فعلی نیز دیده می شود:
در هنگام استفاده در جملاتی با زمان حال کامل، always بیانگر آن است که چیزی در گذشته حقیقت داشته و همچنان نیز حقیقت دارد و ممکن است حتی در آینده نیز همچنان جریان داشته باشد.
I’ve always wanted to be a writer.
ترجمه: من همیشه دلم می خواسته که نویسنده بشم.
She’s always thought that no one really likes her.
ترجمه: اون همیشه فکر کرده که کسی واقعا ازش خوشش نمیاد.
She’s always been my one true friend.
ترجمه: اون همیشه برای من دوست خویی بوده.
اگر قرار باشد که چیزی همواره و همیشه در زمان آینده حقیقت داشته باشد، می توان از always در جملاتی با زمان حال نیز استفاده کرد.
I will always love you.
ترجمه: همیشه تو رو دوست خواهم داشت.
I will always be by your side.
ترجمه: همیشه کنارت خواهم موند.
He will always tell me the truth.
ترجمه: اون همیشه حقیقت رو بهم می گه.
اگر رخدادی آزاردهنده به شکل همیشگی در زمان حال رخ می دهد و می خواهید نشان بدهید که برایتان اعصاب خورد کن است، باید از تلفیق زمان حال استمراری و always استفاده کنید.
She’s always complaining about something in her life. Why can’t she be happy about something?
ترجمه: همیشه داره درباره یه چیزی توی زندگیش شکایت می کنه. نمی تونه درباره یه چیزی خوش حال باشه.
You’re always leaving your socks on the floor! I’m not your personal cleaner.
ترجمه: همیشه جوراب هات رو می اندازی کف اتاق. من خدمتکار شخصیت نیستم.
He’s always going on trips. He could use that money to pay for a mortgage.
ترجمه: همیشه می ره سفر. می تونست این پول رو نگه داره و وام خرید خونه بگیره.
always در کنار could و can
معمولا هنگام ارائه راه حل برای یک مشکل از always در کنار can و could استفاده می شود.
If you don’t like it here, we can always leave.
ترجمه: اگر از اینجا خوشت نمیاد، همیشه وقت هست که بزنیم بیرون.
If the hotels were full, I could always stay at my brother’s.
ترجمه: اگر هتل ها پر بود می تونستم برم خونه برادرم بمونم.
گرامر always : جایگاه در جمله های انگلیسی
always اغلب در یکی از این سه جایگاه قرار می گیرد:
- بین فاعل و فعل اصلی
- بین فعل کمکی یا مدال و فعل اصلی (مقاله های افعال مدال در انگلیسی و شکل گذشته افعال مدال را مطالعه کنید.)
- بعد از فعل to be (مقاله افعال to be در انگلیسی را مطالعه کنید.)

به مثال های زیر دقت کنید:
I always help my mum in the house. (بین فاعل و فعل اصلی)
ترجمه: من همیشه توی کارهای خونه به مامانم کمک می کنم.
I have always been grateful for what you have done for me. (بین فعل کمکی و فعل اصلی)
ترجمه: من همیشه قدردان کارهایی که برام کردی هستم.
I can always help if you need me. (بین فعل مدال و فعل اصلی)
ترجمه: اگر کمکم رو نیاز داری من همیشه هستم.
I’m always on time. (بعد از فعل to be)
ترجمه: من همیشه سر وقتم.
در جمله های امری always در ابتدای جمله های انگلیسی قرار می گیرد.
Always write down your passwords somewhere.
ترجمه: همیشه پسوردهات رو یه جا بنویس.
Always turn the light off before going to bed.
ترجمه: همیشه قبل از اینکه بری بخوابی لامپ رو خاموش کن.
تفاوت always و all the time در انگلیسی
always کاربردهای معنایی گسترده داری دارد ولی all the time به رخدادهای همیشگی اشاره می کند که برای فرد آزاردهنده هستند و او ترجیح می دهد که آن ها را متوقف کند. همچنین توجه داشته باشید که all the time هرگز در میانه جمله قرار نمی گیرد و باید آن را در انتهای جمله قرار داد. علاوه بر این نمی توان از all the time در جمله های امری استفاده کرد.
My mum is angry with me all the time. She thinks I don’t work hard enough.
ترجمه: مامانم همیشه از دستم عصبانیه. فکر می کنه که من به اندازه کافی تلاش نمی کنم.
I’m dealing with this crazy stuff at work all the time. I really need to find another job.
ترجمه: همیشه خدا دارم سرکار با این چیزهای دیوونه کننده سر و کله می زنم. واقعا باید یه شغل دیگه پیدا کنم.
تفاوت always, for good و forever در انگلیسی
زمانی که قصد داشته باشید درباره موقعیت های همیشگی و دائمی در زمان آینده صحبت کنید معمولا استفاده از for good و forever رایج تر است. forever در مقایسه با for good لحن رسمی تری دارد.
I’m not moving there for good.
ترجمه: برای همیشه به اونجا نقل مکان نمی کنم.
I’ll remember this trip forever.
ترجمه: این سفر همیشه توی خاطرم می مونه.
کاربرد معنایی as always در انگلیسی
as always به معنای “مثل همیشه” می باشد و برای اشاره به رخدادهای معمول استفاده می شود.
As always, she’s forgotten to take her wallet with her.
ترجمه: مثل همیشه یادش رفته که کیف پولش رو با خودش ببره.
It was nice, as always, to spend some quality time with my family.
ترجمه: مثل همیشه خوب بود که یه کم با خانواده م وقت بگذرونم.
